گره گشا

گره گشا
تسبيحي را كه از دانه هاي خرما ساخته بود، در دست راستش گرفته بود و پشت سر هم صلوات مي ‌فرستاد... دوستش كه مدت ‌ها از او بي‌ خبر بود، به ديدنش آمده بود. از ديدن اين صحنه، بسيار تعجب كرد و گفت: چرا صلوات مي ‌فرستي؟
کد خبر: ۹۹۴۳۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۲۳