سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیدهبان شیعه

سرویس عکس

سرویس فیلم

پادکست

سردبیر

صفحات داخلی

هشدار درباره سرعت سالمندی ایران

پس از توسعه‌یافتگی، به دلیل مسائل فرهنگی، مثل انقلاب جنسی که در برخی از این کشورها رخ داد، نرخ ازدواج کاهش یافت و در پی آن، فرزندآوری نیز کاهش پیدا کرد و این جوامع به سمت پیری رفتند.ولی در کشور ما متأسفانه پیش از رسیدن به توسعه و پیشرفت مطلوب، با جمعیت پیر مواجه می شویم.
کد خبر: ۳۲۵۶۹۴
۱۲:۳۲ - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

شیعه نیوز | یک فعال فرهنگی حوزه جمعیت و خانواده، با اشاره به عبور جمعیت ایران از ۸۷ میلیون نفر گفت: جمعیت ۸۷ میلیونی به‌تنهایی نشانه مثبتی نیست، نگرانی ما ساختار جمعیت است.

به گزارش «شیعه نیوز»، در رابطه با آمار منتشرشده درباره عبور جمعیت ایران از مرز ۸۷ میلیون نفر، در کنار کاهش چشمگیر نرخ رشد جمعیت و راهکارهای مقابله با حرکت جمعیت به سمت سالخوردگی، با حسین مروتی، فعال فرهنگی حوزه جمعیت و خانواده و دانشجوی دکترای حکمرانی خانواده و جمعیت دانشگاه تهران، مطرح کرد:

تحلیل شما از عبور جمعیت ایران از مرز ۸۷ میلیون نفر بر اساس آمار منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران چیست؟ آیا این افزایش جمعیت به‌تنهایی نشانه مثبتی برای آینده کشور است و آیا اهداف کشور محقق شده است؟

مروتی: عدد جمعیت کشور به‌تنهایی چیز خاصی را مشخص نمی‌کند. کشور ما اساساً مشکلی در مورد تعداد جمعیت ندارد، بلکه نگرانی ما در موضوع جمعیت، ساختار جمعیت است.
جمعیت کشور ما ۸۷ میلیون نفر است که در آمار جمعیتی دنیا، جمعیت خوبی به حساب می‌آید. کشور ما به نسبت کشورهای همسایه جمعیت خوبی دارد و از این لحاظ مسئله‌ای نداریم.

با آنکه تعداد جوان‌های کشور ما زیاد است، اما به‌شدت میانگین سنی جمعیت ما در حال افزایش است و به‌زودی با جمعیت سالمند زیاد و جمعیت پیر مواجه خواهیم بود.
نگرانی اصلی ما، نرخ رشد جمعیت و کاهش نرخ باروری است که از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. درست است که با رشد جمعیت مواجه هستیم، ولی کاهش نرخ باروری در سال‌های اخیر باعث کاهش رشد جمعیت شده که این موضوع به سالخوردگی شدید جمعیت منجر خواهد شد.

حرکت ایران به سمت سالمندی جمعیت چه پیامدهایی برای اقتصاد، نظام رفاهی و توسعه کشور دارد؟

مروتی: برای پاسخ به سوال شما ابتدا نیاز است که مقدمه کوتاهی عرض کنم.در هیچ کشور توسعه‌یافته‌ای تاکنون سیاست رسمی برای کنترل جمعیت وجود نداشته است، بلکه این کشورها به واسطه ظرفیت جمعیت انبوه و جوان خود توانستند به توسعه برسند.

پس از توسعه‌یافتگی، به دلیل مسائل فرهنگی، مثل انقلاب جنسی که در برخی از این کشورها رخ داد، نرخ ازدواج کاهش یافت و در پی آن، فرزندآوری نیز کاهش پیدا کرد و این جوامع به سمت پیری رفتند.ولی در کشور ما متأسفانه پیش از رسیدن به توسعه و پیشرفت مطلوب، با جمعیت پیر مواجه می شویم.

ما پیش از آنکه فرصت استفاده از جمعیت جوان را داشته باشیم، با پروژه تحمیلی کنترل جمعیت، خودمان باعث از بین رفتن نیروی انسانی کشورمان شدیم.متأسفانه اگر روند کنونی باروری ادامه‌دار باشد، پیش از توسعه‌یافتگی و رسیدن به پیشرفت مطلوب، جمعیت ما پیر خواهد شد.

تاکنون کشوری نداشته ایم که پیش از توسعه گرفتار پیری جمعیت شده باشد. در واقع دنیا و ما تجربه مشابهی نداریم که بخواهیم از آن الگوبرداری کنیم و طبیعتاً با اقتصاد ضعیف‌تر، یک جمعیت پیر که درصد بالایی از آن بالای ۶۰ سال باشند، آسیب‌های اقتصادی بیشتری ایجاد می‌کند و شرایط بدتری را ایجاد خواهد کرد.

به‌عنوان نمونه، نسبت پشتیبانی به هم می‌خورد و بحران صندوق‌های بازنشستگی ایجاد می‌شود؛ چون تعداد شاغلانی که حق بیمه می‌پردازند کاهش پیدا می‌کند و تعداد مستمری‌بگیران افزایش شدیدی خواهد داشت.این اتفاق صرفاً ظرف دو یا سه دهه رخ خواهد داد زیرا سرعت سالمندی جمعیت ایران بی نظیر است.

ممکن است وقتی می‌گوییم کشور دارد به سمت پیر شدن می‌رود، بسیاری از افراد بگویند کشورهای دیگری هم هستند که با جمعیت پیر مواجه شده‌اند. اما تفاوتی که بین ایران و کشورهای دیگری که جمعیتشان تاکنون پیر شده وجود دارد، سرعت فوق‌العاده بالای پیر شدن جمعیت ایران است.

در حال حاضر از هر ۱۰ ایرانی، یک نفر بالای ۶۰ سال سن دارد و صرفاً ظرف دو تا سه دهه آینده، از هر چهار ایرانی یک نفر بالای ۶۰ سال سن خواهد داشت. اتفاق مشابه در کشورهای دیگر بیش از ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال زمان برده است، اما ما با سرعت بسیار زیادی در حال حرکت به سمت سالمندی هستیم؛ به‌گونه‌ای که حتی امکان تدارک دیدن برای جمعیت سالمند آینده نیز برای ما فراهم نیست.بهترین راه برای ما این است که از سالخوردگی جمعیت پیشگیری کنیم.

دو رویکرد وجود دارد؛ یکی اینکه صبر کنیم جمعیت پیر شود و بعد با پیامدهای آن مواجه شویم و رویکرد دیگر این است که تلاش کنیم جمعیت پیر نشود یا با سرعت کمتری پیر شود. در این موضوع هم، پیشگیری بهتر از درمان است.

راه پیشگیری از سالخوردگی جمعیت چیست؟

مروتی: پیشگیری از این پیر شدن یک راه بیشتر ندارد و آن افزایش موالید است.هر یک بچه‌ای که به دنیا می‌آید، یک ترمز در مسیر پیری جمعیت است.

تصور کنید ما با سرعت در حال رانندگی هستیم که ناگهان یک دیوار بتنی پیش روی ما سبز می شود! ترمز گرفتن ما ممکن است که مانع برخورد ما با این دیوار نشود، اما حداقل از سرعت ما کم می‌کند و به ما کمک می نماید که خسارت کمتری ببینیم و جان سالم به در ببریم.عاقلانه این است که تلاش کنیم جلوی سالخوردگی شدید و سریع جمعیت در ایران را بگیریم و از آن پیشگیری کنیم.

یکی دیگر از مشکلات سالخوردگی جمعیت، این است که باعث کاهش رشد اقتصادی می‌شود.

علاوه بر بحران‌های صندوق‌های بازنشستگی، بخش مهم دیگری که به اقتصاد ما ضربه می‌زند، کاهش رشد اقتصادی و کاهش تولید است؛ چراکه جمعیت جوان ما از سنین کار خارج می‌شوند و موتور محرک تولید کند خواهد شد و اقتصاد پویایی خود را از دست می‌دهد.

نکته دیگری که وجود دارد این است که ما با یک جمعیت پیر، با تغییر مسیر توسعه مواجه خواهیم شد؛ چون الگوی تقاضای جامعه به سمت خدمات حمایتی تغییر می‌کند.جمعیت جوان می‌تواند تولید کند، اما وقتی جمعیت به سمت سالخوردگی حرکت می‌کند، بخش مهمی از توان جامعه صرف سالمندان می‌شود و این مسئله نیز می‌تواند معضلات اقتصادی بسیاری ایجاد کند.

کاهش نرخ ازدواج بین متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ علتش چیست؟

مروتی: متولدین دهه ۶۰ و ۷۰ عمدتاً ازدواج کرده اند و معضل بزرگی در این زمینه وجود ندارد. شاخص عمومیت ازدواج در کشور ما بالاست.

طبق سرشماری سال ۱۳۹۵، شاخص عمومیت ازدواج در ایران حدود ۹۵ درصد بوده است. یعنی صرفاً پنج درصد از ایرانی‌ها بدون ازدواج به ۵۰ سالگی، یعنی سن تجرد قطعی، رسیده‌اند.

این یعنی اکنون بیش از ۹۰ درصد ایرانی‌ها قبل از ۵۰ سالگی ازدواج می‌کنند. بنابراین ما مشکل جدی در اصل ازدواج نداریم که بخواهیم آن را عامل اصلی بحران جمعیت بدانیم. ریشه مسئله جمعیت در ایران این است که الگوی دو فرزندی در کشور ما جا افتاده است. نیمی از مردم صرفاً دو بچه می‌خواهند و حدود ۱۰ درصد نیز یک بچه می‌خواهند. یعنی حدود ۶۰ درصد مردم یک یا دو فرزند را ایده‌آل خود می‌دانند.

آیا با توجه به وضعیت اقتصادی، مسئله اصلی کاهش فرزندآوری اقتصادی است؟

مروتی: اقتصاد، مسئله هست، ولی ریشه اصلی بحران جمعیت، لزوما اقتصادی نیست. گیلان و مازندران که بیشترین درآمد سرانه را در کشور دارند، کمترین میزان فرزندآوری را دارند. بنابراین مسئله اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند توضیح‌دهنده کاهش فرزندآوری باشد.

البته دو بحث را باید از هم تفکیک کنیم. اگر خانواده‌ای می‌خواهد فرزند بیشتری داشته باشد، حکومت موظف است، از آن خانواده حمایت کند. اما اگر تصور کنیم که اگر همه مردم ثروتمند شوند، لزوما فرزند بیشتری خواهند آورد، پاسخ این است که خب چرا در سوئیس، سوئد و دانمارک باروری پایین است؟

در کشورهای حوزه اسکاندیناوی سیاست‌های حمایتی خوبی وجود دارد، وضعیت اقتصادی مردم تقریبا مناسب است و آینده اقتصادی نیز تا حدی قابل پیش‌بینی است، اما همچنان با مشکل جمعیت مواجه هستند.بنابراین حتی اگر مشکلات اقتصادی ما به‌طور کامل برطرف شود ــ که البته آرزوی ماست ــ لزوماً مسئله جمعیت ما حل نخواهد شد.

پس از نظر شما کاهش فرزندآوری بیشتر مسئله فرهنگی است تا اقتصادی؟

مروتی: بله، مسئله فرهنگی است؛ به شرطی که ما درست مسئله فرهنگ را درک کنیم.فرهنگی بودن مسئله به این معنا نیست که صرفا با سرود و نقاشی و بیلبورد و تبلیغات، مردم را به فرزندآوری تشویق کنیم.

بخش مهمی از کار فرهنگی، اتفاقاً همین مشوق‌های اقتصادی است.مشوق اقتصادی ممکن است بخش زیادی از هزینه‌های واقعی فرزندآوری را پوشش ندهد، اما همین مشوق‌ها دلگرمی ایجاد می‌کنند و تفکر مثبت بودن فرزندآوری بیشتر را به مردم القا می‌کنند. مشوق های اقتصادی، نگرش ساز هستند.بنابراین اجرای مشوق‌های اقتصادی نیز یک نوع کار فرهنگی به حساب می‌آید.

اگر بخواهید در یک جمله راه‌حل بحران جمعیت در ایران را بیان کنید، چه می‌گویید؟

مزوتی: اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، راه‌حل بحران جمعیت در ایران، اجرای بی‌چون‌وچرا و بی‌نقص قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت است.

 

 انتهای پیام | https://www.shia-news.com/ 

منبع: MEHR NEWS
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد