فیض رحمان

فیض رحمان
زن همراه با چند چمدان، و دختر و پسر گوشه‌ای از خیابان ایستاده‌اند. گرمای تابستان چنان به آنها حمله کرده که بچه‌ها بی‌تابی می‌کنند. مردشان آنسوتر در خیابان تلاش می‌کند شاید بتواند یک تاکسی بگیرد. تاکسی‌های اینترنتی با دیدن چمدان‌ها درخواست آنها را لغو می‌کنند. مقصد آخرشان زنجان است اما تاکسی‌ها آنها را به ترمینال غرب نمی‌رسانند.
کد خبر: ۲۷۲۶۰۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۱/۰۶/۰۶