۰

داستان درسی که سقراط به شاگردانش داد

در این مطلب داستان درسی که سقراط به شاگردانش داد را برای شما آورده ایم.
کد خبر: ۲۵۰۶۵۶
۱۳:۴۱ - ۱۹ بهمن ۱۳۹۹

«شیعه نیوز»: سقراط تبسم كرد و گفت: پس از مرگ، اگر مرا يافتيد، هر كار كه خواستيد، بكنيد.
بالاخره، سقراط همانند تمامی موجودات به مرگ، محكوم شد . اكنون او بايد خود را براى مرگ آماده كند.
كسانى گرد او جمع شدند و از او خواستند كه از عقايد خود دست بردارد تا حكم دادگاه درباره او اجرا نشود. سقراط، گفت: هرگز به حقيقت، پشت نمى‏ كنم . من آنچه را كه فهميده ‏ام، گفته‏ ام و از آن، دست بر نخواهم داشت .

گفتند: فقط براى نجات خود، سخنى باب ميل آنان بگو . پس از آن كه آزاد شدى، باز به عقايد و باورهاى خود بازگرد .
سقراط گفت: هرگز چنين نخواهم كرد . من مرگ را پذيرايم، ولى دروغ را تن نمى‏ دهم.

شاگردانش، گريه مى‏ كردند و ضجه مى ‏زدند . يكى از آن ميان گفت:اى استاد! اكنون كه دل به مرگ داده‏ اى و خود را براى سفر آخرت آماده مى ‏كنى، ما را بگوى كه پس از مرگت، تو را در كجا و چگونه، به خاك بسپاريم . سقراط تبسم كرد و گفت: پس از مرگ، اگر مرا يافتيد، هر كار كه خواستيد، بكنيد. شاگردان دانستند كه استاد، در آخرين لحظات عمر خويش نيز، به آنان درس معرفت مى ‏دهد و دريافتند كه پس از مرگ انسان، آنچه باقى مى‏ ماند، خود او نيست؛ بلكه مقدارى گوشت و استخوان است كه اگر به سرعت، آن را در جايى دفن نكنند، فاسد خواهد شد.
سقراط به آنان آموخت كه آدمى، پس از مرگ، به جايى مى ‏رود كه زندگان، او را نمى ‏يابند و آنچه از او ميان مردم، باقى مى‏ ماند، جسمى است كه ديگر، ارتباطى و نسبتى با انسان ندارد. از اين رو به شاگردانش گفت: اگر مرا يافتيد، هر كار كه خواستيد، بكنيد . يعنى شما مرا نخواهيد يافت تا در اين انديشه باشيد كه كجا و چگونه دفن كنيد.

تبسم كنان گفت شان استاد كه بر رفتگان دل نبايد نهاد
گرم بازيابيد، گيريد پاى به هر جا كه خواهيد، سازيد جاى
شدند آگه آن زيركان در نهفت كه استاد دانا بديشان چه گفت ...

منابع:
- قابوسنامه، باب بيست و هشتم، ص 142 .
- تاريخ الحكماء، ص 284 .
- اقبالنامه، ص 277 :

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: