به گزارش «شیعه نیوز»، در پی ارتحال آیت الله فیاض، خلاصه از زندگی این مرجع عظام تقلید شیعیان گردآوری شده است.
ولادت و زادگاه آیت الله فیاض
محمد اسحاق در سال ۱۹۳۰ در قریه ی صوبه جاغوری یکی از قریه های ولایت غزنی در مرکز افغانستان واقع در جنوب پایتخت این کشور یعنی کابل به دنیا آمد، او دومین فرزند خانواده و بعد از برادرش محمد ایوب است و پدرش رحمة الله (م ۱۹۸۹) کشاورز ساده ی بود که روی زمین یکی از ثروتمندان محل کار می کرد تا از کد یمین و عرق جبین خانواده و عیالش را اداره و اعاشه نماید اما او با برخورداری از سرمایه ی ایمان روح قناعت مهربانی محبت و دلسوزی که نسبت به خانواده اش داشت از نظر معنوی غنی و ثروتمند بود و در اثر محبت و ولایت او نسبت به رسول گرامی اسلام و اهل بیت اطهارش، مورد عنایت و شفاعت این خاندان قرار داشت.
این مرد کشاورز و مؤمن علائم و نشانه های نبوغ، استعداد و ذکاوت سرشار را در فرزندش محمد اسحاق مشاهده می کند، و این نبوغ و استعداد، او را ملزم می سازد تا این فرزندش را مورد عنایت و اهتمام ویژه ای قرار دهد گویا در چهره ی فرزندش در همان ایام طفولیت و کودکی آینده ی درخشان او را از مقام علم فضل و تقوی و شایستگی او برای ایفای نقش آشکار در راه خدمت به دین خدا و مؤمنین می خواند و می دید.
شروع به تحصیل
پدرش او را در حالی که پنج سال بیشتر نداشت به مکتب خانه ی شیخ قریه ی می فرستد چرا که در آن زمان مدارس كلاسيك در قريه وجود نداشت تا اصول خواندن نوشتن و آموزش قرآن را فرا بگیرد. پدر بزرگوار فرزند صغیرش را در فصل زمستان در حالی که او را با لباس های گرم پوشانده بوده تا از سرمای شدید در طول راه که صعب العبور و پوشیده از برف است در امان باشد، بر روی دوش خود صبح تا مکتب خانه ی ملای قریه می برد و غروب نیز او را بر می گرداند و مدتی را به همین منوال ادامه می دهد تا فرزند نجیب از سرچشمه های دانش معرفت و اخلاق تغذیه ی روحی نموده و سیراب می گردد و فرزند رئوف و مهربان به بار می آید و در حالی پا به سن بلوغ و جوانی می گذارد که مؤمن و محب اهل بیت است و خود تصمیم می گیرد که دروس دینی را ادامه داده و تکمیل نماید همان گونه که خواست مرحوم پدرش نیز بوده است و در نزد شیخ قریه اولیات علوم دینی و آموزش قرآن را فرا می گیرد و یکی از کتاب های علوم دینی که نزد شیخ قریه آن را می خواند کتاب جامع المقدمات است، کتابی که تألیف جمعی از مؤلفان و حاوی ۱۰ کتاب کوچک در علوم نحو، صرف منطق و اخلاق است و طلاب علوم دینی به مثابه ی مقدمه ی کتابهای درسی مراحل بالاتر که در حوزه رائج است آن را می خوانند، و به همین خاطر این مجموعه ی فشرده را جامع المقدمات نامیده اند.
ورود به مدرسه ی دینی
این دانش پژوه جدی و پر تلاش بعد از گذراندن مراحل اولیه ی آموزش در مکتب خانه ی شیخ قریه زادگاه خود را ترك نموده و وارد منطقه ی مجاور بنام حوت قل می شود تا جهت ادامه ی تحصیل وارد مدرسه ی دینی شیخ قربان على وحيدى رحمه الله گردد که از علماء و فارغ التحصیلان حوزه ی علمیه نجف در عراق بوده است.
در این مدرسه ی دینی او کتاب (جامع المقدمات» را تکمیل نموده و تا آخر می خواند و نیز كتاب البهجة المرضية في شرح الالفية» را که جزء متون درسی حوزه ها است این کتاب به دلیل نسبتی که به جلال الدین سیوطی (م ۹۱۱ هـ) مؤلف این کتاب دارد، معروف به سیوطی است این کتاب در علم نحو وقواعد لغت عرب است، تحصیل او در این مدرسه به مدت چهار سال و در محضر اساتیدش مانند شیخ ملا اسماعیل و ملا حیدر على رحمهما الله تعالى ادامه می یابد.
نظام مدرسه نیز به این ترتیب بوده که اتاق کوچکی را برای سکونت و خوابگاه در اختیار طلبه قرار می داد و طلبه با مصارف و هزینه ی شخصی خود نیازمندی های خود را از خوراک و پوشاك می بایست تهیه نماید، و و رسم بر این بوده که طلاب از خانه های خود آرد می آورده و آن را در اختیار یکی از زنان اهل قريه قرار می داده و آن ها نیز بدون دستمزد و رایگان آن را می پخته اند.
وفات مادر و هجرت به مشهد مقدس
محمد اسحاق والده ی خود را در اثر یک بیماری شدید از دست می دهد و این حادثه او را به شدت متأثر و ناراحت می گرداند چرا که با فقدان ما در عاطفه و رأفت مادری نیز می رود، اما این مصيبت علی رغم سنگینی آن او را از ادامه ی تحصیل و تعلم باز نمی دارد، بلکه بیشتر از گذشته مصمم شده و بر ادامه ی تحصیل صرار می ورزد و تصمیم می گیرد که حوزه ی علمیه ی منطقه را ترك نموده و به سمت مشهد مهاجرت نماید و این سفر نخستین گام در راه رسیدن به آرزوی دیرینه ی او بود و با علاقه ی تمام تلاش می ورزید تا به آن آرزو برسد و آن هجرت به حوزه ی علمیه ی دینی کهن نجف اشرف در عراق بود.
در شهر امام رضا (قدر)
شيخ محمد اسحاق فیاض به مدت يك سال در مدرسه ی حاج حسن واقع در منطقه ی بالا خیابان شهر مقدس مشهد به سر می برد این مدرسه بعدها در قلمرو توسعه حرم رضوی قرار گرفته و منهدم گردید و اکنون در وسط صحن بزرگ حرم مقدس قرار دارد، او در خلال این مدت كتاب حاشیه ی ملا عبد الله را میخواند این کتاب حاشیه ی است بر کتاب تهذيب المنطق تأليف ملا عبد الله بن شهاب الدين حسینی (متوفای ۹۸۱ هـ) و نیز بخشی از کتاب مطول را نزد استاد شهير شیخ محمد حسين نیشابوری معروف به ادیب نیشابوری را می خواند، این کتاب تأليف سعد الدين تفتازانی و در علم معانی، بیان و بدیع است.
شيخ محمد اسحاق تفاوتی را در شیوه ی استفاده و نظام تدریس استاد نیشابوری که بر خلاف شیوه ی متعارف حوزه ها است شیوه ی تدریس رایگان مشاهده میکند و آن اینکه استاد نیشابوری در برابر تدریس و تعلیم طلاب از آنها اگرچه به صورت رمزی حق التدريس مطالبه می کند و این مطالبه اولاً به خاطر تأمین زندگی ساده ی استاد بود و ثانیا با این کار طلاب در تحصیل علم جدی تر خواهند شد و دیگر حضور آن ها در درس صرفا يك حضور معمولی و ساده نخواهد بود.
در این دوره مرحوم حضرت آية الله سيد يونس اردبیلی عالم بزرگ و معروف شهر مشهد عهددار تأمین نان طلاب است و عالم بزرگوار مرحوم شیخ احمد کفایی نوه ی آية الله شیخ آخوند در مشهد مقدس متولی و مسؤول مدارس دینی است و مبلغ ٤٠ ريال معادل نیم دلار در آن زمان به طلاب ماهانه شهریه پرداخت می کند، و با همین مبلغ اندک طلاب زندگی ساده ی روزانه ی خود را با حداقل نیازمندی ها می گذرانند.
آرزوی رسیدن به نجف اشرف
این دشواری ها و دیگر رنج ها و مشکلاتی که شیخ محمد اسحاق فیاض با آن ها مواجه بود، او را از جدیت و تلاش خستگی ناپذیر باز نمی دارد بلکه بر اصرار و انگیزه ی او در تحصیل و تأکید به آرزوی رسیدن به حوزه ی علمیه ی دین در نجف اشراف در عراق می افزاید او مدام در جستجوی راه سفر به نجف اشرف است، حتی در زمانی که در قریه ی خود طلبه ی کوچکی بیش نبوده در این آرزو بوده است و این آرزو از وقتی در ذهن او جای میگیرد که درباره ی فضیلت شهر و حوزه ی نجف و برتری آن بر سائر شهرها و حوزه ها مطالبی را می شنود و این فضائل و خصوصیات را از طلاب اساتید و بخصوص علماء که فارغ التحصيل نجف بوده و بعد از تحصیل به مناطق خود مستقر شده اند می شنود یکی از این شاگردان و فارغ التحصیلان حوزه ی نجف بنیانگذار مدرسه دینی قریه ی حوت قل مرحوم وحیدی که او در آن درس می خواند می باشد و یا از کسانی که بطور مستمر در حال رفت و آمد به نجف اشراف بوده و بعد از برگشت در مجالس و گفتگوهای شان خصوصیات و ویژگیهای حوزه های علمیه ی را که دیده اند و یا احيانا مدتی را در آن حوزه ها مانده اند
بازگو می نموده و برتری نجف و حوزه ی علمیه ی آن را بر سائر حوزه ها یاد آور می شده اند.
خود شیخ فیاض در این رابطه می گوید: اولین باری که نام نجف و موقعیت برتر حوزه ی علیمه ی آن را شنیدم از زبان همان شیخ قریه ی ما بود و از آن به بعد در مدرسه دینی که وارد شدم مرتب نام نجف و حوزه ی علمیه ی آن را می شنیدم و هر گاه از نجف خبری را می شنیدم سخن از استاد برجسته ی آن نیز بود و او همانا سید بزرگوار استاد خویی بود و این را بیش تر از بزرگانی می شنیدم که همه از شاگردان او بودند مانند شیخ عزيز الله کابلی، سید محمد حسن رئیس و شیخ محمد على مدرس ).
پیشینه تاریخی نجف اشرف
نجف اشرف نقطه ای است که اولین تمدن ها و دیانت ها را می توان در آن جستجو نمود، در همین نجف است که حضرت آدم نوح و هود و صالح مدفون اند و محل نزول حضرت ابراهيم خليله بوده است، نجف اشرف ادامه ی حیره و کوفه است که حضرت امام على الله آن جا را پایتخت خلافت اسلامی برگزیده بود و نجف مکانی است که بارگاه با عظمت حضرت على اله در آن واقع شده است و مرقد آن حضرت مشعلی از نور است که حیات و زندگی از آن می جوشد و عاشقان آن حضرت در این نقطه خشک از کره ی زمین شهری را پدید آوردند که در نوع خود منحصر به فرد است و در گذر زمان متشکل و پررونق تر گردیده است و از آن روز تا کنون نجف ادوار مختلفی را تجربه کرده است و شرایط گوناگون را سپری نموده و هجرت به سوی این شهر نیز با فراز و نشیب و شدت و ضعف و احياناً گاه با توقف روبرو بوده است و حوزه ی علمیه ی آن نیز با نشاط و رکود و اوج و فرود تا به امروز ادامه ی حیات داده و احيانا از رونق افتاده و گاه تضعیف شده است، اما دیری نپاییده که رونق گذشته ی خود را باز یافته و به حالت طبیعی برگشته است، بلکه بحران های پدید آمده در حول نجف حوزه ی علمیه ی این شهر را نشاط تازه ی بخشیده و کارایی بیشتری به آن داده است.
این شهر، شهر دانش حکمت فضیلت و مرکز بررسی ها و پژوهش های وابسته به امت اسلامی است و از همین مرکز است که تا امروز ده ها هزار دانشمند فارغ گردیده و اندیشمندان و شخصیت های علمی نکته سنج دقیق و منتقد در این شهر علم و دانش استقرار یافته اند.
حوزه ی علمیه ی دینی نجف اشرف
شيخ الطائفه قده اولین پایه گذار و مؤسس دانشگاه نجف بود، او بعد از هجرت از بغداد در سال ٤٤٨ هـ) در نجف استقرار یافته و کاخ رفیع آن را که در حوزه ی علمیه ی این شهر نمود و تمثیل یافته اساس نهاد او تا آخرین روزهای زندگی در نجف بود و در همان شهر نیز به خاک سپرده شد تا این که به تدریج طلاب علوم دینی از جای جای سرزمین های عربی و عموما سرزمین های اسلامی در این شهر سرازیر گردیدند.
سرانجام این شهر به ظاهر کوچک دروازه هایش را به روی همگان گشود و به جز فرزندان خودش از ملت عراق، فرزندان دیگری از دنیای اسلام را که محبت و روابط عاطفی متقابل بين آن ها و نجف برقرار بود، نیز به آغوش کشیده و آنها را دلباخته ی خود ساخت و زبان قرآن کریم را هدیه و آنها را مشرف به ایمان نموده و نیز با ذخایر و گنجینه های اسلامی و علوم ائمه از آل بیت رسول الله عل آن ها را غنی ساخت.
حرکت علمی در این شهر اوج و نشاط گرفت، تا تبدیل به شهری گردید که دنیای اسلام را هر روز با دانش تازه ی خود
می تابانید و صفت شهر و مدینه ی دانش و معرفت را به خود گرفت که از علوم و فرهنگ این دین حنیف و میراث فکری سنگین آن بر منهاج ائمه ی هدی از آل رسول له نگهداری و حمایت نمایند.
فقر رنجزا و شدیدی بر نجف حاکم بود، بسیاری از بزرگان علم و اهالی نجف احيانا تکه ی نانی را نیز نمی یافتند، شاید علماء و مردم در روز يك وعده و یا حتی در دو روز يك وعده بیشتر غذا صرف نمی کردند و به همین جهت است که می بینیم شماری از این مردم در اثر بیماری های ناشی از سوء تغذیه یا در اثر قادر نبودن بر تأمین هزینه ی درمان از نعمت حیات و زندگی محروم می گردیدند یا از درمان منصرف می شدند.
اما در اوائل قرن ۱۳ هجری اساتید و مراجع که بر حوزه ی علمیه ی نجف اشراف و مدیریت داشتند، اهتمام تازه ای را مبذول ورزیدند و شیوه ی بهتر و منظم تر را پی ریزی کردند تا طلبه با عشق و انگیزه بیشتر به تحصیل ادامه دهد و دغدغه ی معاش و مسکن او را بخود مشغول ندارد و بطور ماهانه برای طلاب شهریه و مقرری تعیین کردند و نیز برخی ساختمان ها و منازل برای سکونت آنها ایجاد کردند و در نتیجه دانشجوی علوم دینی علیرغم مشکلات دیگر قدرت و فراغت بیشتری برای درس و بحث یافت.
نهاد مرجعیت
از مقیاس های فکری نجف اشرف که در امتداد تاریخ خود از آن برخوردار بوده این است که با استقلال تمام از میان علماء بزرگ مرجع دینی را بر میگزیند و پیوند وثیقی میان امت و مرجع همیشه بر قرار بوده است مرجع دینی تمثیل و تجسم عینی قد است عظمت و بالاترین مراتب علم دین در فقه و اصول دین را دارا و نائب امام غایب الله است، چرا که از سوی معصومین امر و دستور رجوع به فقهاء و مراجع داده شده است، و مردم بـه پیروی از این دستور در گرفتن احکام شرع و هر چه که مربوط به شؤونات زندگی آنها می شود به مرجع دینی مراجعه می نمایند، و ولایت و رهبری او را که برخواسته و جوشیده از اساسات دینی و اعتقادات آنها است می پذیرند.
علاوه بر مرجعیت و رهبری مرجع دینی آراسته به ورع، تقوی اخلاق و رفتار نيك و پسندیده است و همین جهات معنوی است که او را شایسته ی برای قیام به خدمت به دین و مؤمنین می نماید.
مرجع دین با استناد و تکیه به قرآن و سنت شریف نبوی احکام شرعی را استنباط نموده و مردم را در زندگی و مشاغل شان هدایت و توجیه می نماید و مردم نیز در تمامی پدیده های جدید که در زندگی آنها رخ می نمایند به او مراجعه می کنند، و مسؤولیت التزام به مبادی و اصول که چکیده و گوهر دین است، و رابطه پیوستگی پدیده های جدید که در عرصه های مختلف زندگی مردم پیش می آید با این اصول به برکت عنصر اجتهاد و به عهده مرجع دینی است.
مرجعیت مقام و نهادی است که عالم امین و آگاه به مبادی اسلام آن را عینیت بخشیده و به عهده می گیرد، شخصیتی که در موضع گیری های خود قوی و نیرومند است و با احدی بر سر اصول و مبادی اسلام معامله و سازش نکرده و زیر بار هیچ نوع تطميع، فریب و تهدیدی نمی رود و با پشتوانه ی دانش منطق و اندیشه ی اسلامی از مسلمان و حرمت او دفاع می کند، و در جهت گسترش روح اخوت محبت و مساوات بين مسلمين با قطع نظر از جاه و مال در حقوق و واجبات آن ها تلاش می نماید.
نجف و جایگاه علمی آن
شيخ محمد رضا جعفری از علماء برجسته و فارغ التحصيل نجف می گوید نجف اشرف از آن جهت که محیط مساعدی است برای زندگی و رشد يك انسان مسلمان شیعی از هر نقطه ی دیگر جهان تشیع برتری و امتیاز دارد و این برتری به برکت وجود مقام امير المؤمنين الله در این شهر و به دلیل مرکزیت علمی آن است.
علي رغم مشكلات و دشواری های که برای زندگی کردن در این شهر به دلایل مختلفی وجود دارد این برتری و ویژگی را به جز نجف اشرف هیچ شهر دیگری ندارد نجف در قلب شیعه جای دارد و این بدان معنا است که زندگی در این شهر علي رغم تمامى فشارها، تنگناها، حساسیت ها و دیگر مشکلات برای یک شیعه ی عاشق شیرین و با جذبه است، هرگاه شیعه نجف را از دست بدهد که خدا نکند – هیچ نقطه ی دیگری که پناهگاه فکر شیعی باشد وجود ندارد، کسی که نجف را به دلیل جنبه ی معنوی و علمی آن برای زندگی برگزیده است با تمام عشق زندگی در این شهر را پذیرا و در آغوش می کشد و این اجازه را به خود نمی دهد که از نجف به منطقه ی دیگری نقل مکان دهد، اگرچه در آن نقطه ی دیگر نان بیشتر و لقمه ی چرب تر میسر گردد. کسی که نجف را بر گزیده به هیچ عنوان راضی نمی شود که از نجف جدا گردیده و جای دیگری را برگزیند حوزه ی علمیه در نجف عاملی نیرومندی است در جهت جذب مردم به سوی خود و ایجاد الفت میان آن ها و علي رغم تمامی فشارها و شرایط سخت سیاسی یا طبیعی و یا جتماعی همه ی کسانی را که از اطراف می آیند در آغوش گرفته و آنها را متحد و منسجم نگه مي دارد.
نجف اساس و بنیاد شیعی دارد و در آن دوستان و اولیاء امير المؤمنين الله سکونت دارند و انتخاب محل سکونت از سوی شیعیان به دلیل عشق و رغبت به هم جوار بودن با این مرقد عظیم است این شهر از شروع تأسیس تا امروز مرکزی از مراکز تشیع بوده است و طراحان سیاست پی هم در تلاش بوده اند تا میان نجف به عنوان مرکز شیعی و شیعیان فاصله ایجاد نمایند، اما موفق نشده اند و نتوانسته اند جلو مهاجرت شیعیان به این شهر را بگیرند ساکنان نجف فشارهای زیادی را تحمل کرده اند از فشار تشنگی گرفته تا حملات و تهاجمات صحرانشین ها و بیابان گردها تا آنجا
که احيانا تحمل و صبر در برابر آن فشارها محال به نظر می رسد اما در نتیجه این تحمل و پایداری به آرامش و امنیت رسیدند و شهر از عطش تشنگی سیراب گردید.
از روزی که شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسی حوزه ی علمیه را از بغداد در سال ٤٤٨ به نجف منتقل کرد این شهر تبدیل به مركز تدریس فقه جعفری و علوم دینی گردید و در فاصله ی زمانی کوتاه تدریس را به حله و سپس به کربلا منتقل کرد اما دیری نپایید که به نجف بازگشت و پایه و اساس حوزه را در آن شهر مستحکم ساخت.
شيخ محمد جواد مغینه، نویسنده و محقق معروف مسلمان در وصف نجف در قرن گذشته می گوید نجف شهری است که مردمان زیادی را از شهرها و کشورهای مختلف پذیرا گردیده است در این شهر از ایران افغانستان روسیه هند، تبت بحرين، حجاز سوریه، لبنان و عراق سکونت دارند و شمار جمعیت این شهر به هشتاد هزار نفر می رسد، علی رغم اختلاف این ساکنان – از نظر مليت طبع خاص خود را دارد و غالباً ساکنان خود را گرد هم آورده و از دیگران متمایز ساخته است این طبع و ویژگی – ویژگی دینی است با تمام فروع و شعائر آن در مرکز شهر ضریح شريف واقع شده که بازارها و محله مدارس دینی و چندین مسجد وجود دارد، و هر مسجدی امام جماعت دارد، یا حلقه و حلقاتی از درس در آن برگزار می گردد، در نجف از سینما خبری نیست مراکز و محله های برای هرزگی بی بند و باری و عرضه ی آلات و وسایل لهو و لعب و نیز مراکز فروش خمر و مشروبات الکلی در آن وجود ندارد.
به هر سور و نمایی حلقات درس مجالس وعظ ارشاد عزاداری نماز جماعت و فرادی تلاوت قرآن ادعيه، اذکار و مناجات می بینی، به خصوص در دهه ی محرم و ماه مبارك رمضان و ایام زیارات آری نجف با توجه به مدارس مجالس، انجمن ها و بیشتر عادات و رسومی که دارد یک شهر دینی است، شعارش سادگی و فروتنی است و غالباً فرقی بین فقیر و غنی در نوع لباس و مسکن وجود ندارد، بلکه بسیاری از صاحبان زمین را می بینیم که املاك خود را برای دیگران رها کرده اند و رو به عبادت آورده اند در این شهر عباد زهاد و متصوفه زیاداند و مردمان زیادی از دورترین نقاط به این منظور و در حالیکه از دنیا و لذت های آن چشم پوشیده اند به این شهر هجرت کرده اند هر کسی که در نجف مقیم شود و یا وارد این شهر گردد خواسته یا ناخواسته باید در برابر دین و شعائر دینی بحكم محیط و رسوم و تسلیم و خاضع باشد و هیچ کسی توان تخطی و خارج شدن از اوضاع موروثی و جاری در نجف اشرف را ندارد.
تأثیرات نجف بر اهالی و ساکنان
از تأثیرات عوامل دینی یاد شده زهد علماء و عادات اجتماعی و فرهنگی و موقعیت عمومی نجف این است که مردمان و اهالی آن نجيب و نيك سيرت باشند گفتار و کردارشان فقط برای خداوند است، اگر سخن بگویند در سخن شان صداقت و هدایت است و اگر سکوت نمایند در سکوت شان اندیشه و اصلاح امت است، اگر کاری انجام دهند در کارشان خیر و نیکی است اگر اخوت و برادری پیشه نمایند و یا اگر دشمنی ورزند فقط در راه خداوند است و حضرت آيت الله شيخ محمد اسحاق فیاض یکی از این کسانی است که به نجف اشرف مهاجرت نموده و از چشمه سار پاکیزه ی علوم نجف سیراب شده و در مکتب آن تربیت یافته و با آداب و اخلاق آن آراسته گردیده است شاگرد جدی و کوشا بوده و اکنون
استاد برجسته و ماهری است، حتی زعیمی از زعماء نجف و یکی از چهره های برجسته در میان علماء بزرگ نجف است که مسؤولیت یکی از مهم ترین حلقات درس و بررسی علمی در نجف و همچنین مرجعیت مردم را در تقلید به عهده دارد.
مسافرت آیت الله فیاض به عراق
شیخ فیاض بعد از یک سال تحصیل در حوزه ی علمیه ی مشهد مقدس به شهر مقدس قم جهت زیارت قبر حضرت معصومه خواهر امام رضاعه می آید و از آنجا به شهر اهواز می آید و از آنجا در منطقه ی محمرة و در يك مسافرخانه جای می گیرد و بعد از مدتی با سید بزرگوار جناب ابوالحسن بحرانی ارتباط بر قرار می کند شخصی که امام محمرة و از شخصیت های دینی معروف این منطقه بوده است، ایشان ترتیب مسافرت شیخ را به بصره می دهد و به او سفارش می کند که در بصره به منزل شیخ عبد المهدی مظفر ) وارد شود که از شخصیت های دینی و روشن در بصره است و خانه اش پناهگاه مردم است، شخصی که بسیار مهمان دار مهمان نواز و از کرم، اخلاق بلند و شایسته ی اسلامی و روحیه ی خدمت به مؤمنین برخوردار است.
از بصره تا نجف
شيخ محمد اسحاق فیاض مدت دو روز در منزل شیخ مظفر در بصره می ماند تا این که شیخ مظفر امکانات مسافرت او را به سوی نجف اشرف با همکاری سید على حكاك صاحب مسافرخانه ی معروف در بصره آماده می کند و شیخ از طریق قطار تا شهر مسیب که در فاصله ی ٦٠ کیلومتری جنوب بغداد قرار دارد می آید و از آنجا وارد شهر مقدس کربلا می شود و بعد از زیارت حرم امام حسین و برادرش عباسی در همان روز وارد نجف اشرف می شود و بعد از زیارت حرم امام علی بن ابی طالب اله، به عنوان مهمان در مدرسه سلیمیه واقع در محله مشراق» در حجره ی شیخ غلام حسین وارد می شود.
شیخ در نجف اشرف
اكنون يك طلبه و دانشجوی جدید وارد نجف گردیده در حالي که ۱۸ بهار از عمر او می گذرد و در طول مسافرت تا نجف اشرف تجربیات زیادی را گذرانده راحتی ها و دشواری های زندگی را با گونه های مختلف آن تجربه کرده و روش های زندگی اخلاق و عادات را در شهرهای مختلفی دیده است. اما نجف اشرف به عنوان يك شهر و حوزه ی علمیه ی آن به عنوان يك مدرسه و مکتب دشواری ها و شرایط خاص خود را دارد و این شرایط خاص همان عادات رسوم و تقاليد گوناگونی است که از ملت ها و شهرهای مختلف در این جا وجود دارد.
اما در برابر این دشواری ها این شهر خصوصیات مثبت و ارزندهی خود را نیز دارد که از همه مهم تر و مقدم تر برکت وجود مرقد امير المؤمنین امام علی ال و در درجه ی دوم گشایش و قدمت علمی حوزه ی علمیه دینی آن است که شایستگی هدایت و رهبری سایر حوزه های علمیه را دارد و هزاران دانشمند از این حوزه فارغ گردید و محل استقرار مرجعیت جهانی و اعلای شیعیان همین شهر نجف اشرف است اندیشه ها و نگاه های و پیروان آن ها در تمام نقاط جهان نیز به این نقطه دوخته شده اند.
اکنون این دانشجوی دینی تازه وارد در محیط نجف، با مسئولیت انجام تکلیف و دشواری پیمودن این راه و شرایط سخت نجف رو برو است، البته خود نیز جدی پر انرژی و نیرومند است و از پشت کار و اراده ی قوی در استمرار این راه برخوردار است مشکلات و دشواری های که او اینک به عنوان يك طلبه تازه وارد با آن ها رو برو است به عنوان نمونه عبارت اند از:
– تحمل هوای شدیداً گرم تابستان و هوای شدیداً سرد زمستان در نجف.
ضرورت فراگیری و آموزش زبان عربی برای تازه واردین که به غیر عربی تکلم میکنند.
در جست و جوی مکان مناسب برای خوابگاه و محل اقامت.
– بررسی و ارزیابی صدها حلقه ی درسی موجود که در ده ها مدرسه و مسجد در اطراف شهر برگزار می گردد که انتخاب يك حلقه ی درسی مناسب برای شاگرد از نظر سطح درس و و استاد آن بسیار سخت است.
– دست یابی به کتاب های درسی منظم یا کتاب هایی که طلبه برای مطالعات خصوصی به آنها نیازمند است.
– آشنایی با سایر طلاب علوم دینی و سطح علمی و اخلاقی آن ها به منظور انتخاب برخی از آنها به عنوان هم درس و هم بحث.
ضرورت تأمین نیازمندی های خوراک و پوشاک و سایر احتياجات زندگی
شيخ محمد اسحاق فیاض خود در این رابطه می گوید: وقتی وارد نجف اشرف شدم سال ها بعد از وفات سيد ابوالحسن اصفهانی (ره) و در اواخر دوره ی پادشاهی و او ابل دوره ی مرجعیت سید محسن حکیم (ره) بود و ماهانه مبلغ دو دینار برای هر طلبه ی معیل و مبلغ يك دينار برای طلبه ی مجرد پرداخت می کردند و غالباً خوراک و غذا، فقط نان و پیاز بود، و اصلاً تصور هم نمی کردیم که روزی از خوراکی به نام میوه استفاده نماییم.
زیارت علماء و دیدار از مدارس
این طلبه ی جدید و مهمان تازه وارد نزد یکی از طلاب که از فرزندان قوم او می باشد و قبل از او در نجف آمده به عنوان هم حجره ی او در اتاق کوچکی از اتاق های مدرسه سليميه، مستقر می شود و پس از استقرار در مدرسه به منظور ادای تکلیف احترام به بزرگان به زیارت علماء و مراجع دینی می رود تا با آن ها از نزديك آشنا گردیده و از آنها جهت تحقق هدف مهمی که خود را برای آن نذر کرده که همانا طلب دانش و خدمت به دین و مؤمنین باشد، راهنمایی و هدایت بخواهد. همچنین اقدام به دیدار شماری از مدارس و مساجدی می نماید که محل تجمع طلاب و اساتید و برگزاری حلقات درس می باشند و جستجو در این جا و آن جای شهر جهت انتخاب يك جلسه ی درس مناسب از میان این همه جلسات در همه ی این امور همکار ایشان مرحوم علامه شيخ محمد على افغانی معروف به مدرس بود، کسی که از جمله ی اهتمام ورزان به امور طلاب بوده و در جهت حل مشکلات و فراهم سازی زمینه های تحصیل و رفع حوائج و نیازمندیهای فرزندان قوم خود که مقیم در نجف بودند و به خصوص طلاب تازه وارد در نجف همکاری و مساعدت های زیادی انجام می داد.
مرحوم مدرس استاد برجسته و مشهور مرحله ی مقدمات سطوح درس های حوزه در نجف اشرف بود و به همین دلیل ملقب به مدرس شده بود، شیخ فیاض اولین بار همراه با مرحوم مدرس به زیارت مرحوم آية الله سيد محسن حکیم در جلسه ی عمومی ایشان می رود و مرحوم آية الله سيد ابو القاسم خویی را در منزلش زیارت می کند زیارت او در منزل و نه در جلسه دیدار عمومی به خاطر علاقه ی مرحوم مدرس و رابطه نزديك ايشان با آية الله خویی بوده است.
استقرار در مدرسه
شيخ محمد اسحاق فیاض در مدرسه ی سلیمیه نزد شیخ غلام حسین در یک اتاق کوچکی چند ماهی به عنوان مهمان سکونت می نماید تا این که هم درس و هم مباحثه او در جهت کامل ساختن نصف دین خود یعنی ازدواج اقدام می کند و خداوند او را جهت این کار توفیق عنایت می فرماید و بعد از ازدواج اتاق مدرسه را رها نموده و به منزل جدید خود منتقل می شود، و شیخ محمد اسحاق در این اتاق تنها می ماند و روی درس و بحث و مطالعه و نوشته متمرکز می شود.
درس ها و اساتید
از روزی که شیخ فياض وارد نجف شده و در مدرسه مستقر می شود، با انگیزه شوق و کوشش تمام بدون خستگی و ملالت به تکمیل باقی مانده ی دروس و کتابهایی می پردازد که در مدرسه ی محل یا در حوزه ی علمیه ی مشهد آن ها را ناتمام گذاشته بود و به این ترتیب کتاب قوانين الاصول تأليف ميرزا ابو القاسم قمی را که در حوزه ها به کتاب قوانین معروف است، و کتاب حاشیه ی ملا عبدالله و بخشی از کتاب الروضة البهية في شرح اللغة الدمشقية» را در نزد مرحوم شیخ میرزا کاظم تبریزی می خواند و کتاب لمعه را نزد مرحوم سید اسدالله مدنی و شیخ میرزا على فلسفی دام ظله و نیز کتاب مطول را نزد مرحوم شيخ محمد على مدرس تکمیل می کند.
بعد از تکمیل این دروس این طلبه جدی و پر تلاش به درس های سطوح عالی می پردازد تا آمادگی و شایستگی حضور در بحث های خارج را در محضر علماء بزرگ پیدا نماید، و کتاب کفایه ی مرحوم شیخ آخوند خراسانی و دو کتاب رسائل و مكاسب محرمه شیخ مرتضی انصاری را نزد مرحوم شیخ مجتبی لنکرانی می خواند و همراه با این دروس مطالعات و بررسی هایش را در کتاب های که قبلاً با بعضی از هم دوره هایش خوانده است ادامه می دهد و کتاب هایی را که از تحصیل آن فارغ گردیده برای طلاب مبتدی که بعد از خودش هستند تدریس می کند چنان که این یک روش متعارف و معمول در حوزه ی علمیه دینی نجف اشرف می باشد که طلبه از روز ورود به حوزه نظام تدریس را با آموزش به دیگران تمرین می کند هم به تعلم و هم به تعلیم می پردازد، خودش مشغول تحصیل در مرحله ی بالاتر است و تدریس هم می کند، بنابراين يك طلبه بطور همزمان هم استاد است و هم شاگرد.
در عرف حوزه های دینی از این مرحله به مرحله ی سطوح تعبیر می کنند که حدود پنج سال از وقت يك طلبه ی جدی و با پشتکار را در بر می گیرد مرحله ای که شیخ فیاض با کم تر از این مدت معمول به پایان می برد و به حلقات بحث های خارج بزرگان علماء و اساتید نجف خود را می رساند.
بحث خارج
بعد از آگاهی و اشراف شیخ فیاض بر آفاق گسترده ی اندیشه ی اسلامی و ورود در فضاهای علمی و روحی ابعاد اندیشه ی اسلامی در مراحل سطوح با قرائت کتابها و متون درسی رایج یاد شده در نزد بزرگان علماء و اساتید حوزه ی علمیه که ذکر آن ها قبلا گذشت، در حالی که با برتری و پیشرفت قابل ملاحظه و آشکاری که از سوی اساتیدش مورد ستایش و تقدیر قرار می گیرد، به مرحله ی درسی بالاتر که به بحث خارج در حوزه های علمیه معروف است صعود می نماید.
در مرحله ی درس خارج دانش پژوه علوم دینی، با آمادگی قبلی و بدون مقيد بودن به يك متن مشخص و کتاب علمی خاص در درس حاضر می شود و قبل از حضور در جلسه ی درس خودش موضوع مورد بحث را در فقه و یا اصول مورد بررسی قرار می دهد و در این موضوع خاص به اقوال و دیدگاه های علماء مراجعه می کند و تا جای که ممکن است ادله ی آن را بدست می آورد و آن را اصلاح و تنظیم می کند و پس از تقریر ادله در حد توان آن را مورد نقد و مناقشه ی علمی قرار می دهد و بعد از این بررسی و نقد خودش تلاش می کند تا به یک دیدگاه خاص در مسأله برسد.
بعد از فراغت از این تحقیق و بررسی در بحث استاد مورد نظر حاضر شده و به توجيهات تحقیقات و بحث های که او در این مسأله و آنچه مربوط به آن است انجام می دهد از طرح قول بزرگان از علماء در مسأله بررسی اصلاح تقریر ادله نقد و مناقشات روی ادله و در نهایت رأی و نظر خود استاد به دقت گوش می دهد.
در مکتب فقهی نجف سیره و عادت بر آن است که میان حرمت و وقار بزرگان از یک سو و حقیقت و انصاف و رعایت آن از سوی دیگر جمع می کنند، در هر بحثی که باشد و از سوی هر کسی که باشد بدون این که به وضعیت خاص طلبه و دانشجو و سن و سال او نظری داشته باشد و با این بیان روشن میگردد که در درس خارج حوزه ی علمیه نجف اشرف گونه ای از اشراف و توجيه عام علمی و اخلاقی و پرورش استعدادهاست که اساتید مجرب و متخصص به این کار اقدام می نمایند اساتیدی که تجربه ی طولانی تدريس، بحث و مناظره را پشت سر نهاده و به اندیشه ی صائب عمق نظر دقت در توجه و گسترش در احاطه ی علمی رسیده اند، حلقه های درس خارج از نظر وسعت و محدودیت بستگی به عواملی مانند شهرت استاد میزان روشنی بیان و تقریر درس روش ارائه استحکام و قدرت دلیل در مناقشه نظریات و طرح نظریات جدید از سوی خود استاد در این عرصه دارد.
دانشجوی علوم دینی سطح بحث های خارج بر همین روش خاص که یادآور شدیم در مباحث فقه و اصول همچنان ادامه می دهد تا به مرحله ی اجتهاد صعود نماید و در عین حال خود او نیز چنان که اشاره شد هم زمان با پیمودن مراحل درس خارج حلقاتی از درس های مرحله ی سطح را اداره می کند.
وقتی که شخص به مرحله ی اجتهاد در بحث استنباط، تنظيم ادله، جمع بين احادیث، وجود رأی مناقشه و نقد و بررسی اقوال رسید، خودش مستقل و صاحب نظر می شود و بعد از مرحله ی طولانی که گاه بیش از يك ربع قرن را در بر می گیرد، به نظریه پردازی اجتهاد و توجیه در احکام شرعی می رسد.
در توجیه نام گذاری این مرحله به بحث خارج چنین گفته شده که این مرحله از تدریس بحث های خارج از متن کتب درسی را تکمیل می کند در این بحث بر نظریه ی خاص و يا عبارت کتاب مشخصی تکیه نمی شود مانند مراحل سابق نیست و دانش پژوه در جریان به کارگیری این مرحله تحقیقات و بررسی های بالاتری را در جهت رسیدن به مرحله ی اجتهاد تمرین و ممارست می کند و از این مرحله وقتی فارغ می گردد که نسبت به گستره افق نگاه خود به مسایل و دقت در نظریات تحقیق و استحکام این نظریات اطمینان حاصل نماید.
طبیعت و روش کلی حاکم بر حلقات درس خارج آزادی کامل در رأی و تفسیر است و این آزادی مستفاد از آزادی در اجتهاد است که در تکوین شخصیت علمی در مدرسه ی نجف تأثیر گذار است و به همین جهت است که شاگرد حق دارد در جلسه ی درس گفتار استاد را قطع نموده و در برخی از نظریات و آراء او مناقشه نماید و استاد نیز به هر درجه از شهرت علمی قرار داشته باشد هرگاه بداند حق با شاگرد است در پذیرش و فروتنی در برابر رأى طلبه ی منتقد هیچ دشواری و محذوری برای خود احساس نمی کند.
در بسیاری اوقات در جلسات درس خارج، مجتهدان و صاحب نظران بزرگ حاضر میشوند چنان که در مجلس بحث استاد آية لله سید خویی چنین مجتهدان بزرگ حاضر می شدند از روزی که ایشان استاد این درس بوده تا آخر چنین بوده است و در يك چنين فضای علمی که با بحث تحقیق و تعمیق همراه می باشد، طلبه و محصل علوم دینی در نجف رشد می کند و مسائل اندیشه ی اسلامی و فقه و اصول آن برایش روشن و متجلی می گردد.
شيخ فياض در اول ۲۰ سالگی اش در جلسات بحث خارج حاضر می شود حلقات درسی بعضی اساتید بزرگ از علماء قدرتمند نجف را برای مدت چند ماهی انتخاب نموده و در آن جلسات شرکت می کند تا این که در انتخاب يك حلقه ی درسی مناسب تر به ثبات و استقرار می رسد بالاخره بحث استاد همیشگی خود را انتخاب می کند، استادی که شاگردانش با نام او و او نیز با نام شاگردان خود مشهور گشته اند و این استاد و شاگردان آنچنان به هم پیوند خورده که هرگاه نامی از خوش در میان باشد در کنار او از بزرگان چون روحانی سیستانی فیاض و دیگر شاگردان فاضل او نیز به میان می آید، همان گونه که هرگاه نامی از یکی از شاگردان او باشد نام خوبی نیز به عنوان استاد به میان می آید.
آری شیخ فیاض در درس استادش خویی مرتب و همه روزه طی بیش از ۱۵ سال بدون وقفه و انقطاع درد و حلقه ی فقه و اصول حاضر گردید و این حضور نیز يك حضور كیفی و علمی همراه با دقت تتبع و ارائه تقريرات بحث بوده است.
نگارش تقریرات
در حوزه های علمیه رسم بر آن است که علماء و فضلاء بحث های استاد را بعد از درس با برخی هم درس ها وهم كلاسان خود تقریر و گفتگو می نمایند و بعد از انجام تحقیق و اخراج مصادر و تطبيق آراء و ادله ی آن ها درس های استاد را می نویسند و پس از آن به محضر استاد ارائه می نمایند، اگر استاد آن را تأیید کرده و با آن موافقت کرد این نوشته چاپ و منتشر می شود تا بیان گر استحکام بحث و دیدگاه های استاد و فضل شاگردی باشد که آن را به تحریر در آورده است این کتاب ها در حوزه های علمیه به تقريرات معروف است و شیخ فیاض از زمان حضورش در بحث استادش امام خویی (ق) بر همین منوال پیشرفته است و بحث را برای برخی از هم دوره هایش تقریر می نموده و سپس به طور منظم و دقیق هر روز درس ها را در دو حلقه ی اصول وفقه می نوشته تا این که تقریرات پنجمین دوره ی بحث خارج اصول استادش را تکمیل می نماید و این کتاب که در ده جلد نگارش یافته است به محاضرات معروف است.
آغاز شهرت علمی
عرف جاری در نظام حوزه ی دینی بر این است که طی مراحل تحصیل در این نظام زمان بندی شده و مقید به مراحل خاص زمانی و یا به امتحان و آزمون معینی نیست تا شاگرد با عبور از آن زمان معین و با گذراندن امتحان معینی گواهینامه و پایان نامه ی تحصیلی خاصی را دریافت نموده و با دریافت آن شهرت علمی یابد، بلکه شهرت علمی و اعتراف دیگران به فضل و سطح علمی دانشجوی دینی در نتیجه ی حضور علمی مستمر و دوام دار او در حوزه پدید می آید حضور علمی مستمر یعنی حضور در عرصه های درس تدریس مباحثه و مناقشه در مجالس هنگام طرح مسائل علمی، و در رأس همه ی اینها و مهم تر از همه تقریر و تحریری است که شاگرد از بحث های استاد خودش ارائه داده و استاد نیز با چاپ و انتشار آن موافقت نموده و هنگام اجازه ی چاپ به صحت آن گواهی داده و آن را تأیید می کند و این کار استاد در عرف حوزه ی علمیه به تقریض استاد بر تقریرات مشهور است و معمولاً آنچه را که استاد به عنوان تقریض می نویسد بسیار فشرده و مختصر است اما از نظر مضمون بسیار بلند و و با توجه به شهرت و سطح علمی او، تقريض او بر تقريرات دلیل روشن و شاهد بزرگی است بر سطح علمی و فضل شاگرد و این نقطه ی آغاز شهرت شاگرد و انتشار نام و شناخت منزلت و جایگاه علمی او در سطح عموم علماء و بزرگان حوزه ی علمیه است.
و در تقریضی که امام خویی (ق) بر تقریرات شيخ فياض نوشته چنین آمده است: «الذى كتبه تقريرا لأبحاثى بأسلوب بليغ و المام جدير بالاشارة و الاعجاب». یعنی آنچه را که او به عنوان تقریر بحث های من نوشته دارای شیوه ی بلیغ و رسا دریافت دقیق و نیکو از بحث و قابل ستایش و اعجاب انگیز است و این نص تقریض امام خویی (ق) در مقدمه ی جزء اول از کتاب محاضرات است:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلاة والسلام على اشرف الانبياء و المرسلین محمد و عترته الطاهرين، و اللعنة الدائمة على أعدائهم اجمعين الى يوم الدين.
و بعد: فإني أحمد الله تعالى على ما أولانی به من تربية نفر من ذوى الكفائة و اللياقة حتى بلغ الواحد منهم تلو الآخر درجة راقية من العلم و الفضل و ممن وفقت لرعايته و حضر ابحاثي العالية في الفقه و الاصول هو قرة عيني العلامة المدقق الفاضل الشيخ محمد اسحاق الفياض دامت تأييداته و قد عرض على الجزء الاول من كتابه المحاضرات في اصول الفقه الذي كتبه تقريرا لابحاثي باسلوب بليغ و المام جدير بالاشارة و الاعجاب».
و إني أبارك له هذا الجهد الميمون و أسأله تعالى ان يوفقه لا تمام
مرامه انه ولى التوفيق في (٦ جمادى الثانية / سنة ١٣٨٢ هـ).
ابو القاسم الموسوى الخويى
ترجمه تقريض:
بنام خدای بخشنده ی مهربان
سپاس پروردگار عالمیان را و درود و سلام بر اشرف پیامبران و رسولان الهی حضرت محمد الله و عترت پاك آن حضرت و لعنت همیشگی بر دشمنان آنها تا روز قیامت.
و بعد خداوند تعالی را سپاسگزارم بر آنچه که مرا شایسته ی آن قرار داد از نعمت تربیت جمعی از شاگردان با کفایت و با لیاقت که یکی پس از دیگری به درجه ی بالای از دانش و فضل رسیده اند، از جمله کسانی که موفق به تربیت او شده ام و بحث های بلند و عالی مرا در فقه و اصول حاضر گردیده نور چشمم علامه ی مدقق و فاضل شيخ محمد اسحاق فياض دامت تأييداته است، ایشان جلد اول کتاب خود را المحاضرات في اصول الفقه بر من عرضه نمود، این کتاب تقریر بحث های من است که با سبک و شیوه ی روان دریافت دقیق قابل ستایش و شگفت انگیز آن را به نگارش در آورده است، و من این کوشش میمون را به او تبریک می گویم، و از خداوند تعالی برای او آرزوی توفیق دارم تا او را به آرزو و هدفی که دارد برساند.
انه ولى التوفيق.
(٦) جمادی الثانی سال ۱۳۸۲ هـ) ابو القاسم موسوی خویی.»
با توجه به تاریخ تقریض که برابر با ٤ / ١١ / ١٩٦٦ م است، و چاپ کتاب نیز در همین تاریخ بوده است و عمر شیخ فیاض که در سنین جوانی بوده و آنچه که استاد در آن زمان در حق او اظهار کرده است به روشنی ظاهر می شود که شیخ بزرگ ما در چه موقعیت و جایگاهی از علم و فضل قرار داشته است، و استادش در این تاریخ در حق او تا چه مرتبه اظهار محبت نموده و از مقام علمی او تقدیر و تجلیل به عمل آورده است.
چنان که خود ایشان حکایت می کند که وقتی تقریرات بحث های استادش را برای اجازه ی چاپ به محضر استاد تقديم می کند، برخی از کسانی که با چاپ آن مخالف بودند، بر امام خویی (فل) به دلیل موافقتش با طبع و انتشار آن اعتراض می کردند و به توجيهات واهی و بی پایه و به دور از منطق سلیم متمسك می شدند و یکی از آن توجيهات، جوان بودن و کم سن و سال بودن نویسنده و دیگری وابستگی و تعلق قومی او بود، اما امام خویی (ق) در رد این مخالفان می فرمود که معیار درجه ی دانش و فضل شخص است و نیز تقریرات او است که بیانگر کوشش اجتهاد زکاوت عمل خالص متابعت و استحکام ملاحظات او است، معیار در ارزیابی عمر شخص نیست و می فرمود که این اعتراض و نظیر آن را به خاطر کوچکی سن من نیز بر استادم شیخ نائینی ) بعضی ها وارد می کردند که چرا ایشان جهت چاپ بحث هایش که من نوشته بودم اجود التقريرات اجازه داده است.
و بنابراین باید انصاف به خرج داد و هر کسی را به میزان حقی که دارد باید ارج نهاد و حقش را به او داد، همان گونه که شایسته است از عظمت و پشتکار چنین شخصی قدردانی نموده و او را تشویق کرد و جهت استمرار و ادامه ی این روش او را كمك و یاری نمود و استاد بالاخره اجازه ی چاپ این تقریرات را با ستایش و تحسين مناسب مقرر و نویسنده ی آن صادر می کند، آری برخورد و رفتار امام خویی با همه ی شاگردان مجتهدش چنین بوده است. جناب شیخ فیاض در مقدمه این تقریرات می نویسد:
بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد الله العالمين والصلاة والسلام على خير خلقه محمد و آله الطاهرين. واللعنة الدائمة على اعدائهم اجمعين.
و بعد فهذا هو جزء الاول من كتابنا (محاضرات في اصول الفقه) و هو مشتمل على ما استفدته من تحقيقات عالية و مطالب شامخة و افکار مبتكرة من مجلس درس سيدنا الاستاذ الافخم سماحة آية الله العظمى السيد ابو القاسم الخویی، اذ عكفت من ضمن المئات من الطلاب على مجلس درسه الشريف في جامعة العلم الكبرى النجف الاشرف التي اسندت اليه زعامتها، وألقت بين يديه مقاليدها، فقام بالعبأ خير قيام في محاضراته و بحوثه، و تربى على يديه الكريمتين جيل من الافاضل الاعلام.
و إني إذ أبتهل الى المولى سبحانه ان يوفقنى الجزء الثاني بهذا الجزء في الطبع، اسا له تعالى ان يمتعنا و عموم المسلمين بدوام وجود استاذنا الافخم و يديم ايام افاداته العامرة. وما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب.
محمد اسحاق الفياض
ترجمه به نام خدای بخشاینده ی مهربان
سپاس پروردگار عالمیان را و درود و سلام بر بهترین خلقش حضرت محمد مد صل الله علله و و آل طاهرینش و لعنت همیشگی بر دشمنان همیشگی آن ها.
و بعد این اولین جلد از کتاب ما محاضرات في اصول الفقه است، این کتاب شامل مجموعه مطالبی است که از تحقیقات عالی و مطالب بسیار بلند و ارزشمند اندیشه های ابتکاری سرور و استاد اعظم و فرزانه ی ما حضرت آية الله العظمى سيد ابوالقاسم خویی استفاده نموده ام و در جمع صدها طلبه و شاگرد در جلسه ی شریف درس ایشان در دانشگاه بزرگ نجف اشرف که تحت زعامت و رهبری ایشان است و زمام امور این حوزه را در اختیار دارند حاضر شده ام و حضرت استاد در بر پایی محاضرات و ارائه بحث هایش به نیکوترین وجه عنایت و توجه ورزیده و نسلی از فضلاء و دانشمندان بزرگ را با دستان کریم خود تربیت نموده اند.
و رو به جانب خدای سبحان آورده و از او می خواهم که برای تکمیل مجلدات بعدی و چاپ آن ها به من توفیق عنایت نماید. و از خدای تعالی می طلبم که همه ی ما و مسلمین را با دوام وجود پر برکت این استاد فرهیخته و فرزانه بهره مند سازد. و به عمر ایشان افزوده و به افادات ارزنده ی ایشان ادامه دهد. و توفیقی نیست مگر از سوی خدا توکل و بازگشت ما به سوی او است.
محمد اسحاق فياض
و خداوند به ایشان توفیق چاپ ۵ جلد از تقریرات استادش را در علم اصول عنایت کرد و این تقریرات امروزه از مهم ترین منابع علمی در این فن است که علماء و طلاب علوم دینی در همه ی حوزه های علمیه از لحاظ درس تدریس مطالعه و مراجعه جهت دسترسی به آراء افکار و نظریات جدید که این کتاب حاوی و در بردارنده ی آنها است. مورد استفاده قرار می ده دهند و از آن بی نیاز نیستند.
تدریس
در طی این مدت و بعد از آن شیخ ما فياض یکی از اساتید برجسته و مشهور در حوزه میباشد درس ها و بحث های خود را برای جمع عظیمی از فضلاء و طلاب علوم دینی القاء می کند، تا قبل از ۱۹۷۸ کتاب های سطوح عالی معمول و رائج در حوزه را یعنی کتاب های رسائل مكاسب و کفایه را در حلقات متعددی در مسجد معروف هندی تدریس می نماید و نیز بیش از ۱۰ سال استاد سطوح عالی حوزه در جامعة الدينية النجف» که مرحوم سید محمد کلانتر آن را تأسیس کرده است می باشد و بالاخره در سال ۱۹۷۸ شروع به القاء و ارائه دروس خارج می نماید جلسات این درس در مدرسه ی كوچك سيد يزدى واقع در محله ی عماره برگزار می گردد، بعد از افتتاح مدرسه ی معروف دار العلم» که امام خویی در سال ۱۹۸۰ م آن را تأسیس کرده بود، مجلس درس ایشان به این مدرسه منتقل می شود و تا زمان انهدام مدرسه ی در این مکان ادامه می یابد و پس از آن مجلس درس به مسجد بزرگ هندی برای مدت کوتاهی منتقل می شود، و سپس از آنجا به مدرسه یزدی نقل مکان می دهد، مدرسه ی که مرجع کبیر سید کاظم یزدی قده آن را تأسیس کرده است و تا قبل از سقوط نظام ظالم صدام حسین در این مدرسه جلسات درس ایشان ادامه داشت و از آن پس به دلیل مشکلات امنیتی در عراق، درس ایشان در دفترشان برگزار می شود و جمع کثیری از علماء و طلاب در آن حاضر میشوند که در این میان شمار زیادی از فضلاء حضور دارند که بحث های ایشان را به امید این که ان شاء الله به چاپ بسپارند تقریر می نمایند.
شورای استفتاء
در میان مراجع عظام تشکیل شورا و لجنه ی ویژه و با ترکیبی از شاگردان فاضل مراجع و علماء برجسته که ارتباط نزديك با استاد دارند، امر متعارف و معمول است و به این جمع لجنه ى استفتاء» می گویند، کار این لجنه پاسخ به انبوهی از نامه ها و پرسش های است که از نقاط مختلف جهان از سوی مقلدین آن مرجع تقليد سرازیر می گردند و این کار بعد از پالایش بحث مناقشه و تحقیق صورت می گیرد تا به يك رأى شرعی صحیح از نظر خودشان می رسند که نظر مرجع تقلید نیز با آن موافق است و سپس با تأیید موافقت مرجع تقلید پاسخ های پرسش های وارده ارسال می گردد، بحث و بررسی ها در لجنه ی استفتاء در حدی است که حتی در يك مسأله گاه می شود که چندین روز بحث ادامه می یابد، و بعد مرجع تقليد نتیجه ی بحث را امضاء می کند.
در فاصله ی زمانی بیش از نیم قرن دوران مرجعیت امام خویی قد که اساتید و شاگردان بزرگ او از جمله ی آن ها عالم بلند آوازه و محقق فرزانه سید محمد باقر صدر (قد می باشد، بر اعلمیت ایشان اجماع داشتند و مقلدین زیادی در نقاط مختلف جهان داشت در هر روز از گوشه ها و جای جای جهان اسلام با الغت ها و زبان های مختلف استفتائات به ایشان می رسد و این کثرت مقلدین با انبوهی از پرسش ها امام خویی (ق) را وادار ساخت تا لجنه ی استفتاء را متشکل از علماء و مجتهدين بزرگ از شاگردان خود برای قیام به این امر مهم و پاسخ به پرسش های مقلدین تأسیس نماید و حضرت شیخ فیاض با توجه به شایستگی و لیاقت عالی از فضل و علم و قرب مقام به امام خویی که داشت یکی از این کسانی بود که مدام و مستمر بیش از ۱۵ سال و حتی تا آخرین روز از حیات امام راحل (ف) در این الجنه کار می کرد همان گونه که معروف است. در مراحل مختلف این لجنه نام های مجتهدان عظام و علماء بزرگی بچشم می خورد که بعدها متصدی مقام مرجعیت شده اند، یا شایسته ی این مقام گردیده اند بزرگانی چون آية الله سيد على بهشتی دام ظله، آية الله سید مرتضی خلخالی فرج الله عنه آية الله سيد محمد روحانی قده آية الله ميرزا على غروی قده آية الله سيد محمد باقر صدر قده»، آية الله شیخ میرزا جواد تبریزی آية الله شیخ وحید خراسانی، آية الله سيد محمد تقی قمی، آية الله شيخ ميرزا على فلسفى، و آية الله سید على سیستانی.
آثار و تألیفات
با توجه به تعهدات و پای بندی های شیخ بزرگ، در قیام به اداء واجب دینی جهت خدمت به مؤمنین که عبارتست از القاء دروس تربیت شاگردان فاضل حضور مستمر و روز مره در لجنه ی استفتاء مام خویی (فل در ایام حیات ایشان و دیگر برنامه ها و مشغولیت های اجتماعی جهت رفع نیازهای مردم و مراجعات مردم به ایشان برای گرفتن احکام شرعی و برای رفع نیازمندی های شخصی و جز این ها از مشغولیت ها و گرفتاری های دیگر آری با توجه به همه ی این مشاغل و مسؤولیتها جناب ایشان پیوسته در این صدد بوده است که بخشی از فرصت خود را به انجام تحقیق، و نگارش آثار و غنی سازی کتابخانه و ذخیره علمی اسلامی با تأليفات آثار ارزشمندشان اختصاص دهد و تا کنون این آثار گران سنگ از ایشان به چاپ رسیده است.
محاضرات في اصول الفقه در ۱۰ جلد که ۵ جلد آن به چاپ رسیده است.
الاراضي.
النظرة الخاطفة في الاجتهاد.
تعاليق مبسوطة على العروة الوثقی در ۱۰ جلد.
احكام البنوك.
منهاج الصالحین در ۳ جلد.
المباحث الاصولية در ١٤ جلد.
مناسك الحج.
توضيح المسائل ومنتخب توضيح المسائل به زبان فارسی
موقع المراة في النظام السياسي الاسلامي.
الاستفتاءات الشرعية.
مائة سؤال وسؤال حول الكتابة والكتاب والمكتبات.
توجيات و بیانات.
منهج الحكومة الاسلامية.
المسائل .المستحدثة
المسائل الطبية.
المختصر في حياة العلمية لزعيم الطائفة السيد الخويي قلي.