محقق : دکتر صادق یادگاری
شیعه نیوز | حل مشکل شکاف بین نسل جدید و قدیم :
سخن درباره تربیت کودک و نوجوان و در یک کلام، تربیت فرزند کار ساده ای نیست، چراکه این مهم دارای ابعاد مختلفی است و در این عرصه، علاوه بر والدین که نخستین متربیان انسان هستند، مدرسه، جامعه، رسانه و... نیز هر کدام بخشی از فرایند تربیت انسان را بر عهده دارند.
در میان این همه موضوع تربیتی که در این عرصه مطرح می شود، موضوعی است که شاید بسیاری از انسان ها و خانواده ها با آن درگیر هستند و احساس می کنند تا این موضوع وجود دارد، فرایند تربیت فرزندان بسیار مشکل و پیچیده است. این موضوع را که امروزه از آن به شکاف بین نسل ها یاد می شود، گویی انسان ها را از دنیایی متفاوت در کنار هم قرار می دهند و هیچ کدام طرف مقابل را درک نمی کند و چه بسا قبول ندارد؛ به ویژه در دوران سرعت تغییر، در بالاترین حد خود در تاریخ موجود است و کم توجهی به این مشکل، هر روز کار را سخت تر و سخت تر می کند، تا جایی که می رود تا به یک بیماری لاعلاج تبدیل شود.
سؤال: یکی از مسائلی که شنیده می شود، شکاف نسلی است؛ در ابتدا دیدگاه خود را نسبت به این موضوع بگویید.
در ابتدا باید بدانیم منظور از شکاف نسلی چیست؛ برخی شکاف نسلی را از بین رفتن هر گونه ارتباط و تفهیم بین نسل های قدیم و جدید معرفی می کنند که چنین معنایی درست نیست.
آنچه درباره شکاف نسلی درست تر به نظر می رسد، عدم درک متقابل نسل ها نسبت به هم و زندگی در دو جهان مختلف است که نتیجه آن تفاوت هایی در نظام ارزشی، نوع حساسیت ها و دغدغه ها و آرمان ها و... می شود؛ البته توجه به این مهم لازم است که نقطه های مشترک میان همین نسل ها نیز کم نیست.
ما باید نسبت به موضوع شکاف و گسست نسل ها واقع بین باشیم؛ نه بزرگ انگاری کنیم و این پدیده را گسترده تر از آن چیزی که هست، بررسی کنیم که این کار موجب سرخوردگی و شکست می شود و نه این که به طورکلی آن را نادیده بگیریم و به آن توجهی نداشته باشیم که این مسئله نیز آسیب های اجتماعی گوناگونی را به همراه خواهد داشت.
سؤال: چطور شد که این موضوع به ویژه در دهه اخیر بیشتر از گذشته مطرح شد؟ به اعتقاد برخی این موضوع ارمغان چند دهه اخیر است و در گذشته، خیلی از آن سخن گفته نمی شد.
بیشتر مطرح شدن شکاف نسلی حسب شرایطی است که در دهه های اخیر جامعه ما و حتی جامعه جهانی با آن روبرو شده است که اگر بخواهیم در جایگاه بررسی دلایل و عوامل این موضوع ورود کنیم، باید بدانیم که عوامل زیادی در این مسئله دخیل هستند، ولی به صورت کلی می توانیم به چند مورد از مهم ترین آن ها اشاره کنیم.
عامل اول تفاوت نسل ها و فاصله بین آن ها، اقتضای تفاوت سنی است که از نظر طبیعی اجتناب ناپذیر است.
انسان در سنین مختلف به لحاظ ویژگی های شخصیتی، روحی، نوع آرمان ها و آرزوها و رفتارها در دوران کودکی، نوجوان، جوانی، میان سالی و کهن سالی به شکل های مختلفی رفتار می کند و قهرا بین نسل ها تفاوت ها و فاصله هایی وجود دارد. این موضوع از گذشته وجود داشته و ادامه خواهد داشت.
عامل دوم، تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، علمی و... است که اینها منجر به فاصله گرفتن میان نسل ها می شود.
این موضوع در گذشته نیز وجود داشته ولی در زمان ما این مسئله دارای ویژگی خاصی است و آن به جهت سرعت بالای تحولات می باشد. وقتی سرعت این تحولات بیشتر می شود، میزان شکاف بین نسل ها نیز به همان اندازه بیشتر می شود. در گذشته این تحولات با سرعت خیلی پایینی رقم می خورد و از همین رو خیلی ها متوجه وجود شکاف و فاصله بین نسل گذشته و حال نمی شدند.
عامل سوم، نقش ویژه رسانه در زمان ماست که حضور ویژه ای در زندگی افراد دارد؛ محتواهایی که انواع و اقسام رسانه ها تولید می کنند به این شکاف نسلی دامن می زند.
عامل چهارم نیز مربوط به رسانه است، ولی نه از جنبه محتوا، بلکه به جهت شکلی و میزان حضور رسانه در زندگی ها. به این معنی که در زمان حال، ما شاهد پررنگ شدن میزان حضور رسانه های مختلف اعم از تلویزیون، تلفن همراه هوشمند، رایانه و... هستیم.
به هر میزانی که رسانه حضورش در زندگی ما و میان افراد جامعه قوی تر شده است، خودبه خود زمان ارتباط اعضای خانواده و جامعه با یکدیگر کمتر می شود که نتیجه آن شکاف بین نسل هاست.
عامل پنجمی که در این عرصه می توان به آن اشاره کرد، دامن زدن دشمنان انسانی به این شکاف ها و فاصله هاست تا به اهداف خود در راستای تضعیف حکومت ها دست یابند.
وقتی این شکاف ها زیاد شود و به طورکلی هر نوع گسلی که در جامعه ایجاد گردد، شرایط مساعدی برای فتنه انگیزی های دشمن در جامعه می شود.
ما مبتلا به این موضوع هستیم و باید بدانیم که وجود کوچک ترین فاصله و شکافی بین نسل ها در جایی از جامعه ما توسط دشمنان رصد و سرمایه گذاری می شود.
عامل ششم که بر اساس آیات قرآن و روایات وجود دارد، این است که شیاطین در کمین هستند؛ اگر کوچک ترین اختلاف و فاصله ای میان انسان ها به وجود آید، شیاطین وارد عمل می شوند و از این شکاف برای گمراه ساختن انسان و بازداشتن او از هدف خلقت فعالیت می کنند.
عامل هفتم، خطاها و قصورهای راهبردی در طراحی نظام آموزشی است. نظام آموزشی ما به گونه ای طراحی نشده که به خوبی بتواند اتصال نسل ها و وحدت هویت آن ها را حفظ کند. محتوای کتاب های درسی و آموزشی و رفتار خود معلمان در عمیق شدن یا از بین رفتن آن تأثیر بسزایی دارد.
عامل هشتم نیز برخی کوتاهی ها از سوی نهادهای تبلیغی در راستای حفظ اتصال و وحدت هویت نسل هاست که نام حوزه های علمیه نیز در این فهرست وجود دارد.
این ها فقط برخی از عوامل است که گفته شده و عوامل مختلف وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد.
سؤال: پس از این که با مهم ترین عوامل بروز و ظهور شکاف نسل ها آشنا شدیم، شاید مهم ترین سؤال راهکارهای عملی برای کمتر شدن این شکاف و چه بسا از بین رفتن آن باشد؛ نکاتی در این خصوص بفرمایید.
در این عرصه راهکارهای زیادی وجود دارد که می تواند مورد توجه فعالان این عرصه و حتی افراد جامعه قرار گیرد، ولی اگر بخواهیم به مهم ترین آن ها اشاره کنیم می توانیم به این موارد اشاره کنیم:
راهکار اول این است که مصلحان و کسانی که نسبت به این شکاف نسلی دغدغه دارند و به دنبال اصلاح آن هستند، باید درک درستی از وضعیت موجود داشته باشند، باید بدانند دقیقا با چه معضلی روبرو هستند و چه شکافی را می خواهند ترمیم کنند و عدم شناخت وضعیت موجود نمی تواند نتایج درستی را برای ما به ارمغان آورد.
راهکار دوم درک درست و دقیق مصلحان از سرعت تحولات است. همان طور که اشاره شد، ما در زمانه شگفت آوری به سر می بریم که سرعت تحولات به اندازه ای است که گاهی در فاصله یکی دو سال هم تفاوت نسلی دیده می شود، در حالی که در گذشته به دلیل کند بودن سرعت تحولات، تفاوت ها نیز خیلی کند و کمرنگ اتفاق می افتاد.
راهکار سوم، فراهم کردن فضاهای امن برای گفت و گو و تبادل نظر و انتقال تجارب با رعایت آداب و اخلاق و بدون برچسب زدن و برخوردهای هیجانی است.
کسانی که درصدد اصلاح هستند، باید بتوانند فضاهایی را فراهم کنند که نسل های مختلف در امنیت بتوانند در آن گفت و گو داشته باشند و همدیگر را نقد کنند.
راهکار چهارم انجام فعالیت های مشترک است؛ به این معنا که باید زمینه ای برای فعالیت های مشترک افراد از نسل های مختلف باشد.
فعالیت های مشترک میان نسل ها می تواند در محیط خانه و اعضای خانواده در زمان های مشخص انجام گیرد و در فضاهای اجتماعی نیز مانند هیئت ها، جشن ها، اردوها و... اگر از حضور نسل های مختلف استفاده شود می تواند به ترمیم شکاف نسلی کمک کند.
راهکار پنجم مدیریت مشترک از سوی اعضای خانواده نسبت به میزان و نحوه استفاده از رسانه است؛ اینکه در محیط خانواده نسبت به ساعت تماشای تلویزیون یا استفاده از گوشی تلفن و... قوانینی قرار داده شود که در ساعت معینی گوشی ها کنار گذاشته شود و محیط های گرم خانوادگی ایجاد شود که خودبه خود وقتی چنین شرایطی فراهم شد، سر صحبت باز می شود و نسل ها با یکدیگر گفت و گو می کنند و همین ها موجب کمتر شدن فاصله بین نسل ها می گردد و فضای ذهنی و قلبی و روحی افراد به هم نزدیک می شود.
راهکار ششم افزایش میزان مطالعه با محتواهای مناسب برای نسل هاست؛ اگر افراد میزان مطالعه بیشتری داشته باشند، خودبه خود بر میزان آگاهی آن ها تأثیر می گذارد و افق فکری اعضای خانواده را به هم نزدیک می کند و می تواند گسل ها را ترمیم کند.
راهکار هفتم به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به تفاوت هاست.
اگر نسل جدید بزرگ ترها را به قدیمی بودن متهم کنند و نسل قدیم دیدگاه ها و باورهای نسل جدید را اشتباه و انحراف بداند، عملاً جبران و ترمیم فاصله و گسست بین آن ها سخت تر خواهد شد که این موضوع نیازمند آموزش و مهارت آموزی از سوی نهادهایی است که دغدغه اصلاح این شکاف ها را دارند است.
سؤال: همان طور که در صحبت های شما نیز وجود داشت، یکی از نهادهایی که با ارتباط مستقیم و پیوسته ای با نسل ها دارد، آموزش وپرورش است؛ این بخش مهم چه نقشی در کمتر شدن فاصله بین نسل ها می تواند ایفا نماید؟
حقیقتاً سرنوشت آینده کشور ما، نسل جوان ما در گرو نحوه عملکرد آموزش وپرورش است و به شدت این جایگاه رفیع است و اهمیت ویژه ای در تربیت نسل ها دارد، بنابراین ما نیاز به عزم جدی در این عرصه داریم.
اگر قرار است آموزش وپرورش در ترمیم شکاف بین نسل ها نقش خود را ایفا کند، نیازمند عزم جدی در قانون گذاران، مجریان، وزارت آموزش وپرورش و معلمان داریم که اگر این عزم جدی تحقق نیابد، نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد.
اهتمام ویژه به آموزش معلمان اهمیت زیادی در این عرصه دارد؛ اگر آموزش وپرورش بخواهد نقش آفرینی کند، گام نخست تربیت معلمان در تراز انقلاب و معارف قرآن و سنت، به روز، آشنا به تحولات و شرایط اجتماعی و وضعیت فرهنگی است. اگر معلمان واجد شرایطی را تربیت کنیم، در مسئله شکاف نسلی و بسیاری از مشکلات اجتماعی می توانیم موفق باشیم.
موضوع دیگر که می توان به آن اشاره کرد، این است که مدارس آموزش وپرورش با برگزاری برنامه ها و مراسم و جلسات و اردوهای مشترک بین نسل ها، یعنی والدین و فرزندان برای ترمیم این شکاف و گسست بین نسل ها نقش آفرینی درستی داشته باشند.
مطلب دیگر درباره نقش آموزش وپرورش در اصلاح و ترمیم شکاف نسل ها، ضرورت اصلاح کتب درسی است. اگر چه در عرصه تدوین متون درسی آموزش وپرورش زحمات زیادی کشیده می شود، ولی همچنان شاهد مشکلات جدی در این عرصه هستیم. اگر قرار باشد مسئله گسست نسل ها و دیگر مشکلات ما برطرف شود، یکی از ارکان آن اصلاح کتب درسی است.
از دیگر موضوعاتی که در این عرصه می توان به آن اشاره کرد، اصلاح روش های آموزشی است که در این عرصه مشکلاتی دیده می شود که نیازمند اصلاح و تغییر است؛ به نظر می رسد آن گونه که شایسته است نتوانسته ایم به روز باشیم و از بهترین روش ها در این مسیر استفاده کنیم.
اگر در این عرصه بتوانیم خود را اصلاح کنیم، شاهد اثرگذاری زیادی از سوی آموزش وپرورش در موضوع کم کردن فاصله بین نسل ها خواهیم بود.
مدیریت اختلاف فکری والدین با فرزندان شکاف بین نسل ها
سرعت بالای تغییرات در زندگی، رشد تکنولوژی، پیشرفت علم و افزایش اختلاف سنی بین والدین و فرزندان در دنیای امروز، باعث به وجود آمدن و گسترده شدن اختلاف بین نسل ها شده است. بسیاری از چالشهای درون خانواده به دلیل اختلاف فکری والدین با فرزندان و چالش در ارتباط والدین با نوجوانان اتفاق میافتد. اما اگر نتوان با استفاده از راهکارهایی مانند خانواده درمانی این تفاوتها را مدیریت و شکاف بین نسلی را به نوعی پر کرد، چه بر سر پیوندهای خانوادگی میآید؟ خبر خوب اینکه هرچند نمیتوان از رشد و پیشرفت مداوم دنیا جلوگیری کرد یا مانع پیش رفتن فرزندان شد، اما میتوان با راهبردهایی عملی و موثر، تفاوت سرعت حرکت نسلها، تفاوت فکری با فرزندان و اثرات ناگزیر شکاف بین نسل ها را کاهش داد و به جای آن از منافع آن بهره برد.
علل شکاف نسل ها بین والدین و فرزندان
زمانی که افراد نوجوان و جوان هستند، سرعت تغییر اطراف را احساس نمیکنند و با آن پیش میروند. اما وقتی همین افراد به دوران میانسالی یا سالمندی میرسند، به نظر میآید که دنیا با سرعت بیشتر از توان آنها جلو میرود. اما چه میشود که هرچه به سن افراد یک نسل اضافه میشود، سرعت جا ماندن آنها از افرد نسل بعدی بالاتر میرود؟ در ادامه نگاهی به دلایل این ماجرا میاندازیم.
به والدین محترم پیشنهاد میکنیم محتوا ٰتقویت سلامت روان کودک را نیز مطالعه کنید
تفاوت تطبیق پذیری وابسته به سن
در دوران کودکی تا جوانی، نه تنها انسان آمادگی بیشتری برای پذیرش تغییرات و پیش رفتن با زمان دارد، بلکه خاصیت تطبیقپذیری مغز از نظر بیولوژیک بالاتر است. بنابراین افراد در سن پایین راحتتر میتوانند با سرعت تغییرات و پیشرفتهای زندگی همراه شوند. اما افزایش سن هرچند عنصر تجربه را به شخصیت اضافه میکند، اما سرسختی افراد را نسبت به انطباق پیدا کردن افزایش میدهد.
تکنولوژی های کاملا جدید
توانایی انسان برای یاد گرفتن تکنولوژی و استفاده از امکاناتی که فقط پیشرفت داشتهاند بیشتر از تکنولوژیهای کاملا جدید است. بنابراین در عصری که سالانه از فناوریهای کاملا نویی رونمایی میشود، تفاوت نسل ها نیز شدت بیشتری پیدا میکند.
بزرگ شدن در دنیای دیجیتال
بر اساس آنچه روانشناسان میگویند، بیشترین رشد و توسعه مغز انسان و شکلگیری شخصیت، تا سن ۳ سالگی اتفاق میافتد. بنابراین طبیعتا بین دنیای نسل زد و آلفا که از کودکی در دنیای وسایل الکترونیکی، تجهیزات دیجیتال و اینترنت بزرگ شدهاند و کسانی که در سنین بالاتر ناچار به استفاده از این ابزارها شدند، اختلاف فاحشی وجود دارد.
هجوم اطلاعات
در گذشته اطلاعات فقط در جایی پیدا میشد که افراد به دنبال آن میرفتند. کتاب، روزنامه یا محافل خاص، دانشگاه، فضای درسی و کاری اصلیترین منبع دانش بودند. اما نسل های جدید با اطلاعاتی که از رسانههای مختلف به سمت آنها روانه میشود، بمباران میشوند. در زمینههای مختلف، نظرات متعدد را میشوند و این مسئله امکان انتخاب و پرسشگری را در آنها بیشتر میکند.
کمبود وقت والدین
مشکلات اقتصادی، افزایش و گستردگی نیازهای خانواده و شلوغتر شدن شهرها، باعث میشود که والدین عملا زمان کمتری در خانه باشند. در عین حال اغلب والدین نمیتوانند زمان باقیمانده را به درستی مدیریت کنند تا وقت کافی برای ارتباط کلامی و صمیمانه با فرزندانشان بگذارند. بنابراین اختلاف نسل ها کم کم به شکافی عمیق تبدیل میشود تا جایی که ممکن است هیچگونه درک متقابلی وجود نداشته باشد.
اثرات تفاوت نسل ها میان والدین و فرزندان
تفاوت بین دنیای والدین و فرزندان به دلیل اختلاف سنی، تلاش والدین برای پر کردن خلأهایی خود در کودکی، همیشه و در همه جوامع وجود داشته است و نمیتوان مانع آن شد. هرچند شاید سرعت ایجاد این تفاوت و میزان آن برای دهههای مختلف تفاوت دارد. اما آیا شکاف نسلی بین والدین و فرزندان منفی و مخرب است؟ یا میتوان از دل آن آثار مثبتی را بیرون کشید؟
وقتی تفاوت نسل ها به تضاد تبدیل می شود
اولین اثر مخرب تفاوت نسل ها زمانی آغاز میشود که نسل قبلی که جایگاه کنترلی و بالاتری نسبت به نسلهای جدید دارد، نتواند تغییرات و تفاوتها را بپذیرد. کنترلگری و اعمال فشار روی نسل جوان نه تنها جواب نمیدهد بلکه فاصله بین والدین و فرزندان را بیشتر میکند و به مشکلاتی مانند لجبازی نوجوانان دامن میزند. از طرفی نسلهای قبل به دلیل نوع تربیت، جامعهپذیری و قانونپذیری بالاتری داشتند. اما نسل حاضر دیگر مداخله بیش از اندازه را نمیپذیرد و به دنبال نقد، تحلیل و پاسخگویی است.
مطالبه گری و رشد
یکی از مهمترین تفاوت های فکری والدین و فرزندان به دلیل سن کمتر و تفاوت شرایط زندگی، بیپروا بودن و مطالبهگری نسل جوان است که در روانشناسی تربیتی نوجوانان هم توجه زیادی به آن میشود. این دو ویژگی موتور متحرکه رشد جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند و میتوان از آنها به نفع بالندگی جامعه و خلاقیت در رفع مسائل استفاده کرد.
نکات مهم در مدیریت تفاوت نسل و تربیت فرزندان
برای اینکه بتوانیم از تفاوتهای بین نسل ها و اختلاف فکری والدین و فرزندان بیشتری سود را ببریم و آثار سوء آن را کاهش دهیم، بهتر است به نحوه برخورد خود با نسلهای بعدی، روش تعامل و اصول تربیتی خود نگاهی بیندازیم و آنها را تا جای ممکن بازنگری کنیم. نسل های جدید از نسل های قبل از خود چه میخواهند؟
نیاز به اعتماد و باور
باور، اعتماد و پذیرش نیازهای اولیه رشدیافتگی و هویتیابی نوجوانان و کودکان هستند. در هر جایگاهی که هستید، به نسلهای بعد از خود باور داشته باشید و آنها را جدی بگیرید. شاید با رسیدن به دوران نوجوانی و سن بلوغ، روحیه سرکش فرزندان را بیشتر مشاهده کنید. باید بدانید بلوغ چیست و چه پیامدهایی دارد تا بتوانید نحوه رفتار با نوجوان را بهتر مدیریت کنید.
گفتگو و مذاکره
مهمترین تفاوت نسل ها در میزان توجه و آنها به تنوع عقاید و توجه به نظرات دیگران است. نسل های جدید نیاز دارند که درباره تفاوتها، چرایی قوانین و موضوعات مختلف بشنوند، صحبت کنند و شنیده شوند. زمان نصیحت و تنبیه نوجوان و کودک تمام شده است و نسلهای جدید برای پذیرفتن هر موضوعی نیاز به دلایل کافی دارند. زمان کافی برای صحبت کردن با یکدیگر بگذارید و صبر و حوصله کافی برای شنیدن نظرات هرچند مخالف به خرج دهید.
پذیرش تفاوت ها
در هر نسلی که هستید، چه در جایگاه فرزند و چه والدین، بپذیرید که برخی از تفاوتها ناشی از تفاوت نسل ها است و انسانها حق انتخاب آزادانه دارند. تلاش برای کم کردن فاصله فکری و فرهنگی بین والدین و فرزندان قدم مثبتی است، اما گاهی به نقطهای میرسید که تفاهم امکانپذیر نیست. صبور باشید و پذیرش این واقعیت که آدمها حتی از یک نسل میتوانند متفاوت باشند را بپذیرید.
وقت گذراندن با یکدیگر
هرچه افراد بیشتر با یکدیگر وقت بگذرانند و این زمانها با کیفیت باشند، کیفیت ارتباط، درک متقابل، توانایی کنار آمدن با تفاوتهای اساسی و پیوندهای عاطفی در ارتباط والدین با فرزندان بیشتر میشود. میتوانید برای تصمیمگیری در مورد فعالیتهایی که با هم انجام میدهید، توافق کنید. گاهی والدین به فعالیت مورد علاقه فرزندان تن بدهند و گاهی فرزندان با والدین خود در فعالیتهای کلاسیک والدین همراه شوند. فراموش نکنید که وقت گذراندن شامل همه انواع ارتباط مانند ارتباط کلامی، انجام فعالیتهای سرگرمکننده، رفت و آمد با اقوام و دوستان است.
تلاش والدین برای به روز بودن
بخش بزرگی از شکاف بین نسل ها در دنیا به دلیل فاصله گرفتن والدین از تکنولوژی یا ترس آنها از یادگیری است. به یاد داشته باشید که غفلت شما از یادگیری گام به گام تغییرات دنیا و عقب ماندن از اطراف، شما را دهها قدم از فرزندتان و درک دنیای او دورتر میکند. بنابراین به یاد بیاورید که شما هم زمانی جستجوگر و یادگیرنده بودهاید و این توانایی هنوز در شما وجود دارد. برای یادگیری تکنولوژی و فناوری پیشقدم شوید، از فرزندتان سوال کنید و به دنبال اطلاعات روز باشید. صرف تلاش شما برای همراه شدن با دانش روز، احساس صمیمیت خوشایندی را در فرزندانتان ایجاد میکند.
سخن پایانی
تفاوت نسل ها موضوعی است که در صورت عدم مدیریت، هم به عنوان یک آسیب اجتماعی هم به عنوان یک بحران خانوادگی خود را نشان میدهد. رشد و پیشرفت سریع فناوری، تغییرات فرهنگی، تفاوت اقتضائات و نیازهای زندگی، پیچیدهتر شدن روابط انسانی و شغلی، وجود رسانههای متعدد و متنوع از جمله علل زمینهساز اختلاف فکری بین والدین و فرزندان هستند. اما این شکاف با افزایش آگاهی نسلهای مختلف، توجه و احترام به تفاوتها در کنار تلاش برای همراه شدن با تغییرات زندگی، از راههای موثر برای نزدیک شدن هرچه بیشتر ردههای سنی مختلف و کاهش اختلاف نسل والدین و فرزندان هستند.
نکته: متاسفانه در این چهل و چند سال محققان دانشگاه و حوزه علمیه نتوانستند ضعف های کتب درسی را حذف کنند و کتب درسی را کاربردی کنند تا برای مثال زمانی که معلم زبا ن انگلیسی درس میدهد طوری درس دهد که دانش آموز بتواند با یک شخص انگلیسی زبان صحبت کند . بیشتر دروس نظری و حفظ کردنی است . 90 در صد متون درسی مسائل خشک و بی روح است و برخی از مطالب ابدا به درد آینده همه دانش آموزان نمیخورد واز مسائل اعتقادی ریشه ای خالی است و لذا جوانان روش زندگی و عقاید خود را بیشتر از فضای مجازی میگیرند مگر اینکه استثنا ء والدین معتقدی داشته باشند و با استدلال و شیوه محبت آمیز عقائد و اخلاق و احکام را بیاموزند.
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/