میثم تمار در تاریخ پرشکوه و پرحماسه و خون بار تشیع بی تردید از چهره های موثر و برجسته بوده است، چنانچه حتی در آخرین لحظات، هنگامی که بالای درخت خرما به صلیب کشیده شده بود و بند بند اعضای بدن مبارک او را قطع می نمودند، باز از امیرالمومنین (علیه السلام) و فضیلت ها و منقبت های آن امام سخن می گفت.
کد خبر: ۶۳۰۱۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۸/۰۶
دبیرکل ارتش «المختار» عراق تاکید کرد ما از دولت عراق در مقابله با بعثیها و مواضع آنان که اکنون در سخنان برخی سیاستمداران نمود یافته است، حمایت میکنیم.
کد خبر: ۵۴۲۴۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۱/۲۲
البطاط در ابتدا با اظهارات جنجالی هرگونه اقدام ضد شیعی را محکوم کرد و گفت: با ارتش یک میلیونی خود هرگونه اقدام ضد شیعی را تلافی خواهیم کرد.
کد خبر: ۵۳۱۴۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۲/۱۹
کد خبر: ۵۲۵۷۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۲/۰۶
حزبالله عراق از تأسیس ارتش مردمی «مختار» برای همسویی با حکومت عراق برای مبارزه با فساد و القاعده خبر داد.
کد خبر: ۵۱۶۸۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۱/۱۷
کد خبر: ۵۱۰۱۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۱/۰۱
مختار ثقفی که سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن تحقق بخشد، لیست سیاهی از جانیان حادثه کربلا تهیه کرد و آنان را به اشد مجازات رساند.
کد خبر: ۵۰۳۸۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۰/۱۶
عصر روز عاشورا، پس از آنکه امام حسین(علیه السلام) مورد ضربات نیزه و شمشیرها واقع شد و دیگر توان ایستادن نداشت، «سنان بن انس» با نیزهاش سینه مظلوم کربلا را نشانه رفت و حضرت را نقش بر زمین کرد.
کد خبر: ۴۹۵۷۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۰/۰۴
مأموران مختار به خانه خولی ریختند، زن خولی جلو آنان آمد و گفت: چه خبر است؟ گفتند: شوهرت کجاست؟ او در حالی که با دستش مکانی را نشان میداد، با صدای بلند خطاب به مأموران گفت: نمیدانم شوهرم کجاست.
کد خبر: ۴۹۳۸۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۰/۰۲
عدهای، حرمله را کشانکشان نزد مختار آوردند، تا چشم مختار به چهره وحشتزده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «اَلْحمدُلله الذیَّ مَکَنّنی مِنْکَ»!
کد خبر: ۴۸۹۱۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۹/۲۶
«شمر بن ذیالجوشن» جانی شماره یک حادثه کربلا، توانست از معرکه کوفه جان سالم به در برد. مختار، غلامی به نام «زربی» را همراه گروهی 10 نفره مأمور پیدا کردن او کرد.
کد خبر: ۴۸۶۸۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۹/۲۲
«اصبغ بن نباته» از شاگردان برجسته امام علی (علیه السلام) میگوید: روزی امیرالمؤمنین را دیدم که مختار را (که طفلی کوچک بود) روی زانوی خود نشانده (و با نوازش و محبت) دست روی سر او میکشید و میفرمود: یا کیّس! یا کیّس!
کد خبر: ۴۷۶۳۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۹/۱۱
کد خبر: ۴۰۶۸۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۱۳
کد خبر: ۳۹۰۴۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۵/۱۳