شیعه نیوز | در خرداد ۱۴۰۵ ایران در کنار کشورهایی قرار گرفته است که نه با تورمهای مقطعی، بلکه با تورم غذایی مزمن و پایدار دستوپنجه نرم میکنند؛ کشورهایی که در آن افزایش قیمت مواد غذایی یک شوک کوتاهمدت نیست، بلکه به یک روند مستمر تبدیل شده و بهتدریج ساختار مصرف و کیفیت تغذیه خانوارها را تغییر داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، تورم خوراکیها در ایران در خرداد ۱۴۰۵ به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک شاخص آماری دانست. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، شاخص قیمت مصرفکننده به عدد ۶۵۶.۴ رسیده و تورم نقطهبهنقطه خانوارها ۸۸.۶ درصد ثبت شده است؛ در کنار آن، تورم سالانه به ۶۲ درصد و تورم ماهانه به ۵.۹ درصد رسیده است.
اما مهمتر از این اعداد، سهم خوراکیها در این جهش است؛ جایی که تورم ماهانه گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» به ۶.۸ درصد رسیده و عملاً موتور اصلی فشار معیشتی را تشکیل میدهد.
در مقایسه با خرداد ۱۴۰۴، تصویر روشنتر میشود. در فاصله یکساله، فشار قیمت روی کالاهای غذایی تقریباً دو برابر شده و در برخی اقلام اساسی حتی فراتر از میانگین حرکت کرده است؛ به این معنا که سبدی که سال گذشته با یک سطح مشخص از درآمد قابل تأمین بود، امروز برای حفظ همان ترکیب به نزدیک دو برابر منابع مالی نیاز دارد، در حالی که درآمدها چنین رشدی را تجربه نکردهاند.
سبد غذایی قبل و بعد از جنگ؛ ۱۰ میلیون تومان چطور به ۱۲ میلیون رسید؟
اگر یک خانوار در ابتدای اسفند ۱۴۰۴ برای خرید یک سبد معمولی مواد غذایی شامل برنج، نان، گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات، حبوبات، میوه و سبزیجات ۱۰ میلیون تومان هزینه میکرد، با استناد به روند افزایش شاخص قیمت مصرفکننده که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده، همان سبد در پایان خرداد ۱۴۰۵ به حدود ۱۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده است.
به بیان دیگر، تنها در فاصله سه ماه، هزینه تأمین همان سبد مصرفی بدون اضافه شدن حتی یک قلم کالا، بیش از ۲ میلیون تومان افزایش یافته است. این رشد نزدیک به ۲۱ درصدی قیمتها در حالی رخ داده که درآمد بسیاری از خانوارها در این مدت تغییر محسوسی نداشته و همین شکاف، قدرت خرید را به همان میزان کاهش داده است؛ موضوعی که خود را نه فقط در کوچکتر شدن کیسههای خرید، بلکه در حذف یا کاهش مصرف اقلامی مانند گوشت، لبنیات، میوه و سایر کالاهای باارزش غذایی بالاتر نشان میدهد.
سفره واقعی خانوار؛ از گوشت تا لبنیات چه اتفاقی افتاد؟
اثر این تورم زمانی قابل لمس میشود که از عدد فاصله بگیریم و به رفتار واقعی خانوارها نگاه کنیم. در شهرهای بزرگ مثل تهران، مشهد و اصفهان، الگوی خرید خانوارها در یک سال گذشته تغییر کرده است. خرید گوشت قرمز برای بسیاری از خانوادهها از یک کالای ماهانه به یک کالای مناسبتی تبدیل شده؛ یعنی به جای مصرف منظم، حالا در بهترین حالت به چند بار در سال محدود شده است. حتی گوشت مرغ که جایگزین سنتی گوشت قرمز محسوب میشود نیز تحت فشار افزایش قیمت قرار گرفته و در بسیاری از سبدهای مصرفی، مقدار آن کاهش پیدا کرده است.
در همین حال، لبنیات نیز بهعنوان یکی از پایههای تغذیه روزمره، در بسیاری از خانوارها با کاهش مصرف مواجه شده است؛ بهطوری که خرید شیر، ماست یا پنیر دیگر مانند گذشته در اولویت ثابت سبد خانوار نیست. در مقابل، سهم کالاهای ارزانتر مانند نان، برنج و سیبزمینی در رژیم غذایی افزایش یافته و همین تغییر نشان میدهد که تورم خوراکیها فقط قیمتها را بالا نبرده، بلکه ساختار تغذیه را بازنویسی کرده است.
دهکها و نابرابری تورمی؛ چرا فقرا بیشتر فشار را حس میکنند؟
بررسی دادههای دهکی مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم در ایران به شکل یکسان توزیع نشده است. در خرداد ۱۴۰۵، تورم دهک دوم به ۶۸.۵ درصد رسیده، در حالی که دهک دهم حدود ۶۰.۱ درصد تورم را تجربه کرده است. این فاصله ۸.۴ واحد درصدی در ظاهر کوچک است، اما در عمل به معنای تفاوت جدی در کیفیت زندگی است.
برای مثال، در خانوارهای کمدرآمد شهری، حذف گوشت از سبد غذایی یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار است. در حالی که در دهکهای بالاتر، کاهش مصرف بیشتر به تغییر الگوی مصرف یا جایگزینی برندها مربوط میشود، در دهکهای پایین، مسئله به حذف کامل برخی گروههای غذایی میرسد. اینجاست که تورم خوراکیها از یک پدیده اقتصادی به یک پدیده تغذیهای-اجتماعی تبدیل میشود.
مقایسه جهانی؛ ایران در کنار چه کشورهایی قرار دارد؟
اگر وضعیت ایران در مقیاس جهانی بررسی شود، میتوان آن را در کنار کشورهایی قرار داد که تورم غذایی مزمن و ساختاری را تجربه کردهاند. در ترکیه، در سالهای اخیر تورم خوراکیها در برخی دورهها به بالای ۱۰۰ درصد نیز رسیده است که عمدتاً تحت تأثیر کاهش ارزش پول ملی بوده است. در آرژانتین نیز تورم غذایی در برخی مقاطع حتی به سطوح بالاتر از ۱۵۰ درصد رسیده و الگوی مشابهی از کوچک شدن سبد غذایی و جایگزینی اقلام ارزانتر دیده شده است.
در مصر، وابستگی شدید به واردات گندم و نهادههای غذایی باعث شده تورم خوراکیها در محدوده ۴۰ تا ۶۰ درصد باقی بماند، اما در آنجا نیز فشار اصلی بر دهکهای پایین متمرکز است. در این میان، ایران در موقعیتی قرار دارد که ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی شامل نوسانات ارزی، هزینه تولید، واردات نهادههای دامی و انتظارات تورمی، بهطور همزمان بر قیمت غذا فشار وارد میکند.
تغییر رفتار مصرف؛ وقتی خرید از «انتخاب» به «بقا» تبدیل میشود
در سطح خانوار، مهمترین تغییر نه در عدد تورم، بلکه در رفتار خرید دیده میشود. در بسیاری از شهرها، خریدهای ماهانه جای خود را به خریدهای روزانه داده است، زیرا خانوارها توان انبار کردن کالا را ندارند. همچنین انتخاب برندهای متوسط یا باکیفیت به سمت ارزانترین گزینهها حرکت کرده و در برخی موارد حتی کیفیت نیز قربانی قیمت شده است.
برای مثال، در بسیاری از فروشگاههای زنجیرهای، تقاضا برای کالاهای اقتصادیتر افزایش یافته و کالاهای میانرده کاهش فروش داشتهاند. این تغییر بهوضوح نشان میدهد که تورم خوراکیها فقط یک مسئله قیمتی نیست، بلکه مستقیماً به بازتعریف رفتار مصرفی منجر شده است.
در شرایط فعلی که تورم نقطهبهنقطه نزدیک به ۹۰ درصد و تورم خوراکیها در سطوح بالای ۶ تا ۷ درصد ماهانه قرار دارد، چشمانداز کوتاهمدت نشان میدهد فشار بر سبد غذایی ادامهدار خواهد بود. اگر روند فعلی بدون تغییر در متغیرهای کلان اقتصادی ادامه پیدا کند، سناریوی محتمل تداوم کوچکتر شدن ادامه دار سبد غذایی، افزایش حذف اقلام پروتئینی و تشدید شکاف تغذیهای میان دهکهاست.
در واقع مسئله امروز دیگر صرفاً «گرانی مواد غذایی» نیست؛ بلکه تغییر تدریجی ساختار تغذیه جامعه است؛ تغییری که در آن سفرهها نه فقط گرانتر، بلکه کوچکتر و سادهتر کم کالریتر شدهاند.
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/
منبع: اقتصاد نیوز