سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

دیدهبان شیعه

سرویس عکس

سرویس فیلم

پادکست

سردبیر

صفحات داخلی

اهمیت امر به معروف و نهی از منکر | شرایط امر به معروف و نهی از منکر

دعوت به نیکی و بازداشتن از بدی گاهی با گفتگو حاصل می شود، که ممکن است موعظه ای کوتاه، یا استدلال و حتی مناظره ای جدی باشد. در بالاترین مرتبه از نهی زبانی، چه بسا با درشتی سخن گفتن نیز ضرورت داشته باشد.
کد خبر: ۳۱۰۲۹۰
۱۴:۲۲ - ۱۷ خرداد ۱۴۰۴

محقق : دکتر صادق یادگاری

شیعه نیوز | اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

زندگی انسان در اجتماع، ناگزیر سرنوشت و سعادت او را به سعادت دیگر افراد جامعه پیوند می دهد. به عبارت دیگر هر فرد، بخشی از پیکره اجتماع است که صلاح و فسادش با دیگر بخشها، گاه آشکار و بی واسطه و گاه ناپیدا و غیر مستقیم، در ارتباط است. این اثرگذاری متقابل موجب پیدایش حق انتقاد یا وظیفه ارشاد نسبت به رفتار دیگران می شود. این نقد و ارشاد در کشورهای عاری از قوانین دینی با عناوینی از قبیل "شهامت مدنی" یا "مسئولیت اجتماعی" شناخته و گرامی داشته می شود و در کشورهای اسلامی با عنوان "امر به معروف و نهی از منکر" یاد می شود.

این عمل فارغ از اینکه اجتماع، قانون و اخلاق الهی را پذیرفته باشد یا قوانین بشری را مایه سعادت خود بداند، کارکردی بزرگ در سیر جامعه در مسیر آرمان خود دارد. به همین جهت قرآن کریم جامعه ای را که با سلاح امر به معروف و نهی از منکر قدرت یافته باشد بهترین امت می داند: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ ... ؛ [1] شما بهترین امتى هستید از میان مردم پدید آمده، که امر به نیکیها و نهى از منکر مى‏ کنید و به خدا ایمان دارید.

در چنین جامعه ای زشتیها مجالی برای خودنمایی نخواهند یافت زیرا تک تک افراد جامعه خود را نسبت به آن مسئول دانسته و به اصلاح آن قدم پیش می گذارند و این بهترین زمینه برای اقامه قوانین دین در جامعه است. به همین جهت است که برپایی سایر واجبات در جامعه، وامدار امر به معروف و نهی از منکر است. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «اِنَّ الأمرَ بِالمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنکرِ فَریضَةٌ عـَظیمَةٌ بِها تـُقامُ الفـَرائِضُ وَ تَأْمَنُ المَذاهِبُ وَ تَحِلُّ المَکاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظالِمُ وَ تَعْمـُر الأرْضُ»؛ امر به معروف و نهى از منکر دو واجب بزرگ الهى مى باشند که سایر واجبات با آنها بر پا مى مانند و بوسیله این دو، راهها امن و کسب و کار مردم حلال مى شود. با این دو واجب است که داد ستمدیدگان ستانده مى شود و زمین آباد مى گردد.

امام علی علیه السلام درباره جایگاه والای این فریضه می فرمایند: «تمام کارهاى نیک و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر، چون آب دهان است در برابر دریاى پهناور».

اثربخشی این عمل انسانی در شکوفایی اخلاق شایسته و نگاهبانی ارکان جامعه، تا آن حد است که رسول خدا صلی الله علیه وآله عاملان به آن را بهترین مردمان دانسته ( خیر النّاس أقرؤهم و أفقههم فی دین اللَّه و أتقاهم للَّه و آمرهم بالمعروف و أنهاهم عن المنکر و أوصلهم للرّحم‏ ) و جانشینان خدا و پیامبر در روى زمین خوانده که مردم در قیامت به جایگاهشان غبطه خواهند خورد.

امام علی علیه السلام سلامت دین و دنیای فرد را در عمل به این فریضه دانسته و می فرمایند: «مَنْ کانَ فیه ثَلاثٌ سَلِمَتْ لَهُ الدُّنیا وَ الاْخِرَةُ: یـَأْمُرُ بِالْمـَعْرُوفِ وَ یـَأْتـَمِرُ بِـهِ وَ ینْهى عَنِ المْنُکرِ وَینْتَهى عَنْهُ وَ یحافِظُ عَلى حُدُودِاللّه ِ جَلَّ وَ علا .  کسى که سه چیز در او باشد، دنیا و آخرتش سالم مى ماند: ۱. امر به معروف کند و خود نیز پذیراى آن باشد. ۲. نهى از منکر کند و خود نیز از آن پرهیز کند. ۳. حدود الهى را نگهدارى کند.

شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از واجبات دین اسلام است و فقیهان برای وجوب آن شرایطی را ذکر کرده اند از جمله: علم به معروف و منکر؛ اصرار بر تکرار گناه از سوی عاصی؛ احتمال تأثیر؛ عدم مفسده در امر و نهی.

همچنین معروف و منکر مراتبی دارند که به میزان اثرگذاری آن در بسط خیر و شرّ در فرد و جامعه بستگی دارند، که از یک نظر به سه مرتبه تقسیم می شوند: ارتکاب؛ اشاعه؛ اقامه.

گاه منکری انجام می شود که تنها مرتکب شونده را تحت تأثر قرار می دهد و این منکر از مرحله ارتکاب فراتر نمی رود. اما گاهی شخص دیگران را نیز مستقیم یا غیر مستقیم به سوی معروف یا منکری که خود به آن تمایل پیدا کرده فرا می خواند؛ این مرحله اشاعه است. مرتبه بالاتر از آن زمانی است که معروف یا منکر به مرحله اقامه می رسد. اقامه به معنای فراهم نمودن زمینه ها و ساز و کارهایی است که موجب بسط و گسترش معروف یا منکر می شود. به عنوان نمونه کسی که از دیگری طلب ربا می کند، مرتکب گناه ربا شده است و زمانی که دیگران را هم به این گناه فرا می خواند و برای اثبات مطلوبیت آن تبلیغ می کند، به مرحله اشاعه ربا وارد شده است و اگر بانکی تأسیس نماید و ساز و کاری جهت تبادل سود نامشروع تأسیس نماید، به مرحله اقامه رسیده است.

در امر به معروف و نهی از منکر باید به مراتب معروف و منکر توجه داشت و اولویت تلاش انسان باید در جهت نهی اقامه کنندگان منکر، پس از آن باید اشاعه کنندگان و در درجه بعد مرتکبین منکر باشد.

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

بنابر فتوای فقیهان، امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد که با وجود این شرایط، واجب می‌شود:

    امرکننده به معروف و نهی‌کننده از منکر، به معروف و منکَر از دیدگاه شرع اسلام آگاهی داشته باشد؛
    احتمال بدهد که امر و نهی او در آن فرد تأثیر داشته باشد؛
    بداند فردی که منکر از او سر زده است بنای تکرار آن منکر را دارد و در صورتی که بداند آن فرد از انجام منکر پشیمان شده و بنای اصرار بر آن را ندارد، امر به معروف و نهی از منکر کردن او واجب نیست؛
    امر به معروف و نهی از منکر کردن، برای او یا سایر مؤمنان، ضرر جانی، مالی و آبرویی در پی نداشته باشد و چنانچه احتمال حصول ضرر بدهد، وجوب آن برداشته می‌شود. [2]

روشها و مراحل امر به معروف و نهى از منکر

عمل گرایی:

مهمترین و اثربخش‌ترین روش امر به معروف و نهی از منکر این است که انسان با عمل و رفتار خود دیگران را به خیر و خوبی نزدیک و از بدیها بیزار گرداند. امام على علیه السلام می فرمایند: «أَصْلِحِ الْمُسِی‏ءَ بِحُسْنِ فِعَالِک وَ دُلَّ عَلَى الْخَیرِ بِجَمِیلِ مَقَالِک‏». آدم بدکار را به وسیله کارِنیک خود اصلاح کن، و با سخن زیبایت دیگران را به کار خیر رهنمون باش. همچنین انسان وظیفه دارد پیش از دیگران خودش را ارشاد نماید و سپس قدمی برای ارشاد دیگران بردارد؛ به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام: «کسانى که مردم را به کارهاى نیک امر مى کنند و خود آن را انجام نمى دهند و کسانى که مردم را از کارهاى زشت باز مى دارند اما خود مرتکب آن مى شوند، مورد لعن الهى هستند». [3]

اظهار تمایل یا انزجار:

آنچه مقصود این دو فریضه است، گاه تنها با اظهار تمایل یا انزجار حاصل می شود. ممکن است تنها روی گرداندن یا چهره در هم کشیدن کافی باشد تا عامل منکر از کارش دست بردارد. امام على علیه السلام فرمودند: «أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ أَنْ‏ نَلْقَى‏ أَهْلَ‏ الْمَعَاصِی‏ بِوُجُوهٍ مُکفَهِرَّة»؛ [4] رسول خدا صلی الله علیه وآله به ما امر فرمودند که با گنهکاران با چهره اى درهم کشیده برخورد کنیم.

روشنگری:

بسیاری از انحرافات انسان ریشه در جهل و ناآگاهی او دارد؛ از این رو یکی از روشهای کار آمد در اجرای امر به معروف و نهی از منکر، روشنگری و رفع شبهه است.

امر و نهی زبانی:

دعوت به نیکی و بازداشتن از بدی گاهی با گفتگو حاصل می شود، که ممکن است موعظه ای کوتاه، یا استدلال و حتی مناظره ای جدی باشد. در بالاترین مرتبه از نهی زبانی، چه بسا با درشتی سخن گفتن نیز ضرورت داشته باشد.

امر و نهی عملی:

گاه منکر آن قدر بزرگ است که رواجش فرد و جامعه را ویران خواهد کرد. به این ترتیب لازم می آید که با اِعمال زور و به کار بردن قدرت، شخص را از انجام منکر و ترک معروف باز دارند. تشکیل نیروی پلیس و قوه قضائیه در کشور در همین راستا است.

امر به معروف و نهی از منکر در نگاه قرآن و احادیث

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِک سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ.» (توبه/۷۱).

پروردگار حکیم در این آیه شریفه، بعد از آنکه در آیات پیشین به تذکر و بیان حال منافقین می پردازد، اینک حال عامه مؤمنین را تبیین می کند و می فرماید: «مردان و زنان با ایمان اولیای یکدیگرند»؛

تا آنکه منافقین بدانند نقطه مقابل ایشان مؤمنین هستند که مردان و زنانشان با همه کثرت و پراکندگی افرادشان همه در حکم یک تن واحدند و به همین جهت بعضی از ایشان، امور بعضی دیگر را عهده دار می شوند؛ به همین جهت است که هر کدام، دیگری را به معروف، امر می کند و از منکر، نهی می نماید.

به دلیل ولایت داشتن ایشان در امور یکدیگر است (آن هم ولایتی که تا کوچک ترین افراد اجتماع راه دارد) که به خود اجازه می دهند هر یک دیگری را به معروف واداشته و از منکر باز بدارد.

شاید بتوان یکی از علل مهم در عدم اهمیت به بحث امر به معروف و نهی از منکر را این گونه بیان کرد که بعضی آن را ذلت آور می دانند و اگر شرایط امر و نهی برایشان پیش آید از ترس اینکه دوستی آنها با اطرافیان قطع شود، از انجام این تکلیف سر باز می زنند، حال آنکه قرآن کریم، لازمه ایمان حقیقی را رابطه وداد و علاقه به سرنوشت یکدیگر معرفی کرده است.

کسی که بخواهد این علاقه را جامه عمل بپوشاند باید امر به معروف و نهی از منکر نماید و مطمئناً این عمل اگر با این نیت و با روش مناسب صورت گیرد، نه تنها سبب قطع ارتباط با وی نمی گردد، بلکه سبب تقویت دوستی شده و رضای الهی را به دنبال خواهد داشت.

شهید دستغیب(ره) در این رابطه بیان می دارد: «امر به معروف و نهی از منکر ذلت نمی آورد، بلکه عزت آور است. علت این عزت، آن است که مردم اطراف کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند، جمع می شوند و عزت می یابد، اما کسی که امر به معروف و نهی از منکر نمی کند، مذمّت و فحش می بیند و ذلیل می گردد.».

البته ممکن است کسانی که درک درستی از دین و به خصوص از این مسئله سازنده نداشته و یا مغرضانه به نقد می پردازند، آن را به دخالت در حریم خصوصی دیگران و سلب آزدی و حقوق شهروندی تعبیر کنند و با رواج چنین اندیشه ای در جامعه درصدد برآیند تا مانع اجرای این امر در جامعه اسلامی شوند، اما باید دانست که اولاً هر جامعه ای دارای قوانین و هنجارهایی برای خویش است که زیر پا گذاشتن آن ها را نمی پذیرد. اساساً بی توجهی به قانون (چه بد چه خوب) و نقض آن، به معنای بی نظمی در جامعه است. از سوی دیگر اگر درست به دیدگاه دین توجه نماییم، مؤمنان که پیکره جامعه را تشکیل می دهند، طبق آیه شریفه، اولیای یکدیگرند.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر

برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است و مادامی که با انجام مرتبه پائین، احتمال حاصل شدن مقصود می رود، به مراتب دیگر نباید عمل شود:

مرتبه اوّل: با شخص معصیت کار طوری برخورد شود که بفهمد کار اشتباهی مرتکب شده؛ مثلاً از او رو برگردانده شود یا با چهره عبوس با او دیدار کند یا با وی ترک مراوده نماید؛ به نحوی که این عدم ارتباط و اعراض، مثمر ثمر باشد.

مرتبه دوم: با در نظر گرفتن شرایط و یقین به اینکه مرحله اول کارساز نیست، نوبت به مرتبه دوم؛ یعنی تذکر لسانی می رسد؛ اینکه به شخص عاصی با نصیحت و زبان لیّن تذکر داده شود و تا جایی که ممکن است نباید از این حد تجاوز گردد.

مرتبه سوم: مرتبه توسل به زور و جبر است. پس اگر آمر و ناهی بداند یا اطمینان داشته باشد که شخص عاصی، ترک منکر نمی کند یا واجبی را به جا نمی آورد، اعمال زور واجب است، لیکن نباید از قدر لازم تجاوز نماید. البته لازم است این مرتبه به دست مراجع قانونی اجراء شود.


امر به معروف و نهی از منکر حاکمان ظالم، بالاترین جهاد است

از پیغمبر اکرم دارد که فرمودند: «افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر» با فضیلت ترین جهاد، سخن عادلانه گفتن نزد پیشوای ستمگر است. حضرت در اینجا بحث را بسیار زیبا به صورت قالبی مطرح کرد. امام، یعنی کسی که زمام امور مسلمین را در دست گرفته است. شما که گفتید: کسی حق ندارد به امیر چیزی بگوید، اما اینجا می گویید: پیغمبر فرمود: «افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر»؟
روایتی را از پیغمبر اکرم نقل می کنند که در صحاح هست، به نظرم ابی‏عمامه است که نقل می کند، می گوید: «عرض لرسول الله رجلٌ عند الجمره الاولی فقال یا رسول الله ای الجهاد افضل؟» وقتی که پیغمبر اکرم به حج رفته بود، در رمی جمره اولی، حضرت داشت رمی جمره می کرد که شخصی سؤال کرد: کدام جهاد در بین جهادها فضیلتش از همه بالاتر است؟ «فسکت!» آقا جوابش را نفرمود «فلما رمی جمره الثانیه» جمره اولی تمام شد و سراغ جمره دوم رفتند. آنجا شروع کردند رمی کردند که «سأله: ای الجهاد افضل؟» باز جلو آمد و همان سؤال را کرد، «فسکت!» حضرت جوابش را نداد و سکوت کرد. «فلما رمی جمره العقبه»، دارد جمره عقبه را هم که انجام دادند «وضع رجله لیرکبه» حضرت پایش را در رکاب گذاشت که سوار شود و برود، چون حضرت روی زمین ایستاده بود اما مرکبش همراهش بود، «قال: این سائل» کسی که از من آن سؤال را کرد کجا است؟ «قال: انا یا رسول الله» من اینجا در خدمتتان هستم «قال: کلمه حق تقال عند سلطان جائر»حضرت فرمودند: بهترین جهادها، کلمه حقی است که نزد کسی بگویی که سلطه ظالمانه پیدا کرده است و سزاوار آن نیست.

امر کننده به معروف و واجب ونیکو خود باید اصلاح شده باشد :

برای اثربخش بودن سخن آمر و ناهی بر دیگران، باید قول و فعل او با هم هماهنگی داشته باشد. خداوند نیز در نکوهش این ناهماهنگی می فرماید:

أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَفَلاتَعْقِلُونَ. (بقره: 44)

آیا مردم را به نیکی فرامی خوانید و خودتان را فراموش می کنید. با اینکه شما کتاب آسمانی (تورات) را می خوانید، چرا نمی اندیشید؟

خداوند در آیه ای دیگر با عتاب قرار دادن مؤمنان غیرعامل می فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مالاتَفْعَلُونَ، کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللّهِ أَنْ تَقُولُوا مالاتَفْعَلُونَ. (صف: 2 و 3)

ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا سخت ناپسند است سخنی بگویید که عمل نمی کنید.

پیشوایان معصوم نیز همواره به پیروان خود، تبلیغ همراه با عمل را سفارش می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: «کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیْرِ أَلسِنَتِکُمْ؛ با غیر زبانتان، مردم را به سوی نیکی ها فراخوانید».

مثال :

مثال بسيار زيبايي درباره ي امر به معروف و نهي از منکر وجود دارد: گروهي سوار کشتي بودند، يکي از سرنشينان کشتي شروع به سوراخ کردن محل نشستن خود کرد. ديگران به او گفتند: چرا کشتي را سوراخ مي کني، گفت اين محل کشتي در اختيار من است و اين جا هم خود من نشسته ام؛ من جاي خود را سوراخ مي کنم، و به محل نشستن شما کاري ندارم. ساير سرنشينان دست او را گرفتند و گفتند: درست است که تو فقط جاي خود را سوراخ مي کني، ولي وقتي آب در اخل کشتي افتاد، ديگر من و تو را نمي شناسد، کشتي و همه ما، با هم غرق مي شويم.
در زندگي اجتماعي، انسان نمي تواند فقط منفعت خود را ببيند، و فقط به کار خود توجه داشته باشد و در کار ديگران دخالت نکند، هنگامي که انسان ديد فردي ضرري به جامعه مي زند، بايد دست او را بگيرد و او را از اين عمل نهي کند. در اين جا جامعه به اين فرد اجازه نمي دهد که بگويد، که اين جا، جاي خودم است، چهار ديواري خودم است، شهر خودم است، اين اتاق خودم است، محل کار خودم است؛ بلکه وقتي جامعه ديد ضرر به همه مي خورد، هرقدر اين جامعه فردگرا باشد، حتي به عنوان محافظت از منافع شخصي خود نيز در کار او دخالت مي کند، و مانع کار او مي شود.
بنا بر اين، حتي در جوامعي که فردگرايي به نحو تام حکومت مي کند، در عين حال نظارت عمومي مردم کمابيش وجود دارد.

نگرش قرآن به امر به معروف و نهي از منکر
در ميان همه ي آياتي که بر امر به معروف و نهي از منکر دلالت دارند، دو آيه 67 و 71 «المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض يأمرون بالمنکر و ينهون عن المعروف و يقبضون أيديهم نسوا الله فنسيهم ان المنافقين هم الفاسقون». [5]خداوند مي فرمايد مؤمنان و مؤمنات نسبت به هم ولايت دارند، و به دنبال اين ولايت و در پرتوي آن است که امر به معروف و نهي از منکر مي کنند. اين ولايت را به هر معنايي بگيريم چه به معني محبت و چه به معناي نوعي سلطه و قدرت قانوني باشد يا به هر معناي ديگر، براي اين است که ديگران را از کار زشت باز دارند. زيرا انسان اگر بخواهد در جامعه کسي را از گناه دور کند، بايد نوعي تسلط و حق قانوني بر آن فرد داشته باشد، تا بتواند اين کار را انجام بدهد.

حضرت محمد (ص) فرمودند:

إِذَا لَمْ يَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ يَنْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لَمْ يَتَّبِعُوا الْأَخْيَارَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ شِرَارَهُمْ فَيَدْعُوا خِيَارُهُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ.

هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منكر نكنند، و از نيكان خاندان من پيروى ننمايند، خداوند بدانشان و ظالمانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نيكانشان دعا كنند امّا دعايشان مستجاب نشود. (کافی ج 2 ، ص 374 {شبیه این حدیث در امالى(صدوق) ص 308}).

- عدم پایبندی برخی مسئولان نسبت به این فریضه

یکی از عواملی که می‌تواند نقش مؤثری در راستای عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد، پایبندی مسئولان به این فریضه بسیار مهم است. هرگاه سخن از امر به معروف و نهی از منکر به میان می‌آید، ذهن‌ها فقط متوجه تار موی زنان و شیوه پوشش زنان و جوانان در جامعه و امثال آن می‌شود. که البته توجه و حساس بودن به این مسائل هم خوب است. امّا مسائل مهم‌تری وجود دارد که هرگاه آن مسائل درست شود. مسائل پایین‌تر آن‌ها نیز، امکان درست شدنش بیش‌تر است. وقتی در بعضی از سطوح مسئولان توجهی به امر به معروف و نهی از منکر نشود، بدین معنا که خود آن‌ها در راستای عمل امر به معروف ونهی از منکر برنیایند و از اسراف و اتلاف و غیره و غیره جلوگیری نکنند و یا اگر به مسئولی امر به معروف و نهی از منکر شود گوش ندهد، چگونه می‌توان از مردم انتظار داشت پایبند به این فریضه باشند. وقتی مردم می‌بینند کارگزار و مسئول خدای ناکرده اهل تجمل ، مادیات، اسراف، رابطه بازی، منفعت طلبی و امثال آن باشد و خانواده و فرزندان آن‌ها نیز این‌گونه‌اند، چگونه می‌توان انتظار داشت که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به خوبی اجراء شود.

- عدم برخورد مناسب بعضی از امران و ناهیان

در انجام این عمل و فریضه شخص امر و ناهی باید آگاهی از احکام و قوانین داشته باشد و پایبند به قوانین و احکام باشد و در اجرای حدود و قوانین پا فراتر از محدوده مشخص شده نگذارد.
متأسفانه مشاهده می‌شود بعضی از امران، در جهت انجام این فریضه خود مرتکب گناه و عمل حرام دیگری می‌شوند بدون اینکه توجهی به این مسائل داشته باشند، که خود این اعمال غیرقانونی و غیرشرعی باعث بدبینی مردم شاهد ماجرا می‌شود.
ما طبق فرمایش آقا امیرالمؤمنین که در بند قبل بیان شده در اجرای این فریضه عدالت و مدارا را از نظر دور نداریم و شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر را اجراء کنیم و تا می‌توانیم از خشونت پرهیز کنیم.

- اهل عمل نبودن بعضی از آمران به معروف و ناهیان از منکر

آقا امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: کسی باید امر به معروف و نهی از منکر بنماید که دارای سه خصلت باشد:
۱. به آن‌چه که امر می‌کند، عالم بوده و آگاهی کامل از آن داشته باشد.
۲. خود مرتکب عملی نشود که مردم را از آن باز می‌دارد.
۳. در آن‌چه که امر یا نهی می‌کند عدالت را رعایت نماید و در این‌کار رفق و مدارا را از نظر دور ندارد.

اگر کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند خود پایبندی به اصول اسلامی نداشته باشد، و خودش منکر انجام دهد و با خشونت با زنان رفتار کند تأثیر امر به معروف و نهی از منکر را از بین می‌برد و کم کم باعث می‌شود مردم به انجام این فریضه بدبین بشوند ودین گریز و حتی دین ستیز شوندو حتی امر به معروف و نهی از منکر از طرف انسان‌های عالم و پاک هم مورد اعتراض، تمسخر و یا مطالب دیگر گردد.
یکی از بهترین شیوه امر به معروف و نهی از منکر، رفتار عملی خود امر و ناهی است. وقتی شخصی در یک مورد امر و نهی می‌کند ولی در مورد دیگر خود مرتکب خلاف می‌شود، دیگران را نسبت به خود فقط بدبین و بی‌اعتماد نمی کند، بلکه نسبت به همه بدبین و بی‌اعتماد می‌شوند.


اگر عالمان و حاکمان درست شوند جامعه اسلامی درست می شود:
امام حسین (ع) در روز عاشورا از بشریت خواست که اگر دین ندارید آزاده باشید. این همه تورّم و رانت خواری و چپاول و بی بند و باری ودروغگویی مسئولین و ربا و رشوه و شکافهای اقتصادی ، که موجب این همه فساد اخلاقی و سقوط‌ انسانی در جامعه است ، آیا در خور بردن نام حسین (ع) و عاشورا هست؟.

این حدیث معتبر از پیامبر اکرم (ص) رسیده است که فرمود:
«دو دسته از امت من هستند که اگر درست شوند جامعه اسلامی درست می شود، و اگر فاسد شوند جامعه اسلامی فاسد می شود. پرسیدند : ای پیامبر خدا! این دو صنف چه کسانی هستند؟ فرمود: عالمان و حاکمان .»

پيامبر صلي الله عليه و آله: 

صِنْفانِ مِنْ اُمَّتى اِذا صَلُحا، صَلُحَتْ اُمَّتى وَ اِذا فَسَدا، فَسَدَتْ اُمَّتى. قيلَ يا رَسولَ اللّه ِ! وَ مَنْ هُما؟ قالَ: اَ لْـفُقَهاءُ وَ الاُمَراءُ؛ [خصال، ص 37.] ( شیخ صدوق ).

دو گروه از امّت من، اگر صالح شوند، امّتم صالح مى شوند و اگر فاسد شوند، امّتم فاسد مى شوند. عرض شد: اى رسول خدا! آن دو گروه كدامند؟ فرمودند: عالمان و حاكمان.

نتیجه اینکه ابتدا مسئولین هر مملکتی باید صالح و پاک و عاقل و متقی باشند زیرا الناس علی دین ملوکهم. اگر مسئولین با اخلاق محمدی و سیره علوی بودند مردم به اعمال و اخلاق آنان نگاه میکنند و اگر منحرف شدند چه بسا برخی از مردم هم در اصناف مختلف منحرف میشوند.

    سوره آل عمران، آیه ۱۱۰. ↑

    حلی، السرائر، ج۲، ص۲۳؛ تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۴۴۳؛ شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ↑

    هج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: ۱۸۸ ↑

    الکافی؛ ج‏۵ ؛ ص۵۹ ↑

    توبه، 67 ↑

 

 

منبع: SHIA NEWS
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد