سرّ دلبران

سرّ دلبران
آن سالی که پیاده به کربلا مشرّف شدم، در موقع مراجعت از عتبات عالیات، از شهر مقدّس «کاظمین» به طرف «بغداد» حرکت کردم و از آنجا به طرف مرز «ایران» آمدم، مریضیِ من به شدّت عود کرد، کم کم مریض و ضعیف شدم و بعد علاوه بر بیماری مبتلا به خون دماغ شدم. در طول چند روز، قدرت و توان من تمام شد که دیگر قدرت راه رفتن نداشتم. وقتی که به یکی از روستاهای اطراف «کرمانشاه» رسیدیم، استخوان های بدنم نمایان شده بود، خیلی نحیف و ناتوان شده بودم...
کد خبر: ۲۳۷۱۲۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۶/۰۴