شیعه نیوز | استاد برجسته تاریخ اسلام با استناد به گزارشهای تاریخی درباره آزادی اسیران کربلا، حضور جابر بن عبدالله انصاری، شکلگیری حرکت توابین، گزارشهای طبری و روایات مربوط به زیارت اربعین، گفت: اربعین در آغاز، محصول یک تقارن تاریخی بوده و بعدها با نقل زیارت اربعین از امام صادق(ع) و روایت «علامات المؤمن خمس» از امام حسن عسکری علیهالسلام، جنبه امضایی یافته است.
به گزارش «شیعه نیوز»، آیت الله یوسفی غروی درباره پیشینه تاریخی و چگونگی شکل گیری اربعین حسینی، اظهار کرد: اگر بخواهیم از منظر تأسیسی به مسئله بنگریم، در قرآن کریم یا در احادیث نبوی و روایات معصومان علیهمالسلام، دلیلی در اختیار نداریم که نشان دهد اصل برگزاری مراسمی همچون سوم، پنجم، هفتم، هفته یا چهلمِ درگذشتگان، بهعنوان یک سنت دینی، از سوی پیامبر اکرم(ص) یا دیگر معصومان(ع) تأسیس شده باشد. آنچه در میان مردم بهعنوان بزرگداشت اموات، از جمله برگزاری مراسم چهلم، رواج یافته است، مستند تأسیسی در متون دینی ندارد.
وی گفت: تنها موردی که «اربعین» در آن جایگاه ویژهای یافته، اربعین امام حسین(ع) است. پیش از آن نیز نمونهای از اربعین، بهعنوان یک سنت تأسیسی و مستقل، وجود ندارد. نکته قابل توجه آن است که همین اربعین امام حسین(ع) نیز، دستکم بر اساس این تحلیل، مستقیماً از سوی معصومان(ع) تأسیس نشده بلکه شرایط تاریخی پس از واقعه عاشورا آن را پدید آورده است.
عنوان «اربعین» نتیجه تقارن تاریخی این واقعه با چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) است
آیت الله یوسفی غروی بیان کرد: به تعبیر دیگر، اگر عبیدالله بن زیاد اسیران کربلا را زودتر یا دیرتر آزاد میکرد، زمان رسیدن آنان به کربلا نیز تغییر میکرد. در آن صورت، اگر یک ماه پس از عاشورا به کربلا میرسیدند، بهجای «اربعین»، یادبود سیروزه یا «ثلاثین» شکل میگرفت و اگر پنجاه روز بعد میرسیدند، «خمسین» پدید میآمد. بنابراین، عنوان «اربعین» نتیجه تقارن تاریخی این واقعه با چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) است، نه آنکه از ابتدا بهعنوان یک حکم یا سنت دینی تعیین شده باشد.
«توابین» نخستین کسانی که بهصورت گروهی قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت کردند
استاد برجسته تاریخ اسلام افزود: بر اساس نقل تاریخی، یزید در زمانی اسیران را آزاد کرد که آنان در روز اربعین به کربلا رسیدند. در همان زمان، جابر بن عبدالله انصاری نیز همراه فردی از اهل کوفه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به کربلا آمد. حضور این افراد در کربلا با روز اربعین مصادف شد و این تقارن تاریخی، منشأ اهمیت یافتن روز اربعین گردید. پس از آن، مردم نیز بنای بزرگداشت اربعین امام حسین(ع) را گذاشتند و نخستین کسانی که بهصورت گروهی قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت کردند، جابر بن عبدالله و همراه او نبودند؛ زیرا آنان بهصورت فردی یا در جمعی بسیار محدود به کربلا آمده بودند. نخستین زیارت دستهجمعی را گروهی از اهل کوفه انجام دادند؛ همان کسانی که بعدها به «توابین» مشهور شدند.
وی عنوان کرد: این گروه(توابین) پس از آنکه به کوتاهی خود در یاری امام حسین(ع) اعتراف کردند و از عملکرد خویش پشیمان شدند، عنوان «توابین» را برای خود برگزیدند. آنان جمعیت اندکی نبودند بلکه شمار فراوانی از مردم به آنان پیوستند و سرانجام با سلیمان بن صُرَد خزاعی بیعت کردند. سلیمان بن صرد از یاران شناختهشده امیرالمؤمنین علی(ع) بود. او در جنگ صفین در رکاب آن حضرت حضور داشت، اما در جنگ جمل شرکت نکرده بود. از همینرو، پس از پایان جنگ جمل و ورود امیرالمؤمنین(ع) به کوفه، گفتوگوهایی میان آن حضرت و سلیمان بن صرد صورت گرفت.
استاد برجسته تاریخ اسلام اشاره کرد: سلیمان، رئیس قبیله خزاعه بود. خزاعه از قبایل بزرگ عرب بهشمار میرفت که پیش از اسلام در مکه سکونت داشتند و از همپیمانان بنیهاشم و عبدالمطلب بودند. به همین دلیل، این قبیله از دیرباز پیوند ویژهای با بنیهاشم داشت. همین سابقه همپیمانی با بنیهاشم سبب شد که بعدها بخش مهمی از نیروهای عباسیان، از جمله عربهایی که با ابومسلم خراسانی همکاری میکردند، از میان بنیخزاعه باشند. عباسیان نیز در بسیاری از دعوتها و فراخوانهای خود، بر همین سابقه تاریخی تکیه میکردند.
وی ادامه داد: طبری نقل میکند که توابین پس از بررسی اوضاع، به این نتیجه رسیدند که اگر در کوفه دست به قیام بزنند، با قبایل عربی کوفه که با آنان روابط خویشاوندی، اقتصادی و اجتماعی داشتند، درگیر خواهند شد و این امر جامعه کوفه را دچار آشوب میکند. از اینرو تصمیم گرفتند بهجای درگیری با کوفیان، با عاملان اصلی حکومت اموی مقابله کنند؛ یعنی کسانی که منشأ حکومتشان شام بود. البته باید توجه داشت که عنوان «شامیان» در منابع تاریخی، الزاماً به معنای اهل شام بودن افراد نیست، بلکه مقصود، وابستگان به حکومت مستقر در شام است. از آنجا که معاویه حکومت خود را در شام بنیان نهاد و یزید نیز همان مرکز را حفظ کرد، سپاهیان حکومت اموی به «لشکر شام» شهرت یافتند، هرچند بسیاری از افراد آن سپاه اهل شام نبودند.
آیت الله یوسفی غروی گفت: توابین با همین انگیزه به سوی شام حرکت کردند، اما در شمال عراق، در منطقهای نزدیک موصل، با سپاه اموی روبهرو شدند. در آن زمان، پس از پایان حکومت شاخه سفیانی بنیامیه، شاخه مروانی قدرت را در دست گرفته بود. مروانیان بار دیگر عبیدالله بن زیاد را به خدمت گرفتند و او را برای مقابله با قیام توابین اعزام کردند. دو سپاه سرانجام در منطقه «عینالورده» با یکدیگر درگیر شدند. شمار توابین هنگام بیعت با سلیمان بن صرد حدود ۱۰ هزار نفر بود، اما تا زمان حرکت به سوی کربلا، تعداد آنان به حدود پنج هزار نفر کاهش یافت؛ رخدادی که از آن بهعنوان نمونهای از سستی و بیوفایی مشهور اهل کوفه یاد میشود. از این پنج هزار نفر نیز، هنگامی که در شمال عراق با سپاه اموی روبهرو شدند، حدود نیمی کشته شدند و نیمی دیگر عقبنشینی کردند و پراکنده شدند. همین بازماندگان بعدها به کوفه بازگشتند و مختار ثقفی آنان را گرد آورد و از توان و تجربه آنان در قیام خود بهره گرفت.
نخستین گروهی که امام حسین(ع) را زیارت کردند
وی یاد آور شد: طبری همچنین نقل میکند که هنگامی که توابین به کربلا رسیدند، بر فراز قبر امام حسین(ع) سایبانی ساخته شده بود؛ آن هم پیش از آنکه بر روی قبر امیرالمؤمنین (ع) در نجف بنایی ایجاد شود. البته این بنا بسیار کوچک بود و بیش از اتاقی سه در چهار متر وسعت نداشت. از آنجا که جمعیت فراوان توابین در آن فضای کوچک جای نمیگرفت، تصمیم گرفتند هر بار ده نفر وارد حجره شوند، دو رکعت نماز ـ که آن را نماز توبه میدانستند ـ بخوانند، آیاتی از قرآن تلاوت کنند و خارج شوند تا گروه بعدی وارد شود. این گروه، از نخستین کسانی بودند که بهصورت دستهجمعی زیارت امام حسین(ع) را انجام دادند؛ آن هم پیش از آنکه روایات مربوط به فضیلت زیارت امام حسین علیهالسلام رواج یابد. بخش عمده این روایات، بعدها از زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شد.
اصل پدید آمدن اربعین، معلول یک واقعه تاریخی است
آیت الله یوسفی غروی بیان کرد: نخستین کسی که متن زیارت اربعین را نقل کرده، صفوان بن مهران جمّال است. از نام و پیشینه او برمیآید که از موالی کوفه بوده است. وی زیارت اربعین را از امام صادق علیهالسلام روایت کرده و در متن آن نیز زمان قرائت زیارت، هنگام برآمدن خورشید در روز اربعین، بیان شده است. پس از آن، روایت مشهور «علامات المؤمن خمس» از امام حسن عسکری علیهالسلام نقل شد که در آن، زیارت اربعین یکی از نشانههای مؤمن معرفی شده است. این روایت در واقع تأییدی بر سنتی بود که پیشتر از طریق صفوان بن مهران از امام صادق علیهالسلام نقل شده بود. بنابراین، بر اساس این تحلیل، اصل پدید آمدن اربعین، معلول یک واقعه تاریخی است و نه یک تأسیس ابتدایی از سوی معصومان علیهمالسلام؛ هنگامی که این سنت در میان شیعیان و علاقهمندان به اهلبیت(ع) رواج یافت، امام صادق(ع) آن را امضا و تأیید کرد. ازاینرو، روایت صفوان بن مهران را باید در شمار روایات امضایی دانست، نه تأسیسی. روایت امام حسن عسکری علیهالسلام نیز که حدود دو قرن بعد صادر شده است، همین سنت را مورد تأیید قرار داده است.