۰

تاریخ زندگی مادر پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم )

کد خبر: ۱۹۵۴۳۸
۱۱:۵۰ - ۱۲ شهريور ۱۳۹۸

شیعه نیوز: آمنه( سلام الله علیها ) دختر وهب‏ بن عبد مناف از مادری به نام «بره» متولد شد. عبدالمطلب او را برای فرزندش عبدالله در نظر گرفت و در نهایت او را به عقدش در آورد. آمنه از عبدالله پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم ) را حامله شد، و خود می‌گوید که در این حاملگی و زایمان درد و سختی نداشت.
جز آنچه در ارتباط با میلاد پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده، اطلاعات چندانی در مورد زندگی این بانوی بزرگ در دسترس نیست.
پاسخ تفصیلی
حضرت آمنه( سلام الله علیها ) دختر‏ وهب‏ بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب،[1] از مادری به نام «بره» دختر عبد العزى بن عثمان بن عبد الدّار بن قصى بود که البته مادر «بره» نیز دختر ام حبیب بنت اسد بن عبد العزى بن قصى بود.[2]
در منابع، ‌جزئیات چندانی از زندگی شخصی ایشان وجود ندارد، و تنها در دوره‌های خاصی؛ مانند ازدواج با عبدالله، و زمانی که پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم ) را حامله بود، به زندگی ایشان پرداخته شد.
ازدواج با عبدالله و حامله شدن به پیامبر اسلام
پس از ماجرای قربانی کردن صد شتر در مقابل قربانی نکردن عبدالله، عبدالمطلب همراه عبدالله به خانه وهب بن عبد مناف رفتند که سرور قبیله بنی‌زهره بود و برای خود و فرزندش خواستگاری کرد؛ آمنه که از دوشیزگان قریش شمرده می‌شد را براى عبدالله و «هاله» را برای خود.[3] طرف مقابل نیز بدین امر رضایت دادند و آمنه با عبدالله ازدواج کرد و همان روز مراسم عروسى بر پا شد.[4]
آمنه از عبدالله پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم ) را حامله شد، و براساس نقل‌هایی که از او وجود دارد، مصائب و دردهای این دوران را به جهت حامله بودن به پیامبر احساس نکرد: «زمانی که به او (پیامبر اسلام) حامله شدم اصلاً احساس نکردم (بر من راحت بود) و در دوران حاملگی اثر سنگینى حمل که بر حسب عادت به زنان دست می‌دهد به من دست نداد، در این میان خواب دیدم که گویا کسى نزد من آمد و گفت تو به «خیر الانام» حامله‌ای؛ زمانی که هنگام زائیدن رسید، بسیار به من آسان گذشت».[5]
ایمان آمنه
یکی از بحث‌های مهم؛ ایمان برخی از اقوام پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم ) است که مطالب و کتاب‌های مختلفی در مورد آن نگارش یافته است. البته عموم این بحث‌ها پیرامون ابوطالب می‌باشد. با این‌حال، بحثی نیز در مورد آمنه مادر پیامبر وجود دارد مبنی بر این‌که از چه دین و آئینی پیروی می‌کرد؟
در منابع شیعه، آمنه را فردی با ایمان معرفی کرده‌اند.[6] البته بیان حد و مرز این ایمان خود فرصتی مجزا می‌طلبد. برخی از استدلال‌هایی که بر این موضوع دلالت دارد، از این قرار است:
1. زمانی که پیامبر اسلام، حجة الوداع خود را تمام می‌کرد و در حال برگشت به مدینه بود، به قبرى رسید که در حال خراب شدن بود. ایشان پیش آن قبر مدت طولانی نشست، سپس به گریه افتاد و در بالای آن قبر گریه کرد. اصحاب به ایشان گفتند: یا رسول اللَّه این قبر کیست؟
فرمود: «قبر مادرم آمنه بنت وهب است. از خدای تعالى درخواست کردم اذن در زیارت وى به من بدهد، پس إذن داد و من به زیارت آمدم».
این روایت در منابع شیعه[7] و اهل‌سنت[8] نقل شده است.
حال بنابر آیه‌ای از قرآن، پیامبر اجازه حضور بر قبر کفار و مشرکان را نداشته است:
«و هرگز بر هیچ مرده‌اى از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش توقف نکن؛ چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مُردند».[9]
از مجموع آنچه بیان شد، استفاده می‌شود که آمنه فردی بر مذهب کفر و شرک نبود، بلکه فردی با ایمان بود.
2. امام صادق(ع) فرمود: «جبرئیل به حضور پیامبر آمد و گفت: یا محمد! براستى که خداى عزّ و جلّ درباره پنج نفر، تو را اجازه شفاعت داده است؛ شکمى که تو را حمل می‌کرد که آمنه دختر وهب باشد و ...».[10] از این روایت و روایات مشابه آن[11] که پیامبر را شفاعت کننده مادرشان می‌دانند استفاده می‌شود که آمنه مشرک نبود و در غیر این صورت شفاعت شامل او نمی‌شد.[12]
وفات آمنه
زمانی که پیامبر خدا( صلی الله علیه و آله و سلم ) شش ساله بود، آمنه به همراه پیامبر خدا به مدینه سفر کرد. برخی این سفر را به جهت زیارت قبر عبدالله شوهر آمنه دانسته‌اند که به همراه عبدالمطلب و ام ایمن انجام شد و در برگشت از آن سفر فوت کرد.[13]
برخی نیز معتقدند آمنه برای دیدار اقوام خود به مدینه رفته بود که در مسیر بازگشت از دنیا رفت.[14]
البته ممکن است هر دو نقل، درست بوده باشد و آمنه هر دو مورد را قصد کرده باشد.
محل دفن
در مورد محل دفن مادر پیامبر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم ) برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که در همین سفر در منطقه «ابواء»(منطقه بین جحفه و مدینه) درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.[15] اما گزارش‌های تآیید نشده می‌گوید در مکه در شعب «ابی دبّ الخزاعی» دفن گردید.[16]

[1]. شیخ مفید، محمّد بن محمد بن نعمان، المقنعة، ص 456، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
[2]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 2، ص 243، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق.
[3]. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج 1، ص 76،‌ بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، 1418ق.
[4]. ابن هشام، عبد الملک، السیرة النبویة، تحقیق، السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج 1، ص 156، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، بی‌تا؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 2، ص 249، بیروت، دار الفکر، 1407ق.
[5]. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 196، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1395ق؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق، مصحح، موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج 1، ص 373، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1404ق.
[6]. شیخ صدوق‏، اعتقادات الامامیة، ص 110، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، 1414ق.
[7]. شیخ مفید، الفصول المختارة، محقق، مصحح، میر شریفی، علی، ج 2، ص 64، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، ج 2، ص 64، قم، بیدار، چاپ اول، 1410ق.
[8]. نمیری بصری، عمر بن شبة بن عبیدة بن ریطة، تاریخ المدینة، محقق، فهیم محمد شلتوت، ص 119،‌ جدة، 1399ق؛ شیبانی، أحمد بن محمد بن حنبل، مسند أحمد بن حنبل، محقق، شعیب الأرنؤوط، عادل مرشد و ....، ج 38، ص 146، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
[9]. توبه، 84.
[10]. شیخ صدوق، الخصال، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 294، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1362ش.
[11]. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق، مصحح، رسولی محلاتی، هاشم، ج 2، ص 314، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، 1380ق.
[12]. ر. ک: «شفاعت در قیامت»، سؤال 440.
[13]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 1، ص 94،‌ بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق.
[14]. طبری آملی صغیر، محمد بن جریر، دلائل الامامة، ج 1، ص 188، قم، بعثت، چاپ اول، 1413ق؛ مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، تحقیق، نمیسی، محمد عبد الحمید، ج 1، ص 13، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1420ق؛
[15]. انساب الاشراف، ج 1، ص 94.
[16]. همان، 95؛ صالحی دمشقی‏، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج 2، ص 120، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1414ق.

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: