۰

تفسیر عیّاشى چگونه کتابی و برای چه قرنی است؟

کد خبر: ۲۰۱۸۳۷
۰۸:۰۵ - ۱۳ آبان ۱۳۹۸

شیعه نیوز:
پرسش
لطفاً اطلاعاتی درباره تفسیر عیّاشى بدهید و برای چه قرنی است؟
پاسخ اجمالی
محمد بن مسعود بن محمد بن عیاشى سمرقندى، کنیه‌اش ابو النضر و معروف به «عیّاشى»، فقیه بزرگوار و عالم وارسته‌اى است که در رشته‌هاى: فقه، ادب، حدیث و تفسیر تبحّر فراوان داشته است. او از اعیان علما و از اکابر فقهاى شیعه، معاصر مرحوم ثقة الاسلام کلینى بوده است.
عیّاشی تفسیری دارد که با عنوان «تفسیر العیّاشى» معروف شده و از تفسیرهاى کهن امامیه است که متعلق به عصر غیبت صغرا(260- 329) می‌باشد.
تفسیر عیّاشى بر اساس روایات و احادیث نوشته شده و متضمّن مناقب خاندان رسالت و اهل بیت عصمت( علیه السلام ) می‌باشد و از تفاسیر مأثور شیعه امامیه است؛ با این حال، به دلیل توجّه مؤلّف به آیات الاحکام، ویژگى فقهى این تفسیر بیشتر از دیگر تفاسیر کهن امامیه، همچون تفسیر فرات کوفى و تفسیر على بن ابراهیم قمّى است.
پاسخ تفصیلی
محمد بن مسعود بن محمد بن عیاشى سمرقندى، کنیه‌اش ابو النضر و معروف به «عیّاشى»،[1] فقیه بزرگوار و عالم وارسته‌اى است که در رشته‌هاى: فقه، ادب، حدیث و تفسیر تبحّر فراوان داشته است. او از اعیان علما و از اکابر فقهاى شیعه، معاصر مرحوم ثقة الاسلام کلینى بوده است.[2]
عیاشى در آغاز با توجه به محیط نشو و نماى خود که حدود سمرقند و بخارا بوده و اکثر ساکنان آن دیار از فقه اهل سنت پیروى می‌کردند، پیرو مکتب فقهى اهل سنت بود، ولى در اثر مطالعه و ممارست در کتاب‌هاى شیعه، توفیق نصیب او گردید و مکتب پر فیض فقه جعفرى را پذیرفت[3] و تمامى تَرکه پدر را که بالغ بر سیصد هزار دینار بود در راه علم و نشر حدیث انفاق و خرج نمود.[4]
نجاشی درباره او می‌گوید: «[عیّاشی] ثقة و مورد اعتماد، بسیار راستگو، و از بزرگان طائفه امامیه است ... خانه‌اش همانند مسجد پُر از جمعیت قارى، محدّث، عالم، دانشجو و مفسر می‌گردید».[5]
ایشان دانشمندى توانا بوده که شاگردان زیادى را تربیت کرده است.[6] از جمله شاگردان او، کشّى، صاحب رجال معروف «إختیار معرفة الرجال» است که از عیاشی روایت نقل می‌کند.[7]
عیّاشى در علم طب، نجوم، قیافه و فقه کتاب‌های زیادی نوشته است.[8] مهم‌ترین تألیف او تفسیر اوست که به آن خواهیم پرداخت.
مورّخان تاریخ وفات او را 320 هجرى دانسته‌اند.[9]
درباره این‌که آیا نوشته‌های عیّاشی اعتبار دارد یا نه، دو پاسخ داده شده است:
1. همان‌طور که گفته شد عیّاشى در سنین جوانى از تسنن به تشیّع گرایش پیدا کرده است و سالیانى دراز پس از آن تاریخ زنده بوده و کتاب‌هایى نوشته؛ پس حتماً نوشته‏هاى قبلى خود را از بین برده است. چنین شخصى که درباره او مدح‌هایى گفته‌اند (مانند ثقه، صدوق، عین من عیون هذه الطائفه)[10] اگر مثلاً در 25 سالگى کتابى را به شیوه و افکار اهل تسنّن نوشته و سپس از علماى بزرگ شیعه شده، حتماً آن‌را از بین می‌برد یا تذکّر می‌دهد که آن کتاب معتبر نیست.[11]
2. حدیث شیعه و سنّى به هم اشتباه نمی‌شود؛ زیرا سبک آن دو فرق می‌کند. کسى که با علم حدیث آشنایى داشته باشد، با ملاحظه کتاب می‌فهمد که این حدیث شیعى است یا سنّى. سبک سلسله سند و منقول عنه بسیار فرق دارد؛ حتى راویان دو فرقه نیز از هم متمایزند. اهل سنت روایات را از پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم ) و اصحاب نقل می‌کنند؛ در حالى که شیعه روایات را از پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم ) و ائمه اطهار( علیه السلام ) نقل می‌نماید؛ یعنى بر فرض که تألیفات وى بخشى در زمان سنّى بودن و قسمتى در زمان شیعه بودنش باشد، ضررى ندارد و قابل تشخیص است.[12]
معرّفی تفسیر عیّاشى
عیّاشی تفسیری دارد که با عنوان «تفسیر العیّاشى» معروف شده و از تفسیرهاى کهن امامیه است که متعلق به عصر غیبت صغرا(260- 329) می‌باشد.
تفسیر عیّاشى بر اساس روایات و احادیث نوشته شده و متضمّن مناقب خاندان رسالت و اهل بیت عصمت( علیه السلام ) می‌باشد و از تفاسیر مأثور شیعه امامیه است؛[13] با این حال، به دلیل توجّه مؤلّف به آیات الاحکام، ویژگى فقهى این تفسیر بیشتر از دیگر تفاسیر کهن امامیه، همچون تفسیر فرات کوفى و تفسیر على بن ابراهیم قمّى است. برای نمونه؛ عیّاشی در ذیل آیه شریفه «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‏»،[14] و آیه بعد از آن[15] هشت تا روایت فقهی ذکر می‌کند،[16] در حالی که تفسیر قمّی هیچ روایت فقهی نقل نمی‌کند.[17] و مواردی دیگری[18] که با تحقیق و جستجو چنین مطلبی به دست می‌آید.
روش تفسیر عیّاشى
عیّاشی؛ نخست در مقدمه‌اى کوتاه، به ذکر احادیثى درباره فضیلت قرآن کریم، ترک روایت احادیث مخالف با قرآن، مطالب مذکور در قرآن و لزوم مراجعه به ائمه اطهار( علیه السلام ) براى فهم و تفسیر قرآن، پرداخته است.[19] سپس در تفسیر آیات قرآن کریم به نقل روایاتى از ائمه( علیه السلام ) درباره اعتقادات و آموزه‌هاى شیعى –به ویژه در فضائل اهل بیت( علیه السلام ) و منقصت دشمنان ایشان- می‌پردازد. بیشتر این روایات از امام باقر و امام صادق( علیه السلام ) نقل شده است.
متن موجود تفسیر عیّاشى نوشته‌اى مرسل است که در آن اسناد احادیث ذکر نشده است و تفسیر قرآن کریم را از ابتدا تا سوره کهف در بر دارد، اما بر اساس مطالبى که از این تفسیر در آثار دوره‌هاى بعدى آمده، احتمالاً در اصل شامل تمامى قرآن بوده است. نوشته موجود ظاهراً اندکى پس از وفات مؤلف تدوین یافته است.[20] تدوین کننده، بنابر گزارش خود وى اسناد را حذف کرده تا در فرصتى مناسب، این متن را نزد کسى که آن‌را به طریق سماع یا اجازه از مؤلّف یا احتمالاً از شاگردان وى به دست آورده، برخواند.[21]
به هر حال، در اعتبار این تفسیر این نکته قابل دقت است که غالب روایات آن مستند می‌باشد؛ اگرچه نسخه برداران سندها را حذف کرده و تنها متن روایت را نقل کرده‌اند و نسخه موجود مختصر شده است. یکى از نسخه برداران کتاب براى سهولت مطالعه و آسانى استنساخ و نیافتن مؤلّف براى اجازه نقل، برخى از راویان سندها را حذف کرده؛ اگرچه نقل شده است که تفسیر عیاشى تا ائمه( علیه السلام ) سند داشته است. این عالم به خیال خود احتیاطى کرده؛ ولى این کارش براى شیعه بسیار زیان داشته است. البتّه کتابى که مسند بوده و مرسل شده، با کتابى که از اول مرسل باشد، از نظر اعتبار بسیار تفاوت دارد.
افزون بر آن، روایات این کتاب احیاناً با روایات «تفسیر قمّى»، «اصول کافى»، «من لا یحضره الفقیه» و «تهذیب الاحکام» توافق کامل دارد که امتیازى براى آن به حساب می‌آید. این مطلب با مراجعه به پاورقى نسخه چاپى (که توسط محقق گرامی سید هاشم رسولی محلاتی انجام گرفته،) روشن می‌شود؛ زیرا در پاورقى از این منابع حدیثی و تفسیری مأخذ داده شده و این وجه اعتبارى است براى تفسیر عیّاشی.[22]
تفسیر عیّاشى از تفسیرهاى روایى و مأثور بسیار مشهور و مورد اطمینان است که از طرف دانشمندان گذشته و حال مورد توجه قرار گرفته است. علامه طباطبائى(ره) در مقدمه‏اى که بر تفسیر یاد شده نوشته، آورده است: «یکى از بهترین چیزهایى که از گذشتگان به ما ارث رسیده، تفسیر عیّاشى است».[23]
از تفسیر عیّاشى نسخه‌هاى خطى و چاپ‌هاى مختلفى در دست است، از جمله چاپ هاشم رسولى محلاتى در 1340ش. بنیاد بعثت قم نیز این تفسیر را در سال 1379ش در قم چاپ کرده است. در تصحیح این چاپ از تمام نسخه‌هاى موجود استفاده نشده، اما در آن 116 مورد از نصوص مفقود - که در دیگر متون امامى و غیر امامى نقل شده‌اند- گردآورى شده است که تفسیر کل قرآن را شامل می‌شود. همچنین در این چاپ اسنادها و طریق روایت عیّاشى به افراد مختلف ذکر شده است.

[1]. حسینى جلالى، سید محمد حسین، فهرس التراث، ج 1، ص 369، انتشارات دلیل ما ، قم، 1422ق؛ سبحانى، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج 4، ص 462، مؤسسه امام صادق ( علیه السلام )، قم، 1418ق.
[2]. شیخ آقا بزرگ تهرانى، محمد محسن، الذریعة إلى تصانیف الشیعة، ج 2، ص 20 و 478، اسماعیلیان، کتابخانه اسلامیه، قم، تهران، 1408ق.
[3]. نجاشى، ابو الحسن احمد بن على، فهرست أسماء مصنفی الشیعة، محقق و مصحح: شبیرى زنجانى، سید موسى، ص 350، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1407ق.
[4]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج 4، ص 463.
[5]. فهرست أسماء مصنفی الشیعة، ص 351.
[6]. ر.ک: امین، سید حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، ج 6، ص 303 – 304، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1408ق.
[7]. همان، ص 303.
[8]. ر.ک: فهرست أسماء مصنفی الشیعة، ص 351 – 353؛ مستدرکات أعیان الشیعة، ج 6، ص 304 – 307.
[9]. زرکلى، خیر الدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج 5، ص 99، دار العلم للملایین، بیروت، چاپ هشتم، 1989م؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج 4، ص 462.
[10]. فهرست أسماء مصنفی الشیعة، ص 351.
[11]. علوى مهر، حسین، آشنایى با تاریخ تفسیر و مفسران، ص 182، مرکزجهانى علوم اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1384ش.
[12]. همان؛ و ر.ک: استادى، رضا، آشنایى با تفاسیر به ضمیمه مسأله عدم تحریف قرآن و چند بحث قرآنى، ص 139 – 140، نشرقدس، تهران، چاپ دوم، 1383ش.
[13]. مستدرکات أعیان الشیعة، ج 6، ص 307.
[14]. بقره، 183: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما مقرّر شده است، همان گونه که بر کسانى که پیش از شما [بودند] مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگارى کنید».
[15]. بقره، 184.
[16]. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی، محقق و مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ج 1، ص 78 – 79، المطبعة العلمیة، تهران، چاپ اول، 1380ق.
[17]. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوى جزائرى، طیّب، ج 1، ص 65،‏ دار الکتاب، قم، چاپ سوم، 1404ق.
[18]. براى نمونه درباره آیه مربوط به وجوب حج(آل عمران، 97) ر.ک: تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 191 – 193.
[19]. ر.ک: تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 2 – 17.
[20]. ر.ک: الذریعة إلى تصانیف الشیعة، ج 4، ص 295؛ مستدرکات أعیان الشیعة، ج 6، ص 308.
[21]. مستدرکات أعیان الشیعة، ج 6، ص 308.
[22]. آشنایى با تاریخ تفسیر و مفسران، ص 182 – 183.
[23]. تفسیر العیّاشی، مقدمه ج 1، ص 3.

 

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: