امیرالمؤمنین (علیه السلام):
الكريم يتغافل و ينخدع.
صاحب كرم خود را غافل مىنمايد و فريب مىخورد، يعنى خود را چنين مىنمايد كه مردم گمان مي كنند كه فريب خورده چنانكه از عبد الله بن حسن كه به سخاوت معروف بود.
نقل كردهاند كه: از دوشاب فروشى دوشاب بسيارى خريد و خيكهاى دوشاب در دهليز خانه او افتاده و دوشاب فروش مشغول گرفتن زر بود كه ديد جمعى كثير از خارج با طاسها و كاسها آمدند و در ساعت تمام دوشابها را در ظرفهاى خود كردند و بردند و او ايستاده بود و مىديد و هيچ نمىگفت، دوشاب فروش با خود گفت كه عجب مرد مبهوتى است بايد اين را فريب داد، با آنكه زر را تمام در حضور او گرفته بود لمحه صبر كرد بعد از آن باز باو عرض كرد كه: فلان قدر دوشاب از من خريديد بفرمائيد كه قيمت آنرا بمن بدهند، او بىمضايقه يكى از ملازمان را طلبيد و فرمود كه: فلان مبلغ قيمت دوشابها را بده بار دويم نيز در حضور او گرفت و لحظه صبر كرد و باز عرض كرد كه قيمت دوشابها را بفرمائيد كه بمن بدهند، باز يكى ديگر از ملازمان خود را طلبيد و فرمود كه فلان مبلغ قيمت دوشابها را باين بده و آهسته بدوشاب فروش فرمود كه: اين سه مرتبه، آن وقت دوشاب فروش دانست كه اين همه از او از روى همت و سخاوت بوده نه از روى بهت و غفلت.
و قبل از اين مذكور شد كه «كريم» صاحب سخاوت را گويند و هر كه را نيز كه بصفات حميده و ملكات پسنديده موصوف باشد هر چند سخاوت نباشد، و پوشيده نيست كه در اين فقره «كريم» بمعنى دويم نيز مراد مىتواند بود زيرا كه غير صاحب سخاوت نيز از صاحبان اخلاق
مذكوره از تقصيرات مردم و بديهاى ايشان تغافل و اغماض كنند و كسى كه با ايشان حيله يا مكرى كند با وجود اطلاع بر آن بر روى او نياورند و چنان سلوك كنند كه [ديگران] گمان كنند كه نفهميده و فريب خورده و مخفى نيست كه بنا بر آنچه تقرير كرديم خود را چنين مىنمايد كه فريب خورده نه اين كه در واقع فريب مىخورد و دفع مىشود منافات ميانه اين فقره و آنچه قبل از اين مذكور شد كه «العقل لا ينخدع» يعنى عقل فريب نمىخورد و لازم نمىآيد كه كريم را عقل نباشد زيرا كه مراد آنجا آنست كه در واقع فريب نمىخورد.
و ممكن است كه در اينجا نيز بر فريب خوردن واقعى محمول شود و دفع منافات باين شود كه مراد در آنجا فريب نخوردن عقل است و بناى كار بر عقل گذاشته شود نه فريب نخوردن عاقل مطلقا هر چند عقل را بكار نبرد و اين ظاهر است و مراد در اينجا فريب خوردن كريم است در امور دنيا باعتبار عدم اهتمام به آنها و كار نفرمودن عقل در آنها، پس منافاتى ميانه آنها نباشد.
و ممكن است نيز دفع منافات باين كه فريب نخوردن عقل در جائى است كه عقل را در آن راهى باشد و حكمى تواند كرد و فريب خوردن كريم در بعضى امور دنيويست كه عقل در آنها قاصر است و راهى بحكم در آنها ندارد پس منافاتى ميانه آنها نباشد.
غرر الحکم 446
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/