پيشنهادهايی در خصوص آزادی جوانان

جوانان با طبع پرشور و حساس خود، در جستجوي آزادي، تلاش مي کنند ولي چنين به نظر مي رسد که حدود و مرزهاي آزادي براي آنان به درستي و به گونه اي دقيق و شفاف، تبيين و تعريف نشده است.
پيشنهادهايی در خصوص آزادی جوانان
کد خبر: ۳۱۵۷۵۸
۱۴:۳۷ - ۱۲ آبان ۱۴۰۴

محقق : دکتر صادق یادگاری

شیعه نیوز | جوان و آزادی
   
جوانان با طبع پرشور و حساس خود، در جستجوي آزادي، تلاش مي کنند ولي چنين به نظر مي رسد که حدود و مرزهاي آزادي براي آنان به درستي و به گونه اي دقيق و شفاف، تبيين و تعريف نشده است.

آزادی مثبت و منفي
«کورتيس»يکي از انديشمندان تربيتي در اين مورد مي نويسد: «يک نگاه اجمالي به مسألة آزادي، بيانگر وجود تفاوت ميان آزاديهاي مثبت و منفي است: «آزادي از» و «آزادي براي»، بدين توضيح که «آزادي از ترس» و «آزادي از احتياج» (نقصان) در مورد آزادي منفي و «آزادي براي نطق و بيان» و «آزادي براي پرستش و عبادت» دو مورد از آزادي مثبت مي باشند.» و در تبيين رابطة اين دو، بايد متذکر شد که آزادي منفي، شرط حتمي و ضروري براي (نيل به) آزادي مثبت است.
«اريک فروم» در اين زمينه معتقد است که «آزادي مثبت عبارت است از فعاليت خود انگيخته مجموع تماميت يافته شخصي  .

آزادي دروني و بيروني
 اگر موضوع را از زاويه ديگري نگاه کنيم با دو نوع آزادي دروني و بيروني مواجه مي شويم، آزادي دروني به مفهوم، رهايي از سلطه خواستهاي غريزي و نفساني است و آزادي بيروني در نفي هرگونه اقتدار خارج از وجود آدمي، تحقق مي يابد که منظور نظام هاي حکومتي و سلطة آنهاست.

پيشنهادهايی در خصوص آزادی جوانان
 در نظر گرفتن موارد زير در تحقق خواسته هاي جوانان از آزادي، ضرورت دارد:
1. تعريف دقيق و تبيين کامل مفهوم آزادي، موجب آگاهي نسل جوان و تعديل خواسته هاي آنان مي شود. به گفته جان لاک آزادي هرگز نمي تواند مطلق باشد، فقدان کامل نظارت و مراقبت، آزادي نيست، بلکه سوء استفاده از آزادي است.» لذا «تبيين و تحديد آزادي» زمينه ساز «درک بهتر آزادي» خواهد شد.
2. آزادي بر مسؤوليت دلالت دارد. آزادي مثبت، فقط يک امتياز نيست بلکه مجموعاً قابل تقسيم به حقوق ويژه اي است که آنها هم تابع محدوديت هايي است. هر نوع حقي، به هر حال، متضمن يک مسؤوليت متقابل است. منظور اصلي اين است که هيچ حقي جنبه انحصار شخصي ندارد، مثلاً من حق دارم که مالک ثروتي باشم، اما اين امر مستلزم مسؤوليتهاي مشخصي است که جامعه آنها را از من طلب مي کند. لذا توأم ساختن شناخت آزادي و مسؤوليت، موجب رويکرد مسؤولانه تر جوانان به مسألة آزادي مي شود.
  3و4 تفهيم اين واقعيت به نسل جوان که «آزادي» و «چگونگي استفاده از آزادي» دو موضوع متفاوت ولي مرتبط با يکديگرند، آنان را بر مي انگيزد که به مجرد برخورداري از آزادي، کار را تمام شده تلقي نکنند بلکه اين را آغاز راه بدانند. رمز تداوم آزادي، مشروط به حسن استفاده از آزادي است.
5. خانواده و مدرسه، هر يک به عنوان کانون مقدس تعليم و تربيت مي توانند با جلب اعتماد فرزندان و دانش آموزان و مسؤوليت سپاري آگاهانه و آزادي عمل قائل شدن براي آنان در مواردي خاص، زمينه را براي اعطاي آزاديهاي معقول به جوانان، مساعد نمايند.
6. نوجوانان و جوانان، نياز به ابراز وجود، اظهار نظر و مطرح نمودن شخصيتشان دارند، لازم است، اطرافيان با دادن فرصت مناسب به آنان، به مراحل رشد و بالندگي آنها، سرعت بيشتري ببخشند.
7. دختران جوان معمولاً گله مندند که آزادي کمتري از پسران دارند، ترتيب دادن گفتگوهاي صميمي با آنان و همدلي سازنده و تقويت فرصتهاي انتخاب، تجهيز و توسعة اماکن فرهنگي و فراغتي دختران و متعادل ساختن امکانات ميان پسران و دختران، از شيوه هاي مناسب براي رفع چنين نگرانيهايي محسوب مي شود.
8. توسعه و گسترش محافل بحث و انتقاد جوان و غني ساختن مباحث مورد نظر در خصوص آزادي، راه کارهاي تقويت آن، بررسي شيوه هاي دستيابي به انتقاد سالم و چگونگي پرورش ابراز وجود و اظهار نظر از راهکارهاي مؤثر در تأمين نياز جوانان به درک اصولي و جامع آزادي، محسوب مي شود.
9. بصيرت و بينش جوانان نسبت به دو مقوله «آزادي از هواي نفس» و «آزادي براي هواي نفس» و تفکيک اين دو از يکديگر، موجب حسن استفاده از آزادي مي شود و اين امر، زمينه را براي رشد و تعالي آنان فراهم مي نمايد.

جوان و آزادی
در این میان، «آزادی» واژه ای است که افزون بر جلوه های فکری، فرهنگی و سیاسی، از نوعی قداست نیز بهره مند است و دلرباترین چهره حقوقی و انسانی را به خود گرفته است.(1) تمامی ملّت ها با همه فرهنگ و آداب و رسومشان، از آن سخن می گویند و علاوه بر بین المللی بودن آن، سابقه ای هزاران ساله و همزاد با میلاد نخستین انسان در عرصه هستی دارد.

پیامبران آزادی
قرآن کریم یکی از فلسفه های بعثت انبیا را آزادی انسان ها از قید اسارت ها می داند.(2) پیامبران و پیشوایان الهی نیز هماره بر جایگاه و ارزش آزادی در زندگی فردی و اجتماعی بشر تأکید کرده اند. در دوره معاصر نیز آزادی، ارزش و جایگاه ویژه ای دارد؛ هر کس، خود را آزاد و طرفدار آزادی می داند و می نمایاند و بدان افتخار می کند.

انواع تفسیرها برای آزادی
آزادی مفهومی است که هر کس از آن برداشت خاصی دارد. البته همگی در مجموع، به دو دسته کلی قابل تقسیم است: عامیانه و عالمانه.
مقصود از برداشت عامیانه از آزادی این است که هر کس، هر کاری را که مایل بود انجام دهد ؛ کسی را با کسی کاری نباشد و یا کسی نتواند در کار دیگری دخالت کند. بدیهی است که اگر چنین برداشتی صورت اجرا و عمل در جامعه بگیرد، هرج و مرج و آشفتگی بر جامعه غلبه کرده، حیات جمعی را به خطر می افکند.
برداشت عالمانه و حقیقی از آزادی این است که آدمی در حدود قانون، آنچه را که می خواهد، انجام دهد و به هیچ وجه، محکوم خواست و اراده شخصی دیگر یا تابع اراده اشخاص خودسر و غیر پاسخگو (به قانون و شهروندان و نهادهای منتخب آنان) نباشد. این چنین آزادی ای، حاصل روشن بینی و تفکر صحیح است. در سایه آن، ایمنی از اجبار و تجاوز و امکان تجلّی شخصیت، حفظِ خود و محیط، تکامل و تعامل آدمی پدید می آید.
به اعتقاد استاد شهید مطهری، پایه و اساس ضرورت و مشروعیّتِ آزادی، استعداد تکامل و تعالی انسان است که به وسیله آفریدگار در وجود وی نهاده شده است.(3)
آزادی، گوهری با ارزش و بسیار گرانبها برای انسان است. انسان هایی که بهره ای از انسانیت و شرافت برده اند، حاضرند با شکم گرسنه و تن برهنه و در سخت ترین شرایط زندگی کنند ولی در اسارت نباشند، آزاد باشند، و آزاد زندگی کنند.
آزادی، راه رسیدن به حق و عدل است. کسی که به این مسیر نیاید، آزاد نیست، و به آزادی نمی رسد. مطمئنا به آزادی، جز از راه مجاهده برای عدالت نمی توان رسید؛ چرا که آزادی در همه ابعاد آن باید بر آگاهی استوار باشد و این آگاهی است که نهال آزادی را تنومند و پربار می سازد و از آن در مقابل آسیب ها محافظت می نماید.(4)
حضرت علی(ع) در ضمن وصیت نامه خود به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع) می فرماید: «بنده غیر از خودت (دیگری) مباش، در حالی که خداوند، تو را آزاد قرار داده است».(5)
پس سپاس، آن خداوندی را که انسان را آزاد آفرید و ایمان مبتنی بر آزادی را خواهان شد.
منبع:
( 1. جوان و آزادی، احمد لقمانی، مجموعه مقالات: جوانان و بینش های ناب، ص 48 .
2 . سوره اعراف، آیه 157.
3 . اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، تهران: صدرا، 1374، مرتضی مطهری، ص 30 تا 39 .
4 . فرهنگ، خرد و آزادی، رضا داوری اردکانی، ص 226 .
5 . نهج البلاغه، نامه 31.  )

جوان و آزادی : حدود آزادی :
«آزادی حقیقی، آن نیست که هر چه میل داریم انجام بدهیم، بلکه آن است آنچه را که حق داریم، انجام دهیم. .
با نگاهی نو به آموزه های فکری ـ فرهنگی خود، بینشی شیواتر و پویاتر می نگریم که نشان از کمال و تکامل اندیشه های دینی دارد، در این عرصه می آموزیم:
آزادی صفتی از صفات انسان است که معنا و مفهوم آن، تابع نوع نگرش ما به «انسان» و جایگاه او در «مجموعه هستی» است. در این جهان بینی الهی، آزادی از نظر اسلام با آزادی مورد نظر در دیگر مکاتب همچون مکاتب غربی و غیر دینی تفاوت بسیاری دارد زیرا دیدگاه هر یک از این مکاتب در باره جهان، انسان و سعادت او، با مکتب اسلام تفاوتی بنیادین دارد. .

جوانان و آزادی
جوانان گنجینه ای از سه گوهر گرانبها هستند: انرژی، امید و ابتکار. از این رو همیشه وجودی پرتلاطم و پرشور، سرزنده و ناآرام و بانشاط دارند و از خوردنی ها، پوشیدنی ها، نوشیدنی ها، گفتنی ها و شنیدنی ها لذت می برند و با هر چیزی که آن انرژی، امید و ابتکار و این شور و نشاط و لذت سرشار را ممنوع و محدود کند یا «امر و نهی» و «باید و نباید» نماید، سرِ آشتی ندارند.
گاه حدود و مرزهای موضوعاتی چون آزادی برای آنان به درستی و به گونه ای دقیق و شفاف، تبیین و تعریف نشده است، از این رو به خاطر دفاع از حقوق خود در پی آزادی مطلق و بی مرز و بی معیار هستند و این در حالی است که تجربه ای اندک و دانش و بینشی بسیار محدود دارند و ناآشنا با حوادث پیدا و ناپیدای اطراف خود هستند، اما پس از فروزش شعله آگاهی و هوشیاری در رواق وجودشان، دچار غفلت و جهالت نمی شوند و دسیسه های سیاه، شوم و شیطانی دشمن را شناسایی می کنند و بر اندوخته های علمی و معنوی خویش می افزایند.

نگرش غرب نسبت به زن
در غرب، زن مورد استفاده ابزاری، بی حرمتی و بی حریمی قرار می‌گیرد، برای آنکه منافع عده ای سودجو و منفعت طلب تامین شود. آن عده نیز برای اینکه زنان، به سوء استفاده از خود و ضایع شدن حق خود پی نبرند، با به کار بردن شعارهای رنگین و زیبا مثل «آزادی زن» آنها را فریب می‌دهند. زنان بیچاره نیز به خیال خود، در آزادی به سر می‌برند. «دنیای استکباری سرشار از جاهلیت، در اشتباه است که خیال می‌کند ارزش و اعتبار زن به این است که خود را در چشم مردان آرایش کند تا چشم‌های هرزه به او نگاه کنند و از او تمتّع گیرند و او را تحسین نمایند. بساط آن‌چیزی که امروز به‌عنوان »آزادی زن« در دنیا و از سوی فرهنگ منحطّ غربی پهن‌شده‌است، برپایه این است که زن را در معرض دید مرد قرار دهند تا از او تمتّعات جنسی ببرند. مردان از آنها لذّت ببرند و زن‌ها وسیله التذاذ مردان شوند. این، آزادی زن است؟ کسانی که در دنیای جاهل و غافل و گمراه تمدّن غربی ادّعا می‌کنند طرفدار حقوق بشرند، در حقیقت ستمگران به زن هستند.

 زن را به چشم یک انسان والانگاه کنید، تا معلوم شود که تکامل و حق او و آزادی او چیست. زن را به‌عنوان موجودی که می‌تواند مایه‌ای برای صلاح جامعه با پرورش انسان‌های والاشود نگاه‌کنید، تا معلوم شود که حقّ زن چیست و آزادی او چگونه است. زن را به چشم آن عنصر اصلی تشکیل خانواده در نظر بگیرید؛ که خانواده اگرچه از مرد و زن تشکیل می‌شود و هر دو در تشکیل خانواده و موجودیت آن موثّرند، اما آسایش فضای خانواده، آرامش و سکونتی که در فضای خانه است، به برکت زن و طبیعت زنانه است. با این چشم به زن نگاه‌کنند تا معلوم شود که او چگونه کمال پیدامی‌کند و حقوقش در چیست. از روزی که اروپایی‌ها، صنایع جدید را به‌وجود آوردند- در اوایل قرن نوزدهم که سرمایه‌داران غربی کارخانه‌های بزرگ را اختراع کرده ‌بودند و احتیاج به نیروی کار ارزان و بی‌توقّع و کم‌ دردسر داشتند، زمزمه «آزادی زن» را بلند کردند؛ برای اینکه زن را از داخل خانواده‌ها به درون کارخانه‌ها بکشانند؛ به عنوان یک کارگزار ارزان از او استفاده‌کنند، جیب‌های خودشان را پرکنند و زن را از کرامت و منزلت خود بیندازند. امروز آنچه که به عنوان »آزادی زن« در غرب مطرح است، دنباله همان داستان و همان ماجراست. لذا ظلمی که در فرهنگ غربی به زن شده‌است و برداشت غلطی که از زن در آثار فرهنگ و ادبیات غرب وجود دارد، در تمام دوران تاریخ بی‌سابقه ‌است. در گذشته هم در همه جا به زن ظلم شده ‌است، اما این ظلم عمومی و فراگیر و همه‌ جانبه، مخصوص دوران اخیر و ناشی از تمدّن غرب است. زن را به عنوان وسیله التذاذ مردان معرفی کردند و اسمش را «آزادی زن» گذاشتند! درحالی که به واقع آزادی مردان هرزه برای تمتّع از زن و نه آزادی زن بود. نه‌ فقط در عرصه کار و فعالیت صنعتی و امثال آن، بلکه در عرصه هنر و ادبیات هم به زن ظلم کردند. شما امروز، در داستان‌ها، در رمان‌ها، در نقّاشی‌ها، در انواع کارهای هنری نگاه کنید، ببینید با چه دیدی به زن نگریسته‌ می‌شود؟ آیا جنبه‌های مثبت و ارزش‌های والایی که در زن هست، مورد توجّه قرار می‌گیرد؟ آیا آن عواطف رقیق، آن مهربانی و خوی مهرآمیزی که خدای متعال در زن به ودیعه گذاشته‌است، خوی مادری، روحیه نگهداری از فرزند و تربیت فرزند مورد توجّه است یا جنبه‌های شهوانی و به تعبیر آنها عشقی؟ (که این تعبیر غلط و نادرستی است. این شهوت است نه عشق!) زن را این‌ گونه خواستند پرورش و عادت دهند: به ‌عنوان یک موجود مصرف‌کننده. مصرف کننده دست و دل‌ باز و کارگر کم‌ توقّع و کم ‌طلب و ارزان.»
ملاحظه می‌کنیم که غرب در قالب تکریم و شعارهای فریبنده و جذّاب، به زن اهانت می‌کند؛ یعنی یک برخورد منافقانه با زن دارد. از یک سو با تبلیغات گسترده و متنوّع، خود را طرفدار حقوق زن نشان می‌دهند و از گرایش‌های فمینیستی حمایت می‌کنند و در کنار اینها احکام اسلام را درباره زنان به چالش می‌کشند و یا به سخره می‌گیرند و اقدام به شبهه پراکنی و ایجاد سئوال و ابهام در اذهان عمومی بخصوص نسل جوان می‌نمایند تا اسلام را مخالف حقوق زن و حبس کننده زن در خانه نشان دهند! از سوی دیگر، خودشان به گونه‌ای شخصیت زن را لِه می‌کنند و مورد بی حرمتی قرار می‌دهند که در تاریخ، کم نظیر است. آنها اسلام را متّهم به زورگویی نسبت به زنان در باب مسئله حجاب می‌کنند و خواستار این هستند که زنان، خودشان حجابشان را انتخاب کنند؛ اما این در حالی است که خودشان، با مَنشی زورگویانه و بی‌منطق و خصمانه در دانشگاه‌های اروپا، حجاب را از سر دختران و زنان مسلمان بر می‌دارند و حتی قانون منع حجاب و پوشش در دانشگاه‌ها و اماکن دیگر را تصویب می‌کنند!! اینها که خودشان را طرفدار حقوق زنان معرفی می‌کنند و ادعای آزادی زنان را دارند، پس چرا به حقوق زنان و دختران مسلمان احترام نمی‌گذارند!؟ دائماً دم از آزادی زن می‌زنند، اما ذره‌ای به آن عمل نمی‌کنند. اینها اصلاً معنا و مفهوم آزادی زن را هنوز درک نکرده‌اند.

«آنچه در غرب با عنوان شعار وجود دارد، در درجه اوّل آزادی زن است. آزادی، معنای وسیعی را شامل می‌شود؛ هم شامل آزادی از اسارت است، هم شامل آزادی از اخلاق است - چون اخلاق هم یک قید و بند است - هم آزادی از نفوذ مبنی بر سوء استفاده کارفرمایی است که زن را با مزد کمتری به کارگاه می‌کشد و هم شامل آزادی از قوانینی است که زن را در مقابل شوهر، متعهّد می‌کند. آزادی، به همه این معانی می‌تواند باشد. کما اینکه در همین شعارهایی که نسبت به زن وجود دارد، طیف وسیعی از این مطالبات و درخواست‌ها هست، که بعضی با یکدیگر به‌کلّی متناقضند. این آزادی معنایش چیست؟

متاسفانه در دنیای غرب، بیشتر متفاهم از این آزادی، آزادی به معنای نادرست و مضرّ آن است - یعنی آزادی از قید و بندهای خانوادگی، آزادی از نفوذ مطلق مرد، آزادی از حتّی قید ازدواج و تشکیل خانواده و پرورش فرزندان در آنجایی که هدف شهوانی زودگذری در مقابل قرار گیرد - نه آزادی به معنای صحیح آن. لذا شما می‌بینید جزء حرف هایی که در دنیای غرب زده می‌شود، مسئله آزادی سقط جنین است، که این نکته بسیار مهمّی است و با اینکه ظاهرساده و کوچکی دارد، اما باطن بسیار خطرناک و سهمگینی در این سخن مضمر و مندرج است. این، وسیله و شعار و مطالبه‌ای است که در غرب غالباً مطرح می‌شود؛ لذا می‌گویند نهضت آزادی زنان. در نظام صحیح، در یک مطالبه و مبارزه صحیح، هدف نمی‌تواند این معنای وسیعی باشد که یک بخش آن قطعاً مضرّ است؛ اگر چه ممکن است بخش‌های مفیدی هم در آن باشد. باید به دنبال شعارهایی بهتر، مناسب تر، صحیح تر و گره گشاتر گشت.»

پیشنهادهایی برای خانواده ها درباره آزادی جوانان:
در نظر گرفتن موارد زیر در اصلاح، تکمیل و تحقق خواسته های جوانان از آزادی ضرورت دارد:

1ـ تعریف دقیق و کامل مفهوم آزادی: 
همیشه به خاطر داشته باشیم، «اندیشه» پیش از «انگیزه» مفید و کارساز است و این دو، چونان دو بال پرواز، باعث کمال و تکامل همگان ـ به ویژه نسل جوان ـ می شود. هر گاه بی هیچ مایه فکری و بدون هر گونه شناخت، عشق و اندیشه ای، تنها در پی انجام وظایف و اعمال مختلف از افراد باشیم، هرگز خواست ما محقق نمی شود. این شیوه در باره موضوع آزادی نیز حکمفرماست. شناخت این حقیقت که در هر جامعه ای «حقوق» بر اساس «تکالیف و مسئولیت ها» واگذار می شود و هر حقی تابع محدودیت های خاص خود است که مسئولیت متقابل نسبت به جامعه ایجاد می کند، باعث رویکرد مسئولانه تر جوانان به مسئله آزادی می شود.
اگر من «حق» دارم از امکانات جامعه استفاده کنم تا اندوخته ای کسب نمایم و به رفاه دست یابم، بی گمان مسئولیت های مشخص این جامعه از من طلب می کند تا «استفاده از امکانات جامعه» به «سوء استفاده» منجر نشود و حقوق دیگران پایمال نگردد، از این رو استفاده از خودرو در شهر، ساخت مسکن، داد و ستد اقتصادی و ... هر یک با چارچوب شرایط و قوانین محدود می شود، اما این محدودیت باعث مصونیت انسان و دیگران از بدی ها و بلاهای آن می گردد.  

2ـ قلمرو آزادی و معیارهای آن
انسان موجودی محدود است و صفات وجودی او نیز تابع صفات شخصیتی او، دارای مرزی مشخص است. از آنجا که موجود محدود، اوصاف محدود دارد و موجود نامحدود، صفات نامحدود، خداوند متعال که دارای گستره وجودی مطلق است، تمامی اوصاف ذاتی او نیز مطلق و بی کران است، اما انسانی که مرزهای شخصی و شخصیتی او متناهی و مرزدار است، به ناچار صفات کمالی وی همچون حیات، آزادی، علم، قدرت و اراده نیز محدود خواهد بود.
حالا اگر کسی یا کسانی از سرِ غفلت و بی خبری یا جهالت و نادانی، سخن از آزادی مطلق و نامحدود مطرح کنند، مرتکب خطای بسیار بزرگی شده است و آن تدوین صفات نامحدود و بی کران برای موجودی محدود است که لازمه آن «تجاوز وصف از موصوف» است که چنین پدیده ای محال خواهد بود، زیرا مستلزم آن است که وصف در جایی حضور داشته باشد که موصوفِ محدود وجود ندارد.
پیشتر دانستیم که آزادی، صفتی از صفات انسان است که معنا و مفهوم آن تابع نگرش ما به «انسان» و جایگاه او در آفرینش است و با توجه به اینکه اسلام با نگاهی فراتر از خوراک، پوشاک و مسکن به انسان می نگرد و او را محدود به امروز زندگی مادی نمی کند، بلکه انسان را «خلیفه خداوند» و «برترین آفریده الهی» می داند که ثروت، قدرت، موقعیت، آزادی و رفاه، ابزارهایی است که با استفاده از هر یک باید به سعادت جاودان دست یابد، به یقین قلمرو آزادی و معیارهای آن، ارزش های والای الهی است که به عظمت، عزّت و نیکبختی انسان منجر می شود و هر گاه گفتار و رفتاری با نام آزادی و دموکراسی، سبب سقوط و ذلت انسان از مرتبه متعالی انسانیت شود، خط قرمز و مرز ممنوع آزادی خواهد بود و این حقایق ارزشمند باید به گونه ای شیوا و شیرین از سوی پدران و مادران برای نوجوانان و جوانان بازگو شود.  

3ـ «آزادی از» یا «آزادی برای»؟
تفهیم این واقعیت به نسل جوان که «آزادی» و «چگونگی استفاده از آزادی» دو موضوع متفاوت اما مرتبط با یکدیگرند، آنان را برمی انگیزد که به مجرد برخورداری از آزادی، کار را تمام شده تلقی نکنند، بلکه این را آغاز راه بدانند و به خوبی آگاه باشند که رمز تداوم آزادی، مشروط به حُسن استفاده از آزادی است. همان گونه که «آزادی از» با «آزادی برای» متفاوت است؛ اگر «آزادی از بندگی خداوند»، «آزادی از قانون اجتماعی»، «آزادی از معیارهای ارزشی و قابل احترام در جامعه» باشد، آزادی منفی است، اما اگر «آزادی برای نطق و بیان منطقی و هدایتگر» و «آزادی برای عبادت و پرستش» باشد، آزادی مثبت خواهد بود.

4ـ آزادی های معقول؛ شیوه ای
شایسته و بایسته
خانواده و مدرسه، هر یک به عنوان کانون مقدس تعلیم و تربیت می توانند با جلب اعتماد فرزندان و دانش آموزان و مسئولیت سپاری آگاهانه و آزادی عمل قائل شدن برای آنان در مواردی خاص، زمینه را برای اعطای آزادی های معقول به جوانان، مساعد نمایند.
پدران و مادران باید زمینه ها و فرصت های مناسب برای ابراز وجود و اظهار نظر فرزندان خود را ایجاد کنند و بدانند سن آنان و گرایش های روحی در نسل نو، ایجاب می کند که با ورود به جامعه، جایگاهی برای خود ـ آن هم به صورت مستقل و بی واسطه ـ به دست آورند و «خودیت»، «هویت» و «شخصیت» خویش را تثبیت کنند و این مرحله حساس، گرچه با خطاهای مختلف همراه است، اما باعث رشد و شکوفایی، بالندگی و پایندگی در حوادث امروز و فردای زندگی می شود.
گفتنی است که دختران جوان نوعا گله مندند که آزادی کمتری از پسران دارند. ترتیب دادن گفتگوهای صمیمی با آنان، همدلی سازنده و تقویت فرصت های انتخاب، تجهیز و توسعه اماکن فرهنگی و فراغتی خاص دختران و متعادل ساختن امکانات میان پسران و دختران، از شیوه های مناسب برای رفع چنین نگرانی های آزاردهنده است . .

5ـ «آزادی» یا «آزادگی»؟
بصیرت و بینش جوانان نسبت به دو موضوع «آزادی از هوای نفس» و «آزادگی برای هوای نفس» و تفکیک این دو از یکدیگر، موجب حُسن استفاده از آزادی می شود و همین امر، زمینه را برای رشد و تعالی آنان فراهم می کند. ترویج و تشویق روحیه بی خیالی و بی بند و باری یا سستی و کاستی در امور جدّی و سرگرم ساختن نسل مؤثر و مفید به جلوه های پرجاذبه شهوات و مادیات زندگی به بهانه آزادی و رهایی از قید و بندهای وابستگی، شیوه همیشه شیطان و شیطان صفتان بوده است.
از آن سو، سیره آسمانی پیشوایان پاک اندیش از آغاز تاکنون، دعوت و هدایت همگان به آزادی از هوای نفس و آزادگی بوده است تا جدیت و تعهد، آرمان گرایی و خودباوری در عرصه های مختلف زندگی امروز زودگذر حیات آنان را به فردای جاودان پیوند دهد، گرچه در این راه پر فراز و نشیب سنگلاخ سختی ها و تلخی ها مشکلات بی شماری فرا روی آنان قرار دهد که:
امام علی(ع) قهرمان آزادی خواهان و آزاداندیشان تاریخ رو به انسان های حال و آینده خود کرد و فرمود:
«اَلا حُرٌّ یدع هذه اللماظة لاهلها، انه لیس لانفسکم ثمنٌ الاّ الجنّة، فلا تبیعوها اِلاّ بها .؛
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج20، ص173)
آیا انسان آزاد و آزاده ای هست که [نگاه پربصیرتی به دنیا داشته باشد، خود را اسیر جلوه های ناپایدار و پرجاذبه زندگی نکند و[ این کالای بی ارزش را برای اهل آن باقی گذارد. آگاه باشید که برای وجود شما هیچ بهایی جز بهشت نیست، پس خود را مفروشید مگر به بهشت الهی.»
آن حضرت پیروان خود را به جدّیت و استفاده از لحظه های زندگی فرا می خواند و می فرمود:
«آگاه و بیدار باشید که خداوند شما را بیهوده و بی هدف نیافریده است و شما را به حال خود رها نکرده است؛ لهو و سرگرمی های شیطانی از نشانه ها و نتایج جهالت و نماد حماقت است [که] اراده های قوی را فاسد می کند و انسان را از کارهای بزرگ و چشمگیر دور می نماید.
رستگار و سعادتمند نمی شود کسی که از سرمایه عمر خویش استفاده شایسته نکند و او را بازی های بی هدف، دل مشغولی های پوچ و شادی های واهی سرگرم کرده اند.
چه بسیار امور لهو و سرگرمی های نادرستی که حرّیت، آزادی و آزادگی انسان را به خطر می اندازد و چه بسیار امور بیهوده در زندگی که باعث شرور و بدی های ویرانگر می شود.  
نکته: 
مهم‌ترینِ این آیات برای آزادی ، آیه‌ی 256 سوره‌ی بقره است: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ».
هیچگونه اجباری در انتخاب دین نیست......
بهرحال آزادی بیان و عقیده و انتخاب دین یا روش زندگی اصل است منتها بگونه ای باید انجام شود که ضرری به آزادی دیگران نزند و برپایه هوس های نفسانی و شهوات و خودخواهی نباشد تا جامعه با آرامش و امنیت زندگی کند وکسی به حقوق دیگری تعدی نکند. آزادی گردآوردن سرمایه هم محترم است بشرطی که باعث استثمار و تمرکز مال در دست گروه خاصی مثل مافیاها نگردد والا جامعه طبقاتی میشود و فقیر فقیرتر و غنی غنی تر شده واین ظلم فاحش است که متاسفانه در برخی ممالک اسلامی جاری است. 
...................................


برخی منابع:
 جوان و نیروی چهارم زندگی، دکتر محمدرضا شرفی، ص7.
( . اريک فروم- گريز از آزادي- پيشين- ص 253.)
(پاپکين و استرول، کليات فلسفه، ترجمه دکتر مجتبوي، ص 119.
محمد رضا شرفي- جوان و نيروي چهارم زندگي، ص 5 – 12.)

 

 

 

منبع: SHIA NEWS
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
captcha