شیعه نیوز | در سکوت صبحی در محلهای در کابل، زنی با چادری کهنه و نگاهی خسته کنار دیواری میایستد که روزگاری بر روی آن نوشته شده بود: «آموزش، حق همه دختران است». امروز او دیگر دنبال مدرسه نیست؛ دنبال مردی است، مردی که بتواند ۱۰ هزار افغانی بپردازد تا دختری را به عنوان همسر دوم بخرد. زنِ واسطه، نه با عقدی شرعی که با یک قرارداد دستنویس و یک دستمال سفید که بعداً بهعنوان «شهادت» به خانوادهٔ دختر داده میشود، معامله را نهایی میکند. او دیگر فقط معرف نیست؛ او همپیمانِ سیستمی است که زن را از انسان به «گزینهٔ بودجهای» تبدیل کرده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، در سایهای که ساختهٔ چهار سال حکمرانی طالبان است: سایهای که در آن چندهمسری دیگر یک استثناء یا امری «فرهنگی-مذهبی» محسوب نمیشود بلکه یک استراتژی زندهماندن برای خانوادههای شکسته و یک نماد قدرت برای مردانی است که در فقدان هرگونه مشروعیت سیاسی-اجتماعی دیگر تنها تعداد همسرانشان گواهی بر «مردانگی» و «جایگاه» آنهاست.
اما این داستان، ریشه در خیابانهای کابل ندارد. ریشهاش در کابینههای بستهٔ قندهار است. جایی که مقامات ارشد با همسران چندگانه در مراسم عمومی حضور مییابند و هیچ واکنشی از سوی جامعهٔ بینالمللی دنبال نمیشود؛ جایی که عادیسازی از سطح بالا آغاز شده و به کوچهها ریخته است و امروز دیگر نه فقط مردان بلکه خود زنان در برابر سکوت، ناامیدی و فشارِ یک اقتصادِ فروپاشیده در این چرخه شریک شدهاند. بهعنوان واسطه، بهعنوان «مادر پسر» اجارهای، بهعنوان فروشندهٔ امیدی که دیگر نمیداند این امید برای چه کسی است. برای دختری که میفروشد؟ برای مردی که میخرد؟ یا برای خودش، زنی که هنوز شوهر دارد اما دیگر اعتماد به آن شوهر و به جامعهای که او را به این سمت رانده را از دست داده است؟
این دیگر فقط گزارشی دربارهٔ «افزایش چندهمسری» نیست.
این گزارشی است دربارهٔ نابودی کُندِ مفهوم خانواده وقتی عشق، جای خود را به قیمت میدهد؛ وقتی اعتماد با کمیسیون خریداری میشود و وقتی زن که باید نگهبان حرم خانواده باشد مجبور میشود دروازهٔ همان حرم را با دستان خودش به روی یک «همسر دوم» باز کند.
ازدواج به قیمت کمیسیون؛ چندهمسری، از فضیلتِ دینی به صنعتی در سایهٔ طالبان
با سکوت و خیانت واشنگتن و بروکسل، افغانستان شاهد زاده شدن بازار جدیدی برای فروش «ارزش زن» است.
در کوچههای خاکی ناحیه ششم کابل دیگر فقط نامههای عاشقانه یا واسطههای سنتی مسیر ازدواج را هموار نمیکنند؛ بلکه زنی با کت و شلوار ساده هر صبح در سرچهارراه میایستد و مردان را به خرید «زن دوم» دعوت میکند نه با وعدهی عشق که با رقمی روی کف دست: ۱۰ هزار برای دختر مجرد، ۵ هزار برای بیوه یا مطلقه.
این دیگر استثناء نیست. این عادیشده است.
پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰ چندهمسری که همواره در لایههای پایین جامعه بهویژه در مناطق روستایی و طبقهٔ مذهبی ریشه داشت، دچار تغییر کیفی شده است. از یک «امکان شرعی محدود» به یک الگوی رفتاری گسترده، نماد قدرت و ابزاری برای نجات اقتصادی تبدیل شده است. اما مهمتر از همه آنچه امروز تحولی شوکهکننده محسوب میشود ظهور یک لایهٔ جدید از واسطهگران زن است. زنانی که نه تنها با این ساختار سازش کردهاند بلکه در مرکز آن بهعنوان عامل تسهیلگر مالی-اجتماعی سهیم شدهاند.
طالبان؛ نه فقط مجاز بلکه الگو
اعضای ارشد طالبان از ولایت پالانهای محلی تا مقامات ارشد در کابل بهصورت آشکارا به ازدواجهای چندگانه روی آوردهاند. وجود همسران اضافی در خانوادههای مقامات دیگر پنهان نیست؛ بلکه در مراسم عمومی گاه با حضور همسران پشت هم بهنمایش گذاشته میشود. این رفتار در شرایطی که رژیم طالبان هیچگونه پاسخگویی رسانهای انجام نمیدهد بهتدریج به یک هنجار عمومی تبدیل شده بهویژه در بین جوانانی که پیش از ۱۴۰۰ چندهمسری را میراثی بیگانه از جامعهٔ مدرن میدانستند.
«این دیگر فرهنگ نیست؛ این فروش است»
مریم، یکی از ساکنان کابل که شاهد تغییر رفتار یکی از همسایگانش بوده است. زنی که پس از ورود به کوچهٔ آنها ناگهان از درخواست کمک مالی به معرفی همسران احتمالی برای مردان «دارای قدرت خرید» تبدیل شد. «او حتی به جوانان میگوید: اگر عاشق هستی، ۱۰ هزار بده من او را به خانوادهات معرفی میکنم.»
«مادر پسر» فروختهشده: وقتی نقش مادر، خدماتی پولی میشود
یکی از تکاندهندهترین تحولات، هویتسازی مصنوعی در فرآیند خواستگاری است. واسطهگران زن در روزهای اخیر نقش «مادر پسر» را برای خانوادههای ناآشنا ایفا میکنند، بهشرط پرداخت حقالزحمه. این کار نه تنها فضای اعتماد را تخریب میکند بلکه گره اعتماد خانوادگی را در ابتدای تشکیل اتحاد از بین می برد. دختری که به خانوادهای معرفی میشود دیگر نمیداند آیا مادرِ واقعی پسرش است یا فردی که روز قبل برای همان مبلغ در کوچهٔ دیگری برای خانوادهی دیگری همین نقش را بازی کرده است.
اقتصاد فقر، زمینهساز «ازدواج معاملهای»
با فروپاشی بخش رسمی اقتصاد، افزایش بیکاری (بهویژه مردان جوان) و بدهیهای فزایندهٔ خانوارها بسیاری از زنان دیگر انتخابی جز «درآمدزایی از طریق همسر» نمیبینند. اما اینبار نه با کار بلکه با بازکردن درِ خانه به سوی همسران جدید.
این سازوکار سه ضربه میزند:
۱. بر کرامت زنان: تبدیل آنها به «پلی برای دسترسی به منافع مردانه».
۲. بر همسران نخست: که در سکوت مجبور به تحمل حضور رقیبی هستند که نه فقط همسرشان بلکه از جیب خانواده پرداخت شده است.
۳. بر جوانان: که در سنین نوجوانی دیگر ازدواج را نه بهعنوان اتحاد که بهعنوان «قرارداد با گزینههای قابل تعویض» میبینند.
آماری که نمیخواهند بشنوند
در افغانستان، هیچ آمار رسمی دربارهٔ میزان چندهمسری وجود ندارد. نه به خاطر نبود ظرفیت بلکه به خاطر عدم تمایل حکومت به شفافیت. اما مشاهدات میدانی در کابل، هرات، ننگرهار و بدخشان نشان میدهد که نرخ ازدواجهای چندگانه در شهرهای بزرگ طی دو سال گذشته حداقل دو تا سه برابر شده است و این افزایش با رشد «بازار واسطهگری زن» همزمان بوده است.
سکوت غرب: وقتی «حقوق زنان» تنها برای گفتوگوهای دیپلماتیک باقی میماند
چنین تحولاتی در زمانی رخ میدهد که اروپا و آمریکا بهرغم بیانیههای فصلی دربارهٔ حقوق زنان دیگر حتی نام «طالبان» را بهصورت رسمی به چالش نمیکشند. دولتهایی که پیش از ۱۴۰۰ برای دختران افغان مدرسه ساختند، امروز در برابر سیاستهای سیستماتیک نابودی کرامت زن سکوت کردهاند. در این سکوت طالبان نه تنها حاکمیت خود را تثبیت کردهاند بلکه نظامی اخلاقی جدید را جایگزین ارزشهای جامعهٔ مدرن کردهاند. جایی که زن دیگر نه شهروند که دارایی قابل انتقال است.
و سخن آخر
چندهمسری خود بهتنهایی یک شکست اخلاقی نیست؛ اما عادیسازیِ آن در سایهٔ سیاستِ قدرت و تبدیلشدن آن به ابزار درآمدزایی برای زنانِ ناامید در مقابل سکوت جهان، بله یک فاجعهٔ حقوقی، انسانی و تمدنی است.
و اگر کسی هنوز فکر میکند این فقط «مسألهٔ داخلی» افغانستان است، کافی است یک سوال بپرسد:
وقتی جامعهای زنانش را به «گزینههای مالی» تبدیل میکند، چه نوع آیندهای برای فرزندانش متصور است؟
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/