۰

چرا خوردن و آشامیدن با دست چپ توصیه نمی‌شود؟

فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلى روشن نیست و آگاهى از آن دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى می‌طلبد. ولی به طور اجمال، روشن است که همه احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنها است.
کد خبر: ۲۱۳۶۸۴
۱۱:۱۴ - ۲۹ دی ۱۳۹۸

شیعه نیوز:
پاسخ اجمالی
فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلى روشن نیست و آگاهى از آن دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى می‌طلبد. ولی به طور اجمال، روشن است که همه احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنها است. بنابراین در صورتى که فلسفه حکمى را به‌طور خاص ندانیم، بنابر قاعده کلى فوق(احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى است) باید از آن پیروى کنیم؛ زیرا در آن یقین به وجود مصلحتى هست، هر چند آن مصلحت بر ما ناشناخته باشد.[1]
از سنن اسلامی، توصیه به انجام بیشتر فعالیت‌ها - مانند خوردن و آشامیدن - با دست راست است که شاید نمادی از اصحاب الیمین باشد؛[2] همان‌طور که امام علی( علیه السلام ) در بخشی از صفات پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) می‌فرماید: «... دست راست را براى خوردن، آشامیدن، دادن و گرفتن به‌کار می‌برد. جز با دست راست چیزى را دریافت نمی‌کرد و جز با دست راست عطا نمی‌کرد و دست چپش براى دیگر کارهاى بدنش بود. در همه کارها [مانند] لباس‌پوشیدن، کفش‌پوشیدن و از مرکب پیاده‌شدن دوست داشت که با دست یا پاى راست آغاز کند....».‏
در روایات؛ از خوردن و آشامیدن با دست چپ نکوهش شده است:
پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم ): «خوردن با دست چپ، از نافرهیختگى است».[3] «هر کس با دست چپ بخورد، شیطان نیز همراه با او می‌خورد و هر کس با دست چپ بنوشد، شیطان نیز همراه با او می‌نوشد».[4]
سَماعة بن مِهران می‌گوید: از امام صادق( علیه السلام ) درباره این‌که کسى با دست چپ بخورد یا بیاشامد، پرسیدم و آن‌حضرت فرمود: «مباد کسى با دست چپ بخورد یا بیاشامد و یا با آن چیزى را بردارد».[5]
از این‌رو فقها نیز خوردن و ‌آشامیدن را در حال اختیار و بدون عذر مکروه دانسته‌اند.[6]
البته، طبیعی است افرادی که فاقد دست راست می‌باشند و یا دست راست آنان توانایی‌های لازم را ندارد و حتی چپ‌دست‌ها - در صورت عسر و حرج - مشمول توصیه‌های موجود در این روایات نیستند.

[1]. ر.ک:‌ «فلسفه و حکمت احکام فقهی»، سؤال 8593.
[2]. ر.ک: «حقیقی یا اعتباری بودن تأکید بر دست راست»، سؤال 9851.
[3]. کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات(الأشعثیات)، ص 162، تهران، مکتبة نینوی الحدیثة، چاپ اول، بی‌تا.
[4]. شیبانی، أبو عبد الله أحمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، تحقیق: الأرنؤوط، شعیب، مرشد، عادل و دیگران، اشراف: ترکی، عبد الله بن عبد المحسن، ج 41، ص 29، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
[5]. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج ‏2، ص 455 – 456، قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[6]. ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ‌3، ص 135، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1410ق؛ شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، ج ‌12، ص 138 – 140، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، چاپ اول، 1413ق؛ بهجت، محمد تقی، جامع المسائل، ج ‌4، ص 569، قم، دفتر معظم‌له، چاپ دوم، 1426ق.

T

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: