سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیدهبان شیعه

سرویس عکس

سرویس فیلم

پادکست

سردبیر

صفحات داخلی

مسجدی با معماری کلیسا به قدمت 90 سال در کانادا

 نخستین مسجد کانادا در نگاه اول چندان شبیه مسجد نیست. مسجد «الرشید» که در ۱۲ دسامبر ۱۹۳۸ در ادمونتون افتتاح شد، دو مناره شش‌ضلعی دارد که هر کدام با گنبد نقره‌ای و هلال ماه تزئین شده‌اند؛ اما این سازه آجری با سقف شیروانی و ردیف پنجره‌های بلند قوسی، اگر با شتاب از کنارش بگذرید، بیشتر به یک کلیسای کاتولیک اوکراینی شبیه است.
کد خبر: ۳۲۶۸۳۶
۱۱:۲۹ - ۲۶ شهريور ۱۴۰۵

شیعه نیوز | نخستین مسجد کانادا که ۹۰ سال پیش در ادمونتون ساخته شد با وجود جابجایی و بازسازی همچنان به جامعه مسلمان این شهر خدمت می‌کند.

به گزارش «شیعه نیوز»،  نخستین مسجد کانادا در نگاه اول چندان شبیه مسجد نیست. مسجد «الرشید» که در ۱۲ دسامبر ۱۹۳۸ در ادمونتون افتتاح شد، دو مناره شش‌ضلعی دارد که هر کدام با گنبد نقره‌ای و هلال ماه تزئین شده‌اند؛ اما این سازه آجری با سقف شیروانی و ردیف پنجره‌های بلند قوسی، اگر با شتاب از کنارش بگذرید، بیشتر به یک کلیسای کاتولیک اوکراینی شبیه است.
مسجدی با معماری کلیسا 

این شباهت تصادفی نیست. این معماری یادگار «مایک درِووث»، پیمانکار اوکراینی‌تبار کانادایی است که هرگز مسجدی ندیده بود و نقشه مشخصی هم در اختیار نداشت. زنانِ جامعه مسلمان که او را استخدام کرده بودند، تنها یک دستور به او دادند: ما جایی برای نماز می‌خواهیم. باقی چیزها شامل پنجره‌های قوسی، گنبدها و استخوان‌بندی کلیسایی بنا  از تنها معماری دینی آمد که درِووث می‌شناخت. حتی دو برج شش‌ضلعی نیز بیشتر تزئینی بودند تا کارکردی و وام‌گرفته از برج ناقوس کلیساها بودند نه ساخته‌شده برای اذان گفتن.

 

الرشید تنها مسجد اولیه‌ای نبود که با آنچه امروز انتظار داریم تفاوت داشت. در سیدار رپیدز آیووا، جامعه‌ای از مهاجران لبنانی و سوری در سال ۱۹۲۹ ساخت «مسجد مادر آمریکا» را آغاز کردند و در ۱۹۳۴، چهار سال پیش از الرشید به پایان رساندند؛ بنایی چوبی و یک‌طبقه که بیشتر با دست خود نمازگزاران ساخته شد. در بروکلین نیز جامعه‌ای از تاتارهای لیپکا در ۱۹۳۱ یک کلیسای متدیست چوبی را خریدند و آن را به مسجد پاورز استریت تبدیل کردند؛ تنها یک هلال به برج موجود افزودند و باقی را تقریباً دست‌نخورده گذاشتند.

سه جامعه متفاوت، در همان پنجره باریک دوران رکود بزرگ، از سه مسیر مختلف به یک نتیجه رسیدند: وقتی معماری اسلامی با جامعه‌ای کوچک و کم‌بودجه عملی می‌شود ناپدید نمی‌شود؛ بلکه خود را با هر معمار و مصالحی که در دسترس باشد سازگار می‌کند.

معماری اسلامی واژگان غنی خود را دارد؛ از تالار ستون‌دار و حیاط تا مناره. اما این واژگان را جوامعی ساخته‌اند که قرن‌ها معماری و سرمایه پشت سر داشتند. دوازده خانواده لبنانی و سوری در دشت‌های کانادا در دوران رکود، هیچ‌کدام را نداشتند. آنچه داشتند «حلویه حمدون» بود.

 

حمدون در ۱۹۰۵ در روستای «لالا» در دره بقاع لبنان زاده شد؛ در موج گسترده مهاجرت از سرزمینی که آن روزها «سوریه بزرگ» خوانده می‌شد و با فروپاشی امپراتوری عثمانی شکل می‌گرفت به کانادا مهاجرت کرد. مهاجران عرب از حدود ۱۸۸۲ به کانادا می‌آمدند و تا زمانی که حمدون در ۱۹۲۲ برای پیوستن به همسرش علی، تاجر خز که کسب‌وکاری در فورت چیپیوایان داشت وارد شد، جمعیت کوچک و پراکنده مسلمانان در پریری‌ها زندگی می‌کردند که جایی رسمی برای نماز نداشتند.

در ۱۹۳۳، حمدون برای دسترسی به مدارس بهتر و پیوند نزدیک‌تر با جامعه کوچک عرب ادمونتون، خانواده را به جنوب برد. خانه حمدون به‌زودی به پاتوقی غیررسمی با غذای گرم و به مکانی برای گفت‌وگو و پناهگاهی برای تازه‌واردان خاورمیانه تبدیل شد. اما او چیزی ماندگارتر از یک میز آشپزخانه می‌خواست و خودش رفت و آن را طلب کرد.

او مستقیم به سراغ شهردار جان فرای رفت. شهردار گفت شهر پولی برای ساخت مسجد ندارد. حمدون پاسخ داد: پول را جور می‌کنیم. فرای پذیرفت زمینی واگذار کند، به شرط آنکه جامعه مسلمان ۵۰۰۰ دلار کانادا که مبلغی سنگین در دوران رکود بود برای ساخت فراهم کند.
جمع‌آوری معجزه‌آسای کمک‌های مردمی برای مسجدسازی 

حلویه و حلقه‌ای از زنان، مغازه‌به‌مغازه در خیابان اصلی جاسپر ادمونتون رفتند و برای بنایی پول خواستند که بسیاری از مغازه‌داران هرگز پا به آن نمی‌گذاشتند. آنها خود را به اهداکنندگان مسلمان محدود نکردند؛ از مغازه‌داران مسیحی و یهودی هم کمک خواستند. کمک‌های مردمی از همه‌جا رسید تا آن پنج هزار دلار به‌شکلی عجیب فراهم شد.

 

مسلمانان با این زمین و پول، درِووث را استخدام کردند و طراحی را به او سپردند. تالار اصلی مستطیل بود، با پنجره‌های قوسی در دو طرف و اتاق‌های کوچکی برای وضو. درون بنا محرابی در جهت مکه و منبری کوچک ساخته شد. زیرزمینی عایق‌بندی‌شده، به اصرار جامعه، برای چای و شام‌هایی در نظر گرفته شد. این مکان پس از افتتاح به فضایی برای گردهمایی‌های چنددینی و چندقومیتی تبدیل شد.

در مراسم افتتاحیه، عبدالله یوسف علی، یکی از نامدارترین مترجمان قرآن آن دوره، بنا را افتتاح کرد. شهردار فرای حضور داشت و آی.اف. شاکر، شهردار مسیحی عرب شهر هانا در آلبرتا مجری مراسم بود. فرای گفت: اینکه پیروان ادیان گوناگون دوستانه کنار هم نشسته‌اند بسیار معنادار است. چنین امری در برخی سرزمین‌ها ممکن نیست.

وقتی جامعه مسلمان پاکستانی در جنوب ادمونتون در دهه ۱۹۸۰ «مرکز الاسلام» را ساخت، از الرشید الگو گرفت و گنبدها و مناره‌هایش را از آن تقلید کرد. این تأثیر در مساجد لا لا بیچ و ساختمان جامعه مسلمان ادمونتون نیز دیده می‌شود.
حکایت جابجایی مسجد 

اما داستان مسجد با افتتاحش تمام نشد. در پنج دهه بعد، بنا دو بار جابه‌جا شد. چون ادمونتون به زمین آن نیاز داشت. در ۱۹۴۶، هیئت مدارس ادمونتون خواست مسجد جابه‌جا شود تا دبیرستان مجاور گسترش یابد. جامعه مسلمان پذیرفت، به شرط آنکه زمینی معادل آن دریافت کند و مسجد به چند خیابان آن‌طرف‌تر منتقل شد. مهاجرت اعراب به کانادا پس از جنگ جهانی دوم جهش کرد و تا ۱۹۸۰ جمعیت مسلمان ادمونتون از ۲۰ هزار تن گذشت. جماعت مسجد بزرگ‌تری ساخت و در ۱۹۸۲ درهای بنای قدیمی برای همیشه بسته شد.

برای یک دهه، بنا خالی ماند. سپس بیمارستان سلطنتی الکساندرا  در ۱۹۸۸ زمین مسجد را برای پارکینگ خواست. بنا در آستانه تخریب قرار گرفت. کمیته‌ای برای جمع‌آوری کمک تشکیل شد، اما کافی نبود. لیلا فهلمن، یکی از زنان مسلمانی که حمدون یک نسل پیش الهام‌بخشش شده بود، از شورای کانادایی زنان مسلمان خواست رهبری نجات بنا را به دست گیرد.

این بار «کارن و اولین حمدون»، نوه و نبیره‌ دختر حمدون، در میان اعضای شورا بودند که کمپین را پیش بردند. مقامات شهری ابتدا گفتند مسجد به‌اندازه کافی اهمیت تاریخی ندارد که در پارک فورت ادمونتون، موزه تاریخ زنده شهر جای گیرد و بحث عمومی شامل این استدلال بود که پارک نباید متجاوزان را بپذیرد. زنان با این حال اعتراض کردند، کمپین عمومی راه انداختند و آرام‌آرام بحث را برگرداندند؛ در یک شام خیریه نزدیک ۴۰ هزار دلار جمع شد. سه شام برنامه دیگر برگزار شد و کمک‌ها از جامعه مسلمان لا لا بیچ و شعبه‌های شورا تا انتاریو رسید. کمک ۲۵ هزار دلاری استان، مجموع را به نزدیک ۷۵ هزار دلار، تقریباً کل هزینه جابه‌جایی و بازسازی رساند.

در ۱۹۹۱، سقف برداشته شد، بنا از پی جدا و روی کامیون بارگیری شد. در شبی مهتابی، بی‌صدا از خیابان‌های خفته ادمونتون گذشت و به خانه جدیدش در دره رودخانه رسید. این سازه نزدیک یک سال زیر آسمان آلبرتا باز ماند تا بودجه بازسازی فراهم شود و فرش‌ها و پرده‌ها مطابق اصل بازسازی شوند. در ۲۸ مه ۱۹۹۲، در مراسمی که هم از زنان سازنده و هم زنان نجات‌دهنده تقدیر شد در پارک فورت ادمونتون بازگشایی شد.

 

بنایی که مسلمانان در ۱۹۸۲ ترک کردند داستان خودش را ادامه داد. مسجد جایگزین با همان شکل معماری بدون هیچ مناره‌ای افتتاح شد. آنچه امروز نخستین مناره واقعی مسجد در کانادا ثبت شده  ساخته‌شده برای خدمت به مسجد، نه وام‌گرفته از کلیسا تا ۱۹۸۴، یعنی دو سال بعد افزوده نشد؛ همان سالی که جماعت مسلمان نخستین سازمان جوانان مسلمان آلبرتا را بنیان گذاشت.
پیش به‌سوی احداث مسجدی بزرگ 

بنا از آن زمان همچنان تغییر کرده است. بازسازی‌ای با هزینه تخمینی ۴.۲ میلیون دلار کانادا که در ۲۰۲۴ کامل شد، آسانسور و سرویس‌های بهداشتی افزوده شد، ورودی اصلی گسترده‌تر و و سالن ورزشی بازسازی شد.

 

این بنا در سردترین شب‌های ادمونتون درهایش را به‌عنوان پناهگاه اضطراری زمستانی باز می‌کند. اکنون جامعه مسلمان ادمونتون آن‌قدر بزرگ شده که مسجد دو بار در سال نماز عید برگزار می‌کند و از ۲۰۲۱ جماعت در پی تغییر کاربری زمینی در حاشیه شهر برای مجموعه‌ای بزرگ‌تر است. پروژه‌ای که موقتاً «مسجد بزرگ» خوانده می‌شود، با مدرسه و مرکز تفریحی. این پیشنهاد هنوز از سوی شهرداری تأیید نشده است.

این سومین بار در طول ۹۰ سال است که جماعتی از الرشید به فضایی که در آن ایستاده نگاه و برای فضای بزرگ‌تری پول جمع می‌کند. آنچه حلویه حمدون ساخت، هنوز در پارک فورت ادمونتون ایستاده است؛ جابه‌جا شده، نجات یافته و از نو ساخته شده، اما هرگز از خدمت به جامعه مسلمان ادمونتون باز نایستاده است.

 

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

 

ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد