حسن بن مسعود می گوید: یک روز به محضر امام هادی علیه السلام رسیدم، در آن روز بر اثر زمین خوردگی، انگشتم ضربه دیده بود و بر اثر تصادف با یک نفر سوار، دوشم نیز آسیب دیده بود، غیر از اینها، در میان ازدحام جمعیت، لباسهایم نیز پاره شده بود، از هر سو به تنگ آمده بودم، با عصبانیت گفتم: «ای روزگار، خدا شر تو را از سر من کوتاه کند، ای روز! عجب روز بدی هستی!!» امام هادی علیه السلام به من رو کرد و فرمود: «تو هم با اینکه با ما رفت و آمد می کنی، این حرفها را می زنی و گناه خود را بر گردن بی گناهی می افکنی؟!»
کد خبر: ۳۰۳۴۳۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۰/۱۵
ابن ابی الحدید از امام علی( علیه السلام ) نقل میکند:«در زمان رسول خدا( صلی الله علیه و آله و سلم ) جزئی از ایشان محسوب میشدم. مردم همچنانکه در افق آسمان به ستارگان نگاه میکنند به من نگاه میکردند. سپس روزگار از من چشم پوشاند و مرا همسنگ این و آن قرار داد و بعد ...
کد خبر: ۲۰۶۶۱۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۹/۱۷
اختصاصی/
کد خبر: ۶۸۵۱۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۲/۰۸