محقق : دکتر صادق یادگاری
شیعه نیوز | دیدگاه حضرت زهرا (علیهاالسلام) در مورد خلفا را بیان کنید؟
سؤال : دیدگاه حضرت زهرا (علیهاالسلام) در مورد خلفا را بیان کنید؟
جواب: هر کس با اندک مطالعه ای در حوادث بعد از رحلت پیغمبر(صلّی الله علیه وآله) می تواند پی ببرد که حضرت زهرا (علیهاالسلام)، نسبت به خلفا چه دیدگاهی می تواند داشته باشد؛ اما برای این که بحث ما مستند باشد به تعدادی مدارک از شیعه و سنی اشاره می کنیم و در پایان نتیجه گیری خواهیم کرد. اگرچه با ارائه مدارک تاریخی شما خود نتیجه لازم را خواهید گرفت.
آن چه که در منابع شیعه و سنی مشهود است دلالت بر نارضایتی و خشم حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از خلفا و دستگاه خلافت دارد.
اسناد تاریخی:
إنّ فاطمه بنت النبی ارسلت الی ابی بکر تَسأله ميراثها من رسول الله ممّا أفاء الله عليه بالمدينه و فدک و ما بقی من خمس خيبر... فأبی ابوبکر أن يدفع إلی فاطمه منها شيئاً فوجدت فاطمة علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفيت... همانا فاطمه (علیهاالسلام)، دختر رسول خدا فردی را نزد ابوبکر فرستاد و میراث خود را از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله)، از او طلب نمود. این مطالبه شامل فیء، فدک و باقی مانده خمس خیبر بود، اما ابوبکر از این که چیزی از این اموال را به وی پس بدهد خودداری ورزید، پس فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد، پس با او قطع رابطه کرد و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت. (صحیح البخاری، ج5، ص82، باب غزوة خیبر).
همین روایات را با اندک تفاوت در الفاظ، صحیح مسلم (ج5، ص153-154، باب قول النبی(صلّی الله علیه وآله) لانورث...) و مسند احمد (ج1، ص9، مسند ابوبکر) ذکر کرده اند.
- «فغضبت فاطمه فهجرته فلم تزل بذلک حتی تُوُفّيت» فاطمه خشم گرفت و غضب کرد و ابوبکر را ترک نمود و این قطع رابطه پیوسته ادامه داشت تا از دنیا رفت. (جامع الاصول، ج9، ص637، ح7438).
- «فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته، فلم تکلمه حتی توفّيت» فاطمه بر ابوبکر خشمگین شد و با او قطع رابطه کرد و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.» (مشکل الآثار، ج1، ص47-48).
- «فغضبت فاطمة و هجرته فلم تکلمه حتی ماتت» فاطمه غضبناک شد و او را ترک کرد و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت. (سنن البیهقی، ج6، ص300).
همین روایات را با تفاوتی در الفاظ، تاریخ «الخمیس لدیار البکری» (ج2، ص173) و «المصنف للصنعانی» (ج5، ص472) و «مسند ابی عوانة» (ج4، ص251) بیان کرده اند.
تمامی این روایات از خشمی شدید، و غضبی دائمی نسبت به خلفا سخن می گویند و این که تا پایان حیات مبارکِ خود، حضرت زهرا (علیهاالسلام) لحظه ای سکوت نکردند.
بنابراین این خشم پیوسته و غضبِ دائمی، بسیار عمیق و شدید بود به گونه ای که به «وصیت به دفن مخفیانه» منجر شد.
تاریخ به رغم تزویر و تحریفی که در آن صورت گرفته، گوشه هایی از حقیقت را برای ما ثبت کرده است؛ از جمله: فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت در حالی که از آنان روی گردان بود؛ که نمونه ای از آن ها گذشت و علی( علیه السلام )او را شبانه دفن کرد و آنان را خبر نکرد. این چیزی است که در کتاب های معتبر و موثق گروه بزرگی از مسلمانان آمده است.
اسناد تاریخی مربوط به دفن شبانه:
- «بل يقع الاحتجاج بذلک علی ما وردت به الروايات المستفيضه الظاهرة التی هی کالتواتر، أنّها اوصت بأن تدفن لیلاً حتی لايصلی الرجلان عليها و صرَّحَتْ بذلک و عَهِدَتْ فيه...».
روایات مستفیضه (متعدد) که در حد تواتر است، دلالت می کند که ایشان وصیت نمود که وی را شبانه دفن کنند، برای آن که آن دو مرد [ابوبکر و عمر] بر او نماز نخوانند و به این خواسته اش تصریح و تأکید فرمود و بر انجام آن پیمان گرفت. (شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید، ج16، ص281)
و امثال این روایت از منابع شیعه و سنی فراوان است که جهت اختصار به آدرس آنها اکتفا می کنیم:
- المصنف للصنعانی، ج3، ص521
- انساب الاشراف، ج2، ص34
- الاستیعاب، ج4، ص208
- البدایة و النهایة، ج5، ص250
- تاریخ الامم و الملوک، ج3، ص308
- سنن الکبری، ج6، ص300
- روضة المتقین، ج5، ص349
- و هم چنین در بعضی از منابع آمده است که: «فاطمه (علیهاالسلام) از علی (علیه السلام) به خدا و رسولش پیمان گرفت که جز امّ سلمه و امّ أیمن و فضّه و حسنین (علیهما السلام) و سلمان و عمار و مقداد و ابوذر و حذیفه، کسی بر جنازه اش حاضر نشود». (بحار الانوار، ج78، ص310)
- و همچنین از امام رضا (علیه السلام) درباره شیخین سؤال شد. فرمود:
ما یک مادر نیکوکار داشتیم که وقتی از دنیا رفت، از آنان خشمگین بود. ما راضی نمی شویم تا او از آنان راضی شود. (الطرائف: ص 252 ؛ القاب الرسول وعترته: ص 44)
و حتی تاریخ گواه آن است که بیماری حضرت زهرا (سلام الله علیها) که بر اثر هجوم به بیت ایشان حاصل شده بود (که در جای دیگر به آن پرداختیم) بر اثر خشم و غضب بر شیخین و هواداران آن دو تشدید شد و بیماری ایشان را ، به رحلت متصل کرد.
و همچنین ابن ابی الحدید می گوید:
« لما مرضت فاطمه المرضه التی توفيت بها دخل النساء عليها فقلن کيف أصبحت من علتک يا بنت رسول الله؟ قالت أصبحت – والله – عائفه لدنيا کن قاليه لرجالکن».
هنگامی که فاطمه بیمار شد (یعنی همان مرضی که بر اثر آن از دنیا رفت) زنان مهاجرین و انصار به عیادت او آمدند وپرسیدند: با این بیماری چگونه اید ای دختر رسول خدا؟ فاطمه فرمود: به خدا سوگند چنین شده ام که به دنیای شما بی میلم و از مردانتان متنفرم. (بلاغات النساء: 32 ؛ شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید: ج 16، ص 233).
همه این روایات به خوبی دلالت دارند بر اینکه فاطمه(سلام الله علیها)از آنها ناراضی بودند و تا آخر عمر از آنها راضی نشدند و عمر و ابوبکر کاملا بر این مسأله[نارضایتی فاطمه] واقف بودند به هیمن خاطر تصمیم گرفتند برای جلب رضایت فاطمه(سلام الله علیها)به محضر ایشان بروند اما فاطمه(سلام الله علیها)به آنها اجازه ندادند.
سلیم به قیس در کتاب خود روایت نقل می کند که «عمر و ابوبکر به علی( علیه السلام )گفتند بین ما و فاطمه وقایعی گذشته که می دانی، اگر مصلحت می بینی از او برایمان اجازه بگیر تا از او معذرت خواهی کنیم.
علی گفت این با خود شماست. آنان آمدند تا در کنار در خانه فاطمه(سلام الله علیها)نشستند علی( علیه السلام )بر فاطمه(سلام الله علیها)وارد شد و گفت: ای زن آزاده عمر و ابوبکر در کنار در نشسته اند می خواهند بر تو سلام کنند نظر تو چیست؟».
فاطمه(سلام الله علیها)گفت: خانه، خانه توست و زن آزاده همسر تو. هر چه می خواهی انجام بده . علی گفت : مقنعه ات را محکم کن . فاطمه( علیه السلام )مقنعه اش را محکم و رویش را به طرف دیوار کرد. آن دو وارد شدند و سلام کردند و گفتند: از ما راضی شو، که خدا از تو راضی باشد فاطمه(سلام الله علیها)گفت: چه چیز شما را به این کار واداشت. گفتند به گناهمان اعتراف می کنیم و امیدواریم که ما را عفو فرمایی و کینه را از دلت بیرون کنی . فاطمه(سلام الله علیها)گفت: اگر راست می گویید، از آنچه از شما می پرسم، پاسخ دهید. بدانید که من چیزی از شما نمی پرسم مگر اینکه می دانم که شما از آن آگاه هستید. اگر راست گفتید، می دانم که در آمدنتان صادق هستید. گفتند: از آنچه می خواهی بپرس. فاطمه(سلام الله علیها)گفت شما را به خدا سوگند می دهم آیا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شنیدید که گفت:« فاطمه پاره تن من است، هر که او را اذیت کند مرا اذیت کرده است»؟ (صحیح البخاری: ج 4، ص 210 و صحیح مسلم: ج 7، ص 141) گفتند: بلی شنیدیم فاطمه دستانش را به سوی آسمان برد و گفت: پروردگارا این دو تن مرا اذیت کردند. من از این دو به تو و فرستاده ات شکایت می کنم. نه، به خدا سوگند ابدا از شما راضی نمی شوم تا پدرم رسول خدا را ملاقات کنم و از آنچه با من کردید به او خبر دهم تا او درباره شما حکم کند». (کتاب سلیم بن قیس : ج 2، ص 869؛ جلاء العیون: ج 1، ص 212؛ علل الشرایع : ج 1، ص 186 – 187)
حضرت زهرا(سلام الله علیها)پس از آنکه از آن دو اقرار صریح گرفتند که تعدی نسبت به او، تعدی به ساحت پیغمبر اکرم و در نتیجه جسارت به حریم ملکوتی پروردگار است و او حق ندارد که چنین متجاوزی را مورد عفو و گذشت خود قرار دهد و با بیان این جمله که از اینان نزد رسول خدا شکایت خواهد کرد، آنان را از این حقیقت (تجاوز به حریم خداوند) آگاه کرد.
آری؛ زهرا(سلام الله علیها)اینگونه موضع و دیدگاه خود را نسبت به خلفا و هواداران آنها اتخاذ و ابراز کرد
و برای آنکه به مردم گفته نشود که فاطمه(سلام الله علیها)آن دو را بخشید و یا به فلانی پیغام داده که از آنان راضی شده است، وصیت کرد که شبانه دفن شود تا این لکه ننگ در پیشانی تاریخ بماند که دختر پیغمبر خدا با خشم و غضب از خلفا از دنیا رفت.
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/