۰

چرا در زمانی پیامبر که نوبت زنانش را رعایت نمی کند و زنانش ابراز نارضایتی می کنند. آیه نازل می شود که لازم نیست نوبت زنانت را رعایت کنی؟

کد خبر: ۲۰۳۱۶۱
۰۸:۱۶ - ۲۳ آبان ۱۳۹۸

شیعه نیوز:
پرسش
چرا در زمانی که پیامبر نوبت همسران را رعایت نمی کند و همسران او ابراز نارضایتی می کنند. آیه نازل می شود که لازم نیست نوبت همسرانت را رعایت کنی. هر وقت خواستی هر کدام را پیش بکش و دیگری را پس بزن. معلوم نیست خدا چگونه به پیامبرش که باید الگوی رعایت عدالت بین همسران خود باشد چنین مجوزهایی می دهد، اما مردان دیگر به شرط رعایت انصاف می توانند چهار زن اختیار کنند. معلوم نیست چگونه وقتی پیامبر خدا نتوانسته انصاف را رعایت کند مردان معمولی می توانند از پیامبر خدا بهتر باشند؟
پاسخ اجمالی

براساس آنچه که از آموزه های دینی به دست می آید، ازدواج های پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) بر اساس مصلحت های مختلف فرهنگی عاطفی، سیاسی، اجتماعی، دینی و غیره بوده است و با توجه به مشکلات فراوان حکومتی که حضرت با آن مواجه بود در داخل خانه نیز بعضی از همسران حضرت، موجبات ناراحتی ایشان را فراهم می کردند که در نتیجه خداوند متعال برای تسلی خاطر پیامبر و همچنین کمتر شدن مشکلات ایشان، وجوب رعایت ترتیب در همخوابی بین همسران را از دوش آن حضرت برداشت و بر پیامبر مباح شد که اگر خواستند ترتیب نوبت همسران خودش را به دلیل مشکلات حکومتی فراوانش برهم زند نه این که حضرت مخیر شدند که پیش یکی از همسرانش هر چند شب که خواستند بروند و پیش همسر دیگر کمتر بروند، علاوه این که همسران پیامبر به این حکم الهی رضایت دادند، و درعین حال پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نوبت زنانش را حتی در اوج بیماری رعایت می کردند و هنگامی که قصد مسافرت می کردند بین همسران خود قرعه می انداختند که کدام یک از همسران خود را همراه خود ببرند؟ نه این که آن همسری که نسبت به او تمایل قلبی بیشتری داشت با خود می بردند، و این روش برخورد نمایانگر رفتار عادلانه پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نسبت به همسران خود می باشد، و ابراز نارضایتی بعضی از زنان پیامبر به جهت رعایت نکردن پیامبر در نوبت آنان نبود، بلکه مشکل اخلاقی خودشان عامل این نارضایتی بوده است و همین امر نیز باعث شد علیه پیامبر توطئه ای را ترتیب دادند و بعد از این که به نتیجه ای نرسیدند، از عملکرد خودشان پشیمان شدند. همچنین عدالتی که همه مردم موظف به رعایت آن در مورد همسران خود هستند مربوط به تقسیم مساوی محبت قلبی بین همسران نمی شود بلکه آنچه که مورد عنایت قران و روایات است، رعایت عدالت بین همسران درمورد همخوابی و خوراک و پوشاک است.
پاسخ تفصیلی
قبل از پرداختن به جواب لازم است معنای عدالت در این بحث روشن شود. در لغت کلمۀ "عدالت" به معناى اعتدال و حد وسط بین عالى و دانى، میانه بین دو طرف افراط و تفریط است(1)‏ و معنای مساوات را اقتضا دارد.(2)
اما در اصطلاح عدالت مفهوم گسترده ای دارد چرا که در علوم مختلف تعاریف متفاوتی برای آن ارائه شده است مثلا علمای علم اخلاق فرموده اند عدالت یک ملکه نفسانی است که با وجود آن انسان مرتکب گناه کبیره نمی شود، خواه مردم او را ببینند، خواه نبینند، ولی عدالت فقهی تظاهر نکردن به گناه کبیره در بین عرف است، گرچه ممکن است شخص عادل در نگاه عرف در نهان گناه کند به تعبیر دیگر ممکن است کسی در علم فقه عادل باشد ولی در علم اخلاق عادل نباشد.(3)
حال منظور از عدالت در بین همسران چیست؟ آیا این عدالت مربوط به امور زندگى از قبیل هم‏خوابگى و وسایل زندگى و رفاه و آسایش است، یا منظور عدالت در حریم قلب و عواطف انسانى نیز هست؟
بدون تردید "عدالت" در محبت‏هاى قلبى خارج از قدرت انسان است. چه کسى می تواند محبت خود را که عواملش در بیرون وجود او است از هر نظر تحت کنترل درآورد؟ به همین دلیل رعایت این نوع عدالت را خداوند واجب نشمرده و اگر در آیه 129 سوره نساء می فرماید: "شما هر قدر کوشش کنید نمی توانید در میان همسران خود عدالت و مساوات برقرار سازید"(4) ، مراد از آن طبق گفته مفسران، عدم توانایی برقراری عدالت در تقسیم درونی محبت است.
بنابراین محبت‏هاى درونى مادامى که موجب ترجیح بعضى از همسران بر بعضى دیگر از جنبه‏هاى عملى نشود ممنوع نیست؛ یعنی آنچه که در شرع ممنوع شده است ترجیح یکی از همسران در خوراک و پوشاک و همخوابی است ، نه تمایلات قلبی؛ زیرا همان طور که اشاره شد، عدالت در تمایلات قلبى از قدرت انسان بیرون است، و بر این اساس نمی تواند از شرایط تعدد زوجات باشد.
اما در مورد برخورد پیامبر (ص ) با زنانش لازم است مطالبی تذکر داده شود:
1 ـ اولین ازدواج آن حضرت با خدیجه کبرا علیها السلام بوده، و حدود بیست سال و اندى از عمر شریفش را (که تقریبا یک ثلث از عمر آن جناب است) تنها با این یک همسر گذراند و به او اکتفاء نمود، که سیزده سال از این مدت بعد از نبوت و قبل از هجرتش (از مکه به مدینه) بوده. آن گاه- در حالى که- هیچ همسرى نداشت، از مکه به مدینه هجرت نموده و به نشر دعوت و اعلاى کلمه دین پرداخت و آن گاه در حالی که بیش از پنجاه سال از عمر شریف شان می گذشت با زنانى که بعضى از آنها باکره و بعضى بیوه و همچنین بعضى جوان و بعضى دیگر عجوز و سالخورده بودند ازدواج کرد و همه این ازدواج‏ها در مدت نزدیک به ده سال انجام شد و پس از این چند ازدواج، همه زنان بر آن جناب تحریم شد، مگر همان چند نفرى که در حباله نکاحش بودند. معلوم است که چنین عملى با این خصوصیات ممکن نیست با انگیزه عشق به زن توجیه شود، چون نزدیکى و معاشرت با اینگونه زنان آن هم در اواخر عمر و آن هم از کسى که در اوان عمرش ولع و عطشى براى این کار نداشته، نمى‏تواند انگیزه آن باشد. (5)
2 ـ رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) با بعضى از همسرانش به منظور کسب نیرو و به دست آوردن اقوام بیشتر و در نتیجه به خاطر جمع‏آورى یار و هوادار بیشتر ازدواج کرد و با بعضى دیگر به منظور جلب نمودن و دلجویى و در نتیجه ایمن شدن از شر خویشاوند آن همسر ازدواج فرمود و با بعضى دیگر به این انگیزه ازدواج کرد که هزینه زندگیش را تکفل نماید و به دیگران بیاموزد که در حفظ ارامل و پیر زنان از فقر و مسکنت و بى کسى کوشا باشند، و مؤمنین رفتار آن جناب را در بین خود سنتى قرار دهند و با بعضى دیگر به این منظور ازدواج کرد که با یک سنت جاهلیت مبارزه نموده و عملا آن را باطل سازد که ازدواجش با "زینب" دختر "جحش" به همین منظور بوده است.(6)
3 ـ در روایات امده است که پیامبر گرامی اسلام در زمانی که در اوج بیماری بسر می بردند می پرسیدند که آن شب نوبت کدام یک از همسرانش است تا به حجره او برود (7) و همچنین روایاتی داریم مبنی براینکه پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) قبل از مسافرت بین همسرانش قرعه می انداختند تا معلوم شود کدام یک از همسرانش افتخار همسفری با پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را نائل می شو د.(8)
4 ـ در شأن نزول آیات اول سورۀ تحریم روایات زیادى در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ شیعه و اهل سنت نقل شده است که :
پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) گاه که نزد "زینب بنت جحش" (یکى از همسرانش) مى‏رفت، زینب او را نگاه مى‏داشت و از عسلى که تهیه کرده بود خدمت پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مى‏آورد، این سخن به گوش "عائشه" رسید، و بر او گران آمد، او خود مى‏گوید: من با "حفصه" (یکى دیگر از همسران پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نزد هر یک از ما آمد فورا بگوییم آیا صمغ مغافیر خورده‏اى؟! (مغافیر صمغى بود که یکى از درختان حجاز به نام "عرفط" تراوش مى‏کرد و بوى نامناسبى داشت)، در حالی که پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مقید بود که هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش استشمام نشود، بلکه بر عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد! به این ترتیب روزى پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نزد "حفصه" آمد، او این سخن را به پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) گفت، حضرت فرمود: من "مغافیر" نخورده‏ام، بلکه عسلى نزد زینب بنت جحش نوشیدم، و من سوگند یاد مى‏کنم که دیگر از آن عسل ننوشم، (نکند زنبور آن عسل روى گیاه نامناسبى و احتمالا مغافیر نشسته باشد)، ولى این سخن را به کسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و به گویند چرا پیامبر غذاى حلالى را بر خود تحریم کرده؟ و یا از کار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت کنند، و یا به گوش زینب برسد و او دل‏شکسته شود، ولى سرانجام او این راز را افشا کرد، و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه‏اى بوده است، پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر (ص ) تکرار نشود.(9)
5 ـ در مورد تفسیر آیه 51 سوره احزاب گفته اند کلمه" ترجى" از مصدر" ارجاء" است، که به معناى تاخیر و دور کردن است، و در اینجا کنایه از رد کردن و نپذیرفتن است ، و کلمه" تؤوى" از" ایواء" است، و به معناى اسکان دادن در مکان مى‏باشد، و در اینجا کنایه از پذیرفتن و به خود نزدیک کردن اس.(10)
به گفته مفسران وقتى بعضى زنان پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) از روى حسادت حضرت را آزردند و نفقه بیشترى مى‏خواستند و پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) از آنها کناره گرفت و آیه تخییر [آیات 28 و 29 از همین سوره‏] نازل شد. پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مأمور گردید به زنانش پیشنهاد نماید که بین دنیا و آخرت یکى را برگزینند و آنها که دنیا را برگزینند طلاق دهد و آنها که خدا و رسول اللّه ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را برگزیدند «امّ المؤمنین» نامیده شدند و از ازدواج بعد از پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) براى همیشه ممنوع گردیدند و پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) هر کدام را مایل بود نزد خود جا دهد و نوبت هر یک را خواست به تأخیر اندازد، و زنان پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) راضى شدند بر اینکه صاحب نوبت باشند یا نباشند، و اینکه برخى از لحاظ نفقه و معاشرت امتیاز داشته باشند، هر طور پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) بخواهد عمل کند و همگى رضایت دادند و البته پیغمبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) با آن وسعت نظر و اختیار که خدا وند متعال به ایشان داده بود همه را برابر قرار داد.(11)
آنچه از مجموع آموزه های دینی به دست می آید این است که عدالتی که ما موظف به رعایت آن در مورد همسران خود هستیم در حد تهیۀ خوراک و پوشاک و همخوابی است، نه تقسیم مساوی محبت درونی بین زنان که امری محال است و حتی پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نیز که اسوۀ اخلاق است، قادر و مأمور به رعایت چنین عدالتی نبوده است. و ازدواج های پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) (به غیر از ازدواج باحضرت خدیجه) در ده سال آخر عمر ایشان بوده و بر اساس مصلحت های مختلف فرهنگی ،سیاسی، اجتماعی، عاطفی، دینی و غیره انجام گرفته است و با توجه به مشکلات فراوان حکومتی که حضرت با آن مواجه بود در داخل خانه نیز بعضی از همسران حضرت، موجبات ناراحتی ایشان را فراهم می کردند که درنتیجه خداوند متعال برای تسلی خاطر پیامبر وهمچنین کمتر شدن مشکلات ایشان وجوب رعایت ترتیب درهمخوابی بین همسران را از دوش آن حضرت برداشت و بر پیامبر مباح شد که اگر خواستند ترتیب نوبت همسران خودش را به دلیل مشکلات حکومتی فراوانش برهم زند نه اینکه حضرت مخیر شدند که پیش یکی از همسرانش هر چند شب که خواستند بروند و پیش همسر دیگر کمتر بروند، علاوه بر اینکه همسران پیامبر به این حکم الهی رضایت دادند، با همه این تفاسیر پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) عدالت واجب و لازم در مورد زنان خود را حتی در اوج بیماری رعایت می کردند و تا جای ممکن ترتیب را هم رعایت می کردند و هنگامی که قصد مسافرت می کردند بین همسران خود قرعه می انداختند که کدام یک از همسران خود را همراه خود ببرند؟ نه این که آن همسری که نسبت به او تمایل قلبی بیشتری داشت با خود می بردند، و این روش برخورد نمایانگر رفتار عادلانه پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نسبت به همسران خود می باشد و نیز شکی نیست که ایشان بهترین الگو و نمونه اخلاقی است.
1. علامه طباطبائی،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی،ج6،ص 297، چاپ جامعه مدرسین،قم،1376 ش.
2. راغب،المفردات فی غریب القران،ص551.
3. علامه طباطبائی،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی،ج6،ص 299.
4. وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیما.
5. علامه طباطبائی،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی،ج4،ص 307.
6. علامه طباطبائی،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی،ج4،ص309
7. تفسیر آسان، ج4،ص.23.چاپ اول، انتشارات اسلامیه،تهران،1398ه ق .
8. علامه طباطبائی،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی،ج15،ص 137
9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ‏24، ص 272.
10. علامه طباطبائی،تفسیر المیزان،ترجمه موسوی، ج16 ص 504 ،
11. ذ کاوتی علیرضا،اسباب النزول، ص189 ،چاپ اول،تهران،1383.

آیات مرتبط

سوره الأحزاب (51) : تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ ۖ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: