به گزارش «شیعه نیوز»، مرد قفقازی پس از کرامت میرزا به قم رسید، دریافت که میرزا رحلت کرده و مردم بدن مطهّر او را تشییع میکنند. تصمیم گرفت در مجاورت قبر مطهّر او سکنا گزیند و خادم مقبره آن جناب شود و عاقبت دار فانی را وداع گفت و او را پایین قبر میرزا اعلی اللّه مقامه دفن کردند.
کرامتی از میرزای قمی(ره) در قالب خاطرهای تقدیم شما فرهیختگان می شود.
وقتی به قفقاز میرسد، پس از آن که دیدارها و رفت و آمد دوستان و خویشان به منزل او تمام میشود، با خانواده اش به گفت وگو میپردازد و جریان سفر و از دست دادن و دوباره به دست آوردن همیانش را نقل میکند.
زنش میگوید: چگونه همیانت در جدّه به دریا افتاد و تو آن را در قم به دست آوردی؟!
آیا وقتی در قم سراغ همیانت رفتی، از تو نشانیِ اجناس داخل آن را نپرسیدند؟
گفت: خیر. من به درِ خانه میرزا رفتم و... ناگهان میرزا از اندرونِ خانه، خادم را صدا زد و همیان را به او داد تا به من بدهد.
زنش گفت: آخر چطور نامت را نپرسید؟! او از کجا میدانست که تو درِ خانه را زدهای؟!
او از کجا میدانست که چه کاری داری؟! و اصلا چطور همیان تو سر از خانه میرزای قمی در آورده بود؟!
مرد قفقازی تازه متوجّه شد که چه کرامت بزرگی از میرزا صادر شده و او غافل بوده است؛ از این رو بسیار ناراحت و متأسّف شد.
زنش نیز او را سرزنش کرد که چطور چنین کرامتِ عظیمی را از آن مرد الهی دیدی و حتّی داخل خانه نرفتی که او را ببینی و دستش را ببوسی و همین طور همیان را گرفتی و آمدی؟!
آن مرد تصمیم گرفت زندگی اش را در قفقاز رها کند و به قم بیاید و مقیم قم و خادم خانه میرزا(رحمه الله) شود.
روزی که به قم رسید، دریافت که میرزا رحلت کرده و مردم بدن مطهّر او را تشییع میکنند.
او نیز به جمع تشییع کنندگان ملحق شد و گریست و بر سر و سینه میزد و پس از به خاک سپاری میرزا تصمیم گرفت در مجاورت قبر مطهّر او سکنا گزیند و خادم مقبره آن جناب شود.
مرد قفقازی، عاقبت دار فانی را وداع گفت و او را پایین قبر میرزا اعلی اللّه مقامه دفن کردند.
منبع: آفتاب ولایت، ص۱۸۵
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/