شیعه نیوز | روایتی است به بلندای تاریخ؛ روایت چادری که قرنهاست به عنوان نمادی از عفت و حیا بر دوش بانوان ایران و اسلام نشسته است. این پوشش ریشهدار، همگام با گذر زمان، ردایی دگرگون به تن کرده، اما با این وجود همواره اصالت خویش را نگاه داشته است. چنان که دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب « زن در ایران باستان» آورده است: «پوشش کامل و گشاد زنان از هویت فرهنگی ایران باستان جداییناپذیر بوده و نوعی مرزبندی میان زن و مرد، عمومی و خصوصی تلقی میشده است.»
به گزارش «شیعه نیوز»، در گذر از دوران قاجار و با نگاه بانوان به پوشش نیاکان، چادر «قجری» زاده شد و امروز در کنار گونههای لبنانی، عربی و کارمندی، در بازار ایران جای گرفته است. اما این دگرگونیها گاه چنان پیش رفته که قیمت چادر از مانتویی ساده نیز پیشی گرفته است.
در این میان با تورقی در تاریخ می توان دریافت که بانوان فرهیخته ایران زمین، زنانی با پوشش وزین بوده اند و با پذیرش اسلام، این پوشش ابعاد اسلامی نیز یافت چرا که خداوند در فرمانی آسمانی فرمود: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلابیب خود را بر خویش فرو افکنند…» (احزاب: ۵۹)
در حقیقت این آیه، فرمانی الهی حجاب بود که نوعی از پوشش را برای زنان مسلمان واجب کرد و در پی آن، چادر بیش از چهارده قرن، به نماد برترین حجاب به سنتی اصیل در فرهنگ اسلامی تبدیل شد. چادر در طول تاریخ، اگرچه گاه در شکل و ظاهر، تغییراتی کوچک به خود دیده، اما همواره اصل و مفهومش پابرجا مانده است. اکنون در گیرودار تحولات فرهنگی، این نماد کهن، بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته و خود را در ترازوی نگاه نسل نو میسنجد. بیتردید، عوامل گوناگونی از جمله قیمت پارچه و چادر، قدرت خرید جامعه، جریانهای مد و سبک زندگی، فعالیتهای روزمره و هنجارهای اجتماعی در این تحولات تأثیرگذار بودهاند.
چادر؛ از حریر تا مخمل، از یک میلیون تا بیست میلیون
در خیابانهای رنگارنگ شهر، میان انبوه آدمهایی با سبکهای پوشش گوناگون، هنوز هم میتوان سایههای اصیل چادر را دید. چادرهایی از جنسهای متنوع: از کرپ حریر نازک تا حناین امارات محکم، از سوپر فلورانس کرهای با کیفیت تا کرپ ندا و مخمل ظریف. این چادرها در مدلهای گوناگونی مانند جیران، نفیس، صدفی، لبنانی، دانشجویی، خبرنگاری و قجری به چشم میخورند و هر تولیدکنندهای با اندکی تغییر در طرح، نام تازهای بر آن مینهد و به بازار عرضه میکند.
اما شاید مهمتر از جنس و مدل، مسئلهی قیمت باشد. این روزها قیمت چادر از مرز یک میلیون تومان آغاز میشود و بسته به جنس پارچه و مدل، گاه تا بیست میلیون تومان هم میرسد.
حال این پرسش مطرح میشود: یک خانوادهی چادری که ممکن است دو یا سه فرزند دختر در سن حجاب داشته باشد، آیا میتواند هزینهی تهیهی چادرهای مناسب و قابل استفاده برای فعالیتهای روزمره را تأمین کند؟
از بازار چادر چه خبر؟
اما این سنت دیرینه اکنون در گذر از کوچه پس کوچههای بازار امروز، با واقعیت تازهای روبرو شده است برای درک این تحول پای در بازار چادر می گذاریم، در فاصلهای اندک از آستان نورانی خواهر خورشید هشتم، حضرت معصومه (س)، جایی که برخی برای عرض ادب و زیارت با چادر مشکی وارد می شوند و برخی دیگر چادر نماز بر سر دارند.
اگرچه شمار مغازههای فروش پارچه چادر مشکی نسبت به گذشته کمتر شده، اما تنوع قیمت و جنس، رو به فزونی است. همچنین، حضور چادرهای دوختهشده در مدلهای متنوع، انتخاب را برای مشتریان دشوارتر کرده و آنان را با تردید روبرو ساخته است.
علت نوسانات و تفاوت قیمت را از یکی از فروشندگان شهر جویا شدیم. او ابتدا چند طاقه پارچه را روی میز گشود، آنها را کنار هم قرار دارد و دستش را به زیر لبهی طاقه ی پارچه بُرد، لب تُرکی دو پارچه را نشانه رفت تا من به خوبی متوجه این تفاوت قیمت ها بشوم :« خودتان از نزدیک نگاه کنید خواهر… این پارچه کُرهای است و قیمتش از دو میلیون و نهصد هزار تومان شروع می شود پارچه را که در دست بگیرید خودتان لطافت، سبکی و ریز بافتی آن را حس می کنید.»
اما این پرسش مطرح است که چرا کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران فقط در دو شهر اصفهان و شهرکرد کارخانه ی تولید چادر مشکی دارد، آیا این میزان تولید پاسخگوی نیاز جامعه است؟
فروشنده در این باره میگوید:« چادر ایرانی در دو مدل ساده و طرح دار، تنوع کمی دارد، هرچند در تولیدات جدید کیفیت بهتری یافته است. اما هنوز نمی توان آن را هم تراز پارچه های وارداتی دانست. هرچند قیمت چادر وارداتی به نرخ ارز وابسته است و تاجرانی که از امارات، چین و کره خرید می کنند فقط فروش عمده و نقدی دارند و ما مغازه داران هم با مشکلات مالی زیادی روبرو میشویم.»
شاید خرید پارچه چادر با قیمت سه میلیون تومان برای برخی آسان و بی دغدغه باشد، اما هستند کسانی که هزینه های بسیار بیشتری متقبل می شوند. از فروشنده، چادر با قیمت بالاتر را خواستم، پارچه دیگری را برایم باز کرد:« این یکی قواره ای ۱۷ میلیون تومان است. جنس آن ژاپنی و کیفیت فوق العاده بالایی دارد. این جنس اصولا طرحدار است و با آن چادرهای سنتی ایرانی می دوزند، در برخی از مناطق تهران همین پارچه را تا قواره ای ۲۵ میلیون تومان هم می فروشند ولی ما در قم به خاطر داشتن مشتری خاص آن را به این قیمت عرضه می کنیم.»
این ارقام و گفت وگوها، تصویری است که سنت فاطمی را در تنگنای اقتصاد و سلیقه مدرن گرفتار دیده است.
عبا رقیب جدید چادر
این روزها، در ویترین برخی از مغازههای فروش چادر، صحنهای تازه به چشم میخورد: پوششی جدید به نام «عبا» که همچون مانتویی بلند و گشاد، از سر تا پا را میپوشاند. این پوشش، با ظاهری ساده و امروزی، به تدریج جای خود را در میان زنان باز میکند. از نظر قیمت، عبا اغلب از چادر ارزانتر است و همین، آن را به گزینهای مقرون به صرفه برای بسیاری تبدیل کرده است. همچنین، استفاده از آن با حجابی یکپارچه و بدون نیاز به تنظیمات پیچیده برای فعالیتهای روزمره آسانتر است. این تحول، تنها یک تغییر در پوشش نیست، بلکه نشاندهندهی دگرگونی در سبک زندگی و نیازهای زنان در جامعهی امروز است؛ زنانی که در عین پایبندی به حجاب، به دنبال کارایی و سهولت بیشتر در پوشش خود هستند.
خانم زهره واعظ جوادی، عضو کانون زنان بازرگان قم در این خصوص می گوید: «پوشش چادر در ایران، بهویژه چادر مشکی، فراز و نشیبهای تاریخی و فرهنگی گستردهای را پشت سر گذاشته است. این پوشش که پیش از انقلاب عمدتاً در اشکال و رنگهای متنوع در مناطق مختلف دیده میشد (از چادرهای رنگی اصفهان تا پوششهای محلی مازندران) پس از انقلاب و بهویژه در دوران جنگ، به تدریج به نمادی برای زنان انقلابی و متدین تبدیل شد. این تحول تنها در سبک پوشش نبود، بلکه بخشی از هویت جمعی و اسلامی بانوان ایران شد. حتی دستورالعملهای اداری و دانشگاهی نیز بر استفاده از چادر تأکید کردند، هرچند به مرور چالشهای کاربردی مانند حمل کتاب، رانندگی و فعالیتهای روزمره، زمینهساز تغییر در طراحی و مدلهای چادر شد.»
وی این تحول فرهنگی را تقابلی پیچیده با اقتصاد و بازار میداند:« افزایش قیمت پارچه تحت تأثیر تورم، نوسانات ارزی و ارزش افزوده در زنجیره تأمین، دسترسی به چادرهای باکیفیت را برای قشرهای مختلف جامعه دشوار کرده است. امروزه شاهدیم چادرهای روزانه با قیمتهای بالا و چادرهای مجلسی با مبالغ بسیار زیاد، گاه بالای ۱۰ میلیون تومان عرضه میشوند. این وضعیت به گونهای است که حتی تأمین نیاز سالانه یک خانواده با چندین زن و دختر به چادر میتواند به چالشی اقتصادی تبدیل شود. در این میان، تولیدکنندگان داخلی نیز با پارچههای وارداتی رقابت میکنند و لازم است با بهبود کیفیت و طراحی، جای خود را در بازار حفظ نمایند.»
عضو کانون زنان بازرگان قم، نیازسازی از طریق تبلیغات، کلیپها و فضای مجازی را، عاملی برای جایگزینی طرح های جدید به جای چادرهای سنتی می داند:«از سوی دیگر، بازار و طراحی با ایجاد تنوع در مدلهای چادر و عبا، به تغییر سلیقه اجتماعی دامن زدهاند. این تغییرات اگرچه پاسخگوی نیازهای عملی و کاربردی زنان در زندگی مدرن است، اما همواره این نگرانی را به همراه دارد که آیا حریم و حرمت نمادین چادر، قربانی مناسبات اقتصادی بازار نشده است؟ ما نباید اجازه دهیم اقتصاد و بازار این نام را تصرف کند.»
خانم جوادی، نقش رسانه را در امر حفظ فرهنگ مهم می داند و با صراحت می گوید:« در این میان، رسانهها بهویژه صدا و سیما نقش کلیدی در جهتدهی به این جریان دارند. رسانه ملی میتواند با معرفی اصالتهای فرهنگی و پوششهای بومی، بدون تحمیل سلیقه خاص، به ترویج «زیست عفیفانه» و احترام به تنوع سلیقهها بپردازد. هدف باید این باشد که زنان ایرانی، بدون دور شدن از هویت اسلامی-ایرانی خود، بتوانند در عین حفظ حجاب و وقار، در عرصههای اجتماعی فعال و حاضر باشند. همچنین رسانه میتواند با معرفی تولیدکنندگان داخلی و برندهای ایرانی، به تثبیت فرهنگ پوشش اصیل کمک کند.
همانطور که خانم جوادی تجربه کردهاند، تولید پوششهای اجتماعی با حفظ رویکردهای اسلامی نشان میدهد که میتوان بین اصالت، هنر، کاربری و احترام به سلیقههای مختلف، پیوندی منطقی و قابل قبول ایجاد کرد. وی در آخر تاکید می کند:« در نهایت، به نظر میرسد برای حفظ جایگاه چادر بهعنوان پوششی اصیل و در عین حال پاسخگو به نیازهای امروز، باید تعادلی بین چهار رکن اصلی یعنی حفظ حرمت و هویت تاریخی چادر، پاسخگویی به نیازهای کاربردی زنان در زندگی مدرن، مدیریت تأثیرات بازار و اقتصاد و فرهنگسازی هوشمندانه رسانهای برقرار باشد.»
چادر ایرانی؛ گویشهای گوناگون، زبانه یگانه
در لرستان، عروس را در «چارشو»یی سفید و گلدار میپیچند؛ در ابیانه، زنان با «چارشوی کجی» سهگوش، برخورد با مرد غریبه را به هنر «پیشکشیدن» بدل میکنند؛ در بندر گناوه، «چوقه» با حاشیههای زرین، همپوشانی فرهنگها را فریاد میزند؛ و در بیرجند، زنان در انبوهی از انتخابها از «عبایی» اشرافی تا «چیت» نماز هویت خویش را بر میگزینند.
این گوناگونیِ پوشش، تصادفی نیست. چادر، در هر گوشه از این سرزمین، با جغرافیا و فرهنگ بومی درآمیخته و در هر منطقه، بیانی تازه یافته است؛ اما هستۀ یکپارچۀ آن، حفاظت از حریم و عزت زن، همواره پابرجا مانده است.
این انعطاف، چادر را به نمادی زنده بدل کرده که نسل به نسل، نه تنها در پوشش، که در نوع دوخت، جنس پارچه و حتی آیینهای استفاده، با تجربۀ جمعی منتقل میشود. هرچند چادر ریشه در تاریخ و وجدان ایرانیان دارد، اما در گذر زمان به پدیدهای فراتر از یک پوشش بدل گشته؛ نمادی فرهنگی، هویتی و روانی که فراتر از مرزهای قومیت و زبان، زنان این سرزمین را با رشتهای از احترام، عفت و زیبایی پیوند میزند. اما امروزه در کشاکش فضای واقعی و مجازی، گاه یک کلیپ ساده، چادری از مخمل ونوس ایتالیایی را با سنگهای سواروسکی (Swarovski) به رخ میکشد، گویی که این حریر و جواهر است که برای چادر ارزش میآفریند. اما دلهای آگاه میدانند که چادر، هویتی فراتر از قیمت و پوشش است؛ حریمی مقدس که نباید با نگاه مادی، تقدسش را خدشهدار کرد و ما در میان این همه رنگ و نقش و نگار، در جستجوی چادری هستیم که یادآور چادر زهرای اطهر (س) باشد.
همان چادری که در وصف آن سروده اند:
« چادرت را بتکان روزی ما را بفرست
ای که روزی دو عالم همه از چادر توست»
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/