۱

گزارشی از نفوذ سلفیان در قزاقستان

سلفی گری در سال های بعد از استقلال بین مسلمانان قزاقستان رایج شد و به سرعت در این کشور رشد پیدا کرد.
کد خبر: ۲۳۱۲۹۰
۱۶:۰۴ - ۰۷ تير ۱۳۹۹

به گزارش «شیعه نیوز»، سلفی گری در اوایل دهه 1990 در قزاقستان ظاهر شد و عمدتاً در مناطق غربی این کشور رواج دارد. از آن زمان، هم روحانیون رسمی و هم مقامات سکولار قزاقستان با روش های مختلف با ترویج ایده های سلفی مبارزه می کنند. تعداد سلفی ها در قزاقستان به طور دقیق مشخص نیست؛ مقامات رسمی از وجود حدود 15 هزار طرفدار این جریان خبر می دهند. پیروان این جریان را غالباً «وهابیان» می نامند، گرچه سلفی ها خود را اینگونه نمی نامند.

تعریف سلفی:

اسلام رایج ترین دین در قزاقستان است. مسلمانان حدوداً 70 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند. بیشتر قزاق ها خود را مسلمان می دانند، این آیین بخشی از هویت ملی قزاقستان است. برای اولین بار اسلام در قرن هشتم در شهرهایی جنوب قزاقستان مدرن گسترش یافت. ترک های عشایری که در قلمرو استپ قزاقستان زندگی می کردند، در سال 1043 اسلام را قبول کردند. خان های کری و جانیبک که در قرن پانزدهم میلادی خانات قزاق را تشکیل دادند، خود را مسلمان می شمردند با این حال، مسلمانان فقط بخش کوچکی از قزاق ها بودند که در شهرها زندگی می کردند (عمدتا بازرگانان) و دامداران عشایری که با احکام دین و اعمال عبادتی مسلمانان به طور سطحی آشنا بودند.

سلفی گری یک جریان محافظه کارانه و بعضا تندرو اسلام سنی است. مفاهیم «سلفی گرایی» و «وهابیت» به جای هم دیگر استفاده می شود. سلفی ها خواستار بازگشت به شیوه زندگی و مرام سلف صالح هستند و همه نوآوری های دینی بعدی را رد می کنند و آنها را به عنوان بدعت می دانند. سلفی های قزاقستان مخالفان سازش ناپذیر جریان های تصوفی هستند. آنها حرمت به شیوخ، زیارت از اماکن مقدس و سایر اعمال تصوفی را به شدت محکوم می کنند و اینها را بت پرستی و بدعت می دانند.

اصطلاح "سلفی ها" در قزاقستان مدرن بسیار مبهم است و تقریباً هر کس می تواند خود را سلفی بنامد. به همین دلیل، منع کردن چنین جریانی که تعریف آن دشوار است، کار آسانی نیست. بعضی اوقات کسانی که "سلفی ها" خوانده می شوند، ترجیح می دهند خودشان را مسلمان "واقعی" یا "نمازخوان" بنامند، بر خلاف مسلمانان "قومی". به علاوه اصطلاح سلفی، در قزاقستان نسبت به سلفی ها واژه "وهابی" نیز به طور گسترده استفاده می شود. شایان ذکر است هر جریان رادیکال اسلامی در آسیای میانه "وهابی" نامیده می شود. تفکیک مفاهیم "سلفی ها" و "وهابی ها" در واقع مصنوعی است، زیرا همه آنها خود را طرفداران به اصطلاح "دین ناب" می دانند یعنی اسلام سنتی بدون ویژگی محلی.

تاریخچه سلفیان در قزاقستان:

ترویج جریان سلفی در قزاقستان در اوایل دهه 1990 پس از تصویب قانون آزادی اعتقاد دینی و انجمن های مذهبی اتفاق افتاده است همچنین در گسترش ایده سلفی جوانان قزاقستانی که در خارج از کشور تحصیل دینی کرده اند، تاثیر گذاشته است.

به گفته دویسین حاصنیازوف امام ارشد سابق استان منگیستاو، اولین سلفی ها در این منطقه در سال 1994 ظاهر شدند. بین سالهای 1994-2006 ، سلفی‌گری غالبا در استان های مانگیستاو ، آتیرائو و آکتوبه گسترش یافت. استانهای غربی قزاقستان، تأثیرپذیرترین مناطق در قبال نفوذ سلفی گری محسوب می شود. به گفته سریک کارامانوف (دادستان استان قزاقستان غربی در سال های 2012-2016)، دلیل این امر، نزدیکی قزاقستان غربی به مناطق قفقاز فدراسیون روسیه و مهاجرت کارگران حوزه تولید نفت و گاز است.

بدلیل اینکه سلفی ها، اداره رسمی مسلمانان قزاقستان را قبول ندارند، بین اداره مسلمانان و نهادهای انتظامی از یک طرف و سلفی ها از طرف دیگر درگیری های علنی ادامه می یابد.

مقامات قزاقستان از سال 1999 به تعقیب اعضای گروه های سلفی پرداخته اند. در سال های بعد جتی مشخص شد که موارد بازداشت تعقیب سلفیان با اذیت و آزار جسمی سلفی ها همراه بوده است.

لازم به ذکر است نخستین موارد حمله های تروریستی در تاریخ قزاقستان در سال 2011 رخ داد. در سال بعد نیز حملات مشابه ای اتفاق افتاد. به گفته ولادیمیر ژوماکانوف رئیس کمیته امنیت ملی قزاقستان تقریباً تمام این وقایع تا حدودی مربوط به سلفی ها بوده و انها در این حملات دست داشته اند .

نورسلطان نظربایف رییس جمهور قزاقستان در سخنان خود در سال 2016 چند روز پس از حملات تروریستی در شهر آکتوبه بر تعلق تروریست های عامل این واقعیت به حریان سلفی گری تاکید کرد. پس از حمله تروریستی در آلماتی در ماه جولای همان سال، عامل آن از پیروان سلفی گری اعلام شد. گرچه قبل از آن، مقامات ترجیح می دادند تروریست ها را به پیروان "جریانهای مبهم" منسوب کنند. پس از این وقایع، مسئله اعمال محدودیت قانونی نسبت به فعالیت سلفی ها در قزاقستان مطرح شد. کمیته امور دینی وزارت فرهنگ و ورزش قزاقستان احتمال داد که فعالیت سلفی ها همانند حزب التحریر، جماعت تبلیغ و التکفیر و الهجره ممنوع شود.

نورگالی بیلیسبیکوف معاون رئیس کمیته امنیت ملی قزاقستان در سال 2017 سلفی ها را پایه ایجاد گروه های رادیکال جدید و پایگاه اجتماعی گسترش ایدئولوژیک افراطی خواند. به گفته وی، در سال های اجرای برنامه های مبارزه با افراطی دینی و تروریسم، اقدامات هدفمند 90.7 درصد پیروان جریان های دینی غیر سنتی را پوشش داده و 70 نفر از رهبران و فعالان سلفی تمایل به "وفاداری به ارزشهای جامعه قزاقستان" از خود نشان داده اند.

تعداد سلفیان در قزاقستان:

کمیته امنیت ملی در سال 2013 اعلام کرد که در قزاقستان 24 جماعت سلفی رادیکال با 495 نفر عضو وجود دارد. گالیم شایکین مدیر کمیته امورادیان وزارت فرهنگ و ورزش قزاقستان در سال 2016 گفت که در قزاقستان حدود 15 هزار نفر پیرو جریان سلفی می تواند سراغ گرفت به نظر تالگات میامیرایموف کارشناس علوم سیاسی، سلفی هاحدود 5-10% از کل مسلمانان قزاقستان هستند که احکام اسلام را رعایت می کنند.

علائم ظاهری:

دیدگاه مقامات رسمی و روحانیون قزاقستان نسبت به علائم ظاهری که تعلق فرد را به جریان سلفی نشان می دهد، منفی است. وزارت امور دینی و جامعه مدنی قزاقستان در سال 2018 در مجلس نمایندگان اصلاحات قانون فعالیت های مذهبی و انجمن های دینی را پیشنهاد کرد كه شامل ممنوعیت استفاده و نشان دادن علائم ظاهری "جریان های مخرب مذهبی" در اماکن عمومی شد. به گفته نورلان یرمیکبایف وزیر وقت امور دینی، این علائم را لباسی که چهره را کاملا می پوشاند، ریش خاص و شلوار کوتاه دانست.

موضع رسمی اداره مسلمانان قزاقستان این است که داشتن ریش امری اختیاری است، اما از نظر وهابی ها تراشیدن ریش گناه است. به گفته دوسای کنجه تای دکتر علوم فلسفی و الهیات دانشگاه اوراسیا، مردان قزاقستانی دارای ریش و زنان با حجاب که در هر منطقه کشور دیده می شود، معمولا پیروان جریان سلفی هشتند.

شایان ذکر است پیامبر اسلام و هم یهودیان و راهبان مسیحی آن زمان، ریش داشتند. طبق احادیث، محمد (ص) از مسلمانان خواست که ریش داشته باشند .

مبارزه با سلفی گری در قزاقستان:

اقدامات نیروهای انتظامی:

آندری چباتیروف رییس مرکز مطبالعات مسائل روز "آلتیرناتیوا" متعقد است که مقامات قزاقستان تمایل به جستجوی مخالفان نظام قانونی در میان مومنین دارند.

به نظر تالگات مامیرایموف کارشناس قزاقستانی علوم سیاسی، اقدامات نهادهای امنیتی کشور در واقع موجب فعالیت های تروریستی رادیکال های دینی شده است. غالباً علت این حملات تروریستی اعتقادات مذهبی نبود، بلکه انتقام از نیروهای امنیتی بود که تندروها را به اتهامات جعلی به زندان ها فرستادند (سپس مدت مجازات حبس تمدید می شد) و شکنجه دادند، از انجام نمازهای واجب منع کردند، آنها را مجبور به خوردن گوشت خوک کردند و از راه های دیگر تحقیر کردند.

مقامات قزاقستان با هدف مبارزه با سلفی گری اقدامات مانند ساختن مساجد جدید ، تعطیل کردن مراکز دینی که ایده سلفی را تبلیغ می کردند (مثلا مرکز فرهنگی سعودی در شهر آلماتی)، شناسایی افراد تحت نفوذ جریان های سلفی با کمک کارشناسان الهیات و روانشناسان ،نظارت بر بیش از 10 هزار سایت برای شناسایی مطالب با موضوعات افراط گرایی و مسدود کردن دسترسی به چنین سایت ها در اینترنت،. با این حال، ممنوعیت رسمی فعالیت سلفی ها هنوز وضع نشده است. نماینده مرکز ملی فرهنک و ادیان زیر نظر آژانس امور ادیان گفته بود: فکر نمی کنم که آنها به طور علنی برای متحد شدن و ثبت رسمی تلاش کنند. حتی اگر این اتفاق افتاده باشد، کسی برای ثبت رسمی آنها اجازه نمی دهد. در حال حاضر در قزاقستان چنین کنترل سخت گیرانه ایی بر جریان سلفی همانند در کشورهای ازبکستان و تاجیکستان، وجود ندارد.

اقدامات مقامات دینی:

اداره مسلمانان بارها خواستار ممنوعیت سلفی گری در قزاقستان شده است. این اداره اصلاح قانون دین برای ممنوعیت تمام جریان های اسلامی در قزاقستان، به جز مذهب حنفی را پیشنهاد کرده است. با این حال، کارشناسان خاطرنشان می کنند که پیروی از مذهب حنفی به معنای امتناع از دیدگاه های "افراطی" نیست. اطاعت اکثر نمایندگان طالبان و القاعده از این مذهب، مصداق این امر می باشد.

به گفته مفتیان، در میان سلفی هم رادیکال (تکفیری ها) و هم متعدل است، اما همه آنها خطرناکند زیرا احساسات جوانان را علیه اداره مسلمانان قزاقستان، علیه امامان و مساجد بر می انگیزند.

ترویج و تبلیغ:

به گفته نمایندگان مرکز علمی تحلیلی و پژوهشی در امور دینی، گسترش سلفی گری از طریق جذب جوانان قزاقستان به تحصیل در مراکز آموزشی دینی خارجی و انتشار ادبیات دینی به زبان های روسی و قزاقی صورت می گیرد. این فعالیت ها در تمام مناطق بخصوص در مناطق دورافتاده انجام می گیرد.

معروف ترین واعظان سلفی گری در قزاقستان عبارتند از: برادران نائل (ابو صالح) و رینات (محمد) زینالین، نذره الله عبدالقدیروف (ابو مریم)، دیلمراد محمدوف (ابو محمد)، اوکتام زاوربیکوف (ابو عبدالرحمن)

منبع: رسا
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرات بینندگان
ناشناس
United States of America
۲۱:۰۲ - ۱۳۹۹/۰۴/۰۷
اوّل اثبات برادری، بعد ادّعای ارث و میراث
«سلف صالح» دروغ به تاریخ است! اصلًا تاریخ فجیع صدر اسلام را همین سلف طالح، با ظلم و تعدّی به خاندان نبوّت و محبّین ایشان، خونین کردند
حال پس از 14 قرن جا دارد از کردۀ کثیف سلف طالح برائت جُسته و به صراط مستقیم خاندان هدایت بگرویم و إن لّا نه فقط چیزی عوض نمی‌شود، بلکه وضع آشفته‌تر شده و برکۀ مسلمین برای تروریسم صهیونی مستعرب (آل نحوس) گِل آلودتر میشود