عباسقلی خان

عباسقلی خان
برای چند لحظه تمام خانه به دور سرم چرخید، چشم‌هایم سیاهی رفت، زانوهایم سست شد، آبرو و حیثیتم در معرض گردباد قرار گرفته بود. چرا این کار را کردم؟! چرا توی مدرسه؟! خدایا! کمکم کن، نفهمیدم، اشتباه کردم…
کد خبر: ۲۴۹۲۲۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۱۰/۳۰