شیعه نیوز | شاید روزی برسد که دیگر هیچکدام از این تیترها خبر نباشند؛ آزادراهی که تمام شده، ورزشگاهی که آماده شده، تصمیمی که گرفته شده، خوانندهای که آمده یا توافقی که به نتیجه رسیده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، در حافظه خبری ایرانیها، بعضی خبرها عجیب ماندگارند؛ نه به این دلیل که اتفاق بزرگی پشت آنها رخ داده، بلکه چون "هیچوقت به پایان نمیرسند". سالها میگذرد، دولتها عوض میشوند، مدیران جدید میآیند، وعدههای تازه داده میشود و دوباره همان تیترهای قدیمی با کمی تغییر روی خروجی خبرگزاریها میروند. خبرهایی که گاهی آنقدر تکرار شدهاند که دیگر بیشتر از آنکه خبر باشند، تبدیل به بخشی از زندگی روزمره شدهاند. از آزادراهی که قرار بود ظرف یکی دو سال ساخته شود تا مذاکراتی که بیش از دو دهه است «در آستانه نتیجه» قرار دارد. پنج پروندهای که هر روز باز میشوند، اما هیچوقت بسته نمیشوند.
آزادراه تهران-شمال؛ پروژهای که از یک نسل به نسل بعد رسید
کمتر ایرانیای پیدا میشود که نام آزادراه تهران-شمال را نشنیده باشد. پروژهای که از همان ابتدا قرار بود یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی کشور باشد؛ راهی کوتاهتر، سریعتر و ایمنتر برای رسیدن به شمال. اما داستان این آزادراه خیلی زود از یک پروژه عمرانی به یک سریال چند ده ساله تبدیل شد. از دهه ۷۰ تاکنون، بارها خبر آغاز عملیات، افتتاح قطعات، پیشرفت فیزیکی و نزدیک بودن پایان کار منتشر شده است. هر بار هم وعدهای تازه مطرح شد؛ «بهزودی افتتاح میشود»، «فلان قطعه تا پایان سال به بهرهبرداری میرسد»، «مشکلات مالی حل شده است».
بخشی از مسیر بالاخره افتتاح شد، اما هنوز پرونده این آزادراه بسته نشده و فازهایی از آن همچنان درگیر تکمیل هستند؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای دنیا پروژههای عمرانی مشابه در بازههای زمانی بسیار کوتاهتری به سرانجام میرسند.شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که نسلهایی از ایرانیها بزرگ شدند، گواهینامه گرفتند، خودرو عوض کردند و حتی بازنشسته شدند، اما همچنان خبر تکمیل آزادراه تهران-شمال را دنبال میکنند.
گواهینامه موتور برای زنان؛ وعدهای که روی آسفالت خیابانها گیر کرده!
تصویر زنان موتورسوار در خیابانهای شهر دیگر اتفاق عجیبی نیست. در سالهای اخیر تعداد زنانی که برای رفتوآمد، کار یا حتی استفاده شخصی از موتورسیکلت استفاده میکنند، بیشتر شده است. اما یک تناقض عجیب همچنان پابرجاست؛ زنانی هستند که موتور میرانند، اما سازوکار مشخصی برای صدور گواهینامه موتور برای آنها وجود ندارد.
این بخشی از یادداشت خبرگزاری دولت درباره مساله موتورسواری زنان است که دیروز منتشر شده: وقتی شرایط اقتصادی جامعه، جوانان را به سمت استفاده از وسیله نقلیهای کمهزینهتر سوق میدهد و صنعت نیز محصولات خود را متناسب با سلیقه بانوان طراحی میکند، مسوولان و دستگاههای متولی نمیتوانند صورت مساله را پاک و باید هرچه سریعتر فکری به حال این خلأ قانونی کرده و با فراهمکردن زیرساختهای آموزش رسمی، صدور گواهینامه و تامین امنیت اجتماعی، از موتورسواری بانوان حمایت کنند.
این موضوع سالهاست در فضای خبری مطرح میشود. هر از چند گاهی مسئولی درباره «بررسی موضوع»، «ساماندهی وضعیت» یا «احتمال صدور گواهینامه» صحبت میکند و دوباره مدتی سکوت برقرار میشود. جالب اینکه این وعده، بهخصوص در برخی دورههای انتخاباتی یا در دولتهایی با سویههای اصلاحطلبانه که شعارهای اجتماعی پررنگتری داشتهاند، بیشتر شنیده شده است. اما فاصله میان حرف و عمل همچنان باقی مانده. واقعیت خیابان اما جلوتر از تصمیمهای رسمی حرکت کرده؛ زنان سوار موتور میشوند، در شهر تردد میکنند، اما قانون هنوز تکلیف روشنی برای این موضوع ندارد. انگار موتورسواری زنان سالهاست بین واقعیت جامعه و تصمیمگیریهای رسمی معلق مانده است.
بازسازی ورزشگاه آزادی؛ چند هفتهای که چند سال شد
کمتر کسی فکر میکرد بازسازی ورزشگاه آزادی تبدیل به یکی از طولانیترین پروژههای ورزشی کشور شود. زمانی صحبت از این بود که تعمیرات و تغییرات لازم در مدت کوتاهی انجام خواهد شد؛ حتی حرف از چند هفته یا چند ماه بود. اما حالا سالها گذشته و آزادی همچنان درگیر بازسازی است. در همین مدت، ورزشگاههای بزرگ دنیا پروژههای عظیم بازسازی را پشت سر گذاشتند. ورزشگاههایی مثل ومبلی، سانتیاگو برنابئو و نوکمپ صفر تا صد بازسازی شدند و کشورهای حوزه خلیج فارس با سرعتی مثالزدنی، ورزشگاههای جدید برای میزبانی مسابقات بزرگ ساختند.
اما در ایران، ورزشگاه آزادی که زمانی نماد فوتبال کشور بود، هنوز با مشکلات مختلف دستوپنجه نرم میکند. نتیجه این وضعیت هم برای هواداران فوتبال ملموس است؛ هوادارانی که گاهی برای دیدن بازی تیم محبوبشان مجبور میشوند راهی شهرهایی مثل اراک، قزوین یا شهر قدس شوند.آزادی بخشی از خاطره جمعی فوتبالدوستان ایرانی است. شاید به همین دلیل طولانی شدن بازسازی آن بیشتر از یک پروژه عمرانی، تبدیل به یک علامت سؤال بزرگ شده است.
بازگشت معین؛ یک سراب چند دههای!
برخی نامها بخشی از خاطرات یک نسلاند. نام معین برای بسیاری از ایرانیها چنین جایگاهی دارد. اما خبر بازگشت او داستانی تازه نیست. سالهاست هر چند وقت یکبار خبری منتشر میشود که احتمال بازگشت این خواننده را مطرح میکند. خبری که برای مدتی فضای فرهنگی را تحت تأثیر قرار میدهد و بعد دوباره به بایگانی میرود.
با بازگشت برخی چهرهها نظیر قیصر و نامجو به ایران، بار دیگر این بحث مطرح شد. اما تفاوت معین با بسیاری دیگر این است که نام او و حضورش میتواند ابعادی فرامتنی پیدا کند. به همین دلیل، خبر بازگشت او همیشه ظرفیت رسانهای بالایی دارد. هر بار میتواند امیدی ایجاد کند و هر بار دوباره در همان نقطهای متوقف شود که سالها پیش متوقف شده بود. خبری که سه دهه است پایان قطعی ندارد.
مذاکرات هستهای؛ طولانیترین تیتر سیاسی ایران
کمتر عبارتی در ادبیات خبری ایران به اندازه «مذاکرات هستهای» تکرار شده است. از سال ۱۳۸۲ و مذاکرات سعدآباد تاکنون، این دو کلمه بارها در صدر اخبار قرار گرفتهاند. دولتها آمدهاند و رفتهاند، تیمهای مذاکرهکننده تغییر کردهاند، توافقهایی شکل گرفته و سپس با بحران مواجه شدهاند، اما اصل خبر همچنان پابرجا مانده است: مذاکرات ادامه دارد. در این سالها، تیترهایی مانند «توافق نزدیک است»، «مذاکرات بهزودی آغاز میشود» یا «راهحل در دسترس است» بارها شنیده شدهاند.
برای مردم اما این روند طولانی فقط یک پرونده سیاسی نبوده است. تأثیرات اقتصادی و اجتماعی ناشی از این موضوع، مذاکرات هستهای را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرده است؛ از قیمتها و بازار گرفته تا چشمانداز آینده.
شاید عجیبترین ویژگی این پرونده همین باشد: پس از بیش از دو دهه، هنوز خبر آغاز مذاکرات میتواند یک خبر تازه محسوب شود!
شاید وقتی دیگر!
شاید روزی برسد که دیگر هیچکدام از این تیترها خبر نباشند؛ آزادراهی که تمام شده، ورزشگاهی که آماده شده، تصمیمی که گرفته شده، خوانندهای که آمده یا توافقی که به نتیجه رسیده است. اما تا آن روز، این خبرها همچنان به زندگی رسانهای خود ادامه میدهند؛ مثل سریالهایی که فصل جدیدشان همیشه در راه است، اما کسی دقیق نمیداند قسمت آخرشان چه زمانی پخش خواهد شد.
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/
منبع: برترینها