شیعه نیوز | یک پژوهشگر غربی بررسی کرده که چگونه انتساب آثار ادبی و مکتوب به ائمه شیعه، بهعنوان یکی از منابع مرجعیت دینی عمل کرده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، ترزا برنهایمر، دکترای تاریخ و سیاست خود را در مرکز پژوهشی خلیلی در لندن کسب کرده است و هماکنون پژوهشگر دانشگاه لودویگ ـ ماکسیمیلیان در شهر مونیخ آلمان است. علائق پژوهشی او شامل تاریخ اسلام از سال ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ در مناطق مرکزی و شرقی اسلام، و خصوصاً شکلگیری و زمینهمند شدن اسلام در دوران باستان متاخر است.
برنهایمر تحقیقاتی درباره تاریخ شیعه و ظهور خواص اسلامی، بهویژه علویان انجام داده است. او اخیراً به مسئله رنگ در تاریخ اسلام علاقهمند شده است و به تحقیق در تفاسیر دینی، تاریخنگاریها، و آثار علمی اسلامی در این زمینه مشغول است.
او کتاب «علویان: اولین خاندان در جهان اسلام، ۷۵۰ تا ۱۲۰۰ میلادی» (انتشارات دانشگاه ادینبرا، ۲۰۱۳) را منتشر کرده و همچنین مجموعه مقالات «دوران باستان متأخر: چشماندازهای شرقی»(۲۰۱۲) را ویراستاری کرده است.
آثار منتسب به ائمه شیعه؛ منابعی مهم در مرجعیت دینی
ترزا برنهایمر بهعنوان یک مورخ در فصلی با عنوان «حاکمان بهعنوان مؤلف: علی بن ابیطالب(ع) و دیگر ائمه دوازدهگانه» که در کتاب «حاکمان بهعنوان مؤلفان در جهان اسلام» منتشر شده، بررسی میکند که انتساب آثار مکتوب به ائمه شیعه دوازدهامامی چگونه به منبعی برای مرجعیت دینی تبدیل شده است.
او با استفاده از تحلیل متون و شواهد نسخههای خطی، تصویری کلی از گونههای ادبی و موضوعاتی ارائه میدهد که این آثار به ائمه نسبت داده شدهاند و در عین حال بررسی میکند که توصیف ائمه بهعنوان «مؤلف» در سنت فکری شیعه چه معنایی دارد.
برنهایمر درباره اهداف گستردهتر پژوهش خود گفت: در مقاله حاکمان بهعنوان مؤلف: علی بن ابیطالب و دیگر ائمه دوازدهگانه»[علیهم السلام]، تلاش کردم به بحثهای مربوط به اقتدار دینی، مؤلفبودن و شکلگیری متون معتبر در تاریخ فکری اسلام کمک کنم. هدف من بررسی این موضوع بود که انتساب آثار متعدد به علی بن ابیطالب و دیگر ائمه در سنت شیعه دوازدهامامی چگونه بهعنوان ابزاری برای ایجاد اقتدار متنی و مشروعیت دینی عمل کرده است؛ موضوعی که نقش ائمه را نهتنها بهعنوان دریافتکنندگان دانش الهی یا باطنی، بلکه بهعنوان حضوری مؤلفانه در سنت شیعه نشان میدهد.
او افزود: تلاش کردم تنوع شگفتانگیز موضوعات و گونههای ادبی منتسب به ائمه را بررسی کنم و هدف و زمینه این انتسابها را مورد مطالعه قرار دهم.
وی تصریح کرد: برخی از آثاری که به ائمه نسبت داده شدهاند، تنها از طریق عنوانشان شناخته میشوند؛ برخی دیگر را میتوان از طریق نقلقولهایی که در آثار متأخر آمدهاند، بازسازی کرد و برخی نیز در قالب نسخههای خطی باقی ماندهاند. یکی از زمینههای هیجانانگیز برای پژوهشهای آینده، بررسی شواهد نسخههای خطی است: نخستین بار چه زمانی انتساب برخی آثار را به شکل فیزیکی و در قالب نسخههای خطی مییابیم؟ این آثار تا چه اندازه تکثیر شدهاند؟ بررسی دقیق نسخههای خطی باقیمانده میتواند بُعد ارزشمندی به این استدلال بیفزاید و به ما کمک کند مسیر تاریخی و حیات بعدی این متون را ترسیم کنیم و سازوکارهایی را که از طریق آنها اقتدار مؤلفانه تثبیت شده است، بهتر بشناسیم.
آثار منسوب به ائمه از نگاه شیعه پژوه آلمانی
برنهایمر فصل کتاب خود را با اشاره به «الفهرست» ابن ندیم آغاز میکند؛ کتابشناسی عربی متعلق به قرن دهم میلادی. این اثر، امام علی(ع) و امام باقر(ع) را در میان شخصیتهای نخستین اسلامی مرتبط با تولیدات فکری معرفی میکند، اما بیشتر ائمه دیگر شیعه دوازدهامامی را بهعنوان مؤلف ذکر نمیکند؛ موضوعی که برنهایمر با توجه به شمار فراوان آثاری که بعدها به این ائمه نسبت داده شدهاند، آن را شگفتانگیز میداند.
او در این باره مینویسد: «این غیبت واقعاً شگفتانگیز است؛ زیرا سنت اسلامی متأخر، چه در میان اهل سنت و چه در میان شیعیان، آثار فراوانی را به ائمه دوازدهگانه نسبت داده است.»
این فصل قصد ندارد فهرستی جامع از این آثار ارائه دهد، بلکه گونهشناسی آنها را بر اساس دستههای موضوعی بررسی میکند. این دستهها شامل تفسیر قرآن، مجموعههای حدیثی، رسالههای فقهی، ادعیه، خطبهها، متون کلامی، آثار پزشکی، شعر و حتی نوشتههایی درباره کیمیا هستند.
این پژوهش همچنین گونههای مختلف آثاری را بررسی میکند که ائمه در آنها بهعنوان مؤلف معرفی شدهاند.
یکی از این دستهها آثار تفسیری است که در آنها شخصیتهایی مانند امام باقر(ع) و امام صادق(ع) به ارائه تفسیر قرآن نسبت داده شدهاند.
ترزا برنهایمر خاطرنشان میکند که «دانش تفسیری قرآن از جمله تواناییهای محوری منتسب به ائمه شیعه است»، اما در عین حال تأکید میکند که بهطرز شگفتآوری تعداد اندکی تفسیر کامل قرآن در قالب نسخههای خطی موجود، به آنان نسبت داده شده است.
در زمینه متون فقهی نیز او به آثاری همچون «رساله الحقوق» منسوب به امام سجاد(ع) اشاره میکند. برنهایمر این اثر را «خلاصهای کوتاه از حقوق خداوند بر انسان» توصیف میکند و مینویسد که این متن در آثاری متعلق به قرن دهم میلادی حفظ شده است.
ادبیات عبادی و خطبههای ائمه
حوزه مهم دیگر، ادبیات عبادی است که صحیفه سجادیه از شناختهشدهترین نمونههای آن به شمار میرود؛ مجموعهای از دعاهای منسوب به امام چهارم شیعیان. این آثار در نسخههای خطی متعددی حفظ شده و به زبانهای مختلف نیز ترجمه شدهاند.
برنهایمر همچنین به خطبهها و سخنان منسوب به ائمه توجه میکند که در میان آنها نهجالبلاغه جایگاه ویژهای دارد. نهجالبلاغه مجموعهای مشهور از سخنان، نامهها و خطبههای منسوب به امام علی(ع) است که در قرن دهم میلادی توسط شریف رضی گردآوری شده است.
برنهایمر در جمعبندی خود اشاره میکند که دورههای آلبویه و صفویه به نظر میرسد مقاطع مهمی در تثبیت و گسترش متون شیعی و انتساب آنها به ائمه بودهاند.
وجود این آثار در کتابخانههای غیرشیعی، از جمله کتابخانه اشرفیه در دمشق، بازتابدهنده چیزی است که او آن را «ابهام فرقهای» مینامد؛ یعنی احترام و تکریم ائمه که از مرزهای فرقهای فراتر رفته است.
این فصل با تأملی درباره اهمیت ادامه این پژوهش به پایان میرسد؛ بهویژه با توجه به ابزارهای دیجیتال جدید که میتوانند بررسی نسخههای خطی را تسهیل کنند.
برنهایمر مینویسد: «امکانات جدید پژوهشی که علوم انسانی دیجیتال در اختیار حوزه ما قرار داده است، این موضوع را به زمینهای عالی برای دستیابی به درکی کاملتر نهتنها از شکلگیری دانش شیعی، بلکه از روند تاریخی شکلگیری دانش اسلامی بهطور کلی تبدیل کرده است.»
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/