غادة

غادة
يادداشت هاي «غادة» همسر لبناني شهيد چمران؛
مصطفی لبخند به لبش داشت و من خیلی جا خوردم. فکر می‌کردم که کسیکه اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می‌ترسند باید آدم غسی‌ای باشد، حتی می‌ترسیدم، اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیرکرد. دوستم مرا معرفی کرد و مصطفی با تواضعی خاص گفت: شمایید؟ من خیلی سراغ شما را گرفتم زود‌تر از این‌ها منتظرتان بودم. مثل آدمی که مرا از مدت‌ها قبل می‌شناخته حرف می‌زد. عجیب بود. به دوستم گفتم:مطمئنی که دکتر چمران این است؟ مطمئن بود.
کد خبر: ۶۷۲۸۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۲۰