۰

دعای روز اول ماه مبارک رمضان + تفسیر

آری، روزه ی حقیقی، سبب پاکی روح می شود و پایداری آدمی را در برابر دشواری ها افزایش می دهد.
کد خبر: ۲۹۰۳۹۷
۰۹:۳۰ - ۲۲ اسفند ۱۴۰۲

شیعه نیوز: دعای روز اول ماه مبارک رمضان را در زیر می خوانیم:

دعای روز اول ماه رمضان

اللّٰهُمَّ اجْعَلْ صِیامِى فِیهِ صِیامَ الصَّائِمِینَ، وَقِیامِى فِیهِ قِیامَ الْقائِمِینَ، وَنَبِّهْنِى فِیهِ عَنْ نَوْمَهِ الْغافِلِینَ، وَهَبْ لِى جُرْمِى فِیهِ یَا إِلٰهَ الْعالَمِینَ، وَاعْفُ عَنِّى یَا عافِیاً عَنِ الْمُجْرِمِینَ.

خدایا، روزه‌ام را در این ماه، روزه‌ی روزه‌داران قرار ده و شب‌زنده‌داری‌ام را شب‌زنده‌داری شب‌زنده‌داران و بیدارم کن در آن از خواب بی‌خبران و ببخش گناهم را در آن، ای معبود جهانیان و از من درگذر، ای درگذرنده از گنه‌کاران.

تفسیر:

دست نیازمند خود را به سوی خدای بی نیاز بلند می کنیم و می خوانیم:

خدایا! روزه ام را در این روز، روزه ی روزهِ داران راستین قرار بده.

هدف از انجام هر عبادتی، گاه تنها به جای آوردن شکل ظاهری آن است و گاه افزون بر آن، رسیدن به حقیقت، محتوا و عبادت است.

روزه نیز این گونه است. شکل ظاهری آن جز خودداری از خوردن و آشامیدن و دست کشیدن از امور دیگر نیست و بسیاری از مردم، بیش از این، بهره ای از آن نمی برند. در حالی که باید گفت باطن روزه در بردارنده ی شکوه و عظمت روحی انسان، مبارزه با شیطان و هوای نفس و عشق به خدا است. در آیه ی ۱۸۳ سوره ی بقره، روزه به عنوان یک فریضه ی دینی و زمینه ای برای کسب تقوا معرفی شده است:

یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون.

آری، روزه ی حقیقی، سبب پاکی روح می شود و پایداری آدمی را در برابر دشواری ها افزایش می دهد.

سخن اصلی فراز نخست این دعا، بیان آثار روزه است. امیرالمؤمنین علی(ع) در این زمینه می فرماید:

روزه، سبب پرورش روح اخلاص در انسان ها می شود.

روزه، در بدن انسان نیز تأثیر می گذارد و بسیاری از بیماری ها، چربی های زاید و قند اضافی در خون را از بین می برد. در بعضی روایات، روزه به عنوان دستوری برای سلامتی بدن آمده است.

امام صادق(ع) می فرماید:

چون روزه گرفتی، باید گوش، چشم، مو، پوست و دیگر اعضایت روزه باشند. حالت تو باید در حال روزه داشتن با هنگامی که روزه نیستی، فرق کند. باید جدال را ترک کنی، خدمت گزارانت را آزار ندهی و وقار روزه داری برتو حاکم باشد؛ زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از زنی شنید که در حال روزه، به کنیزش ناسزا می گفت. پیامبر صلی الله علیه و آله او را به طعام دعوت کرد. زن گفت: من روزه ام، حضرت فرمودند: چگونه روزه ای و به کنیزت بد می گویی. به درستی که روزه تنها به امساک از غذا و نوشیدنی نیست.

در مصباح الشریعه، درباره ی آثار روزه چنین آمده است:

«روزه، آینه ی» دل را صفا می دهد و اعضا و جوارح را پاک می سازد و ظاهر و باطن را آماده می کند. روزه به منزله ی شکر نعمت های خداوند است. مایه ی دستگیری از نیازمندان و احسان به فقرا است. حالت خضوع و خشوع قلب و گریه و تضرّع را افزایش می دهد و یگانه وسیله ی افزایش توجه و پناه بردن به سوی خداوند مهربان است روزه سبب شکستگی و کاهش یافتن شهوت های نفس در دنیا و سبک شدن محاسبه ی انسان در آخرت و افزایش یافتن حسنات آدمی می شود»

روزه در لسان روایات و اهل معرفت، مراتبی دارد که عبارتند از:

۱ _ روزه ی عام: پرهیز از مُفْطِرات شرعیه است. به قصد قربت از طلوع فجر تا غروب آفتاب. مانند: خوردن و آشامیدن، سر به زیر آب فرو بردن، دروغ بستن به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و جانشینان وی، رساندن غبار غلیظ به حلق، قی کردن و….

۲ _ روزه ی خاص: پرهیز از مفطرات شرعیه به همراه محرمات شرعیه نظیر: غیبت، دروغ، فحش، ستم و…

۳ _ روزه خاص الخاص: پرهیز از مفطرات شرعیه و محرمات شرعیه به همراه خودداری قلب از توجه به غیر حق. آنان که مراقبت و محاسبه ی نفس دارند و قلب خود را از گناه و معاصی حفظ می کنند، خداوند نیز به آنان عنایت می کند. یعنی پرده ی حجاب های مادی را از برابر دیدگان آنان بر می دارد، تا حقایق امور را بهتر ببینند و درک کنند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره ی اهمیت روزه می فرماید:

پروردگار عالم می فرماید که همه ی اعمال فرزند آدم از آن اوست، مگر روزه که برای من است و خودم، آن را پاداش می دهم.

امام صادق(ع) فرمود:

روزه سپری است در برابر آتش.

و نیز در روایت دیگر می فرماید:

کسی که روزی از ماه مبارک رمضان را افطار کند، ایمان از او زایل می شود.

* * *

در فراز دوم از این دعا از خداوند منان می خواهیم:

خدایا! نمازم را در این روز، نمازِ نمازگزاران واقعی قرار بده.

نماز راستین، نمازی است که مایه ی تقرّب انسان به خدا و معراج مؤمن است. چنین نمازی، آدمی را از فحشا و منکرات دور می سازد.

هرچند انجام صورت ظاهری نماز، تکلیف را از دوش ما بر می دارد، ولی نماز، همانند روزه، دارای روح و حقیقتی است که اگر به دست نیاید، انسان بهره ی چندانی از نماز نمی برد.

تقوا، معرفت و آداب دیگر مانند اذان، اقامه، جماعت و مسواک زدن از شرایط قبولی نماز است. با رعایت این شرایط، نماز از حالت خشک و عادی آن در می آید و صبغه ی الهی می گیرد. بالاترین مرتبه ی نماز آن است که نمازگزار از هر آن چه در دنیاست، فارغ شود و تنها به ملکوت بیاندیشد. در این زمینه، نمازگزاردن علی(ع) و غرق شدن آن امام همام در مناجات باالله، الگوی نیکویی برای رهروان کوی حقیقت است.

امام باقر(ع) می فرماید:

نخستین چیزی که در روز قیامت از آن بازخواست می شود، نماز است. اگر پذیرفته شد، همه ی اعمال پذیرفته می شود و اگر پذیرفته نشد، دیگر اعمال نیز پذیرفته نخواهد شد.

هنگامی که وقت نماز می رسید، امیر مؤمنان علی(ع)، با شتاب مشغول عبادت می شد و بر خود می لرزید. به او گفته شد: چرا این گونه بر خود می لرزی؟! فرمود:

زمانی است که خداوند بر آسمان ها و زمین و کوه ها، امانت خویش را عرضه کرد و همه از پذیرش آن امانت سر باز زدند. اکنون این زمان فرا رسیده است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

پاداش آنان که در نماز، به خداوند متعال توجه پیدا می کنند، این است که وقتی از نماز فارغ می شوند، مانند آن روزی است که از مادر متولد شده اند.

یکی از نکته های مهم، خضوع و خشوع قلب در نماز است. خداوند می فرماید:

فَوَیْلٌ لِلْمُصَّلین الَّذینهم عَن صَلوتِهِم ساهون

وای بر نماز گزاران؛ آنان که در نمازشان غافلند.

هم چنین در آیه ای دیگر می فرماید:

ای اهل ایمان! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا آن چه را می گویید، بفهمید.

درباره ی امام حسن(ع) گفته اند که چون از وضو فارغ می گشت، رنگش تغییر می کرد و می فرمود:

کسی که می خواهد بر بزرگی که صاحب عرش عظیم است، وارد شود، باید رنگش تغییر کند.

هم چنین روایت شده است که ناله ی حضرت ابراهیم(ع) از فاصله ی دور به گوش می رسید و در نمازش صدایی چون صدای جوشش آب دیگ داشت.

درباره ی رکوع در نماز فرموده اند: مستحب است که گردن کشیده باشد. هنگامی که دلیل آن را از امام(ع) پرسیدند، فرمود: این بدان معنا است که خدایا! من چنان در برابر اوامر تو تسلیم و خاضع هستم که حتی اگر گردن را نیز بزنی، خشنود و فرمان بردارم!

از نظر امیرالمؤمنین علی(ع) عبادت کننده ی ناآگاه هم چون چهارپای آسیاب است که به دور سنگ آسیاب می چرخد و هیچ گونه پیشرفتی ندارد.

قرآن کریم، درباره ی نماز آگاهانه می فرماید:

آیا آنان که آگاه اند با آنان که نادانند، برابرند؟ البته تنها خرد پیشه گان درخواهند یافت!(۱)

در واقع، قرآن کریم، برای علم و آگاهی، ارزش خاصی قایل است، چنان که در بعضی آیات، جهل به مثابه ی تاریکی و علم به منزله ی روشنایی تلقّی شده است.

باری، اساس دین مبین اسلام، مبارزه با نادانی است. بنابراین، بعثت انبیا و اولیای الهی(ع) نیز برای رهایی بشر از نادانی و دست یابی به نور و آگاهی است.

و اما «اخلاص» باید گفت که ملاک و ارزش در درگاه الهی، فقط و فقط اخلاص است. عمل هرقدر بزرگ و زیاد باشد، اما اگر این ویژگی را نداشته باشد، بر باد رفته است و هیچ گونه اثری بر آن مترتب نیست.

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید:

اَلاخْلاَصُ مِلاکُ العباده.

قوام عبادت به خلوص نیت است.

هم چنین در جای دیگر می فرمایند: «هیچ عملی از تو پذیرفته نخواهد شد، مگر این که در آن، اخلاص داشته باشی. در روایات های اسلامی به مسأله ی «نیت»، اهمیت فوق العاده ای داده شده است. برنامه ی اسلام این است که هر عملی را با رنگ نیت و انگیزه ی آن می سنجد و اگر نیّت، خدایی بود پذیرفته شده است و اگر ریایی بود، رد می شود.

اخلاص، آن است که محرّک عمل در انسان از هرگونه شائبه ی غیر الهی پاک باشد. در این صورت آن را می توان «توحید نیت» نامید؛ یعنی در همه ی برنامه ها، تنها به پروردگار و رضای او اندیشیدن.

در روایت است که شخصی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد: یا رسول اللّه! من در راه خدا انفاق می کنم و صله ی رحم به جا می آورم و این اعمال را فقط برای خداوند انجام می دهم، با این حال، هنگامی که مردم از این اعمال من، سخن می گویند و ستایش می کنند، خوشحال می شوم. این اعمال من چگونه است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت فرمود و سخنی نگفت، تا این که این آیه نازل شد:

فَمَنْ کانَ یرجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحا….

پس هرکس، امید دیدار پروردگارش را دارد، باید عمل صالح انجام دهد…

بی شک، منظور از این روایت آن حالت سرور غیر اختیاری نیست. بلکه حالتی است که انگیزه ی عملی انسان گردد یا بیان گر از نداشتن خلوص نیت باشد. اهمیت عمل خالص آن گونه است که در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:

کسی که چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه های حکمت و دانش را از قلبش بر زبانش می گشاید.

نکته ی دیگر در عبادت، خشوع است. خشوع، حالت قلبی و ادب جسمی انسان در عبادت و نتیجه ی توجه کامل آدمی به مقام بندگی در آستان الهی است. قرآن کریم در توصیف مؤمنان و عبادت شان می فرماید:

اَلَّذینَهُمْ فی صَلوِتِهِم خاشِعُون.

مؤمنان در نمازشان خاشع اند.

خشوع در لغت به معنی تذلّل و تواضع و متضاد تکبّر و خودپسندی است.

خشوع پیشوایان بزرگ اسلام در نماز، سرمشق عملی مسلمانان است. امام سجاد(ع) در نماز بود. مردی ایشان را دید در حالی که ردای مبارک شان از شانه افتاده بود. آن حضرت، تا پایان نماز، ردا را دوباره بر تن نکردند. آن مرد پس از نماز، در این باره از امام سجاد(ع) پرسید. ایشان فرمودند: وای بر تو! آیا می دانی در حضور چه کسی بودم؟ به یقین، آن مقدار از نماز بنده، پذیرفته می شود که با توجه قلبی باشد. راوی عرض کرد: فدایت شوم! پس ما هلاک شدیم؟ (چون در نمازمان توجه نداریم). فرمودند: هرگز! همانا، خداوند نقص نماز واجب را به وسیله ی نوافل برطرف می سازد.

از ابوبصیر نقل شده است که بر اُمّ حمیده وارد شدم، تا او را در عزای حضرت صادق(ع) تسلیت گویم، او گریه کرد. من نیز گریستم. سپس گفت: ای ابو محمد! اگر حضرت صادق را هنگام مرگ می دیدی شگفت زده می شدی. دو چشمش را باز کرد و فرمود: همه ی کسانی را که با من آشنایی دارند، دور من گرد آورید.

کسی نماند مگر این که به محضر آن جناب حاضر شد. آن گاه به همه نظر کرد و فرمود: شفاعت ما شامل کسانی که نماز را سبک بشمارند، نمی شود.

«نَوْم» به معنی خواب است که در قرآن کریم، از آیات الهی شمرده شده است، زیرا خواب، مایه ی تجدید قوا و ادامه ی حیات آدمی است. بی خوابی، ساختار طبیعی بدن را بر هم می زند و آدمی را از حال اعتدال خارج می سازد.

«غفلت» در لغت به معنای فراموشی و بی خبری آمده و در قرآن به آن اشاره شده است. در روایات، از دو زمان در شبانه روز به عنوان زمان غفلت یاد شده است؛ زمان غروب آفتاب (فرا رسیدن تاریکی و شب) و زمان طلوع فجر تا طلوع خورشید

(بین الطلوعین).

برای مثال، قرآن کریم در داستان حضرت موسی(ع) می فرماید: «هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند، حضرت موسی(ع) وارد شهر شد». زمان غفلت مردم در این آیه، هنگامی بود که اهالی شهر، کسب و کار خود را تعطیل کرده بودند و کسی، مراقب اوضاع شهر نبود. به هر حال غفلت مورد نظر در این دعا، غفلتی فراتر از یک زمان خاص است و همه ی زمان ها را فرا می گیرد و گاهی حتی سراسر عمر انسان را شامل می شود.

قرآن کریم، راه پیش گیری از غفلت را چنین بیان می کند:

پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و ترس یاد کن. نام او را آرام بر زبان بیاور و این کار را همواره صبح گاهان و شام گاهان تکرار کن و هرگز از غافلان مباش.

پس غفلت از دل انسان زدوده نمی گردد، مگر با یاد همیشگی خداوند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی می فرمایند:

غافل ترین مردم کسی است که از دگرگون شدن دنیا اندرز نگیرد.

یاد خداوند متعال همانند باران بهاری است که چون بر دل ببارد، گل های بیداری را که همان توجه، احساس مسؤولیت، روشن بینی و هرگونه عمل مثبت و سازنده است، می رویاند.

قرآن کریم می فرماید:

وَ مَنْ اَعْرَضَ عَن ذِکْری فاِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکا و نَحْشُرُهُ یَوْمُ القِیمَهِ اَعْمی

و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می کنم.

آری، آن کس که اولیای خدا(ع) را الگوی خود قرار دهد و یاد خدا را در دل زنده نگه دارد، هرگز دچار تنگ دستی و سختی نخواهد شد. در مقابل، فراموش کردن یاد خدا، زمینه ساز بلاها و رنج های بسیاری خواهد بود.

افسوس که آدمی از این خواب غفلت، دیر بیدار می شود و به فرموده ی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آن گاه که بیدار می شود، مرگ را در برابر دیدگان خود می بیند.

در روایت است که جنازه ای را به گورستان می بردند. علی(ع) دید که مردی می خندد، خنده ای که ناشی از غفلت او بود. آن حضرت فرمود:

گویا مردن بر غیر ما نوشته شده است و می پنداری حق در این دنیا بر غیر ما لازم گشته است. می پنداری مرده هایی که می بینیم، مسافرانی هستند که به زودی به سوی ما باز می گردند. ایشان را در قبرهایشان می گذاریم و اموال شان را می خوریم. گو این که ما پس از آنها جاوید خواهیم ماند. وای بر ما که مرگ مردم را _ که برای ما پند و عبرت است _ فراموش کرده ایم.

امیرالمؤمنین علی(ع) درباره ی افراد غافل می فرماید:

آدم غافل، فریفته ی آرزوها می شود و پس از آشکار شدن قیامت، دچار حسرت می گردد و چیزهایی را که به حساب نمی آورد، برایش ظاهر می شود و

می بیند که در پرونده ی او به حساب آمده است.

با دقت در فرازهایی که تا کنون بیان شد، درمی یابیم که روزه و نماز، مقدمه ای برای بیداری از غفلت و بهترین راه توجه به خداوند است.

در فراز آخر از این دعا می خوانیم:

خدایا! جرمم را ببخش و از من درگذر، ای بخشنده ی گنه کاران!

این فراز از دعا به بخشش جرایم و گناهان اشاره دارد. در واقع، پس از انجام نماز و روزه _ آن گونه که شایسته است _ زمینه ی چنین درخواستی فراهم می شود؛ زیرا نیرو گرفتن از روزه و نماز و تقرب به خدا، سبب تصفیه ی روح انسان می شود و مقدمات مغفرت و آمرزش را فراهم می سازد. خدا را به این امید صدا می زنیم که رحمت او بر غضبش، سبقت گیرد و باران رحمت و مغفرت خویش را بر این خاک آلودی انسانی فرو فرستد.

خطاپوشی از صفات خداوند متعال است؛ زیرا او ستارالعیوب و غفّار الذنوب است. پشیمانی از ارتکاب گناه و امید بستن به رحمت و مغفرت الهی، شیطان را ناامید و درمانده می کند و راه را برای هدایت انسان می گشاید. در صدر اسلام نیز چنین متداول بوده است که افراد گنه کار و مجرم خدمت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله شرفیاب می شدند و تقاضا می کردند که آن حضرت برای پذیرش توبه ی آنان دعا کند. گفته اند که ابولبابه، پس از پایان جنگ خندق مأموریت یافت که به میان یهود بنی قریظه برود، سخنان ایشان را بشنود و به پیامبر صلی الله علیه و آله بگوید. وقتی یهودیان پیمان شکن ابولبابه را در میان خود دیدند، با او مشورت کردند و پرسیدند که در صورت تسلیم شدن در برابر پیامبر صلی الله علیه و آله چه سرانجامی خواهند داشت؟ ابولبابه در پاسخ، با دست خود به گلویش اشاره کرد؛ یعنی در صورت تسلیم شدن، کشته می شوید. با این حال، بی درنگ پشیمان شد و با خود گفت: به خدا و پیامبر خیانت کردم.

ولی در بازگشت به مسجد رفت و با ریسمانی، گردن خود را به یکی از ستون های مسجد بست و گفت: هرگز خود را از بند رها نمی کنم، مگر این که توبه ام پذیرفته شود یا بمیرم. هنگامی که ابولبابه تأخیر کرد، پیامبر صلی الله علیه و آله از حال او جویا شدند. داستانش را به حضرت گفتند. پیامبر فرمود: اگر نزد ما می آمد، از خداوند برایش طلب آمرزش می کردیم. اما اکنون که به درگاه خدا توبه کرده، او سزاوارتر است و هرچه صلاح می داند درباره ی او انجام دهد. سرانجام پس از مدتی، آیه ای نازل شد و خطاب رسید که توبه ی او پذیرفته شده است، بدین وسیله پیامبر صلی الله علیه و آله پذیرش توبه را به ابولبابه بشارت داد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله با دست های مبارک خود، ریسمان از گردن او باز کرد و فرمود: اکنون، توبه ات پذیرفته شد، چنان که گویا تازه از مادر متولد شده ای!

باید گفت از آن زمان، این ستون در مسجدالنبی صلی الله علیه و آله به نام ستون توبه یا اسطوانه ی ابی لبابه نامیده شد.

قرآن کریم با لحنی آکنده از لطف و محبت، آغوش رحمتش را به روی همگان باز کرده و فرموده است:

قُلْ یا عِبادِی الذین اَسْرفُوا عَلی اَنْفُسِهِم لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ اِنَّ اللّهِ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا؛

بگو ای کسانی که دچار گناه شده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید؛ زیرا خدا همه ی گناهان را می آمرزد.

قرآن کریم در دستورهای سه گانه درباره ی توبه می فرماید درهای غفران و رحمت بدون استثنا به روی همه ی بندگان گشوده است، به شرط این که پس از ارتکاب گناه به خود آیند و تغییر مسیر دهند. آنان باید به درگاه خدا روی آورند، در برابر فرمانش تسلیم باشند و با عمل، صداقت خود را در این توبه و بازگشت نشان دهند.

بسیاری از گناه کاران، پس از انجام گناهان کبیره، چنان ناراحت و پشیمان هستند که باور نمی کنند راه بازگشتی دارند. آنان می پرسند: آیا به راستی گناهان ما قابل بخشایش است؟ آیا برای ما راهی به سوی خدا باز است؟ آیا پلی در پشت سر ما وجود دارد که ویران نشده باشد؟ این آیات به همه ی آنان نوید می دهد که راه به روی همه ی شما باز است. باید دانست توبه از گناه، افزون بر آثار و برکات معنوی، مواهب ظاهری دنیا را نیز متوجه انسان می سازد، عمران و آبادی می آفریند و مایه ی طول عمر و بهره گیری از مواهب حیات می شود.

امام صادق(ع) می فرمایند:

همانا خدای عز و جل به توبه ی بنده ی مؤمنش _ هنگامی که توبه کند _ شاد می شود، چنان که یکی از شما هنگامی که گم شده ی خود را پیدا کند، شاد می شود.

 

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: