۰

گفتار علما درباره حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام ، یکی از شخصیت های بزرگ علمی ، عملی و جهادی است که تاکنون آن گونه که شایسته است ، شناخته نشده است.
کد خبر: ۴۰۵۴۴
۲۰:۰۲ - ۱۱ شهريور ۱۳۹۱
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از 
شبستان، نجاشی در رجال خود حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را پس از ذکر شجره اش صاحب خطب امیر المؤمنین علیه السّلام ذکر کرده است . مرحوم میرزا حسین نوری محدّث قرن اخیر در مستدرک الوسائل صفحه 614 ذکر نام و معروفیّت وی را به امانت و راستگویی و درستکاری و اهل زهد و عبادت بودن تأکید می نماید و از قول حضرت ابوالحسن الهادی علیه السّلام پاداش زیارت او را بهشت می داند.

مرحوم کجوری در روح و ریحان از قول سیّد مرتضی علم الهدی حدیث عرض دین آن حضرت را نقل کرده است. مرحوم مجلسی در هدیه الزائرین ص 546 از مزارات معلوم و مشهور، مرقد منّور حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را در مقابل شجره ری ذکر می کند شیخ الطّائفه در رجال خود حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را از اصحاب امام هادی علیه السّلام ذکر کرده و در پایان نام اورا به رضی الله عنه یاد نموده که رضی الله عنه نزد اصحاب حدیث با اهمیّت است. علّامه حلّی در خلاصه الاقوال ، حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را جز و ثقات و ممدوحین ذکر کرده مرحوم صدوق (ره) در صفحه 92 ثواب الاعمال از محاسن برقی حدیثی را از حضرت عبدالعظیم علیه السّلام نقل کرده و صاحب محاسن او را رضی قلمداد نموده است.

مرحوم صدوق (ره) در من لا یحضره الفقیه کتاب صوم باب یوّم الشّک حدیثی را از قول حضرت عبدالعظیم علیه السّلام نقل نموده و گفته این حدیث نادر است و من جز در طریق عبدالعظیم علیه السّلام ندیده ام و او هم مرضی است ، این گفتار نهایت اعتماد را میرساند.
محمّد ابن علی اردبیلی در جامع الرّواه گفتار شیخ طوسی (ره) و نجاشی را ذکر کرده است. مرحوم میرداماد رحمت الله علیه در راشحه خامسه از( رواشح السّماویه) گفته : واضح است که طریق عبدالعظیم حسنی علیه السّلام مدفون در مسجد شجره ری (حسن) شمرده شود زیرا که اهل حدیث و علما رجال وی را مدح و توصیف و تمجید نموده اند. اگر چه در گفتار علما به توثیق او تصریح نشده است من معتقدم افراد روشن و بصیری که در حدیث تخصّص داشته و در حالت رجال و محدّثین مطالعات کافی دارند از اینکه تصریح به توثیق این محدّث بزرگوار نشده اظهار ناراحتی می کنند.

و این سکوت را زشت می شمارند، مگر حضرت هادی علیه السّلام به او نفرمود ، تو به حقّ از دوستان ما هستی این فرمایش امام علیه السّلام جامع ترین تعریف در باره حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با در نظر گرفتن شرافت ، نسب و عظمت خانوادگی اوست ، اکنون تمام اینها دلالت دارد که وی مردی شریف و بزرگوار خوش نفس و خوش عقیده بوده و اخباری که در زیارت او از امام علیّ النّقی علیه السّلام رسیده و محدّثین بزرگی چون صدوق (ره) و ابن قولویه(ره) آنها را در کتب خود ذکر کرده اند شاهد گویائی از مقام ارجمند وی در نزد معصومین علیهم السّلام است و گفتار دو عالم بزرگوار فوق الذکر کفایت می کند که طریق حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را در درجه عالی از صحت بدانیم و اخبار و احادیث منقول وی را در اعداد" صحاح" بشماریم مرحوم شیخ عبدالله ممقانی در تنقیح المقال درباره حضرت عبدالعظیم علیه السّلام سخن گفته ، نوشته است علّت عدم تصریح محدّثین و فقها به توثیق ایشان جلالت و بزرگواری وی را ثقه ذکر کنند ، زیرا مقام آن حضرت والاتر از ثقه می باشد. مرحوم شیخ عبّاس قمی (ره) در سفینه البحار گفتار صاحب بن عباد و بقیه علما را آورده و در مورد زیارت ایشان فضیلت زیادی را ذکر نموده است.

شیخ الطائفه ابوجعفر محمّد بن حسن طوسی – قدس سرّه – در رجال خود حضرت عبدالعظیم را از اصحاب حضرت هادی علیه السّلام شمرده و فقط بذکر این جمله : « عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی رضی الله عنه » اکتفاء کرده است . البته این جمله « رضی الله عنه » در نزد اصحاب حدیث و فقهاء بسیار اهمیّت دارد ، و حاکی از اعتماد و اطمینان به احادیث و درستی و راستی وی می باشد ، و اظهار این مطلب موجب مدح و ثنای راوی حدیث است .
نجاشی در رجال خود گوید : عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب ، مکنی به ابوالقاسم و صاحب کتاب « خطب امیرالمؤمنین » است .
علامه حلّی در خلاصة الاقوال حضرت عبدالعظیم را در قسم اوّل که اختصاص به ثقات و ممدوحین دارد ذکر نموده و پس از عنوان گفته : او کتابی راجع به خطبه های امیرالمؤمنین علیه السّلام تألیف کرده و بعد از این فرموده : وی مردی عابد و پرهیزکار و وابسته بود .
احمد بن محمّدبن خالد برقی که از روات مشهور شیعه است ، و کتاب محاسن از تألیفات اوست ، در ص 92 کتاب «عقاب الاعمال» از محاسن حدیثی از عبدالعظیم نقل کرده و درباره وی گوید : « و کان مرضیاً» این جمله از ابوعبدالله برقی که از بزرگان اهل حدیث است حاکی از عظمت و بزرگواری و موقعیت عظیم او در نزد مشایخ اجازه است .
رئیس المحدّثین ابوجعفر صدوق- رضوان الله علیه – در – من لایحضره الفقیه کتاب الصوم باب یوم الشک – حدیثی از عبدالعظیم حسنی نقل نموده و پس از ذکر روایت گفته : این حدیث نادر است و من این خبر را جز در طریق عبدالعظیم حسنی که در مقابر شجره شهر ری مدفون است در طریق دیگری ندیده ام ، و او هم «مرضی» است ، این گفتار صدوق نهایت اعتمادی است که این محدّث بزرگ به او دارد ، با اینکه تصریح میکند این حدیث در طرق سایر مشایخ نیست، و به اصطلاح «شاذ» و «نادر» است ، باز به جهت اطمینانی که به صداقت و درستی این راوی بزرگوار دارد از استناد به حدیث او که متفرد در روایت خبر است خودداری نمیکند . محمّدبن علی اردبیلی در جامع الرواة گفتار شیخ طوسی و نجاشی و علّامه حلّی – رحمهم الله – را که ما قبلاً از کتب آنها نقل کردیم آورده ، و سپس نام چندین تن از راویان او را ذکر میکند .
ابوعلی در رجال خود پس از عنوان او، اقوال علمای قبل از خود را ذکر کرده و تمام گفته های آنها را که ما قبلاً آورده ایم نقل نموده است ، و حدیث معروفی را که در زیارت ایشان رسیده ذکر فرموده : میرداماد – رحمة الله علیه- در راشحه خامسه از «الرواشح السماویة» گفته : روشن و واضح است که طریق عبدالعظیم حسنی مدفون در مسجد شجره در شهرری «حسن» شمرده شود ، زیرا که اهل حدیث و علمای رجال وی را مدح کرده و توصیف و تمجید نموده اند ، اگر چه در گفتار علماء به توثیق او تصریح نشده است، لیکن من معتقدم مردمان روشن و بصیری که در حدیث تخصّص داشته و در حالات رجال و محدّثین مطالعات کافی دارند از این مطلب که تصریح به توثیق این محدّث بزرگوار و جلیل القدر نشده اظهار ناراحتی میکنند و این سکوت را زشت میشمارند . اگر درباره او جز این موضوع که وی عقائد دینی و مذهبی خود را به امام زمان خویش عرضه داشت و از او تصدیق صحت معتقدات خود را خواستار شد مطلب دیگری در زندگی او نبود ، همین تنها کافی است که عظمت و بزرگی او را برساند، و شاهد صادقی بر خلوص نیّت و عقیده پاک او نسبت به امام زمانش باشد ، مگر حضرت هادی علیه السّلام باو نفرمود : تو حقّاً از دوستان ما هستی ، این فرمایش امام جامع ترین تعریفی است که درباره ایشان شده ، علاوه عبدالعظیم با آن شرافت نسب و عظمت خانوادگی که در وی هست در نزد پدرانش پسندیده و اعمالش مورد رضایت بود اکنون تمام اینها دلالت دارد که وی مردی شریف و بزرگوار و خوش نفس و خوش عقیده بود .

اخباری که درباره زیارت او از امام علیه السّلام رسیده و محدّثین بزرگی مانند صدوق و ابن قولویه آنها را در کتب خود ذکر کرده اند شاهد گویائی است از مقام ارجمند وی در نزد حضرات معصومین علیهم السّلام ، که گفتاری از صدوق و نجاشی درباره ایشان رسیده کفایت میکند که اخبار وی را در عداد «صحاح» بشماریم ، اکنون بهتر است که طریق عبدالعظیم را در درجه عالی از صحت بدانیم . والله اعلم .
محدّث معروف قرن اخیر حاج میرزا حسین نوری – رضوان الله علیه – در خاتمه مستدرک الوسائل صفحه 614 گفته : عبدالعظیم حسنی از اجلاء سادات و ساده اجلاء است ، ما اکتفا میکنیم در ترجمه حالات او به رساله ای که صاحب بن عباد درباره او نوشته ، و گفتار او را درباره عبدالعظیم نقل میکنیم ، تاریخ کتابت این رساله در سال 516 هجری و بخط بعضی از بنی بویه است ، اینک اصل مطلب که صاحب در این موضوع نگاشته :

از من نسب عبدالعظیم حسنی را که در مقبره شجره مدفون است پرسیدی، و خواستی که تو را از حالات و عقائد و علم و دانش و فضل و کمال و زهد و ورع او مطلع کنم ، من اکنون بتوفیق خدا بطور اختصار درباره او مطالبی را یادآوری میکنم وی ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب علیهم السّلام است ، او صاحب ورع و تقوی ، و پرهیزکاری بشمار میرفت و معروف به امانت و درستکاری و راستگوئی و صداقت بود .
عبدالعظیم در امور دین آگاه و مطّلع ، و به مسائل مذهبی و احکام قرآن بخوبی آشنا بوده و حقائق دینی را درک میکرد ، و به عدل و توحید که مذهب اهل حقّ است اعتقاد داشت ، او احادیث و روایات زیادی نقل کرده و از حضرت جواد و ابوالحسن هادی علیه السّلام روایت میکند و آن دو بزرگوار مراسلات و توقیعاتی برای او نوشته اند ، او از جماعتی از اصحاب حضرت موسی بن جعفر و حضرت رضا علیه السّلام نقل حدیث کرده است . 
عبدالعظیم حسنی کتب و تألیفاتی هم دارد که از آن جمله کتابی است که به «یوم و لیلة» نام گذاری کرده بود ، عدّه ای از بزرگان شیعه و مشایخ حدیث و روایت از وی اخذ حدیث کرده اند که از جمله احمدبن ابی عبدالله برقی و ابوتراب رویانی هستند عبدالعظیم از سلطان زمان خویش بیمناک و اندیشمند بود، او خائفاً در شهرها گردش میکرد و خود را قاصد و پیک سلطان به مردم معرفی میکرد ، در این هنگام که او در شهرها از ترس عمال خلیفه وقت در سیر بود وارد شهر ری شد و در محله ساربانان به منزل یکی از شیعیان در «سکة الموالی »ساکن گردید .

صاحب گوید : مردی از اهل ری خدمت حضرت هادی علیه السّلام رسید و حضرت به او فرمود : در کجا بودی و از کجا آمدی؟ عرض کرد : به زیارت حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام رفته بودم ، حضرت فرمود : آگاه باش اگر عبدالعظیم حسنی را که در شهر شما مدفون است زیارت میکردی مثل این بود که حضرت أبی عبدالله الحسین علیه السّلام را زیارت کرده باشی . 
ابوتراب رویانی گوید : از أبوحماد رازی شنیدم میگفت: بر حضرت علی بن محمّد علیهما السّلام در سر من رای وارد شدم ، از آن حضرت مسائلی را که مربوط به حلال و حرام بود پرسیدم ، آن بزرگوار هم جواب سؤالات مرا فرمود ، هنگامیکه خواستم از محضر مبارکش مرخّص گردم فرمود : ای ابوحمّاد هر گاه مسئله ای مشکل برایت پیش آمد او را از عبدالعظیم حسنی سؤال کن و سلام مرا به او برسان .
صاحب بن عباد – رحمة الله – پس از این اخبار و روایاتی را که از عبدالعظیم درباره توحید وارد شده نقل کرده است ، ما نیز آن اخبار و مسانید را در ضمن روایات او ذکر کرده ایم، و نوشتن آنها در اینجا مورد ندارد . در روح و ریحان از سیّد مرتضی علم الهدی رضوان الله علیه نقل کرده که وی فرمود : حکایت معروف – مقصود عرض دین است – از سیّد زاهد عالم باورع عبدالعظیم ابن عبدالله حسنی که از بزرگان علماء و سادات جلیل القدر بوده مشهور است ، و قبر وی در شهر ری به « مشهد شجره» معروف می باشد ، وی حضور حضرت جواد و هادی و عسکری علیهم السّلام رسیده و از آن بزرگواران روایت میکند ، و علمای امامیه از اخبار و روایات او استفاده نموده اند .
مرحوم شیخ حرّ عاملی که از بزرگان محدّثین قرن یازدهم بوده درباره حضرت عبدالعظیم گفته : ابوالقاسم عبدالعظیم بن عبدالله حسنی از زهاد و عباد بود و او را حکایتی است که دلات بر حسن حال و عقیده وی دارد . 

مرحوم مجلسی –رحمة الله علیه – در هدیة الزائرین ص 546 گوید : از مزارات مشهوره معلومه مرقد منوّر امامزاده واجب التعظیم عبدالعظیم بن عبدالله حسنی است ، نسبت آن حضرت به چهار پشت به حضرت حسن مجتبی میرسد ، او از اکابر و محدّثین و اعاظم علماء و زهاد و عباد بوده ، و از اصحاب حضرت امام محمّد تقی و امام علی نقی است ، و نهایت توسّل و انقطاع به خدمت ایشان داشته و احادیث زیادی از آنها روایت کرده ، قبر شریفش در ری معلوم و مشهور است . 
مرحوم شیخ عبّاس قمی – قدس سرّه- در سفینة البحار او را عنوان کرده و گفتار صاحب بن عباد و میرداماد و بقیه علما را که در مورد او رسیده درج نموده است . 

در مفاتیح الجنان در باب زیارت آنحضرت گفته : امام زاده لازم التعظیم جناب شاهزاده عبدالعظیم که نسب شریفش به چهار واسطه بسبط جلیل حضرت خیرالوری امام حسن مجتبی علیه السّلام منتهی می شود ، قبر شریفش در ری معلوم و مشهور و ملاذ و معاذ عامّه مخلوقست ، و علوّ مقام و جلالت شأن آنحضرت اظهر من الشمس است، چه آنجناب بعلاوه آنکه از دودمان حضرت خاتم النبیین صلّی الله علیه و آله و سلّم است ، از اکابر محدّثین و اعاظم علماء و زهاد و عباد و صاحب ورع و تقوی است ، و از اصحاب حضرت جواد و حضرت هادی علیهما السّلام است ، و نهایت توسّل و انقطاع بخدمت ایشان داشته ، و احادیث بسیار از ایشان روایت کرده . 
شیخ عبدالله ممقانی در تنقیح المقال درباره حضرت عبدالعظیم بتفصیل سخن رانده و کلمات علمای رجال را درباره ایشان آورده و پس از نقل اقوال گفته : علّت اینکه محدّثین و فقهاء تصریح به توثیق او نکرده اند ، از این جهت است که جلالت و بزرگواری وی مانع است از اینکه کلمه «ثقة» را درباره او ذکر کنند ؟ و نیز از فاضل جزائری نقل نموده که وی عبدالعظیم را در قسم «ثقات» ذکر کرده ، و به کسانیکه او را در عداد «حسان» آورده اند اعتراض میکند .
حضرت عبدالعظیم چند تن از ائمه علیهم السّلام را درک نموده ؟
پیش از این متذکّر شدیم که شیخ ابوجعفر طوسی در رجال خود او را جزء اصحاب حضرت هادی و عسکری علیهماالسّلام ذکر کرده ، این مطلب که اکنون در رجال شیخ موجود است قطعاً اشتباه شده زیرا عبدالعظیم راوی حضرت رضا و جواد علیهماالسّلام نیز بوده و گویا نسخه های رجال مغلوط و در آنها تصرفات و اشتباه کاریهائی شده است ، ما اکنون این موضوع را ذیلاً تشریح نموده و روشن خواهیم ساخت .
اوّلاً – طبق حدیثی که در اختصاص شیخ مفید نقل شده حضرت عبدالعظیم محضر مبارک حضرت رضا علیه السّلام را درک کرده و از وی روایت میکند ، از این حدیث پیداست که وی مورد علاقه و اطمینان آن بزرگوار بوده و نهایت احترام و موقعیت را در نزد آن جناب داشته ، از لحن این روایت معلوم است که عبدالعظیم در این موقع که در خدمت امام علیه السّلام بوده مرد موقر و جا افتاده ای بوده ، و حضرت رضا اعتماد کاملی به او داشته ، ما این روایت را که متضمن پیام آنحضرت برای شیعیان است در باب اخبار حضرت عبدالعظیم آورده ایم مراجعه شود .
ثانیاً – حضرت عبدالعظیم راوی هشام بن حکم است و روایت او در کافی از هشام آمده و هشام هم در سال 198 وفات نموده – یعنی قبل از حضرت رضا علیه السّلام از دنیا رفته – این هم مؤید است که عبدالعظیم در زمن امام رضا زندگی میکرده و در عداد روات حدیث و مشایخ بوده است . 
ثالثاً – عبدالعظیم حسنی از راویان حضرت جواد است و اخبار فراوانی از این بزرگوار روایت کرده است و روایات او را از آنجناب در باب خود آورده ایم ، و همچنین از حضرت هادی هم احادیث بسیاری را نقل کرده است . 
رابعاً – او در زمان حضرت عسکری در قید حیات نبوده و روایت معروف که در باب فضیلت زیارت او نقل شده صریح است که وی از دنیا رفته بوده است . 
خامساً – در میان اخبار و روایات حضرت عبدالعظیم حدیثی از حضرت امام حسن عسکری وجود ندارد و اگر او خدمت آنجناب رسیده بود قطعاً از او روایت و حدیثی نقل میکرد .
بطوریکه قبلاً یادآوری کردیم نسخه های رجال شیخ با یکدیگر اختلاف دارند ، در بعضی از نسخه ها از حضرت امام حسن عسکری ذکری بمیان نیامده و بجای او از حضرت جواد علیه السّلام نام برده شده ، قطعاً باید چنین باشد زیرا در امالی شیخ حدیث عبدالعظیم از حضرت أبوجعفر جواد آمده ، چگونه شیخ أبوجعفر که خود از محدّثین بزرگ و فقهای عالیقدر است ، و به حالات روات و مشایخ شیعه معرفت کامل دارد از این موضوع غفلت کند ؟! پس بنابراین مسلّم است که نسخه های رجال او درهم ریخته و از طرف کتاب و نساخ تغییرات و تصرفاتی شده . 
آنچه از مطالعه حالات عبدالعظیم و تحقیق در اخبار و روایات او ، و تعمّق دربارة مشایخ اجازة وی بدست می آید این است که او زمان چهار تن از ائمّه علیهم السّلام را درک نموده . 
اوّل – حضرت موسی بن جعفر علیهماالسّلام ، قطعاً عبدالعظیم در زمان آنحضرت در قید حیات بوده و با عده کثیری از اصحاب آنحضرت معاشرت داشته ولیکن محضر او را درک نکرده ، و هیچ گونه دلیلی که مؤیّد ملاقات او با حضرت کاظم علیه السّلام باشد در دست نیست . 
دوّم – حضرت رضا علیه السّلام – در این مورد روایتی در اختصاص هست که آن جناب سفارش و پیامی توسط عبدالعظیم حسنی برای شیعیان و موالیان خود فرستاده . 
سوّم – حضرت جواد علیه السّلام – احادیث و روایتهای او از آنجناب فراوان است ، از این اخبار معلوم می شود که آنحضرت علاقه زیادی به عبدالعظیم داشته ، و به او اظهار اعتماد و اطمینان میکرده .
چهارم – حضرت هادی علیه السّلام – حضرت عبدالعظیم خدمت این بزرگوار رسیده و عقائد مذهبی خود را به محضر مقدّس او عرضه داشته و آن جناب هم معتقدات او را تصدیق و تأیید نموده است .
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: