۰

جایگاه و شخصیت زراره پیش امامان چگونه بود؟

کد خبر: ۱۹۵۸۴۰
۱۱:۰۶ - ۱۶ شهريور ۱۳۹۸

شیعه نیوز: زراره از اصحاب ائمه( علیه السلام ) است که نزد ایشان شأن و مقامی بزرگ داشته است. وی جزو اصحاب اجماع شمرده شده است که در وثاقت و راست گویی او بین اصحاب ائمه( علیه السلام ) اجماع و اتفاق است. اگر چه روایاتی در مذمت او وارد شده است، ولی در جمع بین روایات و نتیجه گیری نهایی، می توان به درستی به این نتیجه رسید که وی یکی از بزرگ ترین اصحاب ائمه ( علیه السلام ) بوده است.

پاسخ تفصیلی

زراره بن اعین شیبانی یکی از بزرگ ترین اصحاب امام باقر( علیه السلام ) و امام صادق( علیه السلام ) است که از این دو امام روایت نقل کرده است.[1]

اصل خانوادگی زراره به سرزمین "روم" می رسد و پدرش یکی از اهالی روم بود که به عنوان برده در بنی شیبان زندگی می کرد و چون قرآن را فرا گرفت از جانب آنان آزاد شد.[2]

به گفته شیخ طوسی؛ خاندان اعین جزو خانواده های معروف شیعه بودند که روایات، کتاب ها و اصول زیادی از خود به جا گذاشتند.[3]

نجاشی در اوصاف زراره چنین می نویسد: «شیخ و بزرگ اصحاب ائمه در زمان خودش بود، او قاری، فقیه، متکلم و شاعر و ادیب بزرگی بود که تمام صفات خوب در او جمع شده. زراره در آن چه می گوید و نقل می کند صادق و راست گو است».[4]

وی جزو اصحاب اجماع شمرده شده است که در وثاقت و راست گویی وی بین اصحاب ائمه( علیه السلام ) اجماع و اتفاق است.[5]

"کشی" در کتاب خود روایتی را از ابن قولویه و او به سندش از امام کاظم ( علیه السلام ) نقل می کند که: "در روز قیامت، ندا می رسد که اصحاب محمد بن عبدالله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) که به عهدشان پایبند بوده و آن را نقض نکردند، کجایند؟ پس سلمان، مقداد و ابوذر بلند می شوند،" سپس امام ( علیه السلام ) تا اصحاب امام باقر و صادق ( علیه السلام ) نام می برند و می فرمایند: " ندا می رسد که اصحاب امام باقر( علیه السلام ) و امام صادق( علیه السلام ) که عهدشان را نقض نکردند کجایند: آن گاه عده ای بلند می شوند که زراره هم در میان آنها است".[6]

اما در برخی از روایات مطالبی در باره زراره نقل شده است که امام ( علیه السلام ) او را ذمّ کرده و از او برائت و بیزاری جسته است.

ابو بصیر از امام صادق ( علیه السلام ) درباره آیه «الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم‏»[7] می پرسد که حضرت می فرمایند: ای ابو بصیر من و تو باید از این ظلم به خداوند پناه ببریم، مصداق این آیه، زراره و ابو حنیفه و اصحابشان هستند.[8]

این نظر امام صادق ( علیه السلام ) درباره زراره بعدها توسط خود ایشان به شدت انکار شد و نشان داد؛ روایاتی که در ذم زراره از ایشان صادر شده است برای حفظ جان زراره بوده است.

عبد الله بن زراره از امام صادق ( علیه السلام ) چنین نقل می کند که حضرت به او فرمودند: «به پدرت (زراره) سلام برسان و بگو همانا ایراداتی که من بر او می گیرم در واقع برای دفاع از او است، زیرا دشمنان ما به هر شخصی که ما از او تعریف و تمجید می کنیم، هجوم برده و او را اذیت می کنند و چه بسا او را به قتل می رسانند. من او را ذم کردم تا به واسطه انتسابی که او با ما پیدا کرده است، توسط مردم و دشمنان اهل بیت آزار نبیند. به خدا قسم که زراره بهترین اصحاب من و از بهترین اصحاب پدرم است».[9]

با توجه به چنین روایاتی که در حل تعارض بین روایات مدح و روایات ذمی که در مورد زراره بیان شده است، همه علما و فقها، شخصیت زراره را بزرگ دانسته و او را جزو برترین اصحاب ائمه ( علیه السلام ) می دانند. علامه حلی در جمع بین این دو دسته از روایات می گوید: با توجه به روایات ذم که "کشی" نقل کرده است {و در جمع بین آنها با روایات مدح} روایات این شخص پیش من مقبول است».[10]

علامه محسن امین نیز نام عده زیادی از علما را در کتاب خود بیان می کند که با توجه به هر دو دسته از روایات، زراره را بزرگ دانسته و شخصیت او را ستوده اند.[11]

در پایان متذکر می شویم؛ اگر چه زراره جزو ثقات و بزرگان اصحاب ائمه ( علیه السلام ) است، ولی پذیرش یک روایت به امور متعددی بستگی دارد؛ از جمله اگر یک روایت بخواهد مورد قبول واقع شود، غیر از مسائل مربوط به متن و صدور روایت، باید تمام افراد موجود در سند از درجه وثاقت و اطمینان برخوردار باشند و به صرف وجود یکی از ثقات در سند، نمی توان به صحت آن روایت حکم کرد، چه بسا شخص دروغ گو و کذابی روایتش را به شخصیت هایی همانند زراره نسبت دهد که قطعاً نمی توان با توجه به مورد اعتماد بودن زراره به عنوان یک نفر از افرادی که در سند واقع شده است، آن روایت و روایات مشابه را پذیرفت.


[1] طوسی، محمد بن حسن، رجال‏ طوسی، ص 337، انتشارات حیدریه، نجف، 1381ق.

[2] عاملی، محسن امین، أعیان‏الشیعة، ج ‏7، ص 46، دار التعارف، بیروت، 1406ق.

[3] طوسی، محمد بن حسن، فهرست‏ طوسی، ص 209، المکتبه المرتضویه، نجف، بی تا.

[4]نجاشی، احمد بن علی، رجال‏ نجاشی، ص 175، انتشارات اسلامی، قم، 1407ق.

[5]کشی، محمد بن عمر، رجال‏ کشی، ص 238، دانشگاه مشهد، 1348 ش.

[6] رجال‏ کشی، ص 9، با تلخیص و برداشت آزاد از حدیث.

[7]انعام، 82.

[8] رجال‏ کشی، ص 146.

[9] رجال‏ کشی، ص 138.

[10] حلی، حسن بن مطهر، الخلاصة، ص 76، دار الذخائر، قم، 1411ق.

[11] أعیان‏الشیعة، ج ‏7، ص 51.

 

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: