۱

سیمای مردان آخرالزمان

«هنگامی که در میان بیست نفر، کمتر یا بیشتر از مردان باشی و در چهره های آنها دقت کنی، و حتی یک نفر هم در میان آنها پیدا نکنی که برای خدا از او بترسند، بدان که امر فرج نزدیک شده است.»
کد خبر: ۱۹۴۳۵۸
۱۲:۰۶ - ۰۳ شهريور ۱۳۹۸

شیعه نیوز: در میان 20 نفر، 200 نفر و 2000 نفر، یک نفر پیدا کنید که برای خدا از او بترسند، یعنی او کسی باشد که امر به معروف و نهی از منکر کند، نفوذ کلمه داشته باشد، مردم حریم او را نگه بدارند و برای خدا از او بترسند و در حضور او مرتکب گناه نشوند! با کمال تأسف چنین فردی در میان صدها و هزارها نفر در عصر ما یافت نمی شود، کجا رسد که در میان 20 نفر پیدا شود.


امروز همه ترس ها از توپ و تفنگ است و احیاناً از پول و مقام. و این بسیار تأسف انگیز است. زیرا مردان، مسئول اهل و عیال خود هستند و مسئولیت اولاد و نواده های خود را به عهده دارند. هنگامی که آنها در برابر انحراف جوانان بی تفاوت باشند، از اشتباهات فرزندان چشم بپوشند و در تأمین خواسته های نفسانی همسرانشان کوشا باشند، خود در گستاخی جوانان سهیم هستند و با بی تفاوتی خود فرزندانشان را به این روز سیاه انداخته اند. هر فساد و تباهی در جامعه باشد، رجال جامعه از آن مسئول هستند، زیرا تنها آنهایند که وظیفه پرورش جامعه را بر عهده دارند و هرگونه فساد پیدا شود از ضعف تربیتی آنها ناشی می باشد.
ناگفته پیداست که رسول گرامی اسلامی صلي الله عليه و آله و سلم هر چه بگوید، از منطق وحی سخن می گوید، و حتی یک کلمه از خود سخن نمی گوید، چنانکه فرزندان معصوم او نیز هر چه بگویند از جد بزرگوارشان نقل می کنند. و اینک به دیگر اوصاف مردان این زمان از زبان پیامبر گرامی اسلامی صلي الله عليه و آله و سلم.
«بعد از عصر من هیچ فتنه ای برای مردان پیش نمی آید که زیانبارتر از فتنه ای باشد که از ناحیه زنان می رسد.» [1]


حدیث بعدی آن را تفسیر می کند:
«مردانی که از زنان اطاعت کنند هلاک می شوند.» [2]


در اینجا نگارنده لزومی نمی بیند که از بانوان محترم پوزش بطلبد، زیرا پر واضح است که منظور رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم پیروی مردان از زنان هوسران در زمینه تأمین امیال نفسانی آنهاست، وگرنه زن های بافضیلت خود اسوه و الگوی فرزندان می باشند و شریک زندگی همسران. احادیث بعدی نیز این معنی را روشن می کند:

«در مورد امت خود، از هیچ فتنه ای چون زن ها و مشروبات الکلی اندیشناک نیستم.» [3]


«بیشترین چیزی که در مورد شما از آن بیمناکم، فتنه نامرئی زنان است، و آن هنگامی است که غرق در طلا شوند، پولدار را به زحمت بیندازند، و بی پول را به چیزی که قدرت ندارد وادار سازند.» [4]
«فتنه سرا» که در این حدیث تعبیر شده معانی مختلفی می دهد که از آن جمله است: فتنه جانکاه، فتنه غرور انگیز و فتنه نامرئی، که همه این معانی در مورد زنان صادق است و نتایج شوم این فتنه را در جامعه خود به شدت احساس می کنیم. همین فتنه ها، اندیشه و بینش مردان پاک ربوده، به صورت بت های رویایی مردان درآمده اند، که تمام هم و غمشان تأمین خواسته های آنهاست، نه برای اینکه شریک زندگی آنهایند، بلکه برای اینکه عروسک و بازیچه های آنها هستند! و به تعبیر روشن تر، وسیله اشباع غرائز حیوانی آنهایند!.
«مرد از همسرش اطاعت می کند ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند و برای به هلاکت رسانیدن برادرش تلاش می کند، به همسایه اش ستم روا می دارد و پیوند خویشاوندی را قطع می کند و صدای فاجران بلند می شوند.» [5]


(شاید منظور از بلند شدن صدای فاجران، طنین انداختن صدای خواننده ها و نوازنده ها در فضای ممالک اسلامی باشد، و شاید منظور این باشد که دوران، دوران فاجران است و صدای آنها بلند است و دیوار مؤمنان کوتاه).
«تمام همت یک مرد شکم او خواهد بود، و قبله اش همسر او، و دینش درهم و دینار او». [6]


آنگاه از فتنه «مخنث» مستقلاَ بحث کرده می فرماید:
«خداوند لعنت کند مردی را که جامه زن به تن کند، و زنی را که جامه مرد بپوشد.» [7]


«خداوند لعنت کند مردان مخنث را، و زنان مترجل را». [8]
احادیث بعدی منظور از «مخنث» و «مترجل» را روشن می سازد.


«هنگامی که نابخردان بر سر کار باشند و زن ها مورد مشورت قرار گیرند.» [9]

آنگاه از مخنث و مترجل به صراحت گفتگو کرده می فرماید:
«هنگامی که مردها با مردان در آمیزند و زنها با یکدیگر»!!! [10]
«هنگامی که مردان به مردان بسنده کنند و زنان به زنان»!! [11]
«هنگامی که با خویشان در آمیزند و به آن بسنده کنند»!!! [12]
«هنگامی که با چهارپایان درآمیزند». [13]
«هنگامی که مرد برای آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار بگیرد»!. [14]
«هنگامی که پسر چون یک زن خود را در اختیار مشتری قرار دهد»! [15]
«مردان برای مردان آرایش کنند و زنان برای زنان»!! [16]
«مردان با مردان زفاف کنند، آنچنان که عروس با داماد زفاف می کند»!! [17]


ای پروردگار دانا و توانا! به تو پناه می بریم از اینکه دچار آتش خشم تو شویم، ای رسول گرامی اسلام! همه این فجایع شرم آور تحقق یافته، دیگر کسی نمی تواند وقوع آنها را انکار کند، در صورتی که تا عصر ما کسی نمی توانست امکان آن را باور کند! آنچه تا دیروز غیر ممکن به نظر می رسید، امروز جامه عمل پوشیده است! این فاجعه تنفر انگیز که تا نیمه قرن بیستم تحقق نیافته بود و کسی حاضر نبود امکان آن را بپذیرد و با کمال تأسف و تعجب در عصر ما تحقق یافت، در حدیث فوق با صراحت کامل بیان شده و در احادیث دیگری با تفصیلات بیشتری آمده است، که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

«مرد برای مرد شانه می زند و آرایش می کند، آنچنان که زن برای همسرش شانه می زند و خود را می آراید، مردان برای این کار اجرت می گیرند، و گاهی مورد رقابت طالبین واقع می شوند، و گاهی مرد ناموس مرد می شود و برای او غیرت به خرج می دهد و در راه او از بذل جان و مال دریغ نمی کند»!. [18]


«مردان امت من با طلا آرایش می کنند، حریر و دیبا می پوشند، و از پوست پلنگ برای خود جامه درست می کنند، در چنین زمانی باران بسیار می بارد ولی خیر و برکت کم می شود و زلزله فراوان می گردد.» [19]
«مرد برای تأمین زندگی خود فروشی می کند و زن نیز»! [20]
«در آن زمان برای پسر همچون دختری خانه دار غیرت ورزیده می شود»! [21]


«دنیا را در برابر دیدگانت مجسم کن: هنگامی که امت من نماز را ضایع کنند، از شهوات پیروی کنند، قیمت ها بالا رود، همجنس بازی شایع شود، دیوارهای منازل تزیین گردد، کاخ ها و ساختمان ها بلند ساخته شود، بر پوست های پلنگان سوار شوند، آنچه بیابند بخورند، زیور آلات بپوشند و معصیت به صورت وسیله مباهات و فخرفروشی درآید». [22]


در حدیثی از پوشیدن پوست پلنگ گفتگو شده که به صورت رائج عملی شده است و در این حدیث نیز از سوار شدن بر پوست پلنگ بحث شده، آن نیز تا حدی عملی شده، در خانه ها و در ماشین ها روی پوست های پلنگ می نشینیم، و آنچه از حلال و حرام می یابیم می خوریم، حتی گوشت های منجمد وارداتی از کشورهای غیر اسلامی که در حکم میته است در بازار مسلمانان عرضه می شود و سازمان های دفاع از حقوق همجنس بازان تشکیل می گردد، و گناهان وسیله مباهات و فخرفروشی و نشانه روشنفکری و تمدن شده است.

«بعد از من اقوامی می آیند که غذاهای بسیار لذیذ و رنگارنگ می خورند، بر مرکب ها سوار می شوند، همچون زنی که برای شوهرش آرایش کند آرایش می کنند، همچون زن ها خودنمایی می کنند، سیمای آن ها چون پادشاهانی طغیان گر است، آنها منافقین امت در آخرالزمان هستند که مشروب می خورند، قمار می بازند، از خواسته های نفس پیروی می کنند، از نماز جماعت دوری می گزینند، به هنگام شب زنده داری می خوابند، و در مورد نماز صبح سستی می کنند، مثل آنها مثل درخت «دفلی» است که شکوفه ای بسیار زیبا و طعمی بسیار تلخ دارد، گفتارشان حکیمانه و کردارشان بیمارگونه است و بیماری شان علاج ناپذیر». [23]


فرازهای حدیث بسیار روشن است و نیازی به توضیح ندارد، فقط اشاره می کنیم که از مرکب های آخرالزمان «دواب» تعبیر کرده، و آن به معنای جنبنده است و شامل همه مرکب های عصر حاضر از ماشین و قطار و هواپیما می شود، که «دبیب» در لغت به معنای: حرکت و سرعت است، و هر جنبنده سریع را شامل می شود.


و اینکه نمونه هایی از کلمات گرانقدر امیرمؤمنان عليه السلام را در اینجا می آوریم و از دیگر معصومین در این بخش کمتر نقل می کنیم، زیرا بیشتر احادیث دیگر معصومین شبیه فرمایشات جد بزرگوارشان می باشد.


امیرمؤمنان عليه السلام می فرماید:
پیشوای پرهیزکاران مردم آخرالزمان را آن چنان توصیف کرده، که گویی در قرن بیستم زندگی می کند و بر تمام اسرار مردم این عصر واقف است. و اینک فرازهایی از سخنان آن بزرگوار:
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می بیند و اعتراض نمی کند، از آنچه از طریق خودفروشی به دست آورده می گیرد و می خورد، اگر انحراف سراسر وجودش را فراگیرد اعتراض نمی کند، به آنچه انجام می شود و در حقش گفته می شود گوش نمی دهد...» [24]


«زن با زن می آمیزد و همانند عروس که برای داماد آرایش کند برای یکدیگر آرایش می کنند.» [25]
«هنگامی که این اوصاف تحقق پذیرد، فتنه هایی برای آنها روی می آورد که تاب مقاومت ندارند.» [26]
و اینک نزدیک نیم قرن است که این فتنه ها بر ما روی آورده، دیگر خواب آرامی نداریم، توپ های دشمن صهیونیستی ما (شیعیان جنوب لبنان) را از خواب بیدار می کند و هستی ما را بر باد می دهد.
«هنگامی که زن از راه نامشروع پول به دست آورد و مرد از درآمد او بخورد! وضع نامطلوب او را بداند و با او زندگی کند! زن و کنیز و دخترش را به کرایه بدهد و به لذایذ پست دنیا راضی شود!» [27]
شرم آور اینکه نمونه های آن در عصر ما یافت شده، آن هم نه در میان خانواده های فقیر که برای تأمین زندگی باشد، بلکه حتی در میان طبقه حاکمه در برخی از کشورها، که مافوق قانون هستند و قانون به کلبه های آنها راه ندارد!
«مرد را برای پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند»!! [28]


چقدر فراوانند مردان بافضیلتی که برای حجاب و عفت همسرانشان مورد سرزنش قرار می گیرند؟! و چقدر فراوانند زنان و دخترانی که علیرغم علاقه پدر و همسر به حجاب و پوشش اسلامی علاقه ای نشان نمی دهند؟! و چقدر فراوانند مردانی که از طرف مردم سهل انگار به سخت گیری متهم شده اند؟! و تنها جرمشان این بوده که از همسر و دختر خود خواهش کرده که لباس موقرتری بپوشند! و اگر خواهش روسری کرده باشند، در این صورت به ارتجاع و خرافه پرستی متهم می شوند!
«مرد اموال فراوانی در راه های غیر مشروع خرج می کند و کسی به او اعتراض نمی کند، ولی از خرج پولی کم در راه خدا بازداشته می شود.» [29]
همه پولداران به این مسئله مبتلا هستند.


امام صادق عليه السلام می فرماید:
«هنگامی که ببینی که اگر مردی یک روز گناه بزرگی انجام نداده باشد، از قبیل: فحشاء، کم فروشی، کلاهبرداری و شرب خمر، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است.» [30]
«و می بینی که زندگی مرد از کم فروشی و تقلب تأمین می شود.» [31]


از بدشانسی ماست که در عصر ما در میان هر گروه از طبقات مختلف تجار و کسبه تعداد بسیار زیادی یافت می شود از کسانی که پایه زندگیشان بر تقلب و حقه و خیانت استوار است و زندگی شان از این راه تأمین می شود؟! و در ضمن روایت مفصل تری می فرماید:

«و می بینی که گناهان علنی شده، مردان به مردان بسنده کرده، زنان با زنان در آمیخته، مردان برای مردها آرایش کرده، زنان برای زن ها خود را آراسته، زندگی مرد از خودش تأمین می شود، زن نیز از خودفروشی تأمین معاش می کند، مردان اموال فراوانی در راه تأمین مسائل جنسی می پردازند، برای مرد نیز چون یک همسر غیرت و حسادت مبذول می شود، مرد برای آمیزش با جنس مخالف سرزنش می شود، عاق والدین شدن علنی شده، پدر و مادر در پیش فرزند خوار شمرده می شوند و از دیدگاه فرزند پست تر از هر فرد دیگری به شمار می آیند... و می بینی که نشانه های حق پوسیده شده است، در چنین زمانی از خشم خدا در حذر باش و از خدای تبارک و تعالی نجات بطلب، و بدان که مردم مورد خشم و غصب پروردگار هستند و خداوند برای جهاتی به آن مهلت می دهد، منتظر باش، و تلاش کن که خداوند تو را در وضعی برخلاف وضع آنها ببیند.» [32]
و چقدر کم هستند آنها که منتظر و علاقمند نجات و رستگاری اند!.

 

[1] نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 533
[2] نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 638
[3] همان مدرک صفحه 540
[4] الحاوی للفتاوی جلد 2 صفحه 138 و نهج الفصاحه جلد 1 صفحه 61
[5] الزام الناصب صفحه 181، بشاره الاسلام صفحه 22 و 76 و بحارالانوار جلد 52 صفحه 263
[6] بشاره الاسلام صفحه 132
[7] نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 473 و بشاره الاسلام صفحه 23
[8] نهج الفصاحه جلد 2 صفحه 474
[9] بشاره الاسلام صفحه 44
[10] کشف الغمه جلد 3 صفحه 324، منتخب الاثر صفحه 435 و المهدی صفحه 199 و 219
[11] منتخب الاثر صفحه 425، الزام الناصب صفحه 64، 182 و 195، بشاره الاسلام صفحه 5، 26، 76 و 99، الامام المهدی صفحه 217 و 227، بحارالانوار جلد 5 صفحه 70 و جلد 52 صفحه 192 و 228 و اعلام الوری صفحه 433
[12] الزام الناصب صفحه 183، بشاره الاسلام صفحه 133 و منتخب الاثر صفحه 429
[13] منتخب الاثر صفحه 430
[14] بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، منتخب الاثر صفحه 430 و بشاره الاسلام صفحه 131-135
[15] الزام الناصب صفحه 183، منتخب الاثر صفحه 429، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257 و 135
[16] بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، منتخب الاثر صفحه 429 و بشاره الاسلام صفحه 131
[17] بشاره الاسلام صفحه 76 و الزام الناصب صفحه 121 و 195
[18] الزام الناصب صفحه 183، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، بشاره الاسلام صفحه 133 و منتخب الاثر صفحه 429
[19] منتخب الاثر صفحه 431، الزام الناصب صفحه 182 و بشاره الاسلام صفحه 22 و 26
[20] بحارالانوار جلد 52 صفحه 257 و بشاره الاسلام صفحه 133
[21] منتخب الاثر صفحه 433، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257، الزام الناصب صفحه 182 و بشاره الاسلام صفحه 26
[22] الامام المهدی صفحه 219، منتخب الاثر صفحه 431، بشاره الاسلام صفحه 23 و الزام الناصب صفحه 181
[23] منتخب الاثر صفحه 427 و الزام الناصب صفحه 21
[24] الزام الناصب صفحه 195 و بشاره الاسلام صفحه 77
[25] همان مدرک پی نویس قبل
[26] بشاره الاسلام صفحه 78
[27] الزام الناصب صفحه 183، منتخب الاثر صفحه 430، بحارالانوار جلد 52 صفحه 257 و بشاره الاسلام صفحه 132
[28] بشاره الاسلام صفحه 133 و الزام الناصب صفحه 183
[29] بحارالانوار جلد 52 صفحه 256، بشاره الاسلام صفحه 132، و الزام الناصب صفحه 183
[30] منتخب الاثر صفحه 431، الزام الناصب صفحه 183، بشاره الاسلام صفحه 133 و بحارالانوار جلد 52 صفحه 259
[31] الزام الناصب صفحه 183
[32] بحارالانوار جلد 52 صفحه 256-300، بشاره الاسلام صفحه 131-135، منتخب الاثر صفحه 425، 429 و 432، الزام الناصب صفحه 183 و بحارالانوار جلد 51 صفحه 70 و المهدی صفحه 217

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرات بینندگان
سید رسول زنگانلی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۶/۲۰
تماما خرافاته جمع کنید لطفا.