۰

غفلت و ناآگاهی از افعال اختیاری انسان نیست، پس چرا بر اساس آنچه در قرآن آمده، خدا غافلان را مجازات می‌کند؟!

غفلت دو نوع دارد که مجازات ناشی از یکی از آن دو نوع، توجیه‌پذیر بوده و مجازات نوع دیگر قابل توجیه نیست.
کد خبر: ۱۹۶۶۶۳
۱۲:۳۲ - ۲۴ شهريور ۱۳۹۸

شیعه نیوز:
پرسش
پس از ماجرای غرق شدن فرعون، قرآن می‌فرماید: «فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنْها غافِلینَ». منظور از «غفلت» در این‌جا چیست؟ و چگونه «غفلت» با «تکذیب» قابل جمع است؟ آیا این دو وصف مربوط به یک گروه است یا مربوط به افراد مختلف؟ و در آیۀ دیگر آمده است: «ذلِکَ أَنْ لَمْ یَکُنْ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ»، که نشان می‌دهد «غفلت» موجب عذاب نیست. در نتیجه چگونه است که خداوند آن اقوام را به خاطر «غفلت» از بین بُرد و ملامت می‌کند؟!
پاسخ اجمالی

ادعای مطرح شده در پرسش آن است که غفلت و ناآگاهی در اختیار انسان‌ها نیست، پس چگونه خداوند برای یک رفتار غیر اختیاری، آنان را مجازات می‌کند؟!

هم‌چنین به آیه‌ای استناد شده است که بر اساس آن، ناآگاهان مورد مجازات قرار گرفته‌اند:

«سرانجام از آنها(فرعون و فرعونیان) انتقام گرفته و آنان را در دریا غرق کردیم؛ زیرا آیات ما را دروغ پنداشته و نسبت به آن، ناآگاه بودند».[1]

در پاسخ باید گفت؛ غفلت دو نوع دارد که مجازات ناشی از یکی از آن دو نوع، توجیه‌پذیر بوده و مجازات نوع دیگر قابل توجیه نیست.

الف) مواردی که انسان بدون هیچ تقصیری، از ابتدا علم به چیزی نیافته و یا در ایجاد غفلت و سهو و نسیان مقصر نباشد که در این صورت مستحق عقاب اخروی نبوده و در این دنیا نیز در برخی مجازات‌های فقهی دارای تخفیفاتی بوده و برخی از مجازات‌ها نیز کلاً در مورد او اعمال نخواهد شد. به عنوان نمونه اگر مطمئن باشیم که تازه مسلمانی اطلاع نداشته که شراب حرام است و آن‌را نوشیده، مجازات او ساقط خواهد شد.

ب) غفلتی که خود انسان در ایجاد آن نقش داشته، و یا آن‌که غفلتی باشد که بعد از هوشیاری و بر اثر سهل‌انگاری به وجود آمده باشد که چنین غفلتی می‌تواند موجب عذاب باشد.[2]

آیاتی از قرآن کریم که در آنها از ریشه «غفل» استفاده شده(غافلون، غافلین و...)، بیشتر ناظر به غفلت از نوع دوم است که مقدماتش اختیاری بوده و خود انسان‌ها در بروز این ناآگاهی نقش مؤثری داشته‌اند که این‌گونه از غفلت را نمی‌توان عامل سقوط و یا تخفیف مجازات دانست. آری! اگر غفلتی ناشی از عمل‌کرد خود انسان نباشد، همان‌گونه که گفته شد می‌توان آن‌را عاملی دانست که گناه یا جرمی نادیده گرفته شود.

بنابر این، غفلتی از کفار و گناه‌کاران که موجب عذاب دنیوی و اخروی ‌آنان می‌شود، اعراض و روی‌گردانی آنان از آیات خدا و توجه نکردن به آنها است؛ و چون آنها از آیات الهی اعراض کردند، در حقیقت مانند غافلان شدند؛ و به عبارت دیگر، خود را به ندانستن و ناآگاهی زدند.[3] نه این‌که از ابتدا غافل بودند، و می‌دانیم که غفلت از روی عمد چیزی نیست که از نظر شرع و قوانین عادلانه موجب عفو و سقوط عذاب شود.

با این وجود گفتنی است در مورد غفلتی که در آیه عذاب فرعونیان وجود دارد، تفسیر دیگری نیز ارائه شده است:

آیه در بیان علت غرق آنان است که معجزات صریح و روشن موسى(ع) را حمل بر سحر و جادو کرده و به حضرتشان ایمان نیاوردند و غافل از آن بودند که عذاب الهی ناگهان بیاید و آنها را نابود کند، و به عبارت دیگر، مراد آیه آن است که آنان با دیدن عذاب، غافل‏گیر شدند.[4]

به هر حال، سنت الهى چنان نیست که مردم بی‌خبر و غافل را قبل از اتمام حجت هلاک و نابود سازد، چنان‌که می‌فرماید: «ذلِکَ أَنْ لَمْ یَکُنْ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ»؛[5] این برای آن است که پروردگارت هیچ‌گاه با روشی ستم‌کارانه، آبادی‌هایی که مردمانش ناآگاه هستند را نابود نمی‌کند.

آنچه از ظاهر سیاق آیه برمی‌‏آید این است که کلمه «ذلک» اشاره به مضمون آیه قبلى دارد و بر سر جمله «أن لم یکن» لام تعلیل مقدر است، و معناى آیه چنین است: آنچه ما در خصوص ارسال رسل و ابلاغ آیات خدایى و انذار به عذاب روز قیامت بیان داشتیم، براى این بود که بدانید سنت ما چنین نیست که مردم را قبل از آن‌که خواسته خود را برایشان بیان کنیم و آنان مخالفت کنند، هلاک نموده به غضب خود دچار سازیم. گو این‌که این‌گونه اشخاص و اقوام به قضاى الهى و این‌که خداوند ایشان را اولیاى شیطان‌هایى از خود و از جن قرار داده بدبخت هستند، و لیکن چنین هم نیست که سلب قدرت و اختیار از آنان نموده باشد، بلکه این گروه شرک و معصیت را به اختیار خود برگزیدند، سپس خداوند پیامبرانى از جنس خودشان به سویشان گسیل داشت و آن پیامبران آیات او را برایشان خوانده، از لقاى روز حساب انذارشان نمودند، آن‌گاه آنان به مقتضاى همان بدبختى و شقاوت، به انبیا کفر ورزیده از شقاوت و طغیان خود دست برنداشتند، خداوند نیز در برابر این دوستی‌هایی که در خلاف مسیر حق شکل گرفته بود، حکم کرد ‌که جهنم جای‌گاهشان باشد. پس این خودشانند که از روى علم و اراده خواهان هلاکت‌اند، و خداوند ایشان را در حال غفلت هلاک نکرده تا کسى بگوید خداوند به ایشان ظلم کرده است، بلکه این عمل از خدای متعال عین عدالت است.[6]

بنابر این، آیه 131 سوره انعام می‌فرماید: خداوند مردم سرزمینی را که گرفتار گناه و انحراف هستند، هلاک نمی‌کند. مگر این‌که پیامبرانى به سوى آنها بفرستد که آنان مردم را به دلایل خداوندى آگاه کرده، از کیفر خدا بترسانند و حقایقى را بگوش آنها برسانند. سپس اگر از اطاعت پیامبران سرباز زدند، آنها را هلاک خواهد کرد، و هرگز به طور ناگهانى مردم را غافل‌گیر نمی‌کند.[7]

با توجه و دقت در دو آیه مورد بحث، روشن می‌شود که این آیات با هم در تعارض نیستند. بدین معنا که یک آیه بگوید غافلان را عذاب نمی‌کنیم، و آیه دیگر بگوید، برخی از اقوام گذشته را به دلیل غفلت و ناآگاهی هلاک و نابود کردیم. بلکه یک آیه می‌گوید سنت خدا این نیست که بی‌خبران و غافلان را عذاب کند، و آیه دیگر می‌گوید مردمی را که حجت بر آنها تمام شد و با دیدن آیات روشن الهی باز هم خود را به غفلت زدند، نابودشان کردیم؛ لذا غفلت در دو آیه به یک معنا نیست.

 

[1]. اعراف، 136.

[2]. ر. ک: (مهم‌ترین عوامل ایجاد غفلت در انسان)، پاسخ 45844.

[3]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏14، ص 348، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق؛ بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق، شحاته، عبدالله محمود، ج ‏2، ص 59، بیروت، دار إحیاء التراث، چاپ اول، 1423ق.

[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏4، ص 724، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.

[5]. انعام، 131.

[6]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏7، ص 355، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق؛ ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏7، ص 489، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374ش.

[7]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏4، ص 567.

T

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: