۰

اگر اصحاب بعد از وفات پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) همه مرتد شدند، پس چگونه با مرتدهایی از قبیل اصحاب مسیلمه و... پیکار کردند و آنها را به اسلام باز گرداندند؟

کد خبر: ۱۹۶۴۶۰
۰۹:۳۱ - ۲۳ شهريور ۱۳۹۸

شیعه نیوز:
پرسش
اگر چنان که شما می گویید اصحاب بعد از وفات پیامبر ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) همه مرتد شدند، پس چگونه با مرتدان از قبیل اصحاب مسیلمه و یاران طلیحه بن خویلد و پیروان اسود عنسی و سجاح و ... پیکار کردند و آنها را به اسلام باز گرداندند؟! آیا اصحاب وقتی طبق ادّعای شما مرتد شده بودند نباید آنها را یاری می کردند، یا حداقل آنها را به حال خود وا می گذاشتند؟! پس چگونه اسلام گسترش یافت و فارس و روم سقوط کرد و بیت المقدس فتح شد؟
پاسخ اجمالی

ارتداد اصحاب در روایات اهل سنت بسیار وسیع تر و با روایات زیاد و متواتر مطرح شده است، در حالی که در منابع شیعه روایات صحیحی که بیانگر ارتداد اصحاب باشد بیش از دو روایت نبوده و به اصطلاح علم حدیث از خبر واحد تجاوز نمی کند. بنابراین باید برادران اهل سنت پاسخ دهند که ارتداد اصحاب در این روایات متواتر آنان به چه معنا است. اما علمای شیعه معتقدند ارتدادی که در برخی از روایات به برخی از صحابه نسبت داده شده به معنای کفر و بازگشت به بت پرستی نیست، بلکه به معنای شکستن پیمان ولایت و نافرمانی پیامبر ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) در امر خلافت است.

بنابراین، آن کسانی که در فتوحات اسلام شرکت داشتند، همگی مسلمان بودند و برای گسترش اسلام تلاش کردند، هرچند که ممکن است اشتباهاتی و گناهانی در زندگی خود مرتکب شده باشند.

پاسخ تفصیلی

قبل از پاسخ گویی به اصل مسئله توجه به نکته زیر ضروری به نظر می رسد.

مسئله انتساب ارتداد صحابه به شیعه، یک تهمتی ناروا نسبت به شیعه است. آیا امکان دارد یک فرقه بزرگی به نام شیعه، پیامبر را دوست داشته باشد، اما اصحاب آن حضرت را متهم به ارتداد کند؟

تعداد اصحاب پیامبر ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) از صدهزار تجاوز می کند، اصحاب تراجم بیش از 15 هزار صحابی [1] را در کتاب های رجالی ثبت و ضبط کردند. تعداد فراوانی از آنان کسانی هستند که شیعه و تابع علی ( علیه السلام ) ماندند. اسامی بسیاری از آنان در کتاب "ویت شیعه" آمده است. [2]

بنابراین، آیا سزاوار است مسلمانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، تهمت ارتداد به این بزرگان بزند؟!

گذشته از این تعداد بسیار زیادی از صحابه، زندگی آنها در تاریخ مجهول است و اطلاعاتی از آنان در دست نیست. پس آیا وجدان انسانی به ما اجازه می دهد که انسان هایی را که نمی شناسیم به آنان تهمت ارتداد بزنیم؟!

ازاین رو، می گوییم این مسئله آن گونه که عده ای مطرح کرده اند، نیست.

منطق شیعه منطق امام و مولایشان امیرمؤمنان ( علیه السلام ) است که در خطبه 97 نهج البلاغه آمده است:

"من اصحاب محمد ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمی نگرم. آنها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهره های غبارآلود داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذراندند و پیشانی و گونه های صورت را در پیشگاه خدا بر خاک می ساییدند. با یاد معاد چنان ناآرام بودند گویا بر روی آتش ایستاده اند. بر پیشانی آنها از سجده های طولانی پینه بسته بود (چون پینه زانوهای بزها) اگر نام خدا برده می شد چنان می گریستند که گریبان های آنان تر می شد. و چون درخت در روز تند باد می لرزیدند. از کیفری که از آن بیم داشتند، یا برای پاداشی که به آن امیدوار بودند".

بله، آنچه را که شیعه معتقد است، این است که بعضی از صحابه که عدد آنها از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کند، بعد از رحلت پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) با اهل بیت ( علیه السلام ) برخوردهای بدی داشتند. به این جهت (به جهت این برخوردها) شیعه از آنها تنفر پیدا کرد و این کار عجیبی نیست. خود پیامبر ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) از عمل خالد بن ولید انزجار پیدا کرد و فرمود: "خدایا من بری می جویم از آن کاری که خالد انجام داد".

همین مسئله درباره روایات ارتداد که معروف به روایات "حوض" است و در کتاب های صحیح بخاری و مسلم آمده است، جاری می شود. [3]

پس از بیان این مقدمه در پاسخ به این سوال باید به نکات زیر توجه کرد:

یک. ارتداد اصحاب در روایات اهل سنت بسیار وسیع تر و با روایات زیاد و متواتر مطرح شده است که در این جا فقط به ذکر آدرس بعضی از این روایات اکتفا می کنیم:

  1. شرح صحیح مسلم، نووی، ج 15- 16، ص 5 و 59.
  2. عمدة القاری، 23/135.
  3. شرح صحیح بخاری، کرمانی، 23/63.
  4. التمهید، ابن عبدالبر، 2/291.
  5. صحیح بخاری، کتاب رقاق، باب 53، احادیث 6212؛ 2115.
  6. صحیح مسلم، کتاب فضائل، باب 9.
  7. مصابیح السنة، بغوی، 3/537.
  8. الترغیب و الترهیب، منذری، 4/422.
  9. النهایة فی غریب الحدیث، ابن اثیر، 5/274.
  10. فتح الباری، ابن حجر، 11/475.
  11. عمدة القاری، عینی، 23/142.
  12. ارشاد الساری، قسطلانی، 9/342.

ما در این جا فقط یک روایت از روایات منابع اهل سنت را به عنوان نمونه متذکر می شویم و مراجعه به سایر منابع را به اهل معرفت واگذار می کنیم:

ابوهریره از رسول خدا ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) نقل می کند که فرمود: من بر سر حوض ایستاده ام، در این هنگام گروهی حاضر می شوند که آنان را می شناسم. (مردی از مأموران خداوند که مراقب آنها است)، از میان من و آنان خارج می شود و به آنها می گوید: بیایید (برویم) من می پرسم: به کجا؟ پاسخ می دهد: به خدا سوگند به سوی آتش. من می پرسم: گناه شان چیست؟ پاسخ می دهد: آنان پس از تو، به افکار و عقاید گذشته خود بازگشتند. سپس گروه دیگری را می آوردند که آنان را می شناسم. مردی (از مأموران الاهی که مراقب آنها است) از میان من و آنان خارج می شود و به آنها می گوید: بیایید برویم، می پرسم: به کجا؟ پاسخ می دهد: به سوی آتش. می پرسم: گناه شان چیست؟ پاسخ می دهد: آنان پس از تو، به افکار گذشته خویش بازگشتند. من گمان نمی کنم کسی از آنان نجات یابد، مگر به تعداد شتران اندکی که از گله جدا شده و به خاطر نداشتن چوپان، گم و ضایع می شوند. [4] (کنایه از این است که نجات یافتگان از نظر تعداد، بسیار اندک اند). [5]

دو. معنای ارتداد مطرح شده در این احادیث:

با توجه به کثرت و تواتر احادیث ارتداد صحابه در منابع معتبر اهل سنت، باید برادران اهل سنت پاسخ دهند که ارتداد اصحاب در این روایات به چه معنا است؟ و هر معنایی را که آنان برای ارتداد مطرح شده در روایات بپذیرند ما نیز همان معنا را خواهیم پذیرفت.

اما علمای شیعه معتقدند ارتدادی که در برخی از روایات به برخی از صحابه نسبت داده شده به معنای کفر و بازگشت به بت پرستی نیست، بلکه به معنای شکستن پیمان ولایت و نافرمانی پیامبر ( صلی الله علیه و  آله و سلم ) در امر خلافت است.

آیت الله سبحانی معتقد است که این ارتداد به معنای کفر و الحاد و بازگشت به جاهلیت نیست، بلکه مراد از آن عدم وفای به پیمانی است که در روز غدیر خم از آنها گرفته شده بود.

امام خمینی (رحمة الله علیه) نیز در کتاب طهارت خود در بحث از این که آیا مخالفان شیعه کافرند یا نه، می‌گوید: صدق اسلام بر افراد به صرف اعتقاد به الوهیت، توحید، نبوت و معاد (مورد آخر اختلافی است) محرز است.

ایشان امامت را از اصول مذهب شیعه و مخالفت با آن را سبب خروج از تشیع، نه اسلام می‌داند. ایشان در این بخش روایاتی را که در آنها به اهل سنت نسبت کفر داده شده است، بررسی می‌کند و معتقد است که در این نسبت‌ها کفر به معنای اصطلاحی اراده نشده؛ چرا که این با اخبار مستفیضه بلکه متواتره در این باب و معاشرت شیعیان و ائمه با اهل سنت (حتی در مواردی که شائبه تقیه وجود ندارد) مخالف است. [6] ، [7]

بنابراین، از نظر شیعه ارتداد مطرح شده در این روایات با ارتداد افرادی؛ مانند اصحاب مسیلمه و یاران طلیحه بن خویلد و پیروان اسود عنسی و سجاح ، کاملا متفاوت است و فرق دارد. آنها حقیقتاً اسلام را کنار گذاشتند و کافر شدند؛ در حالی که کار آن دسته از صحابه نافرمانی پیامبر و شکستن پیمان ولایت بود.

از آن گذشته بنا به گزارش منابع تاریخی، امام علی ( علیه السلام ) در مواردی به خلفا مشاوره می‌داده و آنها را راهنمایی می‌کرده تا در فتوحات موفق شوند. [8] این نشانه رضایت ایشان به اصل این فتوحات است؛ هرچند که اگر این فتوحات با هدایت و رهبری امام علی ( علیه السلام ) انجام می‌شد بهتر بود و جلوی برخی از اشتباهات گرفته می‌شد.

بنابراین، آن کسانی که در فتوحات اسلام شرکت داشتند، همگی مسلمان بودند و برای گسترش اسلام تلاش کردند؛ هرچند که ممکن است اشتباهاتی و گناهانی در زندگی خود مرتکب شده باشند.


[1] ترجم لهم فی الکتب الرجالیة مثل، اعیان الشیعة، و رجال الطوسی، و معجم رجال الحدیث

[2] نک، الشیخ احمد الوائلی، هویة التشیع، ص 36.

[3] جامع الاصول، ج 11، ص 119- 123.

[4] «بینا أنا قائم إذا زمرة، حتی إذا عرفتهم خرج رجل من بینی و بینهم، فقال: هلم، فقلت: أین؟ قال: الی النار والله، قلت: و ماشأنهم؟ قال: إنهم ارتدوا بعدک علی أدبارهم القهقری. ثم إذا زمرة، حتی إذا عرفتهم خرج رجل من بینی و بینهم، فقال: هلم، قلت: أین؟ قال: إلی النار والله. قلت: ماشأنهم؟ قال: أنهم ارتدوا بعدک علی أدبارهم القهقری، فلا أراه یخلص منهم الا مثل همل النعم». صحیح بخاری، کتاب رقاق، باب 53، ح 2115؛ لسان العرب، ابن منظور، 15/135؛ الترغیب والترهیب، منذری، 4/422؛ النهایة فی غریب الحدیث، ابن اثیر 5/274؛ فتح الباری، ابن حجر 11/475؛ عمدة القاری، عینی 23/142؛ ارشاد الساری، قسطلانی، 9/342.

[5] برگرفته از سؤال 1589 (سایت: 1970)، نمایه: معنای ارتداد صحابه و اثبات آن .

[6] امام خمینی، کتاب الطهارة، ج 3، ص 437 ، چاپ اول، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1379.

[8] مصاحبه با آیت الله واعظ زاده خراسانی، نشریه حوزه، سال 24، شماره 141، مرداد و شهریور 1386، ص 39 – 52.

 

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: