به گزارش «شیعه نیوز»، حجت الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه در یادداشتی به مناسبت بزرگداشت روز حافظ نوشت: « بررسی جایگاه امیر مومنان (ع) در دیوان حافظ یکی از مباحث دقیق و چندلایه در حافظپژوهی است. نگاه حافظ به امیرالمؤمنین (ع)، صرفاً یک نگاه مذهبیِ کلامیِ متعارف نیست؛ بلکه با مبانی عرفان نظری (مسئله ولایت و انسان کامل)، رموز باطنی (سرّ الهی) و تضمینهای ادبی و روایی درآمیخته است.
در ادامه، مهمترین محورها، ابیات و شواهد شعری حافظ در باب «اشارات علوی و مفهوم ولایت» تحلیل و دستهبندی شده است:
۱. پیوند «اسم اعظم» و ولایت علوی (رمزگشایی از نگین سلیمان)
در جهانبینی عرفانی حافظ، امیر مومنان (ع) مظهر و صاحب باطن «اسم اعظم» است؛ حافظ در بیتی درخشان، نجاتبخشی و ولایت مطلقه را به کرامتِ نام مرتضی علی (ع) پیوند میزند:
گر به دیوانِ غزل صدرنشینم چه عجب
سالها بندگیِ صاحبدیوان کردم
به کراماتِ رخِ خواجه و لطفِ سَحَرَم
که بدان «اسم» که دادست علی را ظفرم
تبیین مفهوم : در نسخ معتبر (از جمله برخی نسخ کهن و تصحیح سلیم نیساری و خانلری)، مصراع دوم به صورت «که بدان اسم که دادست علی را ظفرم» ضبط شده است که مستقیماً به نام یا مقام باطنی حضرت امیر مومنان (ع) و تأثیر آن در گشایش و ظفر معنوی سالک اشاره دارد.
همچنین در بیتی دیگر با تلمیح به غصب خلافت و استعاره «دیو» و «سلیمان»، میفرماید:
بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
خاتمِ جم گر چه هست، گو مَبَر از دست
اسمِ اعظم چو هست، دیو چه سنجد؟
در سنّت عرفانی، «نگین ولایت» از آن انسان کامل است و تمسک به اسم اعظم (که در روایات به ولایت اهلبیت و امیر مومنان (ع) تعبیر شده) سلاح مقابله با اهریمن درون و برون است.
۲. مفهوم «سرّ الهی» و حدیث «أنا مدینه العلم و علیٌّ بابُها»
یکی از بنیادیترین القاب و شئون حضرت امیر مومنان (ع)، مقام «مخزنالاسرار الهی» و باب علم نبوی است. حافظ بارها به این «سرّ باطنی» و شایستگی انسان کامل برای حمل آن اشاره کرده است:
ای دل بیا که ما به پناهِ خدا رویم
زانچه آستینِ کوته و دستِ دراز کرد
…
گویند رمزی از سرّ عشق و مستوری
کان کس که سِر نبیند، بر ما گمان نبرد
در غزل مشهور دیگری که با تصریح نام امام امیر مومنان (ع) در برخی نسخ کهن آمده، حافظ جایگاه ولایت را «سرّ غیب» معرفی میکند:
مظهرِ لطفِ حق و مخزنِ اسرارِ ازل
مرتضی، آنکه ز سرّش همه آگاه نشد
۳. ایهامهای آشکار و پنهان به القاب حضرت امیر مومنان (ع)
حافظ با شگرد ایهام و تلمیحهای چندوجهی، القاب امیرالمؤمنین امیر مومنان را در تار و پود شعرش تنیده است:
الف) «پیر میفروش» و «ساقی کوثر»
در نمادشناسی حافظ، مقام «ساقی» غالباً به واسطه فیضِ ازلی و آب حیات بازمیگردد که در روایات صراحتاً صفت «ساقی کوثر» برای حضرت امیر مومنان (ع) آمده است:
ساقیا لطف نمودی قدحت پُر مَی باد
که به تدبیر تو تاویلِ غمِ محنتِ ما شد
ب) «شاه شجاع» و «شاه ولایت» (ایهام مدحی)
حافظ در برخی قصاید و قطعات که در مدح ممدوحان سروده، نامها و القاب را به گونهای انتخاب میکند که مصداق تام و حقیقی آن در ملکوت، حضرت امیر مومنان (ع) باشد:
خسروِ عادل و سلطانِ جوانبختِ شجاع
که سپهرش کمرِ چاکری اندر بر بست
بهرِ شمشیرِ تو لایق نبود جز «ذوالفقار»
بهرِ سر پنجهٔ تو راست نیاید جز دست
در این ابیات، آوردن واژه «ذوالفقار» و اشاره به دستِ گرهگشا (یدالله)، تلمیح مستقیم به رشادتها و جایگاه حیدری است.
۴. ولایت تکوینی و خضرِ طریق (هدایت باطنی)
در اندیشه عرفانی حافظ، «پیر»، «خضر» و «هادی طریق»، مظاهر باطنی ولایتاند. ولایت قطبِ عالمِ امکان است که بدون دستگیری او، سالک در ظلمات گمراه میشود:
ترسم این قوم که بر دُردکشان میخندند
در سرِ کارِ خرابات کنند ایمان را
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی
بو که بر خیزد از این پرده، خطِ بطلان را
و در بیتی دیگر درباره دستگیری امام و صاحب ولایت:
طیّ این مرحله بی همرهیِ خضر مکن
ظلمات است، بترس از خطرِ گمراهی
که بر اساس تعالیم شیعی و عرفانی، مصداق کامل «خضر راه» در باطن، ولایت علوی و ائمه معصومین (ع) هستند.
۵. قصیده و قطعه منسوب به حافظ در ستایش اهلبیت و حضرت امیر مومنان (ع)
در دیوان حافظ (بهویژه در بخش ملحقات و نسخههای معتبر کهن)، اشعاری صریح در منقبت حضرت علی (ع) و اهلبیت (ع) ثبت شده است؛ از جمله قطعه مشهور:
ای دل غلامِ شاهِ جهان باش و شاه باش
پیوسته در حمایتِ لطفِ اله باش
امروز زنده ام به ولای تو یا علی
فردا به روح پاکِ تو در بارگاه باش
قبرِ امامِ هشتم و سلطانِ دین، رضا
از جان ببوس و بر درِ آن بارگاه باش
توضیح متنی: این ابیات نمونهای از تجلیِ آشکارِ «عقیده به ولایت و شفاعت» است که بر پیوند روحی حافظ با امیرمومنان(ع) و خاندان نبوت دلالت دارد.
مؤلفههای «ولایت علوی» در شعر حافظ
انسان کامل و ولایت تکوینی: امیر مومنان (ع) در نگاه حافظ مظهر تجلی اعظم حق و صاحبِ ولایت باطنی جهان است.
رمز سرّ الهی: حقایق معنوی و اسرار ناگفتنی عالم تنها از مجرای ولایت قابل کشف است.
تلازم صدق و ولایت: حافظ نجات انسان از ریاکاری و تزویر زاهدانِ خودبین را در پناه بردن به ولایتِ صاحبان سرّ و اولیای حقیقی میداند.
در پایان چکیده ای ادبی و تحلیلی در تبیین نسبتِ میان کلامِ خواجه حافظ و ساحتِ قدسی امیرالمؤمنین (ع) تقدیم میشود:
۱. کلامِ حافظ، زمزمهی عاشقانهای است که در طلبِ حقیقت، از مرزهایِ عقل فراتر میرود و به دامنِ عرفانِ نابِ علوی میرسد.
۲. لسانالغیب، در غزلهایِ شورانگیزش، امیر مومنان (ع) را نه تنها شاهِ ملکِ جان، که مظهرِ تامِ اسماءِ الهی و مرشدِ طریقِ سلوک میبیند.
۳. این شاعرِ بزرگ، در پیچوخمهایِ دشوارِ جهانِ هستی، تنها به «همتِ شاهِ نجف» دل بسته است تا راهِ صواب را بیابد.
۴. پیوندِ حافظ با امیرالمؤمنین (ع)، حکایتِ قطرهایست که در دریایِ بیکرانِ معرفتِ علوی غرق شده و به یمنِ این اتصال، جان یافته است.
۵. حافظ دریافته است که بیولایتِ آن شیرِ خدا، پیمودنِ وادیِ عشق، ره به سرمنزلِ مقصود نخواهد برد.
۶. از نگاهِ حافظ، امیر مومنان (ع) «شحنه نجف» و نگهبانی است که بدرقهیِ راهِ پویندگانِ حقیقت است.
۷. اشعارِ او، انعکاسِ زلالی از ارادتِ قلبی به شخصیتی است که تجسمِ عدالت، حکمت و شجاعتِ دینی است.
۸. غزلِ حافظ، آینهایست که سیمایِ خورشیدِ ولایت را در تاروپودِ کلماتش، با ظرافتی عارفانه ترسیم میکند.
۹. این ارادتِ دیرینه، پیوندِ میانِ هنرِ کلام و حقیقتِ ولایت را به اوجی بیبدیل رسانده است.
۱۰. و چه خوش میگوید که در راهِ حقیقت، تنها چراغِ راه، همان نگاهِ پرمهرِ خاندانِ رسالت و امیرِ مؤمنان است.»
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/