۰

چرا روز اربعین اهمیت دارد؟

هر سال با فرا رسیدن اربعین حسینی مدینه فاضله ای در مسیر نجف تا کربلا برپا می‌شود و میلیونها زائر حسینی از سراسر جهان با پای پیاده این مسیر را می پیمایند تا خود را به سرزمین آسمانی کربلا برسانند وبا یادآوری خاطرۀ اندوه بار کاوران اسیران کربلا و اعلام وفاداری به آرمان‌های الهی سرور و سالار شهیدان.
کد خبر: ۳۱۲۳۰۵
۱۰:۵۴ - ۱۲ مرداد ۱۴۰۴

محقق : دکتر صادق یادگاری

شیعه نیوز | چرا روز اربعین اهمیت دارد؟
هر سال با فرا رسیدن اربعین حسینی مدینه فاضله ای در مسیر نجف تا کربلا برپا می‌شود و میلیونها زائر حسینی از سراسر جهان با پای پیاده این مسیر را می پیمایند تا خود را به سرزمین آسمانی کربلا برسانند وبا یادآوری خاطرۀ اندوه بار کاوران اسیران کربلا و اعلام وفاداری به آرمان‌های الهی سرور و سالار شهیدان.  بزرگ‌ترین همایش معنوی جهان را بیافرینند. طی قرن‌ها پیاده روی اربعین به ویژه از نجف تا کربلا رواج داشت و بزرگان تشیّع به ترویج این نوع زیارت پرداختند و خود همراه دوستداران اهل بیت به زیارت پیاده‌ حرم امام حسین شتافتند. در ایران نیز در دوره حکومت ‌های آل‌بویه و صفویه، زیارت کربلا با پای پیاده توسط علما ترویج‌ شد و در میان متأخرین نیز بزرگانی نظیر شیخ انصاری، آخوند خراسانی، محدث نوری و غیره به همراه یاران و شاگردان خود به پیاده روی اربعین رفته‌اند. گفته شده‌است این سنت فراموش شده را علامه محدث نوری (زادروز:۱۴ دی ۱۲۱۷ خورشیدی تاریخ مرگ: ۸ مهر ۱۲۸۱ خورشیدی) احیا کرد.

این عالم بزرگوار اولین بار در عید قربان به پیاده روی از نجف تا کربلا اقدام کرد که ۳ روز در راه بود و حدود ۳۰ نفر از دوستان و اطرافیانش وی را همراهی می‌کردند، نیز با وی بودند. محدث نوری از آن پس تصمیم گرفت، هر سال این کار را تکرار کند، ایشان آخرین بار در سال ۱۳۱۹ هجری با پای پیاده به زیارت حرم اباعبدالله حسین رفت.

در دوران معاصر با افزایش تعداد خودروها و گسترش شبکه راه‌ها، پیاده روی اربعین بزرگ‌ترین گردهمایی سالانه جهان شد. آیت الله سید محمود شاهرودی(۱۲۶۲ ـ ۱۳۵۳ شمسی) هر سال به همراه شاگردانش پیاده به زیارت حرم کربلا می‌رفت و با اقدام وی جریانی جدید آغاز شد، به ‌نحوی که تا دهه ۵۰ شمسی پیاده ‌روی اربعین به مراسمی بزرگ مبدل شد و در منابع مکتوب آمده است، زائران از قومیت ها و ملیت ‌های مختلف بوده‌اند که در میان آن‌ها گروه‌هایی نوحه ها و شعارهای عربی، فارسی، ترکی و اردو می‌خواندند. از سال ۱۳۸۲ پیاده روی اربعین میلیونی شد و از اوایل دهه ۹۰ این مراسم با جمعیتی بین ۱۵ تا ۲۶ میلیون نفر برگزار می‌شود.

قاضی طباطبایی در کتاب تحقیق درباره اول اربعین سیدالشهداء می‌نویسد: حرکت به سوی کربلا در روز اربعین از زمان امامان معصوم در بین شیعیان رایج بوده است و شیعیان حتی در زمان بنی‌امیه و بنی عباس نیز به این حرکت مقید بوده‌اند. توصیه به زیارت اربعین باعث شده است که شیعیان به ویژه ساکنان عراق، از نقاط مختلف این کشور به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً به صورت پیاده صورت می‌گیرد یکی از پرجمعیت ترین راهپیمایی ها در جهان شمرده می‌شود. پس از سقوط حزب بعث عراق جمعیت این زائران چند برابر شده است، به طوری که گزارش‌ها از حضور ۱۵ میلیون زائر در سال ۱۳۹۲ ه.ش، حدود ۲۰ میلیون در سال ۱۳۹۳ ه.ش خبر داده‌اند.
آمار وزارت کشور عراق حاکی از آن است که در سال ۱۳۹۲ش دست‌کم یک میلیون و ۳۰۰ هزار زائر خارجی به عراق آمده و در راهپیمایی اربعین شرکت کرده‌اند.

مسیر سنتی زائران، جاده ۸۰ کیلومتری بین شهر مقدس نجف تا کربلاست. در این مسیر حدود ۱۴۵۲ ستون (علامت‌گذاری شده با عدد) قرار دارد. هر ستون به فاصله ۵۰ متر از ستون بعدی نصب شده است و زائران بر اساس آن، مسیر خود را تنظیم می‌کنند.
در طول راه، صدها موکب مردمی با خدمات رایگان از جمله غذا، آب، استراحت‌گاه، خدمات درمانی و حتی ماساژ پا، در خدمت زائران هستند.
ثواب و فصلیت زیارت پیاده در اربعین حسینی
یکی از مهم‌ترین دلایل بزرگداشت اربعین سیدالشهداء، روایت مرسله ای از امام حسن عسکری است که نشانه‏های مؤمن را پنج چیز دانسته که یکی از آنها زیارت اربعین است. (طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۵۲)
امام صادق، محبوب ‌ترین وسیله تقرب بنده به خداوند را زیارت قبر حسین، با پای پیاده برمی شمرد و آن را برابر با هفتاد حج می‌داند (شیخ صدوق، 1413، ج۳، ص۵۳).

امام باقر فرمودند: شیعیان ما را به زیارت امام حسین امر کنید، چرا که زیارتش روزی را افزون می‌کند و عمر را طولانی می‌گرداند و بلاها و بدی‌ها را دفع می‌کند و زیارت کردن امام حسین بر هر مومنی که اقرار به امامت او از جانب خدا داشته باشد، واجب است.(تهذیب الاحکام، ج6، ص42)

امام رضا فرمودند: هر کس اباعبدالله را کنار شطّ فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است. ( تهذیب‏ الاحکام، ج : 6 ، ص : 46)
.» (بحار الأنوار، ج‏98 ص76)

امام صادق فرمودند: کسی که خدا خیر او را بخواهد محبت امام حسین و محبت زیارتش را در قلبش می گذارد و کسی که خدا بد او را بخواهد بغض حسین و بغض زیارتش را در دل او می‌گذارد. (بحار الأنوار، ج‏98 ص76)
روایات متعددی در خصوص زیارت امام حسین با پای پیاده داریم که اجر و ثواب معنوی زیاد آن را بیان می کند. حدیثی از امام صادق در اهمیت زیارت امام حسین با پای پیاده اشاره می‌کند:
«اى حسین! کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على باشد، اگر پیاده رود خداوند منّان به هر قدمى که برمى‌دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌فرماید تا زمانی که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف، حق تعالي او را از رستگاران قرار مي‌دهد تا وقتی که مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب مي‌کند تا زمانی که بازگردد، در این وقت فرشته‌اى نزد او آمده و می‌گوید: رسول خدا سلام رسانده و به تو می‌فرماید: از ابتدا عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشته ‌ات آمرزیده شد.»
همچنین على بن میمون صائغ، از حضرت امام صادق نقل کرده که آن حضرت فرمودند: اى على! قبر حسین را زیارت کن و ترک مکن. عرض کردم: ثواب کسى که آن حضرت را زیارت کند چیست؟ حضرت فرمودند: کسى که پیاده زیارت کند آن حضرت را، خداوند به هر قدمى که بر مى‏ دارد یک حسنه برایش نوشته، و یک گناه از او محو مى ‏فرماید و یک درجه مرتبه‏ اش را بالا مى ‏برد و وقتی به زیارت رفت، حق تعالي دو فرشته را موکّل او مى‏ فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می‌شود را نوشته و آنچه شر و بد مى‏ باشد را ننویسند؛ و وقتی برگشت با او وداع کرده و به وى مى‏ گویند: اى ولى خدا! گناهانت آمرزیده شد؛ و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش مى ‏باشی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد نمود. (ابن قولویه، جعفر ابن محمد، کامل الزیارت، ص. ۱۳۴)
امام صادق درباره زیارت امام حسین با پای پیاده می‌فرمایند: هر که پیاده به زیارت او رود، هر گامی که بردارد و بگذارد، ثواب آزاد کردن بنده‌اى از اولاد اسماعیل را دارد. (ابن قولویه، جعفر بن محمد ،١٣٩٠، کامل الزیارت، ترجمه سیدعلی حسینی، تهران، اندیشه مولانا، صفحه 183)
این مراسم حتی در ایران هم با نام جاماندگان از اربعین در امامزادگان برگزار می‌شود. در شهر مقدس قم هم در ایام فاطمیه مراجع این مراسم را اجرا می‌کنند.

تاریخچه زیارت اربعین؛ زیارت اربعین عرف شیعیان
پس از واقعة عاشورا و شهادت امام حسین و یاران فداکارش، مبارزه و فریاد اعتراض در برابر ستمکاران و حکام جور و جهالت، مسیر تازه‌ای یافت و این قیام خونین به بزرگ‌ترین و درخشان ترین نماد مقاومت در برابر تیرگی های ناشی از فساد و ستم خلفای اسلامی، در جهان اسلام تبدیل شد. شناخته شدن قیام سیدالشهداء در میان مسلمانان به برکت بازگشت اهل بیت امام حسین در اربعین واقعة عاشورا پس از آن بود. در بیستم صفر سال ۶۱ هجری کاروان اسیران به کربلا بازگشتند و در همین روز جابر ین‌ عبدالله انصاری نیز از مدینه به کربلا رسید و زیارت معروف خود را در کنار مرقد مولای خویش خواند. جابر پانزده سال پیش از هجرت، در مدینه به دنیا آمد. او و پدرش «عبدالله» از پیش تازان اسلام بودند؛ پدرش در جنگ احد به شهادت رسید. جابر از یاران با وفای پیامبر اسلام بود که در 19 غزوه شرکت کرد و احادیث فراوانی از آن حضرت نقل نموده؛ لذا مورد احترام همه فرقه های اسلامی است. وی همواره از مدافعان اهل بیت به شمار می آمد. جابر سرانجام در سال 78 (74 یا 79) هجری از دنیا می رود و پیکرش در «قبرستان بقیع» دفن می شود.

پیاده روی به قصد زیارت کربلا، از زمان مرحوم شیخ انصاری مرسوم بود. سنت پیاده روی از نجف برای زیارت امام حسین از نوآوری‌های ایشان است. مرحوم آخوند خراسانی نیز به همراه اصحاب شان با پای پیاده به زیارت کربلا مشرف می‌شدند، پس از دوره شیخ انصاری، این سنت فراموش شده بود تا اینکه محدث نوری، آن را احیا کرد.

اولین زائران اربعین حسینی چه کسانی بودند؟
یک روز «جابر بن عبدالله انصاری» با شاگردش «عطیّة بن سعد» و گروهی از بنی هاشم و سادات علوی، تصمیم گرفتند مسیر طولانی حجاز تا عراق را، علی رغم خطرات راه و خفقان سیاسی حاکم، طی کرده و به «زیارت» امام حسین و شهدای کربلا نائل شوند.
رژیم سفّاک بنی امیه برای پیش گیری و سرکوب مخالفت های مردم مسلمان، سیاست و برنامه همه جانبه ای داشت؛ نیروهای اطلاعاتی و نظامی یزید، ورود و خروج افراد، به ویژه شخصیت های معروف را تحت کنترل قرار داده و حداقل در شهر مدینه حکومت نظامی و پلیسی را بر قرار می کنند.

با نزدیک شدن کاروان زیارتی به منطقه کربلا، سیلاب اشک از دیدگان جاری شد و آوای مرثیه خوانی در فضای بیابان طنین افکند و دل های سوگواران در عطش زیارت قبور مطهّر و تابناک شهدا، بی تاب شد…
وقایع اولین کاروان زیارتی امام حسین را از زبان عطیّه بشنویم، این روایت در اسناد ذیل آورده شده است:
( /  منتهی الآمال، ص 536 و 537 /   سحاب رحمت، عباس اسماعیلی یزدی، ص 800 – 797 /   زندگانی امام حسین، ابوالقاسم سحاب، ص 677 – 674 /   معالی السبطین، شیخ محمد مهدی حائری، ج 2، ص 195 – 192 /   منشورات الشّریف الرّضی، قم، دوم، 1363 ه.ش /   مقتل امام حسین، ترجمه جواد محدّثی، ص 259 و 260، شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران، دوم، 1382 ه.ش)
«ما همراه جابر بن عبدالله انصاری به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السلام حرکت کردیم؛ چون به کربلا رسیدیم، جابر نخست در کنار رودخانه فرات «غسل زیارت» نمود و پیراهن پاکیزه ای پوشید (همانند لباس احرام، دو جامه سفید پوشید) و از کیسه ای عطرش را بیرون آورد (از من درخواست عطر کرد…) سپس لباس و بدنش را خوشبو ساخت و با پای برهنه به جانب قتلگاه حرکت کرد، در حالی که زبانش به نام و یاد الهی مترنم بود.»

وقتی شیعیان زائر و سوگوار به قتلگاه رسیدند، با صحنه های دلخراشی رو به رو شدند؛ قبرهای گمنام، خیمه های سوخته، زمین خون آلود و تفتیده، نیزه ها و شمشیرهای شکسته، همگی بیانگر اوج جنایت یزیدیان و متنهای مظلومیت عاشورائیان بود. مشاهده همین تصاویر، خود روضه و مرثیه ای است که دل ها و چشم ها را با حال و هوای کربلا و عاشورای محرّم 61 هجری پیوند می دهد و حماسه حسینی را برای همیشه تاریخ ماندگار می سازد. عطیّه عوفی در این باره نقل می کند:
هنگامی که نزدیک قبر مطهّر سید الشهدا رسیدیم، جابر به من گفت: دستم را روی قبر بگذار. وقتی دستش را بر تربت آرامگاه امام نهادم، به یکباره از اعماق دل آهی کشیده و بی هوش شد؛ لذا بر سر و صورتش آب پاشیدم. چون به هوش آمد، سه بار فریاد برآورد: «یا حسین!»
آنگاه خطاب به آرامگاه امام، عرضه داشت:
«حَبیبٌ، لا یُجیبُ حَبیبَه؛ آیا دوست، جواب سلام دوستش را نمی دهد؟!»
ولی بعد از لحظه ای، با حالتی غمزده گفت:
حسین جان! من خود، جوابم را می دهم؛ چرا که می دانم رگ های گردنت را بریده اند و بین پیکر و سرت جدایی افکنده اند. لذا پاسخ سلام دوستت را نمی دهی!»
عطیّه از رجال علم و حدیث شیعه است که در کتاب های رجالی اهل سنّت نیز توثیق شده است. عطیّه در زمان خلافت امام علی (36 – 40 هجری) در کوفه به دنیا آمد و نامش هم توسّط آن حضرت انتخاب شده است. وی از شیعیان راستین و علمای بزرگ بوده که همواره به نشر معارف قرآنی و اهل بیتی می پرداخت؛ به گونه ای که از سوی عوامل حکومتی بنی امیه مورد شکنجه و آزار قرار گرفته بود. عطیّه علاوه بر نقل احادیث، به ویژه خطبه فدکیه فاطمه زهرا، از بزرگ ترین مفسّران بوده و تفسیری در 5 جلد به نگارش درآورده است.
وی بعد از آشنایی با جابر بن عبدالله، به رتبه شاگردی اش مفتخر گردید؛ که متأسّفانه برخی در گفتار و نوشتار خود، عطیّه را غلام جابر معرفی کرده اند!، عاقبت این مفسر و محدّث والامقام در سال 111 هجری، در زادگاهش (کوفه) چشم از جهان فرو بست.
عطیّه عوفی در پایان گزارش «زیارت اربعین» می گوید:
جابر به من گفت: اکنون مرا به طرف خانه های مردم کوفه ببر. بعد از پیمودن مسافتی، خطاب به من گفت: ای عطیّه! آیا به تو سفارش و وصیتی بکنم؟ چرا که گمان دارم پس از این سفر، دیگر تو را نبینم و باهم دیداری نداشته باشیم!،عرض کردم: بفرمایید.

در این موقع، آن صحابی جلیل القدر گفت:
«دوستدار آل پیامبر را دوست بدار مادامی که ایشان را دوست می دارد، و دشمن خاندان پیامبر را دشمن بدار مادامی که با ایشان دشمنی می کند ولو اینکه فراوان روزه بگیرد و نماز بگزارد. با دوست محمّد و اهل بیتش مدارا کن؛ چرا که اگر در اثر زیادی گناهش یک پایش بلغزد، به واسطه دوستی اش با آنان، پای دیگرش استوار بماند. بنابراین، دوستدار پیامبر و آلش به سوی بهشت می رود و بازگشت و سرانجام دشمن آنها، دوزخ خواهد بود.»
بازگشت حضرت زینب سلام الله علیها و اسرا به کربلا
پس از هفت روز كه اسرای اهل بيت در شام بودند، به دستور يزيد، نعمان بن بشير وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهی مردى امین آنان را روانه مدینه منوره كرد.

در هنگام حركت، يزيد امام سجاد را فرا خواند تا با او وداع كند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت كند! اگر من با پدرت حسین ملاقات كرده بودم، هر خواسته ‏اى كه داشت، مى‏ پذیرفتم! و كشته شدن را به هر نحوي كه بود، گرچه بعضي از فرزندانم كشته مى‏ شدند از او دور مى‏ كردم! ولى همانگونه كه ديدى شهادت او قضاى الهى بود!
و همانگونه كه يزيد سفارش كرده بود به آهستگی و مدارا طى مسافت كردند و به هنگام حركت، فرستادگان يزيد بسان نگهبانان گردا گرد آنان را مى‏ گرفتند، و چون در مكاني فرود مى ‏آمدند از اطراف آنان دور مى ‏شدند كه به آساني بتوانند وضو سازند.
اهل بيت به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدینه رسيدند، چون به اين مكان رسيدند، از امير کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را به سوى کربلا حركت داد. (تاريخ طبری، ج 5، ص 233.)

سید ابن طاووس در لهوف نقل کرده است هنگامی که اسیران کربلا در راه بازگشت از شام، به عراق رسیدند، به راهنمای شان گفتند «ما را از راه کربلا ببر». هنگامی که آنها به قتلگاه رسیدند، پس با گریه و اندوه مجلس عزایی برپا کردند و پس از چند روز عزاداری به مدینه بازگشتند. البته سید ابن طاووس تاریخ ورود به کربلا را ذکر نکرده است.

نظر علمای اسلام در مورد اربعین حسینی
شیخ مفید (م ۴۱۳) در کتاب المزار خود بابی دارد با عنوان ««فضل زیارة الاربعین» که بیانگر شناخته شده بودن این زیارت در عرف مردم آن دوران است . چنانکه بیرونی در الآثار الباقیة تصریح دارد زمان زیارت اربعین، بیستم صفر است . این بدان معناست که در سده چهار و پنج زیارت اربعین، زیارتی رایج و شناخته شده بوده است .

اربعین در شکل امروزی و میلیونی آن به زمان سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی 21 سال قبل باز می گردد که با ایجاد فضای باز ناشی از سقوط حزب بعث و ظلم هایی که در ۴۰ سال دیکتاتوری بر مردم عراق روا داشت ، در این سال بار دیگر مسلمانان و شیفتگان اهل بیت به صورت محدود پیاده روی اربعین را احیا کرده و رفته رفته با استقبال قابل توجهی مواجه شد، اما کمتر کسی باور داشت که کمتر از یک دهه این آئین با حضور میلیون ها عراقی و شیعه برگزار شود و اکنون به ۲۰ میلیون زایر از سراسر جهان رسیده است که فقط سه میلیون نفر از آنان را ایرانیان تشکیل می دهند.

ابوریحان بیرونی، محقق و ریاضیدان شهیر (متوفی 440  ه.ق) در کتاب نفیس خود «الآثار الباقیة» چنین می‌گوید: «سر مقدس امام حسین در بیستم صفر به جسد مطهر امام برگردانده و با پیکرش دفن گردید»، زیارت اربعین در خصوص این روز است اهل بیت نیز بعد از مراجعت از شام این روز را حرمت نهادند. ایشان تصریح می‌کند که ورود اهل بیت به کربلا پس از بازگشت از سفر شام بود. (الآثار الباقیة، ص 331 و نیز ص 22 ج دوم به نقل از: ترجمة الآثار الباقیة، ص 392)
آیت الله سید محمود شاهرودی (۱۲۶۲ ـ۱۳۵۳ شمسی) هر سال به همراه شاگردانش پیاده به زیارت حرم کربلا می‌رفت و با اقدام وی جریانی جدید آغاز شد. در برخی از روایات تاریخی بیان شده که زیارت کربلا با پای پیاده در زمان «شیخ انصاری» (متوفی سال ۱۲۸۱ قمری) رسم بوده است. پس از دوره شیخ انصاری این سنت فراموش شده بود که محدث نوری مجدداً آن را احیا کرد.
چه شایسته و بجاست که مراسم تدفین سر مطهر امام حسین و شهدای با وفای کربلا پس از چهل روز جدایی از بدن و گرداندن بر سر نی در خیابانها و بیابانها و کوچه و بازارها برای همیشه و تا ابد زنده بماند و همه ساله، مراسم بزرگداشت این خاطره به یاد ماندنی و فراموش نشدنی با عزت و احترام و هر چه باشکوه تر برگزار شود.

اهمیت اربعین حسینی
در فرهنگ و آیین ملل مختلف ، برخی رویدادها و مناسبت ها هستند که نقطه عطف تاریخی و هویت بخش تمدن آنها محسوب می شوند، لذا مقدس شمرده شده و تبدیل به نماد آن فرهنگ و تمدن گردیده و همه ساله با برنامه ای شکوهمند، آن رویداد تاریخی را گرامی داشته و هویت تمدنی خود را با آن بازنمایی کرده و آیین خود را از آن طریق ترویج و تبلیغ می نمایند. بدون شک نهضت عاشورا یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخی تمدن اسلامی است و پیاده روی اربعین نیز یکی از مهمترین نمادهای بزرگداشت و پاسداشت این رویداد بزرگ اجتماعی است که معرف هویت تمدن اسلامی به جهانیان است. اربعین روزی است که زائران برای زیارت مرقد مطهر امام حسین به کربلا می آیند. جابر اولین زائری است که قبر شریف آن حضرت را زیارت کرد؛ بر اساس این سنت پسندیده ، همه ساله شیعیان با پای پیاده به منظور زیارت آن حضرت، ضمن نشان دادن عظمت امام حسین و نهضت عاشورا، انسجام و یکپارچگی خود را در عرصه جهانی به نمایش می گذارند.

زیارت اربعین حسینی در فرهنگ شیعی به عنوان یکی از ارزش های الهی معطوف به ارزش، خود شکوفایی و رونق سرمایه اجتماعی را به همراه دارد. مطالعه این مراسم بزرگ معنوی می تواند کار کردهای سرمایه اجتماعی را باز تعریف و آشکار سازد. اجتماع عظیم راهپیمایی اربعین حسینی به عنوان یک جنبش اجتماعی، کار کردهای گوناگون اجتماعی و حقوقی دارد، این واقعه بزرگ اجتماعی را از منظر سرمایه اجتماعی و با نگاه به کار کردهای اجتماعی و حقوقی آن مورد بررسی واقع می گردد. نتایج نشان داد که مراسم اربعین، آثار و پیامدهای حقوقی- اجتماعی چون وحدت، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش روحیه مقاومت، اعتماد اجتماعی، انفاق، کاهش جرم، قانون مداری، کمک به صلح و امنیت بین المللی و ترویج آموز های حقوق کیفری بین المللی را به همراه دارد.

زیارتنامه اربعین
•    زیارتنامه اول
جابر پس از زیارت قبر سیدالشهداء، در مرحله بعد، این گونه به پیشگاه ایشان سلام کرد:
«من گواهم که تو فرزند بهترین پیامبران و پسر سرور مؤمنان می باشی. تو فرزند هم پیمان تقوا و سلاله هدایتی و پنجمین نفر از اصحاب کساء و فرزند سرور نقیبان و پسر فاطمه سیده بانوان هستی. و چرا چنین نباشی، که سالار پیامبران با دست خود غذایت داده و در دامان پرهیزگاران پرورش یافته ای و از سینه ایمان شیر خورده ای و از دامان اسلام بر آمده ای! خوشا به حال تو در حیات و ممات که پاکیزه زیستی و پاک از دنیا رفتی! اما دل مؤمنان در فراق تو اندوهگین است؛ با این حال، شک ندارد که آنچه بر شما گذشت، خیر بوده است. پس سلام و رضوان الهی بر تو باد. و گواهی می دهم که تو همان راه را رفتی، که برادرت یحیی بن زکریا پیمود.»
سپس به پیشگاه شهدای کربلا چنین سلام فرستاد:
«سلام بر شما ای جان های پاک که در آستان حسین نزول کرده و آرمیده اید! گواهی می دهم که شما نماز را برپا داشته، زکات را ادا نموده، امر به نیکی و نهی از پلیدی کرده و با ملحدان مبارزه کرده اید و خدا را تا هنگام شهادت، پرستش و عبادت نموده اید.»

جابر در فراز پایانی زیارتنامه اش گفت:
«سوگند به آن خدایی که محمّد را به حق برگزیده و مبعوث کرد! ما نیز در آنچه شما شهیدان در آن وارد شده اید، شریک هستیم.»
از این رو، عطیّه و دیگر زائران شگفت زده شده بودند. گرچه آنها به صداقت صحابی سرشناس و عارف پیامبر خدا باور داشتند، اما سزاوار است که پاسخی برای این ابهام و سؤال دریابند؛ لذا عطیّه می پرسد:
چگونه با آنان شریک هستیم و حال آنکه نه دشتی پیموده ایم، نه از بلندی و کوهی بالا رفته ایم و نه در راه خدا شمشیری زده ایم؛ اما اینان کسانی هستند که بین سرها و پیکر شان جدائی افتاده و شهید شده اند، فرزندان آنها یتیم گشته و همسران آنان بیوه شده اند؟!
جابر پاسخ داد: ای عطیّه! من از حبیبم رسول خدا شنیدم که می فرمود:
«من أحبّ قوماً حشر معهم، و من أحبّ عمل قوم اُشرک فی عملهم؛ هرکس گروهی را دوست بدارد، با آنان محشور می شود. و هرکس کار عدّه ای را دوست بدارد، در عمل آنها شریک خواهد بود.»
جابر بعد از بیان حدیث نبوی، گفت:
«سوگند به خدایی که محمّد را به پیامبری برگزید! نیّت و انگیزه من و یارانم همان چیزی است که حسین علیه السلام و یارانش داشتند.»

اربعین حسینی

«اربعین حسینی» چهلمین روز شهادت امام حسین (علیه‌السلام) است. مطابق با روایتی از امام حسن عسکری (علیه‌السلام)، نشانه‌های مؤمن پنج چیز است که یکی از آنها زیارت اربعین می‌باشد.[۱] جابر بن عبدالله انصاری از صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، به عنوان نخستین زائر امام حسین (علیه‌السلام)، در اولین چهلم شهادت آن حضرت، یعنی ۲۰ صفر سال ۶۱ قمری، به کربلا آمد و قبر مطهر امام را زیارت کرد.[۲] همچنین مطابق با برخی روایات، اسرای اهل بیت نیز در روز اربعین به زیارت حضرت سید الشهداء آمدند. در سالهای اخیر توجه به «زیارت اربعین» به نحو چشمگیری افزایش یافته است و سالانه میلونها نفر از مردم عراق و ایران و سایر کشورها در اجتماع سالیانه پیاده‌روی اربعین شرکت می‌کنند.

زیارت اسرای اهل‌بیت در اربعین
در «لهوف» سید بن طاووس آمده است: راوى گفت چون زنان و عیال حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام از شام بازگشتند و به عراق رسیدند، به آن راهنما که همراه آنان بود گفتند: ما را از راه کربلا ببر؛ و چون به مصرع رسیدند جابر بن عبد اللّه انصارى را یافتند که با چند تن از بنى هاشم و خاندان پیغمبر صلّى اللّه علیه وآله براى زیارت حسین علیه السّلام آمده بودند و با هم بدان مقام مبارک رسیدند، بگریستند و زارى کردند و سیلى بر روى زدند، ناله‏ هاى جانسوز سر دادند و زنان آن ناحیه به ایشان پیوستند و چندى بماندند.[۳]
و در مقتل ابن نما موسوم به مثیر الاحزان آمده است: و چون خانواده حسین علیه السلام به کربلا رسیدند با جابر بن عبد اللّٰه و گروهى از بنى هاشم روبرو شدند که در همان وقت به زیارت آن حضرت آمده بودند؛ پس دو گروه با موجى از غم و اندوه و آه و نالۀ جانسوز در این مصیبت که جگر همۀ محبین را سوزاند با هم ملاقات نمودند.[۴]

در آن زمان از کوفه تا شام سه مسیر وجود داشت:
1.    راه بادیه: که میانبر اما بیابانی بود. این راه حدود ۹۲۳ کیلومتر مسافت داشته است.
2.    راه کناره فرات: این مسیر، ابتدا از کوفه به مقدار زیادى به سوى شمال غرب مى رود و سپس از آن جا به سوى جنوب، بر مى گردد و با گذر از بسیارى از شهرهاى شام، به دمشق مى رسد. این راه، انشعاب هاى متعدّد داشته و با طول تقریبى ۱۱۹۰ تا ۱۳۳۳ کیلومتر، جاىگزین مناسبى براى راه کوتاه، امّا سختِ بادیه بوده است.
3.    راه کناره دجله: این راه، مسیر اصلى میان کوفه و دمشق نبوده است و باید پس از پیمودن مقدار کوتاهى از آن، کم کم به سمت غرب پیچید و پس از طىّ مسیر نه چندان کوتاهى، به راه کناره فرات پیوست و از آن طریق، وارد دمشق شد. این مسیر را مى توان سه ضلع از یک مستطیل دانست که ضلع دیگر طولىِ آن را راه بادیه و سه ضلع یاد شده آن را (مسافت پیموده شده از کوفه به سمت شمال، راه پیموده شده به سمت غرب، و راه پیموده شده به سمت جنوب) ـ که بازگشت به بخشى از مسیر پیموده شده قبلى است ـ، تشکیل مى دهند. از این رو، از همه راه هاى دیگر، طولانى تر است و طول آن، حدود ۱۵۴۵ کیلومتر است. این راه را «راه سلطانى» نامیده اند.[۵]
از برخی روایات مربوط به اتفاقات مسیر حرکت کاروان و نیز وجود تعداد قابل توجهی از زیارتگاه‌های مرتبط با سر امام حسین (ع) و اسرای اهل بیت (ع) در شهرهای واقع در طول مسیر سلطانی به نظر می رسد کاروان اسرای اهل بیت (ع) و سرهای شهدای کربلا، به احتمال زیاد این مسیر را پیموده‌اند.[۶] (احتمالا به جهت گذراندن اسرا از شهرها و رژه پیروزی).
برخی با توجه به این مسئله از اساس قضیه زیارت اربعین اهل بیت را منتفی دانسته‌اند و برخی دیگر با توجه به شهرت و قوت این روایات احتمال داده‌اند که این اتفاق در اربعین سال بعد رخ داده است. نظر عده دیگری مانند مؤلف ناسخ التواریخ و علامه شعرانی در دمع السجوم نیز آن است که کاروان اسرا در مسیر رفت در روز اربعین به کربلا رفته‌اند.[۹] یعنی از کسانی که آنها را به شام می برده اند خواسته اند که آنها را در مسیر از کربلا عبور دهد تا بتوانند با کشتگان خویش وداع و بر آنها مویه کنند.

زیارت جابر انصاری در اربعین
«عطیّة بن سعد» که جابر بن عبدالله انصاری را در این سفر همراهی می نمود چگونگی زیارت «جابر» را چنین نقل می نماید[۱۰]: «ما همراه جابر بن عبدالله انصاری به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السلام حرکت کردیم؛ چون به کربلا رسیدیم، جابر نخست در کنار رودخانه فرات «غسل زیارت» نمود و پیراهن پاکیزه ای پوشید (همانند مُحْرِم، دو جامه سفید پوشید) و از کیسه ای عطرش را بیرون آورد (از من درخواست عطر کرد...) سپس لباس و بدنش را خوشبو ساخت و با پای برهنه به جانب قتلگاه حرکت کرد، در حالی که زبانش به نام و یاد الهی مترنّم بود.»
هنگامی که نزدیک قبر مطهّر سید الشّهدا علیه السلام رسیدیم، جابر به من گفت: دستم را روی قبر بگذار.[۱۱] وقتی دستش را بر تربت آرامگاه امام نهادم، به یکباره از اعماق دل آهی کشیده و بی هوش شد؛ لذا بر سر و صورتش آب پاشیدم. چون به هوش آمد، سه بار فریاد برآورد: «یاحسین!»
آنگاه خطاب به آرامگاه امام، عرضه داشت: «حَبیبٌ، لا یُجیبُ حَبیبَه؛ آیا دوست، جواب سلام دوستش را نمی دهد؟!» ولی بعد از لحظه ای، با حالتی غمزده گفت: «و أنّی لک بالجواب و قد شُحّطت اوداجک علی اثباجک و فرّق بین بدنک و رأسک؛ حسین جان! من خود، جوابم را می دهم؛ چرا که می دانم رگهای گردنت را بریده اند و بین پیکر و سرت جدایی افکنده اند.»
جابر در مرحله بعد، این گونه به پیشگاه سید الشّهدا علیه السلام سلام کرد: «... فأشهد أنّک ابن خاتم النّبیّین[۱۲] و ابن سید المؤمنین[۱۳] و ابن حلیف التّقوی و سلیل الهدی و خامس اصحاب الکساء و ابن سید النّقباء و ابن فاطمة سیدة النّساء... فعلیک سلام الله و رضوانه، و أشهد أنّک مضیت علی ما مضی علیه اخوک یحیی بن زکریّا؛ من گواهم که تو فرزند بهترین پیامبران و پسر سرور مؤمنان می باشی. تو فرزند هم پیمان تقوا و سلاله هدایتی و پنجمین نفر از اصحاب کساء و فرزند سرور نقیبان و پسر فاطمه سیده بانوان هستی. و چرا چنین نباشی، که سالار پیامبران با دست خود غذایت داده و در دامان پرهیزگاران پرورش یافته ای و از سینه ایمان شیر خورده ای و از دامان اسلام بر آمده ای! خوشا به حال تو در حیات و ممات که پاکیزه زیستی و پاک از دنیا رفتی! اما دل مؤمنان در فراق تو اندوهگین است؛ با این حال، شکّ ندارم که آنچه بر شما گذشت، خیر بوده است.... پس سلام و رضوان الهی بر تو باد. و گواهی می دهم که تو همان راه را رفتی، که برادرت یحیی بن زکریّا علیه السلام پیمود.»[۱۴]
سپس به پیشگاه شهدای کربلا چنین سلام فرستاد:
«السّلام علیکم[۱۵] ایّتها الأرواح الّتی حلّت بفناء الحسین[۱۶] و اناخت برحله، أشهد أنّکم أقمتم الصّلوة و آتیتم الزّکوة و أمرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم الملحدین و عبدتم الله حتّی أتاکم الیقین، والّذی بعث محمّداً بالحقّ نبیّاً لقد شارکناکم فیما دخلتم فیه؛ سلام بر شما ای جانهای پاک که در آستان حسین علیه السلام نزول کرده و آرمیده اید! گواهی می دهم که شما نماز را برپاداشته، زکات را ادا نموده، امر به نیکی و نهی از پلیدی کرده و با ملحدان مبارزه کرده اید و خدا را تا هنگام شهادت، پرستش و عبادت نموده اید. سوگند به آن خدایی که محمّد صلی الله علیه وآله را به حقّ برگزیده و مبعوث کرد! ما نیز در آنچه شما شهیدان در آن وارد شده اید، شریک هستیم.»
عطیّه عوفی در پایان گزارش «زیارت اربعین» می گوید: جابر به من گفت: اکنون مرا به طرف خانه های مردم کوفه ببر. بعد از پیمودن مسافتی، خطاب به من گفت: ای عطیّه! آیا به تو سفارش و وصیّتی بکنم؟ چرا که گمان دارم پس از این سفر، دیگر تو را نبینم و باهم دیداری نداشته باشیم! و ادامه داد: «أحبِب محبّ آل محمّد ما أحبّهم، و أبغِض مُبغض آل محمّد ما أبغضهم و إن کان صوّاماً قوّاماً، و أرفق بمحبّ محمّد و آل محمّد فإنّه إن تزلّ له قدم بکثرة ذنوبه ثبتت له اُخری بمحبّتهم، فإنّ محبّهم یعود الی الجنّة و مبغضهم یعود الی النّار؛ دوستدار آل پیامبر صلی الله علیه وآله را دوست بدار مادامی که ایشان را دوست می دارد، و دشمن خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را دشمن بدار مادامی که با ایشان دشمنی می کند ولو اینکه فراوان روزه بگیرد و نماز بگزارد. با دوست محمّد و اهل بیتش مدارا کن؛ چرا که اگر در اثر زیادی گناهش یک پایش بلغزد، به واسطه دوستی اش با آنان، پای دیگرش استوار بماند. بنابراین، دوستدار پیامبر و آلش به سوی بهشت می رود و بازگشت و سرانجام دشمن آنها، دوزخ خواهد بود.»

روایتی دیگر از زیارت جابر:
علامه مجلسی در کتاب تحفةالزّائر، در ضمن بیان «زیارت اربعین»، داستان سفر زیارتی جابر را از زبان فردی به نام «عطا»[۱۷] می نویسد؛ که او نیز همچون «عطیّه» از همسفران جابر بود. در این گزارش، مطالب دیگری وجود دارد که می تواند موضوع این مقاله را تکمیل سازد؛ از جمله اینکه: جابر در کنار قبر امام، سه مرتبه «الله اکبر» گفت و سپس بیهوش شد. وی بعد از به هوش آمدن، این گونه سلام داد: السّلام علیکم یا آل الله، السّلام علیکم یا صفوة الله... دو طرف صورتش را بر قبر مطهّر حضرت کشیده، آنگاه چهار رکعت نماز خواند.
سپس نزد قبر حضرت علی اکبر علیه السلام آمده و عرضه داشت: السّلام علیک یا مولای وابن مولای، لعن الله قاتلک، لعن الله ظالمک، أتقرّب الی الله بمحبّتکم و أبرء الی الله من عدوّکم. و بعد از خواندن دو رکعت نماز، به پیشگاه شهدای کربلا چنین درود فرستاد: السّلام علی الأرواح المُنیخة بقبر ابی عبدالله، السّلام علیکم یا شیعة الله و شیعة رسوله و شیعة امیرالمؤمنین و الحسن والحسین، السّلام علیکم یا طاهرون، السّلام علیکم یا مهدیّون، السّلام علیکم یا ابرار، السّلام علیکم و علی ملائکة الله الحافّین بقبورکم، جمعنی الله و ایّاکم فی مستقرّ رحمته تحت عرشه.
سپس به جانب آرامگاه حضرت عباس علیه السلام رفته و این زیارتنامه را زمزمه کرد: السّلام علیک یا اباالقاسم، السّلام علیک یا عبّاس بن علی، السّلام علیک یابن امیرالمؤمنین، أشهد لقد بالغت فی النّصیحة و أدّیت الأمانة و جاهدت عدوّک و عدوّ أخیک، فصلوات الله علی روحک الطّیّبة و جزاک الله من أخٍ خیراً.[۱۸]
جابر بن عبدالله انصاری بعد از خواندن دو رکعت نماز و درخواست حوائج از درگاه الهی، با شهدای کربلا وداع نمود.[۱۹][۲۰]

زیارتنامه اربعین
در کتابهای ادعیه و زیارات، زیارتنامه‌ای مخصوص زیارت روز اربعین نقل شده است که با این عبارت شروع مى‌شود: «السلام على ولى الله و حبیبه...». این متن، از طریق‌ صفوان جمال از امام صادق علیه السلام روایت‌ شده است.
زیارت دیگر آن است که جابر بن ‌عبدالله انصارى در این روز خوانده است و متن زیارت به عنوان زیارتنامه آن امام در نیمه ‌ماه رجب نقل شده و با جمله‌ «السلام علیکم یا آل الله...» شروع مى‌شود.[۲۱]

توصیه به زیارت در روز اربعین
امام حسن عسکرى علیه السلام در حدیثى علامت هاى‌ «مؤمن‌» را پنج چیز شمرده است: «عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ؛ صَلاَةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِيَارَةُ اَلْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِ‍بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»؛ پنجاه و یک رکعت نماز، زیارت اربعین، انگشتر کردن در دست راست، پیشانى بر خاک نهادن‌ و «بسم الله» را در نماز آشکارا گفتن.[۲۲]
توصیه به زیارت اربعین باعث شده است که شیعیان به ویژه ساکنان عراق، از نقاط مختلف این کشور به سوی کربلا حرکت کنند. این حرکت که غالباً به صورت پیاده صورت می‌گیرد، یکی از پرجمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها در جهان شمرده می‌شود.

 


منابع: 
1.     طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۵۲.
2.     قمی، سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۸، ص۳۸۳.
3.     ابن طاووس، لهوف، ص۱۹۶
4.     ابن نما، مثیر الاحزان، ص۱۰۷
5.     محمدی ری شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ج۸، ص ۲۲۶-۲۲۸
6.     رجوع کنید: خامه‌یار، «تأملی در مسیر کاروان اسرای اهل بیت (ع)»، فصلنامه فرهنگ زیارت، ش۳۱، تابستان ۱۳۹۶
7.     خوشنویس، محمد حسین، کربلا تا شام، فرهنگ زیارت، دیماه سال ۱۳۹۲ شماره ۱۹ و ۲۰
8.     اقبال سید بن طاووس، نقل از دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، محمدی ری‌شهری، محمد، ج ۸، ص ۳۹۸
9.     دمع السجوم (ترجمه نفس المهموم)، ص۳۷۴ و ۴۳۱
10.     . روایت عطیّة بن سعد در منتهی الآمال، ص ۵۳۶ و ۵۳۷؛ سحاب رحمت، ص ۸۰۰ - ۷۹۷؛ قصّه کربلا، ص ۵۲۷ - ۵۲۵؛ زندگانی امام حسین(ع)، ص ۶۷۷ - ۶۷۴؛ معالی السّبطین، شیخ محمد مهدی حائری، ج ۲، ص ۱۹۵ - ۱۹۲، منشورات الشّریف الرّضی، قم، دوم، ۱۳۶۳ ش؛ مقتل امام حسین(ع)، ترجمه جواد محدّثی، ص ۲۵۹ و ۲۶۰، شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران، دوم، ۱۳۸۲ ش آمده.
11.     . بنا به قولی، جابر در سال ۶۱ هجری نابینا بود. (فرهنگ عاشورا، ص ۱۲۸؛ زندگانی امام حسین(ع)، ص ۶۷۷.
12.     . به نقل دیگر:ابن خیرالنّبیّین. (قصّه کربلا، ص ۵۲۵، به نقل از بحارالانوار، ج ۶۵، ص ۱۳۰).
13.     .ر.ک.:ابن سید الوصیّین. (معالی السّبطین، ج ۲، ص ۱۹۳).
14.     . تولّد، زندگی و شهادت حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع) حوادث مشترکی دارد.
15.     . در نقل دیگر:السّلام علیکِ. (قصّه کربلا، ص ۵۲۶).
16.     .ر.ک:حلّت بفناء قبرالحسین. (سحاب رحمت، ص ۷۹۸).
17.     . عطا؛ گویا وی نیز از شاگردان جابربن عبدالله انصاری بود. برخی گویند که: منظور از عطا، همان عطیّه است و روایت وی تقطیع شده است... (ر.ک:تحقیق درباره روز اربعین حضرت سیّد الشّهدا(ع)، سید محمدعلی قاضی طباطبائی، ص ۱۴۰ - ۱۳۸، شرکت چاپ میهن، تبریز، اوّل، ۱۳۵۲ ش.).
18.     مصباح الزّائر، سیّد ابن طاووس، ص ۲۸۸ - ۲۸۶، مؤسّسة آل البیت(ع).
19.     روایت کربلا، حاج یدالله بهتاش، ص ۲۹۰ و ۲۹۱، نشر سبحان، تهران، سوم، ۱۳۷۸ ش.
20.     شیخ عبّاس قمی(ره) در پایان «زیارت اربعین» می گوید که متن این زیارتنامه جابر، همانند آن زیارتی است که در قسمت «زیارت نیمه رجب» بیان شده است. ر.ک:مفاتیح الجنان.
21.     مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.
22.     بحارالانوار، ج ۹۸، (بیروت) ص ۳۲۹، المزار، شیخ مفید، ص ۵۳.
.........................

منبع: SHIA NEWS
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد