سکوت رسانه های غرب نسبت به بزرگترین تجمع انسانی جهان

 چرا حماسه‌ای به این بزرگی از قاب دوربین‌های رسانه های غرب فراری است؟
چند توصیه به بیماران دیابتی در سفر اربعین
کد خبر: ۳۲۵۲۴۵
۰۹:۵۱ - ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

 شیعه نیوز | زمزمه «هیهات منا الذله»در گلوی میلیونها زائر پیاده روی اربعین می پیچد؛ چرا رسانه‌های جهان از انعکاس این تصاویر می‌ترسند؟

به گزارش «شیعه نیوز»، تصورش را بکنید پیرمردی نود ساله که عصایش را چون پرچمی بر دوش گرفته، کودک پنج ساله‌ای که پاهای تاول‌زده‌اش را به زحمت روی آسفالت داغ می‌کشد، مادری که نوزاد شیرخواره‌اش را در آغوش فشرده و زیر آفتاب سوزان قدم برمی‌دارد. همه آمده‌اند تا مسافتی هشتاد کیلومتری را پیاده طی کنند. اینجا بزرگترین رویداد انسانیِ به‌حال‌سکوت‌رفته جهان در حال وقوع است. سوال اینجاست: اگر این تصاویر اینقدر نفس‌گیر و انسانی است، چرا رسانه‌های جهانی چشم‌هایشان را بسته‌اند؟ پاسخ در زمزمه‌ای نهفته است که از گلوی همین کودکان و پیران شنیده می‌شود: «هیهات منا الذله»؛ هرگز به ذلت تن نخواهیم داد. این شعار، کابوس شبانه استکبار جهانی است.

 چرا حماسه‌ای به این بزرگی از قاب دوربین‌های رسانه های غرب فراری است؟

 تصور کنید یک رویداد خبری با این مختصات وجود داشته باشد که بیش از بیست میلیون انسان از هفتاد ملیت مختلف، در یکی از ناامن‌ترین مناطق خاورمیانه، مسافتی طولانی را پیاده طی می‌کنند. هیچ حادثه امنیتی رخ نمی‌دهد. هیچ آشوبی نیست. گرسنه‌ای نمی‌ماند. تشنه‌ای سر بر بالین نمی‌گذارد. موکب‌های مردمی، بی‌آنکه ریالی از دولت‌ها بگیرند، میلیون‌ها وعده غذا توزیع می‌کنند. این رویداد، از منظر جامعه‌شناسی، مدیریت بحران، و انسان‌شناسی، یک معجزه مدرن است. اما رسانه‌های جریان اصلی، گویی طبق یک پروتکل نانوشته، تصمیم گرفته‌اند این «شهر خدا» را از روی نقشه اخبار جهان پاک کنند.

 چرا؟ چون این تصاویر، زهر مهلکی است برای روایت رسمی آنها از «اسلام» و «خاورمیانه». آنها سال‌هاست اسلام را مساوی با خشونت و خاورمیانه را مساوی با هرج‌ومرج جلوه می‌دهند. اما حالا با تصویری مواجه‌اند که در آن، یک نوزاد شیرخواره در آغوش مادرش، در میانه بیابان، سفیر صلح و عشق می‌شود. این تصویر، تمام کلیشه‌های رسانه‌ای آنها را به چالش می‌کشد. اگر این تصاویر جهانی شود، مردم دنیا خواهند پرسید این‌ها کیستند که با این همه مهربانی و ایثار، به استقبال رنج می‌روند؟

 بیایید به دل این حماسه برویم و با گوشت و پوستمان رنج و عشق درهم‌تنیده این سفر را لمس کنیم. جذابیت واقعی اربعین در همین جزئیات نهفته است؛ جزئیاتی که رسانه‌های جهانی، سانسورشان را نه یک خطای حرفه‌ای، که یک ضرورت استراتژیک می‌دانند.

 پیرمردی که تاریخ را قدم می‌زند. در مسیر نجف تا کربلا، پیرمردی نود ساله را تصور کنید که هر قدمش با لرزشی همراه است. عصای چوبی‌اش را محکم گرفته و زیر لب زمزمه می‌کند. از او می‌پرسی چرا این راه سخت را آمده‌ای؟ اشک در چشمانش حلقه می‌زند و می‌گوید: «من سالها منتظر این لحظه بودم. اگر پاهایم توان نداشته باشند، روی دست‌هایم خواهم رفت. حسین (ع) با لب تشنه شهید شد، من نتوانم چند قدم با پای پیاده بروم؟» این پیرمرد، نماد نسلی است که ایستادگی در برابر ظلم را نه از کتاب‌ها، که از شیره جانش آموخته است. اگر این تصویر از تلویزیون‌های غرب پخش شود، مردم سالخورده آنجا که در خانه‌های سالمندان انتظار مرگ می‌کشند، چه حسی خواهند داشت؟ آیا نخواهند پرسید که چه هدفی می‌تواند اینقدر به یک انسان سالخورده، انرژی و انگیزه بدهد؟

 کودکی که پاهایش از او بزرگتر شده‌اند. کودکی هفت ساله را ببینید که پاهای کوچکش پر از تاول شده است. مادرش می‌گوید: «دیگر بس است، سوار ماشین می‌شویم.» اما کودک با گریه التماس می‌کند: «نه مامان! من می‌خواهم مثل حضرت رقیه (س) باشم. او هم با پای پیاده به کربلا رفت.» این کودک، در حالی که هنوز الفبای زندگی را کامل نیاموخته، درس «آزادگی» را در این مسیر مشق می‌کند. رسانه‌های غربی که همیشه نگران «کودکان کار و  حقوق کودک» هستند، چرا این تصویر را پنهان می‌کنند؟ زیرا این کودک، کودکی نیست که نیاز به ترحم داشته باشد؛ این کودک، قهرمانی است که درس‌های بزرگ می‌دهد. اگر هم‌سن‌وسالانش در اروپا و آمریکا ببینند که کودکی در عراق، این‌گونه برای یک هدف معنوی رنج می‌کشد و افتخار می‌کند، نظام ارزشی مصرف‌گرایانه‌شان فرومی‌ریزد.

 نوزادی که در آغوش اربعین شیر می‌خورد. مادری جوان با نوزاد سه ماهه‌اش. باد گرم بیابان صورت نوزاد را سرخ کرده است. مادر، چادرش را سایبان کودک کرده و به راهش ادامه می‌دهد. می‌گوید:  «می‌خواهم پسرم با شیر من، عشق حسین (ع) را بنوشد. می‌خواهم اولین سفر زندگی‌اش، سفر به سوی آزادگی باشد.» این صحنه، یک تصویر عظیم از انتقال نسلی یک فرهنگ است. فرهنگ «مبارزه با ظلم» نه در کلاس‌های درس، که در شیر مادر و در گرمای آغوش، در میانه بیابان تعلیم داده می‌شود. رسانه‌های جهانی از این تصویر وحشت دارند، چون این یعنی مکتب حسینی، راهی برای تکثیر خود یافته است که با هیچ بمب و موشکی نمی‌توان آن را از بین برد.

 معلولی که با ویلچر، کوه را جابه‌جا می‌کند. جوانی که پاهایش را در جنگ از دست داده، با ویلچر در میان خیل جمعیت پیش می‌آید. گاهی چرخ‌های ویلچرش در گل‌ولای یا شن‌های روان گیر می‌کند. مردم او را روی دست بلند می‌کنند. او می‌گوید: «من پاهایم را در راه دفاع از حرم از دست دادم، اما دلم را نه. من با همین ویلچر اعلام می‌کنم که اگر پاهایمان را هم قطع کنند، باز هم به راه حسین (ع) ادامه می‌دهیم.» این صحنه، نمایش قدرت شکست‌ناپذیری است که از ایمان می‌آید. رسانه‌ها این را نشان نمی‌دهند، چون اگر کسانی که تحت ستم فیزیکی و اقتصادی در جهان زندگی می‌کنند این صحنه را ببینند، می‌فهمند که معلولیت و محدودیت، پایان راه نیست.

 کالبدشکافی یک ترس استراتژیک؛ چرا "هیهات منا الذله" خطرناک است؟

 حال به هسته مرکزی ترس آنها می‌رسیم که همان شعار «هیهات منا الذله» است. این شعار، یک جمله عربی کهن نیست؛ یک بیانیه سیاسی زنده و پویاست که هر زمزمه‌کننده‌اش، تبدیل به یک سرباز در نبرد نرم علیه استکبار می‌شود. رسانه‌ها از این شعار می‌ترسند چون:

 1. نسخه بی‌بدیل "نه" گفتن است. در دنیایی که تمام سازوکارهای قدرت برای وادار کردن ملت‌ها به تسلیم طراحی شده، «هیهات منا الذله» یک الگوی عملی برای «نه» گفتن به تحریم، به اشغالگری و به زورگویی است. وقتی یک دهقان هندی یا یک کارگر برزیلی این شعار را از زبان یک پیرزن عراقی بشنود، از خود می‌پرسد: چرا ما در برابر ظلم اقتصادی تسلیمیم؟

 2. ایدئولوژی «مرگ بر آمریکا» را شخصی‌سازی می‌کند. استکبار می‌تواند با شعارهای سیاسی مقابله کند، چون آن‌ها را «افراطی‌گری» می‌نامد. اما چگونه می‌تواند با تصویر مادری که نوزادش را شیر می‌دهد و می‌گوید «پسرم آزاده خواهد بود» مقابله کند؟ این تصویر، شعار «مرگ بر ظالم» را از یک مفهوم انتزاعی سیاسی، به یک ارزش خانوادگی و عمیقاً شخصی تبدیل می‌کند.

 3. ثابت می‌کند تحریم و تهدید بی‌اثر است. آنها سال‌هاست مردم این منطقه را با جنگ و تحریم تحت فشار گذاشته‌اند تا تسلیم شوند. اما راهپیمایی اربعین با این عظمت، یک رفراندوم سالانه است که نشان می‌دهد این مردم نه تنها تسلیم نشده‌اند، بلکه عزمشان برای مبارزه با ظلم هر سال راسخ‌تر می‌شود. پخش این تصاویر یعنی اعتراف به شکست مطلق پروژه‌های «تحریم تا تسلیم».

 سکوت رسانه‌ای بر فراز دریای مواج اربعین، نشانه ضعف نیست، نشانه وحشت عمیق است. آنها می‌ترسند که اگر این پرده کنار برود، مردم جهان از خود بپرسند: چه چیز در کربلاست که یک پیرمرد نود ساله، یک کودک هفت ساله، یک مادر جوان و یک جانباز را اینگونه بی‌قرار کرده است؟ چه داستانی پشت این همه رنج و عشق نهفته است؟

 آنها وحشت دارند از روزی که آن دانشجوی اروپایی یا آن کارگر آمریکایی لاتین، با دیدن تصویر کودکی که با پاهای تاول‌زده «هیهات منا الذله» زمزمه می‌کند، از خواب غفلت بیدار شود و بفهمد که «آزادگی» نه یک واژه لوکس دانشگاهی، که یک انتخاب است؛ انتخابی که یک نوزاد در آغوش مادرش می‌کند، یک پیرمرد با عصایش، و یک ملت با تمام وجودش. آنها می‌ترسند که اگر این تصاویر منتشر شود، مکتب حسینی دیگر فقط برای شیعیان نباشد؛ بلکه به نسخه‌ای جهانی برای شکستن زنجیرهای بردگی مدرن تبدیل شود. و این دقیقاً همان چیزی است که میلیون‌ها پای پیاده در جاده‌های منتهی به کربلا، بی‌اعتنا به سکوت رسانه‌ها، هر سال فریاد می‌زنند.

 

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

منبع: ABNA
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
captcha