شیعه نیوز | سفرنامهها یکی از منابع مهم در شناخت بهتر فرهنگ مردم ایران است. بزرگترین مزایا و محاسن سفرنامهها را میتوانیم به خاطر اشتمال آنها بر مطالب گوناگون و مسائلی بدانیم که در دیگر کتابها و منابع نیامده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، سفرنامهنویسان اروپایی مراسم عزاداری ماه محرم را بیش از سایر مراسمها و آداب و رسوم مردم ایران در سفرنامههای خود توصیف کردهاند. سفرنامهنویسانی که در سه دوره صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه به ایران آمدهاند، در شرح مشاهدات خود از مراسم عزاداری کم و بیش به برخی نکات مشترک اشاره کردهاند، نکتهای که در همه سفرنامهها دیده میشود، توجه خاص حاکمان صفوی و بهویژه قاجاری به برگزاری این مراسم است. در این خصوص با ساسان طهماسبی، پژوهشگر تاریخ و سفرنامهپژوه به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید:
آیینهای محرم چقدر توجه سفرنامهنویسان خارجی را به خود جلب کرده است؟
سیاحانی که در ماه محرم به ایران سفر کردند، معمولاً شاهد برگزاری این مراسم بودند و در این مورد گزارش دادند؛ رویهای که از اوایل دوره صفوی با سفرنامه سیاحانی مانند میکله ممبره و لیونل پلامتری که در دوره شاه طهماسب به ایران سفر کردند، شروع شد و با کروسینسکی که سالهای پایانی این حکومت را به چشم خود دید، به پایان رسید. از سیاحان دوره افشاریه هم، یوهان یاکوب لرش بهتفصیل به مراسم عاشورا میپردازد.
نگاه سفرنامهنویسان به آئینها و مراسم چگونه بوده است؟
سیاحان اروپایی دوره صفوی عمدتاً به طور نسبی به دین مسیحیت تعصب داشتند و درمجموع رویکرد خوشایندی نسبت به دین اسلام و مسلمانان نداشتند، مخصوصا به دلیل اینکه دولت عثمانی به عنوان قدرتمندترین حکومت اسلامی ضربات سنگینی به اروپا وارد کرده بود. بااینحال، نسبت به مراسم عاشورا رویکرد خصمانهای از خود نشان نمیدادند، زیرا این مراسم در ایران برگزار میشد که مردمانش به تساهل و تسامح نسبت به مسیحیان شناخته میشدند و رابطه خوبی با اروپاییها داشتند. حتی در مواردی، سیاحان نسبت به واقعه کربلا، احساس همدردی داشتند. میکله ممبره که در دوره شاه طهماسب وارد ایران شد، از این دسته بود که از لفظ شهادت برای امام حسین(ع) استفاده میکند.
آیا در روایتهای سفرنامهنویسان مقایسه هم میبینیم، به عنوان مثال کسی که خودش مسیحی بود، آیا این آیینها را به آیینهایی در دین مسیح شبیه میدانست؟ یا در گذر از کشورهای مختلف آیینهای مشابهی را به عزاداری محرم شبیه دانستهاند؟
مقایسهای بین مراسم محرم و مراسم دینی مسیحیان در سفرنامههای دوره صفوی و افشاریه وجود ندارد، چون اصولاً مراسم مشابهی بین مسیحیان رایج نبود.
سیاحان دوره صفوی مراسم عاشورا در ایران را با سایر کشورها مقایسه نکردهاند، زیرا با عبور از سرزمینهای مسیحی یا قلمروی عثمانی که سُنی بودند، به قلمروی صفویه میرسیدند، بنابراین، فقط در این قلمرو که تقریبا ایران امروزی و بخشهایی از قفقاز را شامل میشد، شاهد برگزاری مراسم محرم بودند.
چه نکاتی را از عزاداری محرم در ایران برجسته کردهاند؛ به عنوان مثال از نگاه دینی و مذهبی برای نویسنده جالب بوده باشد یا از نظر زیباییشناسی، خرافهپرستی و...، یعنی درکل نگاههای مختلف به مراسم عزاداری چگونه بود؟
سیاحان دوره صفوی و افشاریه مراسم عاشورا را به عنوان یک فستیوال توصیف میکنند و بیش از اینکه از حیث مذهبی، آن را بررسی کنند، از منظر زیباییشناسی، به موضوع توجه دارند.
برای نمونه، رنگ لباسهایی که مردم میپوشیدند، برای سیاحان دوره صفوی جلب نظر میکرد، چون به جای لباس مشکی، لباس آبی به تن میکردند. یوهان اشترویس مینویسد: «در آغاز مراسم، لباس آبی میپوشند، زیرا برای آنها (مانند لباس سیاه ما) نشانه عزاداری است.» برای اشترویس مراسم چراغانی بسیار جذابیت داشت: «حتی فقیرترین مردم شماخی تعداد زیادی شمع و مشعل جلوی خانههای خود گذاشته بودند و چون شمعها منظره شگفتانگیزی به وجود آوردند، ارزش آن صحنه کمتر از خود مراسم نبود.»
نقاشی یوهان یاکوب لرش در دوره نادرشاه
تعزیههای روز عاشورا برای یوهان یاکوب لرش چنان جذاب بود که این صحنهها را نقاشی کرد که درواقع اولین تصویرسازی از مراسم عاشورا به شمار میرود.
برای لیونل پلامتری، حواشی این مراسم و جنگهای حیدری و نعمتی، مهمتر به نظر میرسید. او که در اردبیل و تبریز شاهد این درگیریها بود، به توصیف آن میپردازد: «مردی را دیدم که سرهای بُریده چهار یا پنج مرد را به دستش گرفته بود. موهای سرها را به دستش گرفته بود و با خود میبر.د» کروسینسکی نیز که نگاهی عمیقتر به مسائل ایران دارد و قصد دارد ریشههای سقوط صفویه را تجزیه و تحلیل کند، به جنگهای حیدری و نعمتی در مراسم محرم توجه دارد و آن را یکی از سیاستهای حکومت برای ایجاد اختلاف بین مردم میداند تا نتوانند علیه حکومت وارد عمل شوند. البته، هر دوی این سیاحان، این درگیریها را نتیجه خرافهپرستی ایرانیان میدانند.
از نگاه سفرنامهنویسان عزاداری محرم در دورههای مختلف تاریخی چه تفاوتی با هم داشتند، عزاداری در دوره صفویه چه تفاوتی با عزاداری در دوره قاجاریه داشت؟
گسترش قمهزنی را باید یکی از این تحولات مهم به شمار آورد. در میان سیاحان دوره صفوی، آدام اولئاریوس که در دوره شاه صفی به ایران آمد و یوهان اشترویس که در دوره شاه سلیمان در ایران زندگی میکرد، از قمهزنی سخن میگویند. گزارش اشترویس مفصل و تأملبرانگیز است، بیشتر از این جهت که میگوید دولت صفوی با قمهزنی مخالف است. اما گزارش لرش نشان میدهد که در دوره نادرشاه، قمهزنی رواج داشت و البته در دوره قاجار بهشدت گسترش یافت و سیاحانی مانند جیمز بالفور را حیرتزده کرد. وی که در سالهای پایانی حکومت قاجار در تهران شاهد قمهزنی بود، مینویسد:
«باید بگویم هرگز مایل نیستم که دوباره چنین صحنهای را ببینم. این دسته از یک صف طولانی از مردانی که پهلوی هم قدم میزدند، تشکیل میشد. روپوشهایی به تن داشتند که در ابتدا سفید بودند. شمشیر یا چاقوی بلندی در دست راست خود داشتند و با دست چپ کمر نفر کناری خود را محکم گرفته بودند. دسته بهآرامی به میدان وارد شد. وقتی زیر نور خورشید قرار گرفتند، تشخیص چهره ترسناکشان امکانپذیر شد. سرهایشان غرق در خون بود. لباسهای سفید بعضی از آنها کاملاً غرق در خون بود.»
این مشاهدات باعث شد که او و برخی دیگر از سیاحان دوره قاجار نگاهی منفی و بدبینانه نسبت به مراسم محرم پیدا کنند. تا جایی که بالفور مینویسد: «مشکل بتوان گفت که این احساسات تا چه اندازه برخاسته از احساسات واقعیاند. جای شک و تردید وجود ندارد که تماشاگران در آن زمان هیجانزده میشوند؛ اما منصفانه یا غیرمنصفانه باید گفت همگان چنین احساس میکنند که آن هیجانات ساختگی و نتیجه زودگذر شور مذهبیاند نه ایمان عمیق.»
نقش زنان در این عزاداریها چگونه بیان شده است؟
میکله ممبره از حضور زنان در مراسم عاشورا در تبریز سخن میگوید: «در پایان روز، تمام زنها به مساجد میروند و واعظ در مصیبت پسر علی (ع) وعظ میکند و زنها گریه میکنند.»
یوهان یاکوب لرش شاهد مشارکت زنان در مراسم تعزیه بود: «در دو اتاقک که بر روی سر خود حمل میکنند، دو بانوی عزادار نشستهاند و مدام به سینه و صورت خود میکوبند و به بیرون نگاه میکنند... در آخرین روز این مراسم، کودکانی را که در نقش کودکان آن دو متوفی ظاهر میشوند، با خود به اینسو و آنسو میبرند، درحالیکه به خون آغشته شدهاند، چنانکه گویی سر و دستهایشان قطع شده است. مادرشان با تعدادی دیگر از زنان و دخترانشان درحالیکه لباس سفیدی به تن دارند، در غل و زنجیر پدیدار میشوند. دستهای که لباسهای عربی و ترکی به تن دارند و شمشیرهای برهنه، سپر و کمان با خود حمل میکنند، با این اسرا رفتاری بسیار وحشیانه دارند، آنها را کتک میزنند و زخمی میکنند.»
آیا به تعزیههایی که در ایام محرم برگزار میشد، هم در سفرنامهها اشاره شده است؟
تعزیه بخش مهمی از مراسم محرم بود. همه سیاحان دوره صفوی از تعزیههای مختلف آن دوران نوشتهاند و با مقایسه گزارشهای سیاحان اوایل دوره با اواخر این دوره، میتوان به این نتیجه رسید که بهمرور زمان، سهم تعزیه از مراسم محرم رو به افزایش بود. مقایسه گزارش اشترویس و تاورنیه که در دوره شاه سلیمان شاهد این مراسم بودند، با گزارش میکله ممبره این مدعا را ثابت میکند.
دوره قاجار، تعزیه با حمایت حکومت گسترش پیدا کرد. ناصرالدینشاه علاقه زیادی به تعزیه داشت و شخصاً در این مراسم شرکت میکرد. البته، جنبه تفریحی تعزیهها پررنگتر از جنبه مذهبی آن شد و حتی میتوان گفت که به انحراف کشیده شد و بیش از آنکه حزنانگیز باشد دستمایه طنز شده بود.