۰

عوامل اصلی خودکشی و سرگشتگی انسان

استاد انصاریان گفت: انسان ها به دلیل شدت سرگردانی و حیرت و جهل به خود، به انواع معاصی و گناهان پناه می برند و گناهکاران با توجیه خوش بودن به گناه آلوده می شوند...
کد خبر: ۱۷۹۶۵۴
۱۵:۱۶ - ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
به گزارش «شیعه نیوز»، استاد حسین انصاریان در حسینیه بنی الزهرا(س) با تأکید بر اهمیت خودشناسی که انسان کیست و از کجا آمده، به کجا می رود و به چه منظور آمده گفت: این مجموعه مسائل را که شناختش فوق العاده مهم است و هیچ مکتب و مدرسه ای در شرق و غرب هنوز جواب کاملی برای آن پیدا نکرده است لذا میلیاردها نفر در حوزۀ زندگی سرگردان هستند، سرگردان بودند و در آینده نیز سرگردان خواهند بود.

وی، علت فشار روانی این افراد را عدم شناخت صحیح و دقیق از خود و شئون خود عنوان کرد و افزود: این افراد برای سؤالاتی چون سفرش از کجا آغاز شده و به چه علتی در دنیا زندگی می کند و به کجا می خواهد برود، جوابی ندارد.

عوامل اصلی خودکشی و سرگشتگی انسان

وی ادامه داد: عدم امنیت درون،  فشار  و جهل شخص را وادار به خودکشی می کند، و بر اساس آمارهای جهانی میزان خودکشی افزایش پیدا کرده یا فشار فکری او را دیوانه می کند و دچار یک بیماری روانی سختی می شود که فرد گوشه گیر می شود و نسبت به همۀ بستگان و مردم خیلی بی حوصله می شود.

این استاد حوزه با اشاره به اینکه خودکشی در میان کسانی است که ارتباطشان با خدا قطع است، افزود: در میان مؤمنین ضعیف و معمولی نیز خودکشی وجود ندارد چراکه بر اساس آیه قرآن «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ» (انعام، 82) مؤمن در همین دنیا نسبت به خودش در امنیت کامل به سر می برد و این خبر پروردگار است.

مؤمن به دلیل آرامش درونی خود گرفتار جنون نمی شود

استاد انصاریان تصریح کرد: در روایتی از امام صادق(ع) نیز آمده است مؤمن به خاطر آرامشی که دارد گرفتار جنون نمی شود، چون همه چیز خودش را می داند که از کجا آمده و دقیقاً به آن معتقد و عالِم است و یقین دارد که «انا لله» ما از سوی خدا آمدیم.

وی بر اساس آیات و روایات از دنیا به عنوان محل تجارت نام برد و افزود: شاهکار آیات مربوطه به تجارت در این دنیا در سورۀ فاطر و سورۀ صف است، «هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ» (صف، 10) باید توجه داشت که این شناخت چه آرامشی به انسان می دهد که در آن تجارت شما را از عذاب دردناک پروردگار نجات می دهد و سپس مواد این تجارت بر اساس این آیه «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ» (صف، 11) وابستگی به خدا، ارتباط با خدا، تکیه کردن به خدا؛ این یک مورد تجارت است.

استاد انصاریان در ادامه سخنان خود گفت: «تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» و «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» (رعد، 28) این وابستگی به پروردگار عجیب آرامش می دهد، که نمونه این آرامش در احوالات ابوذر از اصحاب پیامبر(ص) قابل مشاهده است.  ایشان در تبعیدش به شام سپس به ربذه با وجود اینکه دخترش هم با او بود حتی یکبار هم در آن بیابان بی آب و علف اعلام نارضایتی از این شکل زندگی خود نکرد درحالی که ایشان بخاطر فشار گرسنگی و تشنگی شدید از دنیا رفت.

این استاد حوزه ادامه داد: ابوذر در یک توکل عظیمی به سر می برد، چراکه می دانست حرکتش من الله بوده، اینجا هم یک تجارت خانه است، با پیوند با پیغمبر به امیرالمؤمنین(ع) موفق به تجارت بسیار بالایی شده که محصول آن تجارت در همین تبعید ربذه با او بود و چون می دانست با دست پر می رود، او نگران این وضع زندگی و مرگ خود بود.

استاد انصاریان اضافه کرد: ابوذر با این دیدگاه زندگی می کرد که «قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا» (توبه، 51) هر طرحی که خدا برای من ریخته من به آن شادم و غیر از طرح پروردگار هیچ چیز حمله به من نمی کند و به ما نمی رسد.

وی نگاه ابوذر به دنیا را محلی برای ساختن مؤمن ذکر کرد و بیان داشت: ابوذر چنین می اندیشید که طرح حق این بود که من یک مؤمن درست باشم و با ظلم و ظلم اقتصادی حکومت مخالفت کرده و مبارزه کنم و حجت را بر همه تمام کنم، طرح این بود که من بیایم ربذه و خدا خواسته که من در ربذه از دنیا بروم.

اهل خدا خود را می شناسند و مملوک پروردگار می دانند

وی خاطر نشان کرد: من گمان نمی کنم جوان های نسل امروز دنیا  که خودشناس، خداشناس و محل شناس نیستند و آینده نگری دقیقی ندارند بتوانند یک روز آن سنگینی شدید بار تبعید ابوذر را تحمل کنند؛ اهل خدا یک نگاه دیگر دارند، اهل خدا خوب خود را می شناسند، می دانند که مملوک هستند، هیچ چرخی در این عالم به ارادۀ آنها نمی چرخد و به ارادۀ حق می چرخد، گردش هر چرخی را در این عالم با نگاه رضایت می بینند.

این مفسر قرآن کریم به روایاتی از امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد و افزود: «الدنیا متجر» یعنی همین جایی که زندگی می کنیم، خیلی عجیب است «الدنیا دار الصدق» است و دنیا یک جای حقی است و این دید مؤمن است که من را به یک جای حق، یک جای صدق و یک جای بسیار درست آوردند.

استاد انصاریان در ادامه از نامه حضرت علی(ع) در «نهج البلاغه» به یک استاندار خود اشاره کرد و افزود: از مضمون آن نامه برمی آید دنیا برای کسانی که خود و شئون خود را نمی شناسند چراگاه شکم است، روزی هم که اهدافشان محقق نشود دیوانه می شوند، یا خودکشی می کنند، یا یک گوشه در کمال نارضایتیِ از زندگی می افتند.

دنیا محل تجارت انسان است

وی اضافه کرد: آن کسی که مؤمن است خود را در آغوش خدا می بیند، دنیا را هم محل تجارت می داند که خدا محل تجارت قرارش داده، خوب هم تجارت می کند.

وی بیان کرد: «تهجد» به معنی شب زنده داری طرحی است که خداوند برای بندگان ارائه کرده است که حتی اگر بنده حوصله انجام آن را ندارد هم انجام ندهند و این یک گوشۀ تجارت در این دنیاست.

به گفته وی بر اساس این آیه «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّة أَعْيُن» (سجده، 17) یک فرشته، یک جن، یک آدمیزاد در این عالَم هستی از پاداش دلشاد کننده ای که برای تهجد آخر سحر انجام می دهد خبر ندارد، فقط خود پروردگار ثواب این عمل مستحبی را می داند.

دعای خیر برای دیگران نمودن باعث نجات از جهنم خواهد شد

این پژوهشگر علوم و معارف قرآنی با بیانِ روایات در خصوص رحمتِ الهی در روز قیامت گفت: فردی در قیامت اعمالش نمی تواند او را به بهشت برساند و پس از محاسبه اهل دوزخ می شود با گفتن اینکه باشد، این هم رقم مولای من است. این خود شعاعی از ایمان است که شخص می گوید: این رقم اوست، من باید بروم دوزخ می روم.

استاد انصاریان ادامه داد: وقتی که در قدم اول به سمت دوزخ حرکتش می دهند هر چه مرد مؤمن و زن با ایمان است ناله می زنند: خدایا این فرد را به جهنم نبر چراکه این فرد به گردن کل ما حق دارد، این شخص از تو درخواست می کرده مؤمنین و مؤمنات را بیامرز و این فرد به گردن ما حق دارد، تو دعایش را در حق ما مستجاب کردی. خطاب می رسد: نگران نباشید، او را با خود به بهشت ببرید.

وی تأکید کرد: اینجا به نظر قرآن تجارت خانه است و اهل ایمان به این معرفت پیدا کرده اند؛ علتش این است که  با نبوت و ولایت اهل بیت(ع) و قرآن ارتباط دارند و جهل خود را با نبوت و امامت و وحی معالجه کرده اند، می فهمند چه کسی هستند، کجا هستند، برای چه اینجا هستند، کجا می خواهند بروند، بنابراین آرامش داشته و راحت هستند.

استاد انصاریان با انتقاد از رفتار برخی افراد گفت: برخی ها در کشور ما همه چیز دارند ولی باز از خدا، روزگار، مردم و خود گلایه مند هستند، چراکه خود را نفهمیده اند و آگاه به خود نیستند.

نویسنده کتاب «شیطان و اهل تقوی» با بیان روایت دیگری از حضرت علی(ع) افزود: آن کسی که خودش را نشناخته و نمی داند از کجا آمده و کجا می رود یک علف خوار است که دنیا را چراگاه دیده است و چنین شخصی وقتی در فشاری قرار می گیرد دیوانه شده و تعادل روانیش به هم می خورد، گوشه گیر می شود و به همه چیز بدبین می شود.

قیمت انسان بعد از خدا در میان همۀ موجودات بالاترین قیمت است

استاد انصاریان در ادامه سخنان خود روایتی از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده و بیان داشت: «هلک امرؤ لم یعرف قدره و یتعدی طوره» هلاک و بدبخت است کسی که خودش را نشناخت و نفهمید چه کسی است، چه چیزی است، از کجا آمده، در کجا آمده، برای چه آمده و کجا می رود و از حدود انسانیت خود تجاوز کرد و همانند حیوانات مرزهای شهوت رانی را به روی خود باز کرد.

این محقق حوزوی تصریح کرد: انسانهایی هم که بیدار می شوند ارزش و قیمت پیدا می کنند و این بیداری خیلی قیمت دارد.

وی خاطر نشان کرد: وقتی آدمی خود را بفهمد، خودش و قیمت خود را بداند، آن وقت حاضر نیست خود را با شیاطین و هوای نفس و شهوات نامشروع معامله کند؛ چراکه می داند قیمتش بعد از خدا در میان همۀ موجودات بالاترین قیمت است. کلام امیرالمؤمنین(ع) است که می فرمایند: «قیمة کل امرءٍ ما یحسنه» بالاترین قیمت برای انسان است.
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: