محقق : دکتر صادق یادگاری
شیعه نیوز | اقتصاد چیست؟
اگر لحظهای به زندگی روزمره خود فکر کنیم، متوجه میشویم که همواره در انتخاب و تصمیمگیری هستیم: آیا امسال گوشی جدید بخریم یا به سفر برویم؟ اگر امروز کار کنیم، فردا وقت کافی برای استراحت خواهیم داشت؟ این انتخابها از جایی ناشی میشود که منابع ما – مثل وقت، پول و انرژی – محدود است، ولی خواستههایمان به نوعی بی پایان. دقیقا همین موضوع، نقطه آغاز تفکر اقتصادی است.
اقتصاد علمی است که بررسی میکند انسانها و جوامع، در مواجهه با خواستههای نامحدود و منابع محدود، چگونه تصمیم میگیرند و چطور این منابع را برایی تولید کالا و خدمات، توزیع میان افراد و مصرف به بهترین شکل تخصیص میدهند. اقتصاددانان با تحلیل این فرایندها تلاش میکنند الگوها و قوانین بنیادینی بیابند که بتوان با کمک آنها، به شرایط عادلانهتر، کارآمدتر و پربارتری دست یافت.
مطالعه علم اقتصاد به دو شاخه اصلی تقسیم میشود: اقتصاد خرد و اقتصاد کلان. اقتصاد خرد بر رفتار و انتخابهای افراد، خانوادهها و کسبوکارها تمرکز دارد. پرسشهایی مانند اینکه چرا افراد کالایی را به کالای دیگر ترجیح میدهند یا شرکتها چگونه قیمتگذاری میکنند، در حوزه اقتصاد خرد قرار میگیرد. در مقابل، اقتصاد کلان به مسائل وسیعتری مانند رشد اقتصادی کشور، سطح بیکاری، نرخ تورم و سیاستهای پولی و مالی دولتها میپردازد؛ یعنی اقتصاد را در مقیاس بزرگ و کلی تحلیل میکند.
به طور خلاصه، آموزش اقتصاد به ما کمک میکند تا بفهمیم چگونه میتوان با منابع محدود، بیشترین رضایت، رفاه و کارایی را ایجاد کرد؛ هم در سطح فردی و هم در مقیاس ملی و جهانی. فهم عمیقتر این قواعد و نظریات اقتصادی ما را در تصمیمگیری بهتر در دنیای پیچیده امروز یاری میکند و این آغاز یک سفر علمی جذاب است، سفری که با پرسش و جستوجو دربارهی ماهیت انتخاب، شروع میشود و هیچگاه به پایان نمیرسد.
تورم در اقتصاد چیست؟
تورم یکی از مهمترین اصطلاحی است که در مبحث آموزش رایگان اقتصاد به آن پرداخته میشود. تورم (Inflation) به معنای افزایش قیمت کالاها و خدمات در یک کشور و یا به زبان ساده، کاهش قدرت خرید مردم است. البته افزایش تورم بدین معنی نیست که قیمت تمام کالاها و خدمات به یک اندازه افزایش پیدا میکند.
تعریف تورم:
اقتصاددانها از پدیده تورم تعریف های گوناگونی ارائه داده اند که یکی از دلایل گوناگونی تعریف ها بی توجهی به انواع تورم و تمایز آنهااز یکدیگراست.
لکن در میان تعریفهای متفاوت برخی کاملتراز دیگر تعریفهاست که اینک دو تعریف از میان آنها آورده می شود:
هنگامی که در یک زمان مقدار پول در گردش یا تقاضا در یک یا چند بخش نسبت به عرضه فزونی یابد و یا هزینه های تولید بدون افزایش متناسب تولید بالا برود تورم رخ می دهد
روشن است که این تعریف بیشتر ریشه یابی پیدایش تورم را مورد توجه قرار داده است تا تبیین تورم.
اما تعریف دیگر که نزدیک به اتفاق بیشتر دانشمندان علم اقتصاداز آن یاد می کنند این است:
[ افزایش عمومی قیمت ها هم در بازار کالاها و خدمات و هم در بازار تولید].
به عبارت دیگر هم قیمت کالا و هم قیمت ابزار تولید افزایش می یابد.
اما چه دلایلی منجر به ایجاد تورم میشوند؟ کسری بودجه دولت و عدم تعادل میان هزینهها و درآمدهای یکی از دلایل مهم ایجاد تورم است.
چطور کسری بودجه دولت تورم را افزایش میدهد؟ اگر دولت به منظور جبران کسری بودجه از فرآیند چاپ پول استفاده کند، نقدینگی یا عرضه پول را افزایش میدهد و همین نکته میتواند به افزایش تورم منجر شود.
تعادل عرضه و تقاضا؛ زمینه ساز کنترل تورم و گرانی
افزايش تقاضا نسبت به توليد هميشه باعث افزايش قيمت ها، و به اصطلاح «تورم » مى شود.
بنا به باور اقتصاددانان «تورم» به شكل جريانى تراكمى و خودافزا، زمانى به وجود مى آيد كه «تقاضا» به دلايل مختلف از قبيل افزايش مخارج دولت، انتشار پول توسط بانك مركزى، افزايش تقاضاى بخش خصوصى و توسعه صادرات يا كاهش واردات، افزايش يابد؛ ولى «عرضه» در مقابل، ثابت بماند وتولید کالا کم باشد و يا روند افزايش آن، كمتر از نرخ رشد تقاضا باشد.
از اين رو كه ميان نرخ تورم و سطح توليد، رابطه اى تنگاتنگ حاكم است به گونه اى كه به هم خوردن تعادل ميان عرضه و تقاضا، همواره باعث گرانى و تورم مى شود.
لذا مسأله مهم در گرانى اجناس اين است كه بايد كارشناسان اقتصادى ريشه يابى كنند و گرانى را در ريشه ها بخشكانند؛ اگر كمبود متاع و عرضه محدود در برابر تقاضاى فراوان آن سبب گرانى شده، بايد اسباب عرضه بيشتر و توليد فزون تر از طريق حكومت، فراهم گردد تا با فزونى عرضه، قيمت، به خودى خود تنزّل يابد. پس کمبود تولید و زیادی تقاضا برای خرید جنس گرانی ایجاد میکند.
در چنين شرايط بر دولت لازم است تا سياست هاى افزايش عرضه را در دستور كار خود قرار دهد و براى جلوگيرى از رشد تورم، به افزايش توليد روى آورد.
مبارزه همه جانبه با انباشت ثروت
نظام اقتصادى اسلام به گونه ای تعریف شده است كه جامعه به سوى تعديل ثروت ها و توازن عادلانه اقتصادى سوق یابد؛ يعنى از سويى، فقرزدايى كند حتى كسانى كه هيچ توان كار ندارند از حداقل زندگى معمولى برخوردار شوند و از سوى ديگر زمينه انباشته شدن اموال و تمركز ثروت هاىِ كلان، در دست عده اى معدود را از بين ببرد.
از سوى ديگر در نگاه اسلام، مال و سرمايه اگر در خدمت افراد جامعه قرار نگيرد و تنها ميان چند نفر از اغنياء یا مافیاها دست به دست شود، تأثيرگذارى خود را از دست مى دهد و در نتيجه توازن اقتصادى و مالى جامعه به هم مى خورد و با بروز فاصله طبقاتى عميق، مشكلات فراوانى فراروى فرد و جامعه پديد مى آيد و گاه زمينه انفجار و انقلاب هاى اجتماعى فراهم مى شود.
هم چنین اگر بازار مصرف كالاهاى مورد نياز مردم در اختيار فرد يا گروه خاصى قرار بگيرد سبب افزايش قيمت به صورت كاذب خواهد شد.چه اينكه بر اثر اين كارها، كمبود كاذبِ عرضه پديد مى آيد و نرخ ها به طور ساختگى بالا مى رود و از اين طريق درآمد سرشارى عايد محتكران و انحصارگرايان اقتصادى مى شود.
روشن است كه بسته شدن اين طرق نامشروع براى كسب درآمدهاى هنگفت، چه تأثيرى در جلوگيرى از انباشت سرمايه و تورّم دارايى در يك جا دارد.
باز هم درباره تورم:
تورم : عبارت است أز بالا رفتن قیمت ها که گرانی می نامند.
زمانی که أز ارزش خریدی (پول) کاسته شود، تورم پدید می آید، مثلا: کارگر روزي يك تومان کار می کرد، و با آن تمام نیازهایش را أعم أز خوراك، پوشاك، مسكن و غير تأمين مي نمود بطوري كه يك قرص نان را به يك ریال و يك كيلو گوشت را به ده ریال برای مثال میخرد و بهمین ترتیب نیازهای دیگرش را تأمین می نمود، حال اگر هريك قرص نان دو ریال و يك كيلو گوشت بیست ریال شد تورم پدید آمده و ارزش اسمی (يك تومان ) با أرزش واقعيش که همان ارزش خریدی است مختلف می شود، به این نحو که ارزش اسمی آن (يك تومان ) ولى أرزش حقيقيش نيم تومان بيش نیست.
و اگر تورم به این مقدار بوجود آمد باید دستمزدها دو برابر شود، مثلا اگر مناسب بود که مرد شب دامادی بیست تومان به همسرش هدیه کند بایستی آن را به چهل تومان افزایش دهد و براین منوال ارزش، (مواد)، (أبزار توليد) و (فكر) بالا می رود.
مثلا اگر (اجاره منزل، خوراك، پوشاك، خرج تعليم و آموزش فرزندان، لوازم التحریر آن ها و غيره) براى يك ماه در سال گذشته (صد تومان ) بود، و امسال صد و بیست تومان شد معنیش اینست که (قیمت واقعى يك تومان ) أز قيمت اسميش بمقدار(یک پنجم) کاهش یافته .. و در مقابل باید دستمزدها بمقدار يك پنجم افزايش يابد، والا .. اين يك نوع دزدی واقعی أز کار کارگران می باشد.
و چه بسا دولت ها با قرار دادن يك مقياس نادرست بعنوان قیمت پول کاهش قیمت پول را مخفی می دارند برای مثال پنج سال پیش اجاره ماهانه يك خانه پنج تومان ، و ارزش خوراك متوسط بمدت یک ماه برای هر يك شخص هم پنج تومان بود، و پس أز پنج سال بانك مرکزی این قیمت ها را میزان قرار داده و اعلام می کند که اجاره يك خانه در این سال (12) تومان و قیمت خوراك (6) تومان است، و تورم بمقدار (يك پنجم) می باشد، در حالی که مقیاس مقیاس (پنج سال پیش) نسبت چون قیمت سه سال پیش کاهش یافته، بطوری که اجاره خانه به پنج تومان و قیمت خوراك ( دو و نیم) برابرشده،بود و بر معدل (5) و (دو و نیم) دستمزد کارگر کاهش یافته است.و آنگهی ممکن است تورم به شيء واحدى، و يا نسبت به همه اشیاء پدید آید مثلا گاهی بعلت کمی گندم، تنها قیمت نان گران می شود، و گاهی بطور کلی نرخ و اجاره تمام نیازمندی ها گران می شود.
و اگر تورم نسبت بشيء واحدی حاصل شود، چه بسا به چیزهای دیگر هم سرایت می کند، و یا نمی کند.
مثلا اگر اجاره خانه تا دو برابر افزایش یافت، کارگر ناچار می شود که دستمزد خویش را بالا برده تا بتواند اجاره افزوده شده رابپردازد، و به این ترتیب اگر کار گر دستمزد بیشتری گرفت، کم کم نانوا، قصاب و خواربار فروش هم قیمت کالاهایشان را گران می کنند تا میزان بأزار متساوی شود و به همین ترتيب قيمت ها أفزايش می یابد.
تورم- غالباً - مانند آبی است که اگر در ظرف هائی دارای طول و عرض متفاوت، ولي متصل با هم جاری شود، نسبت به همه آن ها يك سطح متساوی ای بخود می گیرد.
اما تورم زائیده چیست؟ در پاسخ چند علت برای آن می توان ذکر کرد:
(اول) خرج های گران اداره جات:
حکومت بمنظور (داد گری)، (اداره مملکت) و (پیشبرد کشور) تشکیل شده و اگر این سه هدف ملاحظه شود، حکومت به کارمندان زیادی نیازمند نیست اضافه بر این که زندگی افراد دولتی هم بایستی متوسط باشد.
گر چه همین هم تا حدودی روی تولید اثر می گذارد، اما تأثیرش بحساب نمی آید .. مثلا اگر ميان يك مليون انسان (هزار کارمند) باشد که همگی أز زندگی متوسطی بر خوردار باشند، زندگی این هزار نفر بر تولید حاصله أز يك مليون انسان اثری نمی گذارد.
و لذا حکومت های صحیح سعی می کردند تا با اموری که راجع به آنان نیست مخارجشان سنگین نشود، ولی جو مناسب را آماده می ساختند تا خود مردم نیازمندی هایشان را رفع کنند -- نه از راه لطف و بخشش - بلکه أز راه تجارت و خدمت.
پس لازم است که (آموزش)، (بهداری)، (پست و تلگراف و تلفن) و غیره بدست مردم اداره شود و دولت باید ناظر باشد که استثماری نباشد مگر در حد معقول، اضافه بر این که باید بر درستی و حسن مدیریت آنان هم نظاره کند.
و به این نحو آزادی های مطلق تا دورترین مرزها گسترش یافته و میان حکومت و مردم تفاهم و محبت برقرار می شود، و حکومت هم مردم را بزحمت نخواهد انداخت.
أما اگر حکومت چنان که حضرت امير المؤمنين على علیه السلام در پیامش به (مالك اشتر) أز آن تعبیر نمود - و اگر أز راه راست منحرف شد، و دستگاهش هم در (کمیت) توسعه یافت، بطوری که مثلا براى يك مليون انسان ده هزار کارمند استخدام نمود، و هم در (کیفیت) بطوری که زندگی أفراد دولت نه تنها بهتر أز متوسط بلکه همراه با اسراف و ذخيره أموال شد در این حال تورم پیش می آید چون تولید کاهش می یابد - زیرا أفراد حكومتى تولید نمی کنند - و در برابر کاهش تولید (مصرف) هم زیاد می شود، زيرا أفراد دولت (بعلت اسراف ) دو برابر بیش أز دیگران مصرف می کنند، و اگر عرضه کم شود،تقاضا زیاد می شود، و در نتیجه تورم پدید می آید.
فرض می کنیم که برای کالاها و صنایع و کشاورزی هزار تولید کننده باشد، و دولت هم هزار اسکناس پولی برای قیمت (خدمات و کالاهای) آنان بچاپ برساند، در نتیجه سهم هر کدام أز آنان يك تومان می باشد، و این یك دینار دستمزدی است مقابل نیازی که به آنان می شود.
و حال اگر فرضاً (صد نفر) بنام افراد دولت بر این ها افزوده شود، بدون شک این صد تا نه تنها تولیدی نداشته، بلکه مصرف کننده هم خواهند بود و اگر دولت (صد تومان ) أز آن هزار تومان به کارمندان مزبور داد، باید (900) تومان باقیمانده را بر هزار کارگر پخش کند و بدین ترتیب هر کارگری (900) ریال دستمزد دریافت خواهد کرد.
در چنین موقعی مزدکارگر بقدر يك دهم كاهش يافته أما (نیازمندیش) به اندازه همان یک تومان باقی می ماند، و به این نحو تورم پدید می آید، چون سابقاً گفتیم که تورم عبارت است أز (گرانی) و یا بعبارت دیگر عدم مساوات میان دستمزد و نیازمندی است، چون دستمزد کم تر أز مقدار احتیاج می باشد.
و این تورم زمانیست که فرض کردیم صد نفر اعضای دولت صد تومان دریافت کنند، ولی اگر فرض شود که آن صد نفر پانصد تومان بستانند در این صورت (تورم شدید) شکل می گیرد، چون دولت نیمی أز دستمزد کارگر را به یغما برده، زیرا به کارگر (نیم تومان ) داده حال آن که حق کارگر (یک تومان ) است، آن چه که به کارگر پرداخت می شود می تواند نیمی أز نیازمندی هایش را بر آوردر و بقیه وارد کیسه دولت می شود.
و لذا: خرج های سنگین اداره جات أز عوامل (تورم) بحساب می آید... و هر چه این خرج ها بیشتر باشد، تورم هم شدیدتر خواهد بود.
دوم) خرید کالای بیش أز نیاز أز سوی مردم است.
آن هم یا بعلت عدم اعتماد بر (پول) و یا برای ترس أز آینده حاصل می شود، مثلا دولت ضعيف و أرزش پول هم متزلزل باشد و عدم اعتماد مردم بر پول موجب می شود که پول هایشان را مبدل به کالا سازند، زیرا کالا سقوط نمی کند ولی احتمال سقوط یا کاهش ارزش پول می رود، بطور مثال کسی (صد تومان ) دارد که با (صد مثقال طلا) برابری می کند، و هنگامی که احتمال سقوط تومان را می دهد، آن را مبدل به طلا می نماید، چون هر چه پول تحول پیدا کند، طلا تغییر نمی یابد. یا آن صد تومان را (گندم) و یا هر کالای دیگری می خرد، و حال اگر تولید کالا به همان حد معمول مانده واضافه نشود، و تقاضا هم زیاد شود، به ناچار (عرضه) کم شده و قيمت ها افزایش می یابد و در نتیجه تورم پدید می آید، مثلا قیمت هر مثقال طلا دو تومان می شود.
سوم) چاپ اسکناس های پولی بدون پشتوانه أز سوی دولت می باشد
چنان که بدان اشاره شد - مثلا اگر کالا بمقدار هزار تومان بود، و دولت دو هزار تومان بچاپ رسانید این جا هر دو تومان ارزش يك تومان حقیقی را خواهد داشت و اگر دستمزدها باندازه دو برابر افزایش یافت، تورمی پیش نخواهد آمد، و کار دولت اقدامی بیهوده خواهد بود، ولی اگر دستمزدها بمیزان دو برابر افزایش نیافت، تورم حتمی است، زیرا مزد کارگر کم تر از مقدار مورد نیازش می باشد.
و این کاریست نامشروع که برخی دولت ها جاهلانه و یا هنگام پیشامدهای بخصوصی که علاج مشکل را جز أز این راه نمی بینند اقدام به انجام آن می نمایند و گرچه این اقدام مدت کوتاهی دولت را آسوده می کند، ولی حکم مواد مخدر را دارد، و بزودی بر ملا شده و دولت را دچار بحران اقتصادی کرده، و گاهی هم بسقوط آن می انجامد.
و أما علاج این نوع تورم باینست که دولت أز زیاده روی بپرهیزد و آن چه پول بچاپ می رساند برابر پشتوانه ای به کار اندازد.
بله .. اگر دولت برای آینده سازی، عوارض جنگی و مانند آن نیأز به پول بیشتری پیدا کرد، می تواند برای رفع نیازمندی به چاپ (اوراق قرضه) پناه ببرد. و معنی اوراق قرضه اینست که مردم آینده کارشان را به مصرف می رسانند، مثلا .. اگر کارهای مردم در مدت (پنج سال) برابر (پنج ملیارد) تومان بود دولت (يك مليارد) تومان و چهار (ملیارد) اوراق قرضه بچاپ رسانده و میان مردم پخش می کند، یعنی این که مردم (پنج سال أز دسترنج و زحمتشان را در این سال) پیش فروش نموده، و بدین ترتیب دولت را در بازسازی خرابی های گذشته، یا ایستادگیش برابر پیشامدهای غیر مترقبه كمك مي كند.
چهارم) ورود کالاهای گران قیمت أز خارج است.
موجب تورم داخلی می شود مثل این که انسان حیوانی بیمار أز خارج وارد کند که موجب بروز همان بیماری در داخل خواهد شد، و این تورم چنین صورت می گیرد:-
مثلا شخصی صد تومان دستمزد یک ساله اش - را دارا باشد،و فرضاً باید نیازمندی های یکسالش را با آن تأمین کند، یعنی این که کار یک سال را بدهد (زیرا صد تومان کار انباشته شده است)، و در مقابل آن دسترنج یکساله اش را أز جنس دیگری بستاند، پس لازم است نرخ آن چیزی که می خواهد خریداری کند عادلانه باشد نه نرخ افزایش یافته، پس اگر با آن صد تومان چیزی خرید که نرخ واقعيش (90) تومان بود تورم پدید می آید، چون با دسترنج یک سال توانسته کم تر أز نیازمندی یک سالش را تأمین کند.
مثلا فرض می کنیم که به صد کیلو أز (حبوبات) نیازمند است و هر کیلوئی معادل يك تومان است، و اگر برنج که أز خارج وارد شده کیلوئی دو تومان بود، ناچار می شود برنج مورد نیأزش را (فرضاً ده کیلو) به بیست تومان خریداری کند، و این تورمی است که او را أز نیازمندیش به مثلا (نخود) محروم می کند چون برنج با (ده تومان اضافیش) قیمت نخود مورد احتیاج را هم صرف نمود.
و علاج این تورم وارداتی اینست که انسان با آن چه دارد کفایت کند و کالاهای خارجی را وارد نکند و همین علاج برای (خانواده) نسبت به تورمی که در سطح شهر در برخی اجناس پیش می آید عملی می شود، مثلا اگر تخم مرغ گران شد و تورم پیش آمد، علاج اینست که تخم مرغ نخورند و چیزی ارزان جایگزین آن نمایند تا دستمزدشان با مصارفشان برابری کند، والا دچار تورم شده و به قرض یا مدت زمانی گرسنگی گرفتار خواهند شد.
تورم حتی در آمریکا و شوروی وجود دارد، چون (سرمایه داری منحرف) خواه سرمایه بدست تجار باشد - مثل بلوك غرب- یا بدست دولت باشد - مثل بلوك شرق -- با تورم تلازم دارد و لذا همیشه افزایش قیمت ها را در هر دو بلوك مشاهده می کنیم، و خرج های سنگین دولت (از نظر کمیت و کیفیت) در آمریکا، روسیه و کشورهای دیگر تورم همیشگی را پدید می آورد، و نگرشی کوتاه به (رشد اعضای دولت و اعضای حزب) و (رشد کمیت و نوعیت تسلیحات) چگونگی تورم در دو بلوك غربی و شرقی را بیان می کند.
چگونگی حل مشکل تورم
اگر (مصرف) بیش أز مقدار (تولید) باشد تورم ایجاد می شود .
و حل مشکل تورم به این بود که (مصرف با مقدار تولید برابری کند).
و دولت های سرمایه دار- به اصطلاح امروز- خواه سرمایه دار (دولت) باشد مثل کشورهای کمونیستی شرقی یا (تاجر) باشد مانند کشورهای سرمایه دار غربی، أبداً ممکنشان نیست که (تورم) را أز میان بردارند، چه آن که علل بروز تورم بخشی أز (حکومت) را تشکیل می دهد..
أما دولت های فعلی چه غربی و چه شرقی و آن چه که در مدار آن هاست و سائل متعددی برای کاهش تورم در پیش گرفته اند که أز مرز (ظلم) و (فریب کاری) نمی گذرد. گرچه برخی آن ها اختصاص به دولت های بزرگ استعمارگر، و برخی دیگر اختصاص به دولت های استعمار شده دارد .
أز روش های کاهش تورم اینست که دولت پول هائی که بدون پشتوانه پخش کرده حتی الامکان بوسیله مالیات مستقیم و غیر مستقیم مانند (گران کردن نرخ کالاها) جمع آوری کند.
و چون قرار دادن مالیات مستقیم خیلی مشکل است، دولت به جمع آوری پول أز راه های مختلف مثل گران کردن قیمت کالاها اهتمام می ورزد و این موجب فشار بیش أز پیش بر زحمت کشان می شود و بهمین جهت دستمزد کارگران کم تر، و قیمت کالاهای مورد نیاز آن ها بر ایشان گرانتر تمام خواهد شد.
بمنظور کاهش تورم دولت ثروتمندان را بصرف ثروتشان در خرید زمین، ساختمان و غیره مانند پس اندأز در بانک ها تشویق می کند، تا پول أز فعالیت باز ایستد، مثلا اگر (کالا باندازه يك ملیارد تومان ) بود و دولت دو ملیارد تومان بچاپ رسانید و نتیجتاً تورم بمقدار دو برابر بوجود آمد و دولت ثروتمندان را بر (رکود پولشان) تشویق کرد، حاصل چنین می شود که تورم بمقدار پول های راکد در زمين و بانك و غيره کاهش خواهد یافت.
دولت با عدم استخدام و ترفیع کارمندان مستحق ترفیع اعلام حالت فوق العاده می کند و با این اقدام أز پرداخت پول های بیشتر جلوگیری بعمل می آورد.
دولت بعلت های مختلفی اموال ثروتمندان را مصادره می کند، و این غالباً در میان حکومت های جهان سوم اتفاق می افتد، و بدین وسیله دولت بر پول ها، کالاها و املاکی دست یافته و با فروش كالاها و املاك، پول های موجب تورم را أز میان مردم جمع آوری می کند.
برای این که در داخل کشور پول زیادتر أز کالا نشود، دولت أز صدور کالاهای داخلی مورد نیاز جلو گیری کرده، و تشویق بر ورود کالاهای خارجی می نماید تا پول اضافه ای که موجب تورم شده به خارج برده شود.
دولت کشاورزی و صنعت داخلی را أز رونق می اندازد، تا مردم ناگزیر به وارد کردن کالاهای خارجی شوند، و این موجب کاهش شدت تورم می شود، زیرا بوسیلهٔ استيراد اضافه پول به خارج أز كشور مي رود.
دولت أملاک و زمین های دولتی را در معرض فروش می گذارد تا پول اضافی را جمع آوری کند، و غالباً بوسيله دلال ها این املاك و زمین ها گران تر أز قیمت واقعیشان به فروش می رسد.
دولت استقرار و ثبوت پول را همه جا اعلام می کند، که این فایده روانی دارد نه حقیقی و واقعی.
و آنگهی.. یکی أز روش های استعمارگران برای سقوط دولت های ملی ایجاد تورم داخلی در آن هاست، تا نارضایتی مردم زیاد شده و رژیم ساقط شود . . و همچنین أز روش های دیگرشان ایجاد خشکسالی های مصنوعی است، چنان که هنگام قیام گاندی در هند همین روش را پیش گرفتند و با ایجاد قحطی و خشکسالی مصنوعی توانستند (800) هزار انسان را أز گرسنگی بکشند .
- تفاوت رباخواری و مضاربه:
رباخواری، فرصت اندیشه و عمل را از کارگر میگیرد، او پیوسته در این اندیشه است که هر چه زودتر، سود کلان رباخوار را فراهم سازد، تا برایش دردسر ایجاد نکند. لذا با اندیشهای آزاد وارد عمل نمیشود، و به هر کاری دست میزند، و چه بسا فکر نکرده از روی عجله و شتاب به کارهای کم درآمد دست زند، و از اینرو هستی خود را از دست بدهد. مخصوصا افراد ضعیف و نوپا، که با دستپاچگی و برای حفظ حیثیت و آبرو، احیانا به کارهایی روی میآورند، که چندان سودآور نیست و چون سود ثابت و مقرری باید بپردازند، چه بسا از سرمایه که در دست دارند، مایه بگذارند و رفته رفته خود را به نابودی بکشانند، و هستی خود را تباه سازند.
در صورتی که در « مضاربه » سود ثابتی مقرر نگردیده، و صرفا سهم مشاع درآمد را باید بپردازد، و اگر زیانی به سرمایه وارد آمد، از کیسه کارفرما رفته است. لذا خاطر کارگر، کاملا آسوده است، و با خیال راحت و اندیشهای آزاد، بهترین و شایستهترین کارها را انتخاب میکند، شتاب و عجله به خرج نمیدهد. لذا پیوسته موفق است.تجربه نشان داده است افرادی که خواستهاند با وامهای ربوی، سر و سامانی به زندگی خود بدهند، بیشتر در گرداب بدبختی و بیچارگی غرق شدهاند.
لذا چون نوعا رباخواری، در جامعه بیشتر ما یه بدبختی و بیچارگی مردم است، با عنوان «جنگ با خدا و رسول» در قرآن مطرح شده. زیرا «مستضعفان» در «کنف» الهی قرار دارند، و پیوسته مورد مهر و عنایت خداوند هستند، لذا کسانی که کوشش دارند بر «استضعاف» آنان بیفزایند با خدا و رسول، اعلام ستیز نمودهاند.
نکته: گاهی گرانی و تورم ناشی از ناکارآمدی بانکهای خصوصی است و دولت برای حل مشکل آن مالیات های مستقیم و غیر مستقیم و گرانی اجناس انجام میدهد و از بانک مرکزی قرض میکند.
گاهی رانت خواری افراد خودی و عدم بازپرداخت وام موجب کسری بودجه و گرانی میشود.
گاهی احتکار اجناس و عدم تولید یا جنگ اقتصادی یا خشکسالی و تحریم ها و غیره باعث مشکلات اقتصادی میشود.
نتیجه و جمع بندی :
البته مسائل اقتصادی پیچیده است و متخصص باید در باره آن نظر بدهد ولذا مواردی مثل اشتغال و بیکاری ، تغییرات بی ثبات ارز ، اثر تحریم ها بر بازار و اقتصاد خرد مردم ، اختلاس و احتکار ، بررسی خط فقر واقعی بخصوص در زندگی کارگر و کارمند ، رشد شکاف و اختلاف طبقاتی شدید بین سرمایه اندوزان و مردم معمولی، دلالی و مافیاگری، فرار سرمایه و مغزها، خانه های خالی و بی خانمانی طبقه پایین، بنگاه داری بانکها ، کاهش تولید مفید و صادرات غیر نفتی ، رباخواری بانکها ، تاخیر در پرداخت وام ازدواج به جوانها ، انباشت سرمایه توسط رانت خواران ، سرمایه داری رفاقتی ، اشتغال زنان در هر کار و بیکاری مردان نفقه پرداز ، فقر مادی و معنوی و افزایش دزدی ، وام های پر بهره و ربح و اخذ دیرکرد و...موارد زیادی که مربوط به زندگی متوسط اقتصادی مردم میشود باید توسط متخصصین بررسی شود.
( منابع آزاد )