
شیعه نیوز | در صورت وقوع زلزلههای بزرگ، استانهایی نظیر مازندران، گیلان، تهران و هرمزگان پایینترین سطح تابآوری لرزهای را دارند
به گزارش «شیعه نیوز»، امدادگران هر چند دقیقه یکبار از مردم میخواهند سکوت کنند؛ شاید کسی هنوز زیر آوار زنده باشد. بیلهای مکانیکی تودههای بتن و آهن را کنار میزنند و خانوادهها چشم از خرابههایی که روزی خانهشان بود، برنمیدارند. یک هفته از زمینلرزه ونزوئلا گذشته است، اما در ایالت «لاگوایرا» شمار جانباختگان همچنان رو به افزایش است و با گذشت هر ساعت، امید به پیدا شدن بازماندگان کمتر میشود. آنچه این روزها از ونزوئلا مخابره میشود، برای ایرانیها تصویر ناآشنایی نیست. از طبس و رودبار تا بم، ورزقان، سرپلذهاب و خوی، زلزله بارها همین صحنهها را تکرار کرده است؛ آوار، چشمانتظاری و مسابقهای با زمان برای نجات جان کسانی که شاید هنوز زیر خرابهها زنده باشند.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد همه زلزلهها پایان یکسانی ندارند. در بعضی کشورها، زمینلرزه هزاران قربانی میگیرد و شهرها را برای سالها از پا میاندازد. در بعضی دیگر، با وجود لرزشهای شدید، ساختمانها پابرجا میمانند، خدمات حیاتی ادامه پیدا میکند و عملیات امداد در همان دقایق نخست آغاز میشود.
همین تفاوت، تجربه کشورهایی مانند ژاپن، شیلی، نیوزیلند، مکزیک و ترکیه را برای ایران مهم میکند؛ کشورهایی که هر کدام پس از تجربه یک فاجعه، قوانین ساختوساز، مدیریت بحران و برنامهریزی شهری خود را تغییر دادند تا زلزله بعدی قربانیان کمتری بگیرد.
زندگی با زلزله
وقتی هشدار زلزله در ژاپن به صدا درمیآید، همهچیز از قبل برنامهریزی شده است. قطارهای سریعالسیر بهطور خودکار ترمز میکنند، آسانسورها در نزدیکترین طبقه میایستند، بخشی از شبکه گاز قطع میشود و میلیونها تلفن همراه تنها چند ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب هشدار دریافت میکنند. برای بسیاری از ژاپنیها، این چند ثانیه تفاوت میان زندگی و مرگ است.
ژاپن روی یکی از فعالترین کمربندهای لرزهای جهان قرار دارد. بر اساس دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS)، حدود ۱۰ درصد زلزلههای بزرگ جهان در اطراف این کشور رخ میدهد. با این حال، آنچه ژاپن را به الگویی جهانی تبدیل کرده، تعداد زلزلههایش نیست؛ بلکه شیوه زندگی با زلزله است.
نقطه عطف این مسیر، زلزله «کوبه» در سال ۱۹۹۵ بود؛ زمینلرزهای که در آن بیش از شش هزار و ۴۰۰ نفر جان باختند و ضعف بسیاری از ساختمانها و زیرساختها آشکار شد. پس از آن، دولت ژاپن آییننامههای ساختمانی را بازنگری کرد، مقاومسازی ساختمانهای قدیمی را سرعت بخشید و استفاده از فناوریهایی مانند «جداسازهای لرزهای» را گسترش داد؛ سامانهای که با جذب بخشی از انرژی زمینلرزه، شدت لرزش منتقلشده به ساختمان را کاهش میدهد.
همزمان، آژانس هواشناسی ژاپن یکی از پیشرفتهترین سامانههای هشدار سریع زلزله جهان را توسعه داد. این سامانه که از سال ۲۰۰۷ بهصورت سراسری فعال است، با استفاده از هزاران حسگر لرزهای، امواج اولیه زلزله را شناسایی میکند و چند ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب، هشدار را به تلفنهای همراه، شبکههای حملونقل، رسانهها و مراکز حیاتی میفرستد.
کارآمدی این زیرساختها در زلزله و سونامی «توهوکو» در سال ۲۰۱۱ بیش از هر زمان دیگری دیده شد. اگرچه زمینلرزه ۹ ریشتری یکی از قدرتمندترین زلزلههای ثبتشده جهان بود، اما به گفته آژانس هواشناسی ژاپن و گزارشهای سازمان ملل، بخش زیادی از ساختمانهای مدرن عملکرد قابل قبولی داشتند و بیشتر قربانیان نه بر اثر فروریختن ساختمانها، بلکه به دلیل سونامی جان خود را از دست دادند.
شاید مهمترین تفاوت ژاپن با بسیاری از کشورهای زلزلهخیز، در فناوری خلاصه نشود. زلزله در این کشور بخشی از فرهنگ عمومی است. کودکان از سالهای نخست مدرسه آموزش میبینند، مانورهای دورهای برگزار میشود، ساختمانها بهطور مداوم ارزیابی میشوند و استانداردهای ساختوساز مرتب بهروز میشوند. به همین دلیل، آمادگی برای زلزله در ژاپن یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از برنامهریزی دائمی شهرهاست.
وقتی قانون فقط روی کاغذ نماند
بامداد ۲۷ فوریه ۲۰۱۰، زمین در شیلی با بزرگی ۸.۸ ریشتر لرزید؛ یکی از قویترین زلزلههای ثبتشده جهان. بیش از ۵۰۰ نفر جان باختند، حدود دو میلیون نفر تحت تأثیر قرار گرفتند و خسارتها به دهها میلیارد دلار رسید. اما آنچه نگاه مهندسان را به خود جلب کرد، تعداد ساختمانهایی بود که با وجود شدت لرزش، پابرجا ماندند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارشی درباره این زلزله، یکی از مهمترین دلایل کاهش خسارت را اجرای دقیق مقررات ساختمانی دانسته است. شیلی پس از زلزله ۹.۵ ریشتری «والدیویا» در سال ۱۹۶۰، قوانین ساختوساز خود را بارها بازنگری کرد و اجرای آنها را به یکی از اولویتهای دولت تبدیل کرد.
پژوهش منتشرشده در نشریه تخصصی «طراحی سازههای بلند و ویژه» نیز نشان میدهد عملکرد مناسب بسیاری از ساختمانهای مدرن در زلزله ۲۰۱۰، نتیجه دههها اصلاح آییننامههای لرزهای و نظارت بر اجرای آنها بود، نه صرفاً پیشرفت فناوری.
این زلزله البته ضعفهایی را هم آشکار کرد. بخش مهمی از قربانیان بر اثر سونامی جان باختند و سامانه هشدار سونامی با انتقادهای فراوان روبهرو شد. پس از آن، دولت شیلی ساختار مدیریت بحران را اصلاح کرد، سامانه هشدار را ارتقا داد و هماهنگی میان دستگاههای مسئول را افزایش داد.
امروز شیلی یکی از نمونههای موفق مدیریت خطر زلزله به شمار میرود. رویترز در گزارشی پس از زلزله اخیر ونزوئلا، تجربه این کشور را نمونهای از تأثیر اجرای واقعی مقررات ساختمانی دانسته و نوشته است که سختگیری در نظارت بر ساختوساز، نقشی تعیینکننده در کاهش تلفات داشته است.
ساختن شهری تازه
ظهر ۲۲ فوریه ۲۰۱۱، مرکز شهر «کرایستچرچ» در نیوزیلند شلوغ بود که زمین ناگهان لرزید. بزرگی زلزله ۶.۲ ریشتر بود؛ عددی که در مقایسه با بسیاری از زلزلههای بزرگ جهان چندان چشمگیر به نظر نمیرسید. اما عمق کم زلزله و نزدیکی کانون آن به شهر باعث شد خسارت گستردهای به بار بیاید. ۱۸۵ نفر جان باختند، هزاران ساختمان آسیب دید و قلب اقتصادی دومین شهر بزرگ نیوزیلند برای مدتها از کار افتاد. سازمان زمینشناسی نیوزیلند (GeoNet) این زلزله را یکی از پرهزینهترین بلایای طبیعی تاریخ کشور توصیف کرده است. بررسیهای فنی نشان داد بسیاری از ساختمانهای قدیمی، بهویژه بناهای آجری و تاریخی، توان مقاومت در برابر لرزش را نداشتند؛ در حالی که ساختمانهای جدید، که بر اساس آییننامههای بهروز ساخته شده بودند، عملکرد بهمراتب بهتری داشتند.
اما واکنش نیوزیلند به این زلزله فقط آواربرداری و بازسازی ساختمانها نبود. دولت این کشور، بنابر گزارش وزارت تجارت، نوآوری و اشتغال نیوزیلند (MBIE)، قوانین ارزیابی ایمنی ساختمانها را بازنگری کرد، مقاومسازی ساختمانهای آسیبپذیر را سرعت بخشید و استانداردهای طراحی لرزهای را سختگیرانهتر کرد. همزمان، طرحی جامع برای بازسازی کرایستچرچ تدوین شد؛ طرحی که علاوه بر ساختمانها، فضاهای عمومی، زیرساختهای حیاتی، مسیرهای اضطراری و حتی کیفیت زندگی شهری را نیز در بر میگرفت. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارشی درباره بازسازی کرایستچرچ، یکی از مهمترین درسهای این تجربه را «هماهنگی میان دولت، مدیریت شهری، بخش خصوصی و شهروندان» میداند. بازسازی این شهر بیش از یک دهه زمان برد، اما نتیجه آن تنها ساختن ساختمانهای جدید نبود؛ شهری بود که برای زلزله بعدی آمادهتر شده است.
تجربه نیوزیلند نشان میدهد تابآوری فقط به مقاومت ساختمانها محدود نمیشود؛ گاهی مهمتر از ساختن دوباره، این است که شهر چگونه دوباره طراحی شود.
فرصت چندثانیهای
هر سال ۱۹ سپتامبر، درست ساعت ۱۱ صبح، آژیرهای هشدار زلزله در شهرهای مختلف مکزیک به صدا درمیآید. مردم از ساختمانها خارج میشوند، مدارس و ادارهها مانور تخلیه برگزار میکنند و زندگی برای چند دقیقه متوقف میشود. این مانور یادآور زلزله ویرانگر سال ۱۹۸۵ است؛ حادثهای که بخش بزرگی از «مکزیکوسیتی» را ویران کرد و به گفته دولت مکزیک، هزاران نفر را به کام مرگ کشاند.
مرکز ملی پیشگیری از بلایای مکزیک (CENAPRED) زلزله ۱۹۸۵ را نقطه عطف مدیریت بحران این کشور میداند. پس از آن، قوانین ساختوساز اصلاح شد، ساختار مدیریت بحران تغییر کرد و یکی از نخستین سامانههای هشدار سریع زلزله جهان شکل گرفت.
امروز سامانه هشدار سریع مکزیک (SASMEX) با استفاده از صدها حسگر لرزهای، امواج اولیه زلزله را ثبت میکند و پیش از رسیدن امواج مخرب، هشدار را از طریق آژیرهای شهری، رادیو، تلویزیون و تلفنهای همراه منتشر میکند. مرکز ابزار و ثبت لرزهای مکزیک (CIRES) میگوید این سامانه، بسته به فاصله کانون زلزله، بین چند ثانیه تا حدود یک دقیقه فرصت برای واکنش ایجاد میکند؛ فرصتی که میتواند به توقف مترو، خروج مردم از ساختمانها و کاهش تلفات کمک کند. با این حال، زلزله ۷.۱ ریشتری سال ۲۰۱۷ نشان داد فناوری بهتنهایی کافی نیست. این زمینلرزه ۳۶۹ کشته بر جا گذاشت و دهها ساختمان را فرو ریخت. گزارشهای سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS) و دانشگاه ملی خودمختار مکزیک (UNAM) نشان داد بسیاری از ساختمانهای تخریبشده یا پیش از اجرای استانداردهای جدید ساخته شده بودند یا مقررات ساختمانی در آنها بهدرستی اجرا نشده بود. تجربه مکزیک نشان میدهد چند ثانیه هشدار، فقط زمانی میتواند جان انسانها را نجات دهد که شهر و شهروندان از قبل برای استفاده از همان چند ثانیه آماده شده باشند؛ آمادگیای که با آموزش، تمرین و اجرای دقیق قوانین به دست میآید، نه صرفاً با نصب تجهیزات.
ضعف نظارت
بامداد ۶ فوریه ۲۰۲۳، جنوب ترکیه با دو زمینلرزه پیاپی به بزرگی ۷.۸ و ۷.۵ ریشتر لرزید؛ زلزلههایی که بیش از ۵۰ هزار کشته در ترکیه و هزاران قربانی در سوریه بر جای گذاشتند و یکی از مرگبارترین فجایع طبیعی دهههای اخیر را رقم زدند. تصاویر ساختمانهای چندطبقهای که ظرف چند ثانیه به تلی از آوار تبدیل شدند، این پرسش را دوباره مطرح کرد که چرا بعضی ساختمانها میایستند و بعضی دیگر نه؟
سازمان مدیریت بحران و حوادث ترکیه (AFAD) اعلام کرد دهها هزار ساختمان در این زلزله فروریخت و صدها هزار ساختمان دیگر نیاز به تخریب یا بازسازی پیدا کردند. اما خیلی زود روشن شد که شدت زلزله تنها دلیل این حجم از خسارت نبوده است.
ترکیه پس از زلزله مرگبار ازمیت در سال ۱۹۹۹، آییننامههای لرزهای خود را بهطور اساسی اصلاح کرد و نسخه جدید مقررات ساختمانی را نیز در سال ۲۰۱۸ به اجرا گذاشت. با این حال، بانک جهانی و مؤسسه مهندسان زلزله آمریکا (EERI) در گزارشهای خود تأکید کردهاند که بخشی از ساختمانهای فروریخته یا پیش از اجرای استانداردهای جدید ساخته شده بودند یا در روند ساخت آنها، نظارت کافی بر اجرای مقررات وجود نداشت. پس از زلزله، دولت ترکیه صدها پیمانکار، مهندس و مسئول پروژههای ساختمانی را تحت پیگرد قرار داد. همزمان، پروژه مقاومسازی و نوسازی ساختمانهای پرخطر، بهویژه در استانبول، سرعت بیشتری گرفت. روزنامه «فایننشال تایمز» نیز در گزارشی نوشت زلزله ۲۰۲۳ نشان داد داشتن قوانین پیشرفته، بدون نظارت مؤثر و اجرای دقیق، نمیتواند امنیت شهروندان را تضمین کند. شاید مهمترین درس تجربه ترکیه همین باشد؛ تابآوری فقط با تصویب قانون به دست نمیآید. کیفیت اجرا، نظارت بر ساختوساز، مقابله با تخلفات و مقاومسازی ساختمانهای قدیمی، همان حلقههایی هستند که اگر نادیده گرفته شوند، حتی سختگیرانهترین مقررات هم نمیتوانند از تبدیل یک زلزله به فاجعهای انسانی جلوگیری کنند.
نوبت ایران
ژاپن، شیلی، نیوزیلند، مکزیک و ترکیه هر کدام مسیر متفاوتی را طی کردهاند؛ یکی روی فناوری و هشدار سریع سرمایهگذاری کرده، دیگری اجرای قوانین ساختمانی را جدی گرفته، کشوری بازسازی شهر را فرصتی برای افزایش تابآوری دانسته و کشوری دیگر، پس از یک فاجعه، ضعف نظارت را اصلاح کرده است. اما میان همه این تجربهها یک نقطه مشترک وجود دارد؛ هیچکدام منتظر زلزله بعدی نماندند.
ایران نیز روی یکی از فعالترین پهنههای لرزهای جهان قرار دارد و در یک قرن گذشته بارها زلزلههای ویرانگری را تجربه کرده است. از طبس و رودبار تا بم، سرپلذهاب و خوی، هر زلزله بخشی از ضعفهای ساختوساز، مدیریت بحران یا زیرساختهای شهری را آشکار کرده است. در عین حال، سالهاست زمینشناسان و متخصصان مدیریت بحران درباره احتمال وقوع زلزلهای بزرگ در تهران هشدار میدهند؛ شهری که علاوه بر خطر گسلها، با تراکم بالای جمعیت، بافتهای فرسوده، ساختمانهای آسیبپذیر و محدودیت مسیرهای امدادرسانی روبهرو است.
تجربه کشورهای زلزلهخیز نشان میدهد تابآوری، محصول تصمیمهایی است که سالها پیش از وقوع بحران گرفته میشوند؛ از کیفیت ساختوساز و نظارت بر اجرای قوانین گرفته تا آموزش عمومی، توسعه سامانههای هشدار، مقاومسازی زیرساختها و آمادگی نهادهای امدادی.
زلزله را نمیتوان متوقف کرد، اما میتوان مانع از آن شد که یک پدیده طبیعی به فاجعهای انسانی تبدیل شود. شاید مهمترین پرسش برای ایران هم دیگر این نباشد که زلزله چه زمانی رخ میدهد؛ پرسش این است که اگر همین امروز زمین بلرزد، شهرهای ما تا چه اندازه برای آن آمادهاند؟
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/
منبع: روزنامه پیام ما