۰

روایاتی که می‌گویند گناهانی؛ مانند دروغ، غیبت، و ... روزه را باطل می‌کند، معنایشان چیست؟

از پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است: یکی از چیزهایی که روزه را از بین می‌برد، دروغ است؛ اما مقصود از این دسته روایات اثر معنوی و باطنی روزه است که چنین گناهانی این اثر را به حداقل رسانده و یا آن‌را از بین می‌برد؛ چون روزه دارای درجاتی است.
کد خبر: ۲۲۱۹۱۷
۰۹:۱۴ - ۱۴ فروردين ۱۳۹۹

شیعه نیوز:
پرسش
مقصود از برخی روایات که می‌گویند گناهانی؛ مانند دروغ گفتن، غیبت، و ... روزه را باطل می‌کند، چیست؟
پاسخ اجمالی
از پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است: یکی از چیزهایی که روزه را از بین می‌برد، دروغ است؛ اما مقصود از این دسته روایات اثر معنوی و باطنی روزه است که چنین گناهانی این اثر را به حداقل رسانده و یا آن‌را از بین می‌برد؛ چون روزه دارای درجاتی است.
بر این اساس، انجام چنین گناهانی به بطلان فقهی روزه نخواهد انجامید؛ یعنی این‌گونه نیست که روزه دروغ‌گو باطل شده و باید قضای آن‌را به جا آورد و یا کفاره داد. مگر دروغ بستن بر خدا، پیامبر و جانشینان پیامبر که در این صورت روزه را باطل می‌کند.
پاسخ تفصیلی
از لحاظ حکم فقهی؛ دروغی که دروغ بر خدا، پیامبر و جانشینان پیامبر نباشد، مبطل روزه نیست؛[1] یعنی نیاز به قضا و اعاده ندارد. اما از جهت پاداش معنوی؛ دروغ، ظلم، غیبت و... اثر معنوی روزه را به شدت کاهش داده و یا در برخی موارد آن را کاملاً بی‌اثر می‌کند.
توضیح این‌که روزه داراى درجاتی است:
1. روزه عمومى
2. روزه ویژه
3. روزه بسیار ویژه[2]
روزه عمومى؛ خوددارى کردن از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات روزه است که در رساله‌های توضیح المسائل ذکر شده است.
روزه ویژه؛ با مواردی تحقق می‌یابد:
الف. بازداشتن چشم از نگاه کردن به آنچه که ناپسند است و قلب را مشغول کرده، از یاد خدا غافل می‌کند. امام صادق( علیه السلام ) فرمود: «نگاه [ناپسند و شهوانی] تیر مسمومى است از تیرهاى شیطان، هر کس از ترس خدا دست از نگاه کردن بردارد خدا به او ایمانى می‌دهد که حلاوت و شیرینی آن‌را در قلبش احساس کند».[3]
ب. حفظ زبان از بیهوده‌گویى، دروغ، غیبت، سخن‌چینى، فحش، بد دهنى و جدال. پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: «روزه سپر است، وقتى یکى از شما روزه است ناسزا نگوید، نادانی نکند و اگر کسى با او نزاع کرد یا به او ناسزا گفت بگوید من روزه‌ام [و در صدد جبران نباشد]».[4]
همچنین از آن‌حضرت نقل شده است: «پنج کار است که روزه‏ را از بین می‌برد: دروغ‏، غیبت، سخن‌چینى، قسم دروغ و نگاه شهوت‌آمیز».[5]
امام صادق( علیه السلام ) فرمود: «هنگام روزه، زبانتان را از دروغ حفظ کنید».[6]
همان‌طور که بیان شد؛ این گناهان، اثر معنوی و باطنی روزه را کاهش داده و یا از بین می‌برد. ولی با این وجود، این دسته از روایات به معنای بطلان فقهی روزه نیست.
ج. بازداشتن گوش از شنیدن محرّمات؛ همان‌طور که خداى تعالى گروهى را نکوهش کرده، و می‌فرماید: «سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ اکَّالُونَ لِلسُّحْتِ‏»؛[7] آنها همواره شنونده و پذیرنده دروغ بوده و خورنده حرامند.
پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: «کسى که غیبت می‌کند و کسى که به غیبت گوش فرا می‌دهد در گناه‏ شریک‌اند».[8]
د. حفظ دیگر اعضای بدن مانند دست و پا از انجام اعمال ناشایست و بازداشتن شکم از خوردن حرام در افطار و سحر؛ چه این‌که غذاهای حرام، سمومى هستند که دین را هلاک می‌کنند و روزه دواى آن است، و دارو با وجود سم سودى نمی‌بخشد.
پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: «چه بسا روزه دارانى که از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى سودى نمی‌برند».[9]
در تفسیر این حدیث گفته شد: منظور کسى است که با خوراک حرام افطار کند. یا منظور کسى است که با روزه از خوردن طعام حلال خوددارى می‌کند و با غیبت از گوشت مردم افطار می‌کند. و یا منظور کسى است که اعضا و جوارح خود را از گناه حفظ نمی‌کند. می‌توان گفت که منظور این حدیث، همه این‏ موارد باشد.[10]
هـ. به هنگام افطار در خوردن حلال هم به‌طورى زیاده‌روى نکند که شکمش پُر شود. چطور می‌توان با روزه بر دشمن خدا تسلط پیدا کرد و هواى نفس را مهار کرد تا روحیه تقوا و پرهیزکاری تقویت شود، وقتی که انسان خود را تا شب از شهوات باز می‌دارد تا به آنها رغبت پیدا می‌کند، آن‌گاه آن‌قدر می‌خورد تا شکمش پُر می‌شود؟! پس سزاوار است براى افطار به صورت معمولی غذا بخورد و شکمش را پُر نکند.
و. بعد از افطار، قلبش خوف و رجاء داشته باشد؛ چون نمی‌داند روزه‌اش قبول شده و از مقرّبین است یا ردّ می‌شود و از مغضوبین می‌باشد.[11]
با جمع شدن این شش امر، روزه از سطح عمومى بالاتر رفته و دارای پاداش و آثار معنوی زیادی است.
امام صادق( علیه السلام ) در حدیثى به این نوع روزه اشاره کرده، می‌فرماید: «روزه گرفتن، تنها به خویشتن‌دارى از نوشیدن و خوردن نیست. مریم(س) مادر عیسى( علیه السلام ) گفت: من نذر کرده‌ام که براى خداى رحمان روزه باشم؛ یعنى جز به ستایش خداى رحمان، دهان خود را باز نکنم. اگر روزه گرفتید، زبان خود را حفظ کنید. چشم خود را [از نگاه حرام] حفظ کنید. نزاع مکنید. حسد مورزید... خدمت‌کار خود را با نیش زبان آزار مدهید. آرامش و وقارى که ویژه روزه‌دارى است، از دست مدهید. مبادا روز روزه شما مانند روزهاى دیگر باشد».[12]
روزه بسیار ویژه؛ روزه قلب از همّت‌هاى پَست و افکار دنیوى و بازداشتن آن از غیر خدا است.[13] بطلان این روزه با فکر کردن در غیر مبدأ و معاد و با فکر کردن در مورد دنیا است، مگر در مواردى که از آنها براى دینش استفاده می‌کند، در این صورت فکر در مورد دنیا توشه آخرت است. همان‌طور که از امام صادق( علیه السلام ) چنین روایت شد: رسول اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: «روزه سپر است؛ یعنى پرده‌اى در مقابل آفات دنیا و حجابى در برابر عذاب آخرت است، پس چون روزه گرفتى به این نیّت بگیر که خود را از شهوات حیوانى حفظ کنى، پس خودت را مانند بیماری بدان که تمایلی به خوردن و نوشیدن ندارد، در هر لحظه منتظر شفا از مرض گناهان باش و باطنت را از هر کدورت و غفلت و ظلمتى که از اخلاص دورت می‌کند تطهیر کن».[14]

[1]. «اگر روزه‌دار به گفتن یا به نوشتن یا به اشاره و مانند این‌ها به خدا و پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم ) و جانشینان آن‌حضرت عمداً نسبت دروغ بدهد اگر چه فوراً بگوید دروغ گفتم یا توبه کند، روزه او باطل است و احتیاط واجب آن است که حضرت زهرا(س) و سایر پیغمبران و جانشینان آنان هم در این حکم فرقى ندارند»؛ امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج 1، ص 900، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، 1424ق.
[2]. فیض کاشانی، محسن‏، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ج ‏2، ص 130، قم، مؤسسه النشر الاسلامی‏، چاپ چهارم، 1376ش؛ شبّر، سید عبد الله، الأخلاق، ص 69، قم، چاپ مکتبة العزیزی، 1374ش.
[3]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏4، ص 18، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.
[4]. ابو طالب مکى، محمد بن على‏، قوت القلوب فى معاملة المحبوب و وصف طریق المرید إلى مقام التوحید، ج ‏1، ص 141، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، بی‌تا؛ غزالى، محمد بن محمد، إحیاء علوم الدین، ج ‏3، ص 429، بیروت، دار الکتب العربى‏، چاپ اول، بی‌تا.
[5]. ابن ابی حاتم رازی، عبد الرحمن بن محمد، العلل، ج 3، ص 144، مطابع الحمیضی، چاپ اول، 1427ق.
[6]. شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج ‏10، ص 166، قم، مؤسسه آل البیت( علیه السلام )، چاپ اول، 1409ق.
[7]. مائده، 42.
[8]. المحجة البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏2، ص 133؛ إحیاء علوم الدین، ج ‏3، ص 429.
[9]. شیخ طوسی، الأمالی، ص 166، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق؛ وسائل الشیعة، ج ‏1، ص 72.
[10]. الأخلاق، ص 70.
[11]. المحجة البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏2، ص 132 – 135؛ الأخلاق، ص، 69 – 70.
[12]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏4، ص 87 – 88، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[13]. المحجة البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏2، ص 131؛ الأخلاق، ص 70.
[14]. منسوب به امام جعفر صادق( علیه السلام )، مصباح الشریعة، ص 135، بیروت، اعلمی، چاپ اول، 1400ق.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

T

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: