سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیدهبان شیعه

سرویس عکس

سرویس فیلم

پادکست

سردبیر

صفحات داخلی

وقتی پدر و مادر عاق فرزند می‌شوند

«عاقت می‌کنم!» این جمله را شاید بارها در فیلم‌ها، سریال‌ها یا دعوای خانوادگی همسایه شنیده باشیم. کلمه‌ای سنگین است که بوی طرد و نفرین می‌دهد. در فرهنگ عمومی ما عاق، چیزی شبیه حکم دادگاه است. پدر یا مادر آن را صادر می‌کند و فرزند بی‌آنکه حق اعتراض داشته باشد، محکوم می‌شود.
کد خبر: ۳۲۸۳۱۰
۱۴:۲۵ - ۱۲ آبان ۱۴۰۵

به گزارش «شیعه نیوز»، همه از «عاق والدین» می‌ترسیم. اما در روایات شیعه مفهومی هست که کمتر شنیده‌ایم: «عقوق‌الأبناء». یعنی پدر و مادر هم ممکن است در حق فرزندشان مقصر شوند.


 عاق، خیابان یک‌طرفه نیست!

«عاقت می‌کنم!» این جمله را شاید بارها در فیلم‌ها، سریال‌ها یا دعوای خانوادگی همسایه شنیده باشیم. کلمه‌ای سنگین است که بوی طرد و نفرین می‌دهد. در فرهنگ عمومی ما عاق، چیزی شبیه حکم دادگاه است. پدر یا مادر آن را صادر می‌کند و فرزند بی‌آنکه حق اعتراض داشته باشد، محکوم می‌شود.

اما اگر سراغ متون دینی برویم، تصویر دیگری می‌بینیم. در منابع شیعی، عاق یک خیابان دوطرفه است. همان‌طور که فرزند ممکن است در حق پدر و مادر کوتاهی کند، پدر و مادر هم ممکن است در حق فرزند کوتاهی کنند. اسم این روی دیگر سکه، «عُقوق‌الأبناء» است.

 روایتی که کمتر روی منبر شنیده‌ایم

در روایتی منسوب به پیامبر اکرم صلی‎الله‎علیه‌وآله‌ آمده است:

«یَلْزَمُ الوالِدَینِ مِنَ العُقوقِ لِوَلَدِهِما ما یَلْزَمُ الوَلَدَ لَهُما مِن عُقوقِهِما»

یعنی همان عاق شدنی که فرزند را به خاطر رفتارش با پدر و مادر گرفتار می‌کند، دامن پدر و مادر را هم به خاطر رفتارشان با فرزند می‌گیرد. (الخصال،ج ۵۵، ص۱)

این جمله قاعدۀ ذهنی ما را به هم می‌ریزد. عاق دیگر فقط سلاحی در دست والدین نیست و معیاری برای سنجیدن رفتار هر دو طرف است. پدری که فرزندش را تحقیر می‌کند، مادری که بین بچه‌ها تبعیض می‌گذارد و والدینی که تربیت را با تنبیه و توهین یکی می‌دانند، ممکن است خودشان مصداق «عاق فرزند» باشند.

روایت تکان‌دهندۀ دیگری هم در منابع حدیثی هست: «خدا لعنت کند پدر و مادری را که فرزندشان را به عاق شدن وادار کنند.» (وسائل‌الشیعه، ج ۱۵، صفحۀ 123) در مقابل آمده است: «خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را در نیکی کردن به خودش یاری کند.» ( الکافی، جلد ۶، باب «برّ الأولاد»)

پس از نگاه دین، نیکی فرزند به والدین فقط وظیفۀ فرزند نیست. محصول رفتار والدین هم هست. پدر و مادری که با سخت‌گیری بی‌منطق، مقایسه‌های مدام و بی‌احترامی، فرزند را تا مرز طغیان می‌برند، در گناه او شریک‌اند.

اما یک پدر یا مادر چطور فرزندش را به نقطۀ عصیان می‌رساند و خودش در نامۀ اعمالش «عاق فرزند» ثبت می‌شود؟

بر اساس این آموزه‌های شیعی، والدین در چند ایستگاه کلیدی مرتکب «عقوق الأبناء» می‌شوند:

1. زخم تبعیض و مقایسه:

در روایات آمده است که پیامبر صلی‎الله‎علیه‌وآله‌ مردی را دیدند که دو پسر داشت؛ یکی را بوسید و دیگری را رها کرد. حضرت بلافاصله به او نهیب زدند: «چرا میانشان به عدالت رفتار نکردی؟!» پدر و مادری که در تقسیم محبت، توجه، لبخند یا امکانات، یکی را «نورچشمی» می‌کنند و دیگری را به حاشیه می‌رانند، با دست خودشان بذر خشم و کینه را در دل فرزند می‌کارند.

۲. تحقیر شخصیت و سخت‌گیری در پذیرش عذر:

در ادامۀ همان حدیث «خدا رحمت کند والدی را که فرزندش را بر نیکی یاری می‌دهد»، از امام صادق علیه‌السلام پرسیده شد که والدین چطور چنین کاری می‌کنند؟ امام چهار دستورالعمل فوق‌العاده را نام بردند:

از خطای او بگذرند و عذرش را بپذیرند؛

او را به خاطر لغزش‌هایش سرزنش و ملامت مداوم نکنند؛

بار سنگین‌تر از توانش را بر دوشش نگذارند؛

و میان او و نافرمانی خدا حائل شوند (او را به سمت گناه و خشم هل ندهند).

۳. گروگان‌گیری عاطفی به نام «شیرم را حلالت نمی‌کنم!»:

بسیاری از والدین در فرهنگ ما، مرز میان «احترام» و «اطاعت محض در تمام جزئیات زندگی شخصی» را گم کرده‌اند. جوانی که می‌خواهد رشتۀ تحصیلی، شغل، همسر یا سبک زندگی مباح خودش را انتخاب کند، اگر با باج‌گیری عاطفی والدین و تهدید به «عاق کردن» روبه‌رو شود، در واقع قربانی سوءاستفاده از قدرت والدگری شده است. در فقه شیعه، اطاعت از والدین در اموری که واجب شرعی نیستند، تنها تا جایی موضوعیت دارد که مخالفت با آن، موجب اذیت واقعی ناشی از شفقت والدین شود، نه اینکه ابزار دیکتاتوری و سلب استقلال زندگی یک انسان بالغ گردد.

 حق فرزند چیست؟

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه (حکمت ۳۹۹)، بعد از بیان حق پدر بر فرزند، از حق فرزند بر پدر می‌فرماید: «وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ یُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ»

یعنی حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو برایش بگذارد، او را خوب تربیت کند و قرآن به او بیاموزد.

این سه مورد را اگر به زبان امروز ترجمه کنیم، می‌شود هویت، تربیت و معنا. نام نیکو یعنی کرامت و هویتی که فرزند به آن افتخار کند. تربیت نیکو یعنی مهارت زندگی، اخلاق و ادب. آموختن قرآن یعنی ریشه‌دار کردن او در معنا و معنویت.

امام سجاد علیه‌السلام هم در «رسالة‌الحقوق» به پدر یادآوری می‌کند که فرزند پاره‌ای از وجود اوست. پدر در برابر خدا مسئول است که او را خوب تربیت کند، به سوی پروردگارش راهنمایی کند و در اطاعت از خدا یاری‌اش دهد. نکتۀ ظریف این است که امام می‌فرماید پدر باید طوری رفتار کند که «در نیکی به فرزند، امید پاداش داشته باشد و در بدی به او، از کیفر بترسد». یعنی رابطه با فرزند هم میدان پاداش است و هم میدان مجازات.

افسانۀ «عاق کردن» و محرومیت از ارث

اینجا باید یک باور غلط رایج را هم اصلاح کرد. در فقه شیعه عاق شدن یک حکم انشایی نیست که با گفتن «عاقت کردم» اجرا شود. عاق، وضعیتی است که از رفتار ناشایست فرزند، مثل آزار و بی‌احترامی و رنجاندن بی‌دلیل والدین، به وجود می‌آید.

پس اگر فرزندی رفتار درستی دارد و پدر یا مادر از روی خشم یا لجبازی او را «عاق» اعلام کنند، این حرف هیچ اثر شرعی ندارد. از آن طرف، عاق شدن هم فرزند را از ارث محروم نمی‌کند. ارث حکم قطعی الهی است و با قهر و آشتی خانوادگی کم و زیاد نمی‌شود. «عاق‌نامه‌هایی» که گاهی در محضرها نوشته می‌شود، از نظر حقوقی و شرعی جلوی ارث بردن را نمی‌گیرد.

 هشدار به فرزندان: این مجوز طلبکاری نیست

اما دوطرفه بودن عاق به این معنا نیست که اگر پدر و مادر کوتاهی کردند، فرزند هم اجازۀ بی‌احترامی دارد. قرآن کریم دربارۀ والدینی که حتی فرزند را به شرک وادار می‌کنند، می‌فرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا» (لقمان:10)، یعنی در دنیا با آن‌ها به نیکی رفتار کن.

منطق دین «معامله به مثل» نیست. هر کس مسئول وظیفۀ خودش است. والدین باید بدانند ممکن است در حق فرزند مقصر شوند و فرزند باید بداند کوتاهی پدر و مادر، احترام به آن‌ها را از دوشش برنمی‌دارد. البته احترام به معنای پذیرفتن ظلم یا اطاعت در گناه نیست. فرزند می‌تواند مرز بگذارد، از خودش محافظت کند و همچنان مؤدب و بااحترام بماند.

 حرف آخر: خانه، دادگاه نیست

مفهوم عقوق‌الأبناء آینه‌ای جلوی والدین می‌گذارد. در روزگاری که شکاف نسلی هر روز عمیق‌تر می‌شود، شاید وقت آن رسیده که به جای تهدید به عاق، از خودمان بپرسیم: آیا ما پدر و مادری بوده‌ایم که نیکی کردن به ما برای فرزندمان آسان باشد؟

دین تصویری از خانه می‌دهد که در آن هیچ‌کس حاکم مطلق نیست. همه در برابر خدا مسئول‌اند. پدر و مادر از آن جهت که به فرزند زندگی داده‌اند حق دارند، و فرزند از آن جهت که امانت الهی است حق دارد. خانه‌ای که در آن فقط یک طرف حق داشته باشد، دیر یا زود شبیه دادگاه می‌شود. و در دادگاه، معمولاً همه بازنده‌اند.

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

منبع: تبیان

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد