سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیدهبان شیعه

سرویس عکس

سرویس فیلم

پادکست

سردبیر

صفحات داخلی

۸ سخن امام علی(ع) که نگاهت به مرگ را عوض می‌کند

نهج‌البلاغه پر است از چنین جمله‌هایی. اما نکته‌ای که کمتر جایی به آن اشاره می‌شود این است: امام علی(ع) در این سخنان، مرگ را «توصیف» نمی‌کند تا بترساند؛ او مرگ را طوری تشریح می‌کند که ترس، جای خودش را به یک نوع آمادگی هوشیارانه بدهد. تفاوت این دو نگاه، همان چیزی است که این مقاله سعی می‌کند روشنش کند.
کد خبر: ۳۲۷۴۷۸
۱۴:۰۷ - ۱۵ مهر ۱۴۰۵

 شیعه نیوز | یک شب که خواب از سرت پریده و ذهنت بی‌اجازه سراغ این سؤال رفته که «اگر همین امشب… چی؟» احتمالاً دنبال یک آیه یا یک دعا نبوده‌ای؛ دنبال یک جمله بوده‌ای که واقعاً بنشیند. چیزی که فقط تسلی‌بخش نباشد، بلکه نگاهت را نسبت به مرگ عوض کند.

به گزارش «شیعه نیوز»، نهج‌البلاغه پر است از چنین جمله‌هایی. اما نکته‌ای که کمتر جایی به آن اشاره می‌شود این است: امام علی(ع) در این سخنان، مرگ را «توصیف» نمی‌کند تا بترساند؛ او مرگ را طوری تشریح می‌کند که ترس، جای خودش را به یک نوع آمادگی هوشیارانه بدهد. تفاوت این دو نگاه، همان چیزی است که این مقاله سعی می‌کند روشنش کند.

اگر وقت کافی برای خواندن کامل مقاله نداری، خلاصه‌ی پیام مشترک این هشت سخن این است: مرگ نه با فرار دورتر می‌شود و نه با نادیده‌گرفتن. تنها راهی که امام علی(ع) پیشنهاد می‌دهد، تغییر رابطه‌ی ذهنی با مرگ است؛ از دشمنی که در کمین نشسته، به واقعیتی که باید برایش آماده بود.
جدول خلاصه ۸ سخن امام علی(ع) درباره مرگ

 

# منبع در نهج‌البلاغه پیام اصلی
۱ خطبه ۵ انس با مرگ، نتیجه‌ی یقین است نه بی‌باکی
۲ خطبه ۱۴۹ (پیش از شهادت) فرار از مرگ، در واقع حرکت به‌سوی آن است
۳ نامه ۳۱ (وصیت به امام حسن) انسان برای آخرت آفریده شده، نه برای ماندگاری در دنیا
۴ نامه ۳۱ هیچ فراری و هیچ طلبی، سرنوشت مرگ را تغییر نمی‌دهد
۵ نقل از تشییع جنازه غفلت از مرگِ دیگران، نوعی خودفریبی است
۶ خطبه ۱۰۹ توصیف لحظه‌به‌لحظه‌ی احتضار
۷ خطبه ۲۲۱ (پس از تلاوت «الهاکم التکاثر») فاصله‌ی گورستان تا خانه، فقط چند قدم است
۸ نامه ۳۱ آماده‌کردن توشه، پیش از فرارسیدن وقت آن

 

(شماره‌گذاری خطبه‌ها و نامه‌ها در نسخه‌های مختلف نهج‌البلاغه گاهی کمی متفاوت است؛ اگر می‌خواهی متن اصلی را پیدا کنی، بهتر است بر اساس عنوان یا موضوع جست‌وجو کنی، نه فقط شماره).
سخن اول: مرگ به‌جای دشمن، به همراه تبدیل می‌شود

در خطبه ۵، وقتی گروهی از مسلمانان سکوت امام(ع) در برابر ماجرای سقیفه را به حساب ترس از مرگ گذاشتند، او پاسخی داد که هنوز هم گزنده است: دلبستگیِ فرزند ابوطالب به مرگ، از دلبستگی کودک به آغوش مادر بیشتر است.

نکته‌ای که معمولاً از این جمله عبور می‌کنیم این است: این حرف، یک شعار حماسی برای میدان جنگ نیست. زمینه‌ی آن یک سکوت سیاسی و یک تصمیم پیچیده بوده، نه یک نبرد. یعنی امام(ع) دارد می‌گوید حتی در تصمیم‌های روزمره و پرمخاطره‌ی زندگی هم، کسی که با مرگ آشناست، دیگر از پیامدهای بد تصمیم درست نمی‌ترسد؛ چون بدترین پیامد را از قبل پذیرفته است.

کاربرد امروزی: بخشی از اضطرابی که در تصمیم‌های بزرگ زندگی (تغییر شغل، رویارویی با یک بیماری، گفتن یک حرف سخت) داریم، از جایی می‌آید که «بدترین حالت ممکن» را مرگ تصور می‌کنیم و از فکرکردن به آن فرار می‌کنیم. وقتی این ترسِ بنیادی کمی رام شود، ترس از تصمیم‌های کوچک‌تر هم رنگ می‌بازد.
سخن دوم: فرار از مرگ، یعنی حرکت به‌سوی آن

در سخنی که پیش از شهادتش بیان کرد (خطبه ۱۴۹)، امام(ع) جمله‌ای می‌گوید که ساختار پارادوکسیکال دارد: هر کس در حال فرار از چیزی است که سرانجام با آن روبه‌رو خواهد شد؛ اجل، مسیر حرکت جان است، و گریز از آن چیزی نیست جز رسیدن به آن.

این جمله را نباید به این معنا خواند که «تلاش برای زندگی بی‌فایده است». امام(ع) خودش در همان دوران، هم اهل احتیاط بود و هم اهل تدبیر جنگی. آنچه رد می‌شود، فرارِ ذهنی از فکرکردن به مرگ است، نه تلاش برای سلامت و بقا.

نکته حرفه‌ای: تفاوت «آماده‌بودن برای مرگ» و «بی‌توجهی به زندگی» دقیقاً همین‌جاست. اولی یعنی وصیت‌نامه‌ات آماده باشد، رابطه‌هایت را اصلاح کرده باشی، حقوق مردم را نگه نداشته باشی. دومی یعنی از چکاپ پزشکی فرار کنی چون «به هر حال یک روز می‌میریم». امام علی(ع) دقیقاً طرفدار اولی است.


سخن سوم: تو برای آخرت آفریده شده‌ای، نه برای ماندن

در وصیت‌نامه‌ی معروف به امام حسن(ع) که در نامه ۳۱ آمده، امام(ع) یکی از صریح‌ترین جمله‌های خود را می‌گوید: بدان که تو برای آخرت آفریده شده‌ای نه برای دنیا، برای رفتن آفریده شده‌ای نه برای ماندن، و برای مرگ آفریده شده‌ای نه برای زندگی جاودان.

این بخش از نامه، لحن یک پدر را دارد، نه یک واعظ. همین لحن است که آن را از خیلی از نصیحت‌های مشابه متمایز می‌کند. امام(ع) این حرف را در بستری می‌زند که دارد از فرزندش می‌خواهد زندگی‌اش را با نگاهی واقع‌بینانه بچیند، نه این‌که از زندگی‌کردن دست بکشد.
سخن چهارم: نه فرار جواب می‌دهد، نه طلب‌کردن

باز هم در همان نامه، جمله‌ای هست که کمتر به آن پرداخته می‌شود: تو رانده‌شده‌ی مرگ هستی، مرگی که فراری‌اش رها نمی‌شود و طالبش هم از دستش نمی‌رود.

این جمله پاسخ به دو رفتار افراطی است: کسی که آن‌قدر از مرگ می‌ترسد که زندگی‌اش را در پرهیز وسواسی می‌گذراند، و کسی که با بی‌احتیاطی خودش را به خطر می‌اندازد چون «مرگ به وقتش می‌آید». امام(ع) هر دو را رد می‌کند؛ نه ترس بیمارگونه، نه بی‌مبالاتی.
سخن پنجم: تشییع جنازه‌ای که همه‌چیز را نشان می‌دهد

روایت شده که امام علی(ع) در یک تشییع جنازه شرکت کرده بود و شنید کسی می‌خندد. او گفت گویا مرگ فقط برای دیگران رقم خورده، نه برای ما؛ و گویا این مردگان مسافرانی هستند که دیر یا زود دوباره می‌آیند، دارایی‌شان را می‌بلعیم و طوری رفتار می‌کنیم که انگار بعد از آن‌ها جاودانه‌ایم.

این سخن، شاید صادقانه‌ترین توصیف رفتار امروز ماست: در تشییع جنازه سکوت می‌کنیم، شاید حتی گریه می‌کنیم، و بیرون از آن مراسم دقیقاً به همان روال قبلی برمی‌گردیم. امام(ع) این تناقض رفتاری را با دقتی توصیف می‌کند که هزار و چهارصد سال بعد هم قابل شناسایی است.
سخن ششم: تصویری که کمتر کسی جرأت خواندنش را دارد

در خطبه ۱۰۹، امام(ع) وصفی از لحظه‌ی احتضار ارائه می‌دهد که به‌شکل غیرمعمولی جزئی است: لحظه‌ای که گوش هم مثل زبان از کار می‌افتد، و شخص در میان خانواده‌اش نه توان سخن‌گفتن دارد و نه توان شنیدن.

خیلی از محتواهای مذهبی از کنار این بخش رد می‌شوند چون سنگین است. اما همین سنگینی، کارکردی دارد: امام(ع) با این توصیف، مرگ را از یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت جسمانی و ملموس تبدیل می‌کند. این روش، در روان‌شناسی امروز هم شبیه تکنیک‌هایی است که برای کاهش اجتناب از موضوعات ترسناک به کار می‌رود: مواجهه‌ی تدریجی و آگاهانه، نه انکار.
سخن هفتم: فاصله تا گورستان، فقط چند قدم است

پس از تلاوت آیه «أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» (سرگرمی به فزون‌خواهی شما را غافل کرد تا آنجا که به دیدار قبرها رفتید)، امام(ع) با لحنی پرسشی و تأمل‌برانگیز درباره این «دیدار» سخن می‌گوید و آن را مقصدی دور از انتظار و غفلتی خطرناک توصیف می‌کند.

نکته‌ی کمتر گفته‌شده این‌جاست: واژه‌ی «زیارت» که در آیه به‌کار رفته، به‌جای واژه‌ای مثل «رفتن» یا «افتادن»، یک بار معنایی خاص دارد؛ زیارت یعنی دیدار موقت، نه اقامت دائم. امام(ع) با تکیه بر همین نکته، مرگ را نه پایان مطلق، بلکه گذرگاهی می‌بیند که باید با آگاهی از آن عبور کرد.

سخن هشتم: توشه را زودتر آماده کن

باز در نامه ۳۱، امام(ع) به فرزندش سفارش می‌کند که چیزی از دنیای حرام برای پس از مرگ باقی نگذارد، چون آنچه می‌ماند یا در راه خیر مصرف می‌شود یا در راه گناه؛ و در هر دو حالت، صاحب اصلی‌اش دیگر کنترلی روی آن ندارد.

این سخن، مرگ را از حوزه‌ی فلسفی به حوزه‌ی کاملاً عملی می‌کشاند: وصیت، دیون، اموالی که حلال‌وحرام‌بودنشان روشن نیست. جالب است که امام(ع) این را در کنار سخنان عمیق فلسفی درباره‌ی هستی و آخرت آورده؛ یعنی از نظر او، آماده‌شدن برای مرگ فقط یک کار ذهنی نیست، یک فهرست کار عملی هم هست.
این سخنان برای چه کسی بیشتر به کار می‌آید؟

هر یک از این هشت سخن، به شکل طبیعی با یک دغدغه‌ی خاص گره می‌خورد:

    کسی که در تصمیم‌های بزرگ زندگی مردد می‌ماند و ترس از عواقب او را فلج می‌کند، بیشترین کاربرد را در سخن اول و دوم پیدا می‌کند.
    کسی که به تازگی یک عزیز را از دست داده و در حال دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با اضطراب مرگ خودش است، با سخن ششم و هفتم ارتباط بیشتری می‌گیرد، چون این دو، مرگ را عریان اما نه بی‌رحمانه توصیف می‌کنند.
    کسی که دغدغه‌ی عملی دارد (وصیت‌نامه، حلال‌وحرام دارایی، بدهی) باید مستقیم سراغ سخن هشتم برود.
    کسی که دنبال یک تلنگر برای بازنگری در سبک زندگی روزمره است، در سخن سوم، چهارم و پنجم جمله‌ای پیدا می‌کند که به کارش می‌آید.

اشتباهاتی که بهتر است قبل از خواندن این سخنان بدانی

یک اشتباه رایج این است که این سخنان را به‌عنوان دعوت به بی‌تفاوتی نسبت به زندگی بخوانیم؛ در حالی‌که امام علی(ع) خودش در همان دورانی که این سخنان را بیان می‌کرد، مدیریت کشور، جنگ، و خانواده را هم‌زمان اداره می‌کرد. یاد مرگ برای او مکمل زندگی فعال بود، نه جایگزین آن.

اشتباه دیگر، جدا کردن این سخنان از بستر تاریخی‌شان است. برای نمونه، سخن اول (خطبه ۵) در دل یک بحران سیاسی گفته شده، نه در یک مجلس موعظه‌ی معمولی. بی‌توجهی به این زمینه، گاهی باعث می‌شود این جمله‌ها را فقط شعار حماسی بخوانیم، در حالی‌که کاربردشان فراتر از میدان جنگ است.

سومین اشتباه، خواندن یک جمله بدون توجه به جمله‌های مکمل آن در همان متن است؛ مثلاً کسی که فقط جمله‌ی «فرار از مرگ یعنی رفتن به‌سوی آن» را می‌خواند، ممکن است نتیجه بگیرد که احتیاط بی‌فایده است، در حالی‌که نامه ۳۱ در همان نزدیکی، صراحتاً از آماده‌سازی عملی (وصیت، دِین، اموال) سخن می‌گوید.
نکاتی که معمولاً گفته نمی‌شود

یک نکته‌ی کمتر مطرح‌شده این است که در نهج‌البلاغه، ترتیب و بافتِ سخنان درباره‌ی مرگ معمولاً کنار سخنانی درباره‌ی عدالت، حکومت‌داری یا روابط خانوادگی قرار گرفته، نه در یک باب مستقل. این چینش نشان می‌دهد که از نگاه امام علی(ع)، یاد مرگ یک موضوع جدا از زندگی روزمره نیست؛ بلکه معیاری است برای سنجیدن تصمیم‌های همان روزمرگی.

نکته‌ی دیگر این‌که در بسیاری از این سخنان، امام(ع) از فعل‌های حسی (شنیدن، دیدن، لمس‌کردن) بیشتر از فعل‌های انتزاعی استفاده می‌کند؛ مثل توصیف از کار افتادن گوش در خطبه ۱۰۹. این انتخاب زبانی، تصادفی نیست و نشان می‌دهد هدف، درگیرکردن تخیل مخاطب است، نه فقط انتقال یک باور کلامی.

اگر بخواهی از این سخنان در عمل استفاده کنی، این‌ها را می‌توانی امتحان کنی:

    هر شب پیش از خواب، یک سؤال کوتاه از خودت بپرس: «اگر امشب آخرین شب بود، کدام کارِ نیمه‌تمام امروز را جبران می‌کردم؟»
    وصیت‌نامه‌ات را همین حالا، نه در سالمندی، یک‌بار پیش‌نویس کن؛ حتی اگر ساده باشد.
    وقتی در تصمیمی بزرگ گیر کردی، از خودت بپرس آیا ترسی که داری واقعاً از پیامد تصمیم است یا از یک ترس بنیادی‌تر که به مرگ برمی‌گردد.


پرسش‌های رایج

1- آیا تأکید زیاد بر یاد مرگ باعث افسردگی یا اضطراب نمی‌شود؟

اگر یاد مرگ به شکل مراقبه‌ی آگاهانه و همراه با اقدام عملی (مثل اصلاح رابطه‌ها یا آماده‌سازی وصیت‌نامه) باشد، معمولاً حس آرامش و اولویت‌بندی بهتر زندگی را به همراه دارد. اما اگر با نشخوار فکری، ترس مداوم یا افکار آزاردهنده و مکرر همراه شود، این یک نشانه‌ی هشدار است و بهتر است با یک متخصص سلامت روان درباره‌اش صحبت کنی، نه اینکه فقط با متون دینی به آن بپردازی.

2- آیا این سخنان فقط برای شرایط جنگ و شهادت گفته شده‌اند؟

برخی از این سخنان (مثل سخن اول) در بستر تصمیم سیاسی و اجتماعی گفته شده‌اند، نه لزوماً میدان جنگ. کاربرد آن‌ها را می‌توان به تصمیم‌های امروزیِ پرمخاطره هم تعمیم داد، هرچند باید مراقب بود که این تعمیم از اصل معنا فاصله نگیرد.

3- بهترین ترجمه‌ی نهج‌البلاغه برای مطالعه‌ی این موضوع کدام است؟

ترجمه‌های مختلفی مثل ترجمه‌های محمد دشتی، فیض‌الاسلام و شهیدی در دسترس هستند و هرکدام سبک زبانی متفاوتی دارند. بهتر است پیش از انتخاب، چند صفحه از هرکدام را مقایسه کنی و ترجمه‌ای را انتخاب کنی که زبانش برایت روان‌تر باشد؛ چون گاهی سنگینی یا سبکی زبان ترجمه، تأثیر زیادی روی درک مطلب می‌گذارد.
جمع‌بندی

این هشت سخن، یک الگوی مشترک دارند: مرگ را نه با شعار دور می‌کنند و نه با سکوت نادیده می‌گیرند، بلکه آن را به‌عنوان بخشی از واقعیت زندگی روزمره در نظر می‌گیرند که باید هم برایش آماده شد و هم از ترسِ فلج‌کننده‌اش بیرون آمد.

قدم عملی که از این مقاله می‌توانی برداری این است: یکی از این هشت سخن را که بیشترین طنین را برایت داشته انتخاب کن، متن اصلی آن را در یک نسخه‌ی معتبر از نهج‌البلاغه پیدا کن، و یک اقدام کوچک و ملموس (نه صرفاً یک تصمیم ذهنی) بر اساس آن انجام بده.

 

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

منبع: معجزه بعدی

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد