مرز‌های جغرافیایی

مرز‌های جغرافیایی
جلوی باب الجواد غلغله است. پنج تا جیغ و بیست و چند تا شِکوه و هشت تا شکایت و هزار تا التماس دعا. بعضی‌ها هم آنقدر دلشان تنگ است که طاقت تا رسیدن و دیدن ندارند و از سر خیابان به پیشواز سلام می‌دهند. مردی با کلاه نمدی و یک مشت نان سنگگِ پیچیده به روزنامه. زن جوانی با مو‌های زیتونی و ناخن‌های لاک خورده. پیرزنی آمده از سرزمینی دور با بقچه و لهجه و چشم‌هایی متفاوت، و منی که بین این جمعیت دنبال خودم میگردم!
کد خبر: ۲۶۷۴۸۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۱۲