محقق : دکتر صادق یادگاری
شیعه نیوز | "وهابیت و مسئله خلافت و امامت در اسلام"
مقدمه:
وهابیت که یک مسلک ساختگی است، معتقد است که خلافت و جانشینی پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله توسط شورا یا نصب توسط صحابه و مهاجرین نزدیک به پیامبر و یا با زور و غصب و کودتا تعیین می شود و تمام جریان غدیر خم و آیات و حوادث تاریخی آن منکر می شود ، و اعتقاد به جبر تاریخ دارد !.
اما مکتب امامیه و شیعه که پیروان علی بن ابی طالب علیهما السلام هستند معتقد است که امامت یک منصب الهی است و امام بر حق با نصب خداوند از طریق پیامبرصلی الله علیه و آله تعیین می گردد و باید معصوم از گناه و نقص باشد.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هر حرف یا عملی انجام می دهد از هوای نفس نیست بلکه از طریق وحی الهی است. امام معصوم علم لدُنی و الهی و علم غیب دارد به این معنی که این علم غیب از سوی خداوند به آنان داده می شود .
اینک به بررسی برخی از شبهات پیرامون مسئله امامت و خلافت پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله
می پردازیم:
سوال :
وهابیان و غیر آنها می گویند : " ابوبکر خلیفه اول پس از پیامبر اسلام بوده است و شورای سقیفه او را انتخاب کرده اند ، شما شیعیان چرا خلیفه ی اول را علی بن ابی طالب علیهما السلام می دانید؟
پاسخ : ابتدا مروری بر جریان غدیر خم در سال دهم هجری می نمائیم .
پس از بازگشت از حجة الوداع یا آخرین حج پیامبر خدا صلی الله علیه و آله حدود 120 هزار نفر در بازگشت با ایشان بودند .در حدود جُحفه (در64 کیلو متری مکه) پیک وحی بر پیامبر نازل شد و دستور توقف داد .
( يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنْ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين)
(ای پیامبر آنچه را که از پروردگارت بر تو فرود آمد به مردم برسان و اگر نرسانی رسالت خدا را به جای نیاورده ای ).
به اعتراف اغلب محدثین و مفسرین اهل سنت این آیه روز 18 ذی الحجه سال 10 هجری برای نصب
امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام به جانشینی رسول الله صلی الله علیه و آله در غدیر خم نازل شده است .
سپس رسول الله صلی الله علیه و آله خطبه ی مفصلی ایراد نمودند که به خطبه غدیر معروف شد
در خطبه ی غدیر مسائل زیادی مطرح شده که از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
“ من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار می گذارم، وزنه برتر و بزرگتر کتاب خدا (قرآن) است به آن چنگ زنید تا گمراه نشوید، وزنه کوچکتر عترت و اهل بیت من است، ای مردم بر کتاب خدا و عترت من سبقت نگیرید و عقب نمانید . سپس دست علی علیه السلام را گرفته بالا برده و فرمود:"خداوند مولا و سرپرست من است و هر که را من مولای اویم این علی مولا و رهبر اوست ".و این جمله را سه بار تکرار کردند .
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند : "پروردگارا دوست بدار هر آنکس که علی علیه السلام را دوست و مولایش بشناسد و دشمن بدار هر آن کس که علی علیه السلام را دشمن بدارد، خدایا یاران علی را یاری کن و دشمن او را خوار کن .
جبرئیل خبر داد که خداوند امروز آئین خود را تکمیل نمود .
پس از پایان خطبه ابوبکر و عمربن الخطاب آمدند و به حضرت علی ‘گفتند : (بخٍ بخٍ و هنیئا لک) و تهنیت و تبریک گفتند .
معانی مولی :
برخی از وهابیان تلاش مذبوحانه دارند که مولارا دوست و محب معرفی کنند ولی دوستی احتیاج به تهنیت و تبریک این همه جمعیت و بیعت با حضرت علی علیه السلام به مدت چند روز ندارد ؛ در آیاتی که از سوی حضرت حق نازل شد، مولایعنی اولی و والاتر و برتر بر سایرین و سرپرست و رهبر معنی شده است .
درجلد 2 کتاب الغدیر تألیف علامه امینی (الجزءالاول) می نویسد: "معانی زیادی برای کلمه ی مولا گفته اند ولی بیشترین و بهترین معنای آن در این خطابه غدیر ، اولی بودن و برتر بودن و سلطه ی علمی و معنوی و داشتن قدرت برتر بر سایرین است. آنجا که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: "آیا من نسبت به خودتان و نفستان اولی و برتر نیستم؟ " همگی در غدیر خُم گفتند: آری، سپس فرمودند : "فمن کنتُ مولاه فعلیٌ مولاه" پس هرکس من مولا و سرپرست اویم علی بن ابی طالب علیهما السلام مولا ورهبر اوست....
آنان که کلمه ی (ولیّ) را دوست وصاحب و آقا و یاری کننده و مالک و شریک و امثال آن تعبیر کرده اند کاملاً به خطا رفته اند و خداوند برای این معانی چند شبانه روز این تعداد انسانها را در بیابان معطل نمی کند تا بیعت بگیرند ؛ و لذا معنای اصیل و حقیقی مورد نظر خداوند متعال همانطور که فرموده : (بل الله مولاکم) (واَنّ الله مولی الذین آمنوا) مولی یعنی : (الاولی بالشئ) یعنی همانگونه که خدا و رسول بر همه خلق برتری و سرپرستی و رهبری دارند علی بن ابی طالب علیهما السلام مولا بر همگان و از هر نظر اولویت و برتری علمی و عقلی و مدیریتی دارد .
شبهه:
وهابیت معتقد است خلفای سه گانه پس از رسول خدا بر حق اند، آیا شما شیعیان اشکالی در شخصیت خلفای سه گانه پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله می بینید که از آنان تبعیت نمی کنید ؟
نگاهی به جریان خلافت ابوبکر پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله :
ابوبکر پس از کودتای سقیفه و منصوب شدن توسط چند نفر به خلافت و غصب خلافت بر حق امام علی علیه السلام بارها گفت :"به خدا قسم من بهترین شما نیستم و همانا از مقامم کراهت دارم ، آیا شما گمان کردید من بر سنت رسول الله صلی الله علیه و آله عمل کرده ام ؟ هرگز نه ! پیامبر خدا با وحی الهی عمل می کرد و معصوم بود و من شیطانی دارم که مرا وسوسه می کند ، پس اگر خشمگین شدم از من دوری کنید !"
اما جالب است بدانید که او هرگز استعفا نکرد و فقط اعتراف کرد.عمر بن الخطاب در باره ی ابوبکر کلامی دارد ، او می گوید: "بیعت مردم با ابوبکر یک قضیه بی ریشه دوران جاهلیت بود ، امید است خداوند مسلمین را از شر او و این جریان حفظ کند، هر کس پس از این اینگونه رفتار کند او را بکشید !!!" .
خوانندگان آگاه از کلام این دو خلیفه با استناد به کتب اهل تسنن به خوبی نتیجه می گیرند که خلافت هر دو خطا و غاصبانه بوده است و 25 سال حق الهی علی بن ابی طالب علیهما السلام را غصب کردند.
انتصاب ابوبکر به خلافت توسط چند نفر صحابه پس از وفات پیامبر و قبل از دفن ایشان بود! .
برخی از ضعف های خلیفه دوم را ازکتب اهل سنت مرور می کنیم :
1- گفتار توهین آمیز عمر بن الخطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله در بستر بیماری پیش ازوفات :
رسول الله صلی الله علیه و آله اواخر عمر شریف ، در بستر بیماری آرمیده بودند و عده ای از اصحاب اطراف حضرت بودند ، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: " دوات و کاغذ و قلم بیاورید تا برایتان چیزی بنویسم که پس از من گمراه نشوید ، عمربن الخطاب در میان آن جمع حاضر بود و با جسارت گفت :"این مرد را رها کنید ، او هذیان! می گوید، کتاب خدا ما را کفایت می کند ".
در حالیکه خداوند متعال در قرآن عظیم می فرماید:
(وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحَى
هرگز رسول اکرم صلی الله علیه و آله به هوای نفس سخن نمی گوید ، سخن او نیست مگر وحی که از سوی خدای باری تعا لی بر او نازل می شود.؛ خلیفه دوم اهل تسنن بایک جمله: (کتاب خدا مارا بس است ) تمام زحمات پیامبر را نادیده گرفت و منکر شد و خودش را مجتهد معرفی کرد و البته کتاب خدا را هم تفسیر به رأی کرد!.
خوانندگان باتقوا آگاهند که این کلام خلیفه دوم از گستاخی او نسبت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است و او نباید بر پیامبر پیشی بگیرد او بعدها برای مشروع جلوه دادن خلافت غصبی ابوبکر مدعی می شود که پیامبر در روزهای آخر حیاتش به ابوبکر فرموده اند که با مردم نماز بخواند ! .
یعنی می خواهد بگوید که ابوبکر خلیفه ی بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله است! در حالی که کتب سران خودشان این حدیث جعلی را رد کرده اند .
تناقض را بنگرید ،از یک سو پیامبر نعوذ بالله هذیان گو می شود ، از سوبی دیگر در حالت بیماری شدید ابوبکر را جانشین خود قرار می دهد !.
2-عمر بن الخطاب دو متعه ای که رسول الله صلی الله علیه و آله واجب کرده بودند تحریم کرد، یکی متعه حج و یکی متعه ی ازدواج موقت.، عمر بن الخطاب گفت: "دو متعه (لذت حلال) در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله حلال بود و من آنها را نهی می کنم "
به علت عدم درک فلسفه ی متعه ، خلیفه ی دوم آن را با فحشا برابر دانست و از آن زمان که او این حکم و بدعت را صادر کرد فساد و فحشا روز افزون شد .
در مورد هردو متعه در قرآن آیات مثبت و مورد تایید خداوند موجود است و مشخص است که متعه یا ازدواج موقت شرعی و همانند ازدواج دائم با کمی فرق است و مطابق با احکام الهی است و با فساد و فحشا و هرزه گری و بی بندو باری تفاوت دارد.
از جمله بدعت های دیگری که خلیفه دوم بر خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه و آله وضع نمود و انجام داد عبارتنداز:
1- دست بسته در نمازایستادن 2- حذف کردن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز 3-مسح روی جوراب کشیدن و یا شستن پاها ، در حالی که در قرآن می فرماید:
(فامسحوا بروء سکم و ارجلکم ) سر و پاها را مسح کنید .(تفسیر عیاشی ج2 ص95) 4-گریه کردن بر مردگان را حرام کرد . 5-ارث زنان را محدود کرد . 6-حذف (حیّ علی خیر العمل)از اذان . 7- نافله مستحبی رمضان را دستور داد به جماعت بخوانند(نماز تراویح). 8- متعه و ازدواج موقت را ممنوع کرد. 9-عدم اطاعت از رسول الله صلی الله علیه و آله در تغییر جهت قبله . 10-نافرمانی از پیوستن به سپاه اُسامه در اواخر عمر رسول خدا . 11-نافرمانی از پیروی رسول خدا در صلح حدیبیه که از جانب وحی به رسول خدا نازل شده بود.
12- بدعت (حسبناکتاب الله) قرآن برای ما کافی است. 13-بدعت قیاس یعنی هرچه از کتاب خدا درک نمی کنی قیاس و با مقایسه حکم کن .
نافرمانی برخی صحابه رسول خدا در صلح حدیبیه:
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد: پس از صلح حدیبیه که رسول خدا صلی الله علیه و آله به فرمان خدا مصلحت دانست صلح کند ، برخی صحابه و عمر بن الخطاب عصبانی شدند و رسول خدا صلی الله علیه و آله را سرزنش کردند که چرا صلح می کنی، ما می جنگیم ! ، حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر می خواهید بروید بجنگید .
آنها حمله کردند و قریش که آمادگی کامل داشتند حملات آنها را رد کرده و شکست خوردند و پا به فرار گذاشتند رسول خدا شمشیر را به علی ابن ابی طالب علیهما السلام دادندو فرمودند برو و جلوی قریش را بگیر، همین که قریش علی علیه السلام را در مقابل خود دیدند برگشتندو عذر خواهی کردند!.
رسول خدا به اصحاب فراری فرمودند :"شما همان کسانی هستید که درجنگ احد فرار کردید و مرا تنها گذاردید و رسول خدا صلی الله علیه و آله عمر بن الخطاب را سرزنش نمودند .
نگاهی به جریان خلافت عمربن الخطاب :
ابوبکر هنگام مرگ، عثمان را طلبید و به او گفت وصیت مرا بنویس : " این وصیت ابوبکر بن ابی قحافه است به مسلمانان (ابوبکر که در آن وقت بسیار مریض بود از هوش رفت و عثمان بقیه وصیت را خودش
نوشت )!:" من عمر بن الخطاب را به جانشینی خود برگزیدم ..." سپس ابوبکر به هوش آمد و فهمید که عثمان بقیه وصیتش را نوشته و تکبیر گفت!و نوشته را امضا کرد .مهاجران و انصار پس از اینکه فهمیدند ابوبکر عمر بن الخطاب را به جانشینی خودش منصوب کرده اعتراض کردند، ابوبکر گفت :"اگر خداوند پس از مرگم بپرسد چرا عمر بن الخطاب را به جانشینی قرار دادی به خدا می گویم: "کسی را نصب کردم که از همه بهتر بود !" .
پس می بینیم بر خلاف سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و جریان غدیر خُم،سه خلیفه با آراء شخصی و گروهی خود افراد پس از خود را حتی بدون آراء مردم یا نظر خدا یا رسول خدا نصب کردند؛ در حالی که حضرت علی علیه السلام هم از جانب خدا در جریان غدیر خم و هم از جانب رسول الله صلی الله علیه و آله به امامت و جانشینی پیامبر انتخاب شد ه بود و هم پس از ظلم های عثمان ، مردم بطور طبیعی خواستار خلافت او شدند .
مروری برنحوه خلافت خلیفه سوم عثمان بن عفان:
عمر بن الخطاب پیش از مرگش بطور مخفیانه عثمان را به جانشینی خود منصوب کرده بود اما به ظاهر شش نفر را در خانه ای با نظارت عبدالله بن عمر جمع کردتا مشورت کنند و یکی را پس از خود به خلافت انتخاب کنند.؛ حقیقت انتصاب عثمان توسط عمر بن الخطاب به قرار زیر است:
حافظ خیثمه بن سلیمان طرابلسی در کتاب فضائل الصحابه به نقل از متقی هندی از حذیفه روایت کرده که زمانی که عمر بن الخطاب در مدینه بود از او پرسیدند خلیفه پس از تو کیست؟
گفت: عثمان بن عفان (همان کسی که خلافت راپس از ابوبکر به من منتقل کرد !)
پس برطبق گواهی علمای اهل سنت عثمان مخفیانه قبلاً توسط عمر بن الخطاب به خلافت تعیین شده بود ولی برای ظاهر سازی و مشورت و شوری چند نفر را جمع کرده و به مأمورینش دستور داد اگر بر خلاف رأیش کسی انتخاب شد او را بکشند !
دیدگاه عایشه نسبت به عثمان :
عایشه عثمان را به نعثل یهودی تشبیه کرد و گفت:"اقتلوا نعثلاً فقد کفر " این نعثل (ریش دراز) یهودی را بکشید که کافر شده است !.اما پس ازمدتی که مردم و صحابه علی بن ابی طالب علیهما السلام را با اکثریت آراء خود به جانشینی انتخاب کردند عایشه با کمک معاویه قتل عثمان را به علی علیه السلام نسبت داد و افترا بست و به عنوان خونخواهی عثمان جنگ جمل را با کمک طلحه و زبیر به راه انداخت!.. او به مکه برگشت و در کنار کعبه سخنرانی کرد و گفت: عثمان مظلومانه کشته شده و من خونخواه او خواهم بود و انتقام خون او را می گیرم ! .
شبهه:
چرا شما شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام را افضل و برتر از خلفای دیگر پس از رسول الله صلی الله علیه و آله می دانید در حالیکه برخی از صحابه او را لعن می کردند؟!
پاسخ: ذیلاً به یک سری روایات از طریق اهل سنت در فضائل امام علی علیه السلام توجه کنید تا حقیقت روشن گردد :
1- به اتفاق جمیع علمای اهل سنت به استثنای برخی خوارج و ناصبی های ضد شیعه علی علیه السلام پس از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ،َ اعلم و اَفقه و برتر در جمیع علوم و فضائل اخلاقی بوده و حتی ابوبکر و عمر هم به برتری در قضاوت و علم علی بن ابی طالب علیهما السلام اقرار کرده اند.
احمد بن حنبل در مسندش و ابو المؤید بن احمد خوارزمی از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله در مناقب آورده اند: " علی علیه السلام اعلم و افضل و در قضاوت قوی تر از هر نظر نسبت به سایرین است و هرکس حق او را غصب کند و حق او را ندهد حق من و حق خدا را غصب کرده و دست رد به خدا زده و مشرک شده است
2- نسب و نژاد علی بن ابی طالب علیهما السلام :
علی علیه السلام پاک ترین نسب و نزدیک ترین شرافت و نسب به پیامبر اسلام است.، احمد بن حنبل هنگام شمارش فضائل صحابه از ابی بکر و عمر و عثمان نام می برد، پسرش عبدالله بن حنبل ازپدر می پرسد پس علی بن ابی طالب علیهما السلام چه می شود؟ احمد بن حنبل می گوید: (هو من اهل البیت.....)او از اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله است و با صحابه مقایسه نمی شود !.
3- به روایت زیر توجه کنید:
ابن عساکر می نویسد :ابوالقاسم بن السمرقندی به اسنادش از ابو زبیرازجابر بن عبدالله انصاری از رسول الله صلی الله علیه و آله در باره علی بن ابی طالب علیهما السلام فرمودند:
"یا علی به من نزدیک شو و دستت را در دستم قرار بده و فرمود:من وتو از یک شجره و درخت پاک هستیم ، من ریشه ی آن درخت و تو ساقه ی آن هستی ،حسن و حسین علیهما السلام شاخه های درخت طیبه و پاک هستند ، هر کس به شاخه ای از این درخت پاک چنگ زند خداوند او را به بهشت وارد کند ؛ و در روایتی دیگر اضافه شده :" چنانچه امت من آنقدر روزه بگیرند تا هلاک شوند، و نماز بخوانند تا از پای بیفتند ولی بغض تو علی بن ابی طالب علیهما السلام را در دل داشته باشند، خداوند آنان را با صورت در آتش می افکند !".
4- حدیث" اهل بیت من از هر گناه و پلیدی به دورند"(طهارت وعصمت):
یعقوب بن سفیان الفسوی (قرن 3) می گوید: حدیث کرد ما را یحیی بن عبدالحمید و....قیس...والأعمش از عبایة بن ربعی الاسدی از ابن عباس: از رسول خدا صلی الله علیه و آله :
(انّ اکرمکم عند الله اتقیکم) من با تقواترین هستم؛ در آیه (انّمایریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا)من و اهل بیتم از هر پلیدی و گناه پاکیزه و مطهریم ."مفهوم آن این است که علی بن ابی طالب علیهما السلام از اهل بیت من است و او از هر نظر پاک و مطهر است .
5- از عبدالرزاق از ابی اسحاق از رسول الله صلی الله علیه و آله :"علی بن ابی طالب علیهما السلام اولین کسی است که اسلام آورده ، و عالم ترین آنها است.
و لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام علی علیهما السلام را پس از خود برترین و شایسته ترین فرد برای جانشینی و ادامه راه خود دانسته اند .
6- ابن کثیر می نویسد: از ابی بکر و عمر و عثمان و عائشه و ابی ذر و جابر منقول است که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: " نگاه به صورت علی عبادت است "و عائشه گفته است :" ذکر علی عبادت است".
7- رسول الله صلی الله علیه و آله بارها فرمودند: " علی عالم ترین مردم است" ابوحاتم الرازی درکتاب الجرح والتعدیل می نویسد:"خبر داد عبد الرحمن به اسنادش تا وهب بن عبدالله ابن ابی از ابن الطفیل گفت: دیدم علی بن ابی طالب علیهما السلام خطاب می کند ومی گوید:"سلونی قبل ان تفقدونی " ، بپرسید (از هرچه می خواهید) از من از آینده تا روز قیامت و از هر چیز ازقرآن ."
آیا خوانندگان عزیز در کل تاریخ جهان فرد دیگری را می شناسند که با این قدرت و اعتماد به نفس بگوید:من از همه عالم ترم و هرکس هر سؤالی از آسمان ها و زمین و از غیب دارد من پاسخگویم؟!.
نتیجه این می شود که خلفای دیگر خلیفه های صوری و غصبی بوده اند.و همه می دانند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بودند:" انا مدینة العلم و علی بابها" یا به قولی :" که من شهر علمم علیّم در است"
علی علیه السلام درب مدینه ی علم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و در تمام علوم ظاهری و غیبی پس از نبی اکرم صلی الله علیه و آله از همگان والاتر است.
معاویه که از بنی امیه بود دستور داد سال ها علی بن ابی طالب علیهما السلام مظلوم را سب کرده و ناسزا گویند و الاّ سایر خلفا به منزلت و عظمت امام علی ع اقرار داشتند.
سؤال :
چه کسانی در واقعه غدیر خم به علی بن ابی طالب علیهما السلام بخٍ بخٍ (آفرین) و تبریک گفتند؟!:
جوزجانی می گوید: خبر داد ابو الفتح بن علی به اسنادش تا ابن شوذب و شهربن حوشب از ابی هریره از رسول الله صلی الله علیه و آله : "هرکس روز هجدهم ذی الحجه را روزه بگیرد ثواب شصت سال دارد و آن روز غدیرخم است، روزی که پیامبر دست علی بن ابی طالب علیهما السلام را بالابرد و فرمود: " آیامن بر همه ی شما اولی و سرپرست هستم؟ همه پاسخ دادند بلی و سپس فرمود:"من کنت مولاه فعلیٌ مولاه "
عمر بن الخطاب نزد امام علی علیه السلام آمد و گفت: بخٍ بخٍ لک (تبریک و به به شما) مولای من و مولاو رهبر تمام مسلمین شدی !" . البته بعدا خیانت کردند و حق مسلم امام علی علیه السلام را غصب کردند.
حدیث (علی وصیّی و وارثی)علی علیه السلام وصی و وارث من است چیست؟
خطیب بغدادی می گوید: خبر داد عبیدالله بن محمد .......النجار به اسنادش تا عکرمه از ابن عباس از رسول الله صلی الله علیه و آله در حدیث طولانی :"این علی بن ابی طالب علیهما السلام ،وصّی رسول رب العالمین و امام متقین است " .
حدیث: حاکم در کتاب مستدرک می گوید: خبر داد ابو احمد محمد بن محمد الشیبانی به اسنادش تا.معاویه بن ثعلبه از ابوذر از رسول الله صلی الله علیه و آله : ( هرکس از من اطاعت کند، به درستی که از خدا اطاعت کرده و هر کس از علی علیه السلام اطاعت کند، از من اطاعت و پیروی کرده است " .
این حدیث مقام عصمت و آقائی و سروری علی بن ابی طالب علیهما السلام را اثبات می کند .
شبهه:
چرا علی بن ابی طالب علیهما السلام در حمله مخالفین به خانه ایشان و مضروب شدن حضرت زهرا علیها السلام سکوت اختیار کرد، آیا سکوت او علامت رضایت به خلافت ابوبکر بود؟ چراانتقام نگرفت؟ .
پاسخ: اولا امام علی علیه السلام هنگام دستور حمله و آتش زدن و تجاوز به حریم منزل و وارد شدن متجاوزین به خانه وی ابتدا ساکت ننشسته و بر عکس عمربن الخطاب را به زمین زده و چند ضربه به گلوی او کوبیدند اما ناگهان به یاد وصایای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله افتادند که فرموده بودند یا علی حقّت را
غصب می کنند و برای گرفتن بیعت اجباری به خانه و همسرت یورش می برند ، در آن زمان صبر پیشه کن تا اسلام باقی بماند.
علل سکوت حضرت علی علیه السلام به دلایل زیر بود:
1-نداشتن یاور کافی ، فرمود: (درکار خویش اندیشه کردم دیدم یاوری جز اهل بیتم ندارم ، چشمی که خاشاک درآن رفته بود بر هم نهادم، ودرحالی که گویی استخوان راه گلویم را گرفته بود، بر مصائب تلخ صبر ورزیدم ) .
2-حفظ وحدت مسلمین و ارکان اسلام : فرمودند: ( قسم به خدا اگر ترس از اختلاف مسلمانان و بازگشت کفر و نابودی دین نبود، راه دیگری را می رفتم ).
3- جلو گیری از خونریزی و اختلاف مسلمین :
کمک های امام علی علیه السلام در زمان خلفای 3گانه عمدتاً کمک های علمی و قضاوتی و احکام الهی و برای حفظ آبروی اسلام و یاری ضعیفان و محرومین بود.
نتیجه گیری از مبحث جانشینی رسول الله صلی الله علیه و آله و مسئله خلافت و شبهات امامت :
نتیجه این که وهابیت در بسیاری از عقایدشان حتی نسبت به آراء سلف خود و خلیفه ها که مورد قبول آن هاست صداقت نداشته و همان گونه که دیدیم آنها هم در مسئله نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و هم در خلافت و امامت که حق علی بن ابی طالب علیهما السلام است که در منابع سلف خودشان نیز موجود است، خلف صالحی نیستند و تنها به دنبال منافع دنیوی خود و در جهت مزدوری بیگانگان گام بر می دارند.