حضرت مریم :
پیشدرآمد:
تلألؤ خورشید پرفروغ عفاف در خانه كوچك عمران ساطع شد تا پرده زمخت ظلمانى اعصار را در هم نوردد، در آن بیت، اسوه عفاف (1) از دامن پاكدامن پا به منصّه ظهور نهاد.
او در متانت و نجابت، عفت و پاكدامنى، زبان زد خاص و عام زمانه گشت.
زمانى كه جهل و خرافهپرستى جایگزین خداپرستى گردد و خداوندگاران زمینى نگذارند مردم خداى حقیقى را ببینند و فطرت خاكیان به انحاء مختلف جهت پیوستن به افلاكیان معطّل بماند، نیاز به الگو و اسوه بیش از همیشه خودنمایى مىكند.
آن هم اسوهاى كه اسوه آفرین باشد. او كسى نیست جز مریم دختر عمران كه سرآمد زنان عصر خویش است.
آن بانو در میان اقوام و مللى زیست كه عوام و خواص آن قوم «دلى دارند و دلدارى ندارند»!
لیك عنایت و مدد فیض روح القُدُس، از بهر دلدارى آن قوم، جز عیسى مسیح علیهالسلام كسى نیست.
مسیحا علیهالسلام واژه با مسما و حیاتآفرینى است كه بر شریانهاى بىرمق، دمیدن گرفت تا قلوب به سكون گرائیده را با تلنگرى به خلجان وا دارد.
تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام:
«تعلیم و تربیت اسلامى در مجموع به نوعى نظریه رشد نیز قائل است:
«اما رشد از دیدگاه تعلیم و تربیت اسلامى نه مانند رشدى است كه گل و گیاه مىكنند (طبق نظریه فروبل) و نه رشدى است كه تابع مصرف بازسازى تجربه باشد (طبق دیدگاه جان دیوئى) بلكه رشدى است در جهت اهدافى متعالى، رشدى است كه در نتیجه فعل اختیارى و انتخابى انسان حاصل مىشود، رشدى است كه در جهت كمال حقیقى صورت مىگیرد و كمال حقیقى انسان این است كه انسان به خالق خود نزدیك شود.»(9 )
حضرت سیدالشهداء علیهالسلام در دعاى عرفه مىفرمایند:
ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ ما الذی فَقَد مَنْ وَجَدَكَ
«چه یافت آن كس كه ترا گم كرد؟ و چه گم كرد آن كس كه ترا یافت؟»
انتخاب آل عمران:
الف) خاندان عمران پدر حضرت مریم علیهاالسلام .
سوره آل عمران آیه 35
اِذْ قالَتِ امْرَاتُ عِمْرانَ رَبّ اِنّی نَذَرْتُ لَكَ ما فی بَطْنی مُحرّرا فَتَقَبَّلْ مِنّی اِنَّكَ اَنْتَ السَّمیعُ العَلیمُ.
«به یاد آر زمانى را كه همسر عمران گفت پروردگارا من نذر كردهام كه آن چه در رحم دارم محرر یعنى خالص خدمتكار تو باشد از من قبول كن كه تنها توئى شنواى دانا»
گرامىترین نذر:
نذر كننده، امر یا امور غیر واجبى را بر خویش واجب مىگرداند كه پس از تحقق آن، اداى تكلیف حجت شرعى است. نذر قبل از اسلام هم در ادیان و فرق مختلف مطابق آئینشان وجود داشت. معنویت و معرفت یك زن (حنِّه) به جایى مـىرسد كه عزیزترین موجـود خود را نذر خانه خدا مىكند و آن هم مورد پذیرش و قبول درگاه حق مىگردد.
شعور یك زن تا حدى است كه تسلیم همه جانبه در مقابل خداوند را به فال نیك مىگیرد.
ـ حنِّه كیست؟
او مادر مریم علیهاالسلام و همسر عمران است، آن چه از برخى روایات بر مىآید عمران یكى از پیامبرانى بود كه به او وحى مىشد. سالها از عمر حنِّه سپرى گشت اما داراى فرزند نشد.
آن گاه با اخلاص، به پروردگار عالم توجه كرد و نذر كرد كه اگر خداوند به او فرزندى عنایت كند، آن را خادم و خدمتگزار بیتالمقدس قرار دهد. «این نذر بیانگر آن است كه قلب حنِّه آن چنان سرشار از ایمان، صداقت، اخلاص و پاكى نسبت به خدا بود كه عزیزترین كَس و یگانه فرزندش را به خدا نذر كرد.»(27 )
خداوند دعاى آن بانو را مستجاب نمود و مریم مقدس را به او عنایت فرمود. در این خصوص آیات شریفه (37 ـ 36 ـ 35) سوره آل عمران در وصف حضرت حنِّه نازل شد كه نمایانگر عفت و نجابت زایدالوصف مادر مریم است. ایمان و تصدیق باور قلبى او، گفتمان صادقانه حنِّه با خالق خویش و خلوص نیت و پاكى درون او سبب شد تا خداوند فرزند جاودانهاى نصیب او گرداند.
هر چند نیت درونى او كه نذر كرد، پسر بود، لكن پس از آن كه به اراده و حكمت خداوند پى برد، تسلیم بىقید و شرط مشیت خالق گردید. یعنى هر چه را او بپسندد من نیز مىپسندم.
ـ اخلاص چیست؟
خداوند در خصوص اخلاص و نیت درون افراد مىفرماید:
«لِیَبْلُوَكُمْ اَیُّكُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً»(29)
«خداوند امتحان مىكند شما را تا كدامیك نیكوكارترید در عمل»
موفقیت حنِّه در آزمون الهى اخلاص صادقه و نیت عمل او بود كه پروردگار عالم به او كوثرى هدیه فرمود، تا جهانیان را از غفلت و معاندت برهاند.
سوره آل عمران آیه 36
فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ اِنّی وَضَعْتُهُا اُنْثى واللّهُ اَعْلمُ بما وَضَعَتْ وَ لَیْسَ الذَّكَرُ كَالاُنثى وَ اِنّی سَمَّیْتُها مَرْیَمَ وَ اِنّی اُعیذُها بكَ وَ ذُریَّتَها من الشَّیْطان الرَّجیم.
«همین كه وضع حمل كرد گفت پروردگار من او را دختر زاییدم (و خدا از خود او بهتر مىدانست كه چه زاییده) و معلوم است كه براى خدمتگزار معبد تو پسر چون دختر نیست و من او را «مریم»(30) نام نهادم و من او را و نسل او را از شیطان رجیم به تو پناهدادم».
نعمت فرزند و جایگاه او
مفاهیمى كه از آیه شریفه استنباط مىگردد از این قرار است:
الف) دختر در دستیابى به كمال معنوى و شخصیتى خویش نقص ندارد.
ب) انتخاب نام نیكو براى فرزند از سوى والدین فرض است.
ج) پناه به خدا براى خود و دیگران از وساوس شیاطین جن و انسان لازم است.
د) تربیت فرزند با عنایت و اتكاء به خداوند كه مربى حقیقى همه متربیان است انجام مىپذیرد.
ر) دعاى والدین در حق فرزند مستجاب است. آن گونه كه از مادر مریم علیهاالسلام پذیرفته شد.
سوره آل عمران آیه 37
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بقبوُلٍ حَسَنٍ وَ اَنْبَتَها نَباتا حَسَنا وَ كَفَّلَها زَكَریّا كُلَّما دَخلَ عَلَیْها زَكَریّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ انّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِاللّهِ اِنّ اللّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بغَیْرحِسابٍ.
«پروردگارش دختر را قبول كرد آن هم به نیكوترین وجه و او را پرورش داد آن هم بهترین پرورش و زكریا را كفیل او كرد كه هر وقت در محراب او بر او وارد مىشد، رزقى مخصوص نزد او مىدید، مىپرسید: اى مریم این رزق از ناحیه چه كسى برایت آوردهاند؟ مىگفت این رزق از سوى خدا است، آرى خدا به هر كس كه بخواهد بىحساب رزق مىدهد.»
اعمال و افعال مخلصان
نـكاتى را كه از آیـه شریفه مىآموزیم بدین قرار است:
الف) اعمال پاكان و مخلصان به نیكوترین وجه آن مورد پذیرش حضرت حق است.
ب) براى تربیت و سرپرستى او (مریم علیهاالسلام ) تكلیف بر عهده یك پیامبر خدا (زكریا) نهاده شد.
ج) اعمال و افعال شگفتآورش در محراب عبادت نتیجه تعهد و تعبد زاهدانه او بود.
د) با عنایت و الطاف خداوند عبادت خالصانه و خاضعانه یك زن سبب افزونى رزق است.
سوره آل عمران آیات 41 ـ 40 ـ 39 ـ 38
هُنا لِكَ دَعا زَكَریّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیّهً طَیِّبَةً اِنَّكَ سَمیعُ الْدُّعاء
فنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصِّلِی فِی الْمِحْرابِ اَنّ اللّهَ یُبَشَّرُكَ بیَحْیى مُصَدِّقا بكَلمَهٍ مِنَ اللّهِ وَ سَیَّدا وَ حَصُورا وَ نبیّا مِنَ الصّالِحین.
قالَ رَبّ اَنّى یَكُونُ لی غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِی الْكِبَرُ وَ امْرَاتی عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللّهُ یَفْعَلُ ما یَشآء.
قالَ رَبِّ اجْعَلْ لی آیَة قالَ آیَتُكَ الاّ تُكَلِّمَ النّاسَ ثلثهَ اَیّام الاّ رَمْزا و اذْكُرْ رَبَّكَ كَثیراً وَ سَبِّح بالْعَشّی وَالاِبْكار.
«این جا بود كه زكریا پروردگارش را به دعا خواند و گفت پروردگارا، اى آن كه مستجاب كننده دعاهائى، مرا فرزندى پاك عطا فرما.
ملائكه خطابش كردند و در حالى كه او در محراب نماز مىخواند، گفتند: خداى تعالى تو را به یحیى مژده مىدهد، فرزندى كه تصدیق كننده كلمهاى از خدا است (یعنى عیسى علیهالسلام ) سیّدى است كه زن نمىگیرد، و پیامبرى از صالحان است.
زكریا گفت چگونه مرا فرزندى خواهد شد با اینكه عمرم به نهایت رسیده و همچنین عمر همسرم، علاوه بر این كه او در جوانى هم نازا بود خداوند هر چه را اراده كند انجام دهد.
عرضه داشت پروردگارا براى من نشانه قرار ده، گفت: نشانه تو آنست كه سه روز جز با اشاره با مردمان سخن نگوئى(32) و بسیار به یاد خدا باش و شامگاه و بامداد به تسبیح او بپردازد.»
دعاى مخلصانه مستجاب است
آن دم كه آدمى زنگار خویش را به آب دیده بسفت، جلاء و شفافیت درون سبب معراج معنوى است. این گونه قصص پند و اندرزى است براى مردم كه لختى به خود آیند و با خداى خویش آشتى كنند.
و در جاى دیگر مىفرماید:
«فَاِذا قَضَیْتُمْ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللّه قیاما وَ قُعُودا و عَلى جُنُوبكُمْ»(35)
«آنگاه كه از نماز فراغت یافتید، ایستاده، نشسته و بر پهلو (و در هر حال كه توانید) خدا را یاد كنید.»
حضرت رسول اكرم صلىاللهعلیهوآلهوسلم خطاب به اصحاب خود فرمودند: «آیا شما را آگاه نكنم به بهترین و پاكترین اعمالتان در پیشگاه پروردگارتان، و پر ارجترین آنها از نظر درجه و منزلت، و چیزى كه از درهم و دینار و از مقابله با دشمنان و كشتن و كشته شدن برایتان بهتر باشد، گفتند: آرى اى رسول خدا. فرمود: آن، بسیار به یاد خداوند متعال بودن است».(38
و حضرت مریم علیهاالسلام هم در این زمینه توسل و تمسّك دیرینه داشت.
سوره آل عمران آیه 42
وَ اِذ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّهَ اصْطَفیكِ وَ طَهَّركِ وَ اصْطَفَیكِ عَلى نِساءِ الْعالَمینَ «و به یاد آر زمانى را كه ملائكه گفتند: اى مریم! بدان كه خدا تو را انتخاب و از میان همه زنان عالم برگزید.»
خداوند به حضرت مریم علیهاالسلام و ذریهاش مصونیت از وساوس شیاطین و معصومیت به خاطر اعمالش عنایت فرمود كه نوعى طهارت است.
اصطفاء مریم علیهاالسلام و تطهیر او از پلیدى نمایانگر اجابت دعاى مادر است، فرشتگان مژده دادند كه:
خدا مریم را بر زنان عالم برگزید و او را لایق مادرىِ عیسى علیهالسلام دانست و همچنین مریم علیهاالسلام و فرزندش را آیتى بر عالمیان قرار داد.
پس یك زن غیر نبى به خاطر كمالات معنوى به جایگاهى مىرسد كه فرشتگان با او سخن مىگویند.
فَاَرْسَلْنا اِلَیْها روُحَنا فَتَمثّل لَها بَشَرا سَویاً(40)
«ما روح خود را (روح القدس) به سوى او فرستادیـم پس بـه شكل بشـرى كامـل بـر او نمایان شد»
جایگاه رفیع و منیع او، سبب نزول ملائكه (روح یا فرشته امین) براى نوید مائده مادى و معنوى است. عصمت این بانوى مخدره به جهت مقام و منزلت او در تقوا و عفت است. بنابراین عصمت، فعل اختیارى است كه مختص انبیاء نیست. معجزه و آیتى بزرگ از دامن یك زن عفیف و مطهر تلألؤ مىیابد كه بر عالمیان و آدمیان حجت است.
وَالَّتی اَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها و ابْنَها آیَة لِلْعالَمینَ(41)
«و یاد كن مریم را كه دامان خود را پاك نگه داشـت و مـا در او از روح خـود بدمیدیـم و او را بـا فرزندش معجزه و آیت بزرگ براى اهل عالم قرار دادیم.»
«اى مریم! براى پروردگارت عبادت و سجده كن و با سایر ركوعكنندگان ركوع كن».
ـ تواضع در عبادت:
مریم علیهاالسلام وقتى مقبولیت نزد خدا را كسب كرد، فروتنى و عبودیتش فقط به خاطر او بود و به فراست دریافت كه خداوند را به جهت این كه شایسته پرستیدن است باید پرستید.
هیچ كسى از آثار تربیتى عبادت در زندگى خویش بىنیاز نیست.
مؤمنین در سختترین شرایط و شداید دهر باید به خداوند توكل و توسل جویند و مؤثرترین روزنه استمداد، نماز است.
و نماز ارتباط ناگسستنى مخلوق با خالق و وارستگى از همه و وابستگى به اوست، پس گسستن و هجران از خدا، افزونى غم و دیوانگى دل است.
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدوُنَ(44)
«جن و انس را فقط براى اینكه مرا بپرستند، آفریدم.» بالاترین مرحله عبادت معرفت مقام حق است و کرنش در برابر عظمت او.
امام عارفان و عابدان، مولاى متقیان حضرت امیرمؤمنان على علیهالسلام در نهجالبلاغه مىفرمایند: «(پروردگارا) من تو را از ترس آتشت و به امید بهشت عبادت نمىكنم، بلكه بدان جهت عبادت مىكنم كه تو را شایسته و سزاوار عبادت یافتم.»
و همچنین از آن حضرت است كه فرمود:
«عدهاى خدا را براى نیل به ثواب او عبادت مىكنند، این عبادت تاجران است و دستهاى از روى ترس، این عبادت غلامان است و جمعى از روى شكر، این عبادت آزادگان است» به طور قطع عبادت حضرت مریم علیهاالسلام «وَ رضْوانٌ مِنَ اللّهِ اَكْبَرُ»(45) (خشنودى خدا از همه آنها برتر و بالاتر) بوده است.
بنابراین جزاى انسان تجسم اعمال اوست.
«هَلْ تُجْزَوْنَ اِلاّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلوُنَ»(46)
«آیا پاداش شما جز آن است كه خود انجام دادهاید؟!»
همه این اعمال و افعال بیانگر آن است كه انسانها جملگى دنبال یك حقیقتند و آن حقیقت، خداست.
«ابن عباس رحمهالله یكى از مفسران بزرگ صدر اسلام مىگوید: هنگامى كه (مریم علیهاالسلام ) نه ساله شد روزها را روزه مىگرفت و شبها را به عبادت مىپرداخت و آن چنان در پرهیزكارى و معرفت و شناسائى پروردگار پیش رفت كه از احبار و دانشمندان پارساى آن زمان پیشى گرفت.»(48 )
سوره آل عمران آیه 44
ذلِكَ مِن اَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ اِلَیْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَیْهِمْ اِذْ یُلْقُونَ اَقْلامَهُمْ اَیُّهُمْ یَكْفُلُ مَرْیَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَیْهمْ اِذْ یَخْتَصِمُونَ.
«این از خبرهاى غیب است كه ما آن را به تو وحى مىكنیم و تو نزد ایشان نبودى هنگامى كه قرعههاى خود را مىانداختند كه كدامیك سرپرست مریم شوند و تو نزد ایشان نبودى آن زمان كه بگو مگو مىكردند.»
در داستان حضرت مریم علیهاالسلام مىیابیم كه بزرگان بنىاسرائیل براى سرپرستى یك دختر مقدس و پاكنژاد چگونه با هم به نزاع برخاسته بودند، پس بندگى و تقوا سبب بزرگى است نه بردگى و بندهپرورى.
حضرت مریم علیهاالسلام خدا محور بود نه خود محور.
(سوره آل عمران آیه 45
اِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّه یُبَشِرُكِ بكَلَمِةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهاً فی الدُّنیا و الآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ.
«زمانى كه فرشتگان گفتند: اى مریم خداى تعالى بشارتت مىدهد به كلمهاى از خودش كه نامش مسیح عیسىبن مریم است و آبرومند در دنیا و آخرت، و از مقربین است.»
ـ مژده مسیحا علیهالسلام
نعمت فرزند از كسى پوشیده نیست، آن هم فرزندى كه یكى از پیامبران اولواالعزم خواهد شد.
فرشتگان، حامل وحى از ناحیه خداوند به سوى یك زن پاكیزه و مطهرند.
زنى كه در تقوا و دیندارى، نجابت و پاكدامنى سرآمد زنان است و در عبودیت، تسلیم بىقید و شرط خالق است كه یكى از شروط بندگى است.
خداوند حضرت مریم علیهاالسلام و فرزندش را معجـزه جاوید و آیت بزرگ براى عالمیان قرار داد و حضرت مسیح علیهالسلام از مقربین درگاه حق تعالى است.
آیات شریفه دیگرى نیز بدین مضمون در قرآن كریم آمده است.(50)
ـ حقیقت قرب خدا:
هستى درجات و مراتبى دارد نازلترین آن عالم ناسوت و عالىترین درجه آن عالم لاهوت است. انسان هر چه براى تحصیل فضایل الهى و ملكوتى در عالم هستى بالا رود، به همان اندازه به ساحت قدس حضرت حق (جل جلاله) نزدیكتر و مقربتر مىگردد.
ـ ذكر، مؤثرترین وسیله قرب به خدا:
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فی نَفْسِكَ تَضَرُّعا و خیفَهً وَ دونَ الْجَهْر مِنَ الْقولِ بالْغُدُوِّ وَ الآصالِ و لاتَكُنْ مِنَ الْغافلینَ. اِنَّ الْذینَ عِندَ ربِّكَ لایَسْتَكْبرونَ عَنْ عِبادتِهِ و یُسَبِّحُونَهُ وَ لَهُ یَسْجُدونَ.(52 )
«پروردگار خویش را به تضرّع و بیم و با صداى کم در بامدادان و شامگاهان یاد كن و از غفلتزدگان مباش، زیرا كسانى كه نزد پروردگار تواند از بندگى وى سرپیچى نكنند و تسبیح او گویند و سجده او نمایند.»
ـ معانى عیسى مسیح علیهالسلام :
كلمه «مسیح» عربى و كلمه «مشیحا» عبرى است، رسم بنىاسرائیل چنین بوده كه هر پادشاهى تاجگذارى مىكرد، از جمله مراسم تاجگذارى این بوده كه كاهنان او را با روغن مقدس مسح مىكردند تا سلطنتش مبارك شود و بدین مناسبت پادشاه را مسیحا مىگفتند، كه یا به معناى خود شاه است و یا به معناى مبارك است.
و اما كلمه «عیسى» در اصل «یشوع» بوده كه هم به معناى مخلص تفسیر شده و هم به معناى منجى و در بعضى اخبار به كلمه «یَعیشُ = زنده مىماند» تفسیر شده و این با نامى كه براى فرزند زكریا نهاده یعنى «یحیى= زنده مىماند» مناسبتر است، زیرا بین این دو پیامبر از هر جهتى شباهت برقرار بوده است.
بنابراین «مشهور است كه عیسى علیهالسلام در شهر ناصر، واقع در فلسطین كه امروزه هم به زادگاه حضرت عیسى علیهالسلام معروف است به دنیا آمد و او را عیساى ناصرى مىگفتند و به همین علت پیروانش را نصرانى مىخوانند.»(54)
.............................
پى نوشتها:
1 ـ قانتات: افراد مطیع فرمان خدا.
9 ـ فلسفه تعلیم و تربیت، همان منبع.
27 ـ منزلت زن، ص 273، گزیدهاى از مقالات و سخنرانىهاى سمینار احیاء شخصیت زن، حوزه علمیه قم.
29 ـ ملك/1.
33 ـ معنى دعا: دعا یعنى صدا زدن و مدد خواستن در حل مشكلات از خالق خود. آیات قرآن كریم راجع به دعا كردن:
«اى پیامبر نباید آنان را كه هر صبحگاه و شبانگاه خدا را مىخوانند از پیش خود برانى» (انعام/52 )
نبى مكرم اسلام حضرت محمدبن عبداللّه صلىاللهعلیهوآله وسلم فرمود: «دعا حربه مؤمن است براى دفع دشمنان و عمود دین است كه به آن، دین مؤمن برپا است و نور آسمان و زمین است» (بحارالانوار، ج 93، ص 288 )
34 ـ احزاب/41.
35 ـ نساء/103.
36ـ بحارالانوار، 42/203.
38 ـ بحارالانوار، 93/157
40 ـ مریم/17.
41 ـ انبیاء/91.
42 ـ مثنوى معنوى، دفتر سوم، ص 3770.
44 ـ ذاریات/56.
45 ـ توبه/72.
46 ـ نمل/90.
50 ـ «قالَ اِنَّما اَنَا رَسوُلُ ربك لأهب لك غلاما زكیا» (مریم/19 )
«گفت من فرستاده پروردگار توام، كه ترا پسر پاك و ستوده ببخشم»
«و كلمته القیها الى مریم و روح منه» (نساء/71 ).
«مسیح فرستاده خدا و كلمهاى است كه خدا آن را ه مریم القا كرد و روحى است از او»
«لن یستنكف المسیح ان یكون عبدا للّه و لا الملائكه المقربون» (نساء/172 )
«عیسى (مسیح) و ملائكه مقربین از اینكه بندگى خدا كنند استنكاف نخواهند ورزید».
52 ـ اعراف/206 و 205.
53 ـ مریم/31.
54 ـ زن در قرآن ص 82، على دوانى، دفتر انتشارات اسلامى.