۲
شهید «سید مصطفی موسوی»؛

جوان ترین شهید مدافع حرم + تصاویر

«سید مصطفی موسوی» جوان سال ترین شهید در میان این 4 تن بود که البته باید او را کم سال ترین شهیدِ ایرانی«مدافع حرم»، از آغاز جنگ در «سوریه» به شمار آورد.
کد خبر: ۱۰۵۵۸۹
۰۹:۴۶ - ۲۶ آبان ۱۳۹۴
به گزارش «شیعه نیوز»، در آخرین روز ماهِ خون و قیام، به دنبال شهادت 4 تن از بسیجیان تهرانی در سوریه، تعداد شهدای ایرانی «عملیات محرم» از 50 تن گذشت. اسامی این عزیزان که پیکرهای مطهرشان به میهن بازگشت عبارت است از: «محمد رضا دهقان»، «سیدمصطفی موسوی»، «احمد اعطایی»و «مسعود عسگری».

«سید مصطفی موسوی» جوان سال ترین شهید در میان این چهار تن بود که البته باید او را کم سال ترین شهیدِ ایرانی«مدافع حرم»، از آغاز جنگ در «سوریه» به شمار آورد(حدود 20 سال).

 

روحمان با یادش شاد

هدیه به روح بلندپروازش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جوان ترین شهید مدافع حرم + تصاویر

جوان ترین شهید مدافع حرم + تصاویر

جوان ترین شهید مدافع حرم + تصاویر

 انتهای پیام/654
منبع: مشرق
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
نظرات بینندگان
سائل الحسن
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۶
خوش شانس برنده فلان ماشین نیست خوش شانس کسی است که میهمان شخص حضرت ابا عبدالله الحسین صلوات الله علیه است راستی بهش حسودی ام می شه ولی قول می دهم هر روز 10 صلوات برایش هدیه کنم تا انشا الله شاید دست ما را هم بگیرد
حسروی راد
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۱
از قول مادربزرگوارش
سید مصطفی موسوی جوانترین شهیدمدافع حرم
تاریخ تولد: 18/8/1374
شهادت21/8/1394
دانشجورشته مکانیک وردی94
اوعاشق وشیفته اهل بیت بودوازمریدان حضرت آقا سید علی خامنه ای بود.مادراو می فرماید. که از دوسال پیش برای اینکه به نبرد کفار برود کم کم مرا آماده میکرد ومی گفت برای رسیدن به خدا باید که از عزیزترین چیزها گذشت من آن روزها متوجه نبودم که چه می گوید تا اینکه قبل ازرفتن به اوگفتم که چند سالی صبر کن وبه تحصیلت ادامه بده تا درآینده برای کشورت مثمرثمرتر باشی،سیدمصطفی درجواب به من گفت که مادربرای هر کسی یک روزی روز عاشورا می باشدوباید بین راه حق وباطل یکی راانتخاب نمایدو من صدای هل من ناصرینصرنی را می شنوم.درجواب اوگفتم مگرشما صدای هل من ناصرینصرنی شنیدید؟!گفت مادر به شما چه بگویم که من دراینجا مشغول تحصیل باشم وحرم عمه ام زینب را به گلوله ببندند!من حاضرم که درمقابل حرم به ایستم وهرچه گلوله هست بمن بخورد.
اویک آرزو داشت که دوزانو درمقابل حضرت آقابنشیند واز ایشان انگشتری هدیه بگیرد ولی اطاعت از اوامر ولی امرش ونبرد با کفار از همه آرزوهایش برایش شیرین تر و گواراتر بود وبه آرزویش یعنی شهادت درراه اهل بیت عصمت وطهارت واجداد پاکش رسید.وهمچون جده بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا(س) پهلویش شکافت وهمچون علی اصغر(ع)حنجره اش شکافت وهمچون جدبزرگوارش امام حسین(ع) قلبش هدف تیر نابکاران شد تا مادرش در غم او آرام گیرد.
روحش پرفتوح