سایر زبان ها

شهروند خبرنگار

صفحه نخست

سرویس خانواده شیعه

سرویس شیعه شناسی

سرویس عکس

سرویس فیلم

صوت

سردبیر

صفحات داخلی

استراتژی روسیه در عرصه بین‌المللی چیست؟

اسرائیل بیش از آن که خواهان یک اتحاد باشد، درواقع می خواهد با روسیه به مشارکتی دست یابد که برای تنوع راهبردی به کارش آید.
کد خبر: ۱۲۵۲۲۸
۲۲:۵۰ - ۰۸ شهريور ۱۳۹۵
به گزارش نشیعه نیوز»،  هزاره سوم شروع روندی جدید در منطقه خاورمیانه با هدف خلع ید دیکتاتوری های موروثی، تحت لوای بیداری اسلامی؛ ارمغان دموکراسی برای ملت های عرب و انقلاب های عربی نیز مرحله ای تعیین کننده در روابط غرب و روسیه بود.
روس ها که در تحولات افغانستان و عراق مطابق میل غرب عمل کرده بودند و در موضوع لیبی و سرنگونی معمر قذافی از غرب و آمریکا رو دست خورده بودند و اگر چه منافع مهم و راهبردی خود را به ویژه در حوزه قراردادهای مهم نفتی و اقتصادی با لیبی از دست دادند، ولی به هوشیاری ارزشمندی دست یافتند. روس ها از آن زمان دریافتند که دوران مصالحه و توافق با آمریکا به سر رسیده است و اکنون که به وضعیت اقتصادی، سیاسی و امنیتی مطلوبی رسیده اند، با بهره گیری از افزایش قیمت انرژی و وابستگی شدید اروپا به نفت و گاز، به همکاری بی چون و چرا با غرب پایان بخشیده و در تحولات سوریه تمام قد در برابر آمریکا و قدرت های اروپایی قدرت نمایی کردند.
در موضوع سوریه مهمترین هدف غربی ها و نیروهای داعش؛ فروپاشی پایگاه مقاومت و تامین امنیت درازمدت رژیم صهیونیستی است و صد البته که روس ها در اتخاذ این موضع، بیش از پیش بر منافع راهبردی خود متمرکز بودند و حفظ قدرت و موجودیت حاکمان سوریه به ویژه بشار اسد برایشان چندان اهمیتی نداشت.
تزارها در روابط ایران و غرب نیز کج دار و مریز برخورد کرده و در مذاکرات ۱+۵ بیش از دیگران بر محور منافع اقتصادی و محدود کردن نقش راهبردی ایران در تامین انرژی اروپا حرکت کردند و موفق شدند تمامی طرح های انتقال انرژی ایران به اروپا را از دستور کار اجرایی اروپا خارج کنند.
روس ها در سال های اخیر صراحتا از رفتار و رویکرد غرب و ناتو به ویژه در مناطق پیرامونی خود در فشار بوده و این روند را تنگ تر شدن حلقه محاصره خود می دانند.
رئیس جمهور روسیه در تاریخ ۱۳۹۳٫۰۱٫۲۸در مصاحبه با خبر نگاران در مورد روابط روسیه با آمریکا به صراحت ناخرسندی خود را از روند موجود در روابط ابراز کرد و گفت: "وضعیت موجود روابط، نتیجه تحولات اخیر اوکراین نیست و آمریکایی ها از چند سال پیش، روابط را به این سمت سوق داده اند. آنها منافع روسیه را نادیده گرفته اند و صرفا به منافع راهبردی خود می اندیشند"  پوتین در ادامه، به اصل موضوع سرخوردگی کشورش اشاره و اظهارنظر بسیار مهمی کرد:" چطور آنها می توانند برای تامین منافع خود در هر جایی از جمله صربستان، عراق، افغانستان و لیبی اقدام کنند، ولی ما برای تامین منافع خود محدود باشیم." با این همه، پوتین باز هم آمادگی خود را برای احیا و تقویت روابط با آمریکا اعلام کرد و افزود که فعلا توپ در زمین آنها است.
مهمترین نگرانی روسیه به رویکرد تهاجمی ناتو در حوزه پیرامونی اش بر می گردد و در  چالش های ادامه دار مسکو نیز به تحرکات تدافعی خود ادامه می دهد، دولت و ارتش روسیه در اواخر سال 2013 میلادی استقرار 10 فروند موشک تاکتیکی اسکندر را در کالینگراد در مجاورت مرزهای لهستان اعلام و اجرایی کرد ؛  این برنامه بخشی از پروژه مقابله با سامانه های ضد موشکی امریکا در مرکز و جنوب اروپا است. روس ها معتقدند با ذوب شدن یخ های پرونده هسته ای ایران دیگر ضرورتی برای استقرار سامانه ضد موشکی وجود ندارد.
در همین راستا در حالی که امریکا 5 بمباردیر راهبردی خود از نوع بی 2 و بی 52 به انگلیس اعزام کرد، اقدامی که استون وارن، سخنگوی وزارت دفاع امریکا آن را بخشی از اقدامات و تعهدات کشورش نسبت به شرکای ناتو دانست. روسیه نیز تئوری موشک جواب موشک را دنبال کرد و بمباردیرهای راهبردی خود را به منطقه آلاسکا در نزدیکی  امریکا اعزام کرد و مانورهای نظامی ناتو در لیتوانی با 4700 نظامی و بیش از 800 ماشین جنگی برگزار و روس ها نیز مانور مشابهی در کالینگراد در ژوئیه جاری برگزار کردند.
در موضوعات اروپایی بیشترین مشکل ناتو و روسیه به بحران اوکراین، بحران های منجمد در مناطق شرق اروپا و آسیای میانه و تقویت تفکر احیای نئوتزاری روسیه به رهبری پوتین برمی گردد. روس ها نیز به شدت نگران تقویت حضور نیروهای ناتو در کشورهای شرق اروپا و همجوار خود هستند. در این رابطه ژنرال آناتولی آنتونف، معاون وزیر دفاع روسیه گسترش نیروی نظامی در مناطق همجوار غیرقابل قبول دانسته و استقرار سیستم های ضدموشکی در رومانی و بلغارستان را مخرب ارزیابی کرده است.
اوکراین از چنان اهمیتی برای شرق و غرب بر خوردار است که هیچ کدام از قدرت های خارجی حاضر به چشم پوشی از سیلوی غلات شرق اروپا و کانال ترانزیت انرژی نیستند و این کشورها ویژگی های خاصی دارند که همواره مورد توجه قدرت های بزرگ به ویژه روسیه بوده و فقط کافی است به جمله ای از لنین اشاره کنیم که در ابتدای قرن بیستم می گوید: "اوکراین برای روسیه نقش سر را دارد و سرزمین تزاری بدون اوکراین پیکری بی سر خواهد بود."
پس از تقویت و ثبات نقش روسیه در تحولات بین المللی به ویژه اوضاع چالشی خاورمیانه به ویژه سوریه، تل آویو رویکرد خاصی را به روابط با روسیه دنبال می کند. دو طرف در موضوعات مهمی اشتراک و منافع مشترک دارند و برای تقویت تعاملات خود از مولفه های قابل توجهی برخوردارند. اسرائیلی ها و روس ها می توانند از داشتن روابطی خوب بر مبنای مبادلات اقتصادی مستحکم خرسند باشندنزدیک . به یک میلیون شهروند اسرائیلی دارای اصلیت روسی یا سرزمین های اقماری اتحاد جماهیر شوروی سابق هستند و شمار زیادی از آنان به آنجا رفت و آمد دارند. رهبران دو طرف در یک سال گذشته چهار دور مذاکره و دیدار و چندین تماس تلفنی داشته اند و آخرین مورد تماس تلفنی در پنجم شهریور 1395 بود که در تاریخ تعاملات طرفین بی سابقه است. مهم این که در اواخر خرداد 1395 نخست وزیر رژیم صهیونیستی با سفر به مسکو از مذاکره با رییس جمهوری روسیه درباره همکاری در 25 سال آینده خبر داد. نتانیاهو تاکید کرد روسیه و اسرائیل همواره برای همکاری در زمینه های تکنولوژی، کشاورزی و مشکلات منطقه ای با یکدیگر مذاکره می کنند. وی در مسکو گفت: "این دیدار بسیار اهمیت داشت، چرا که 25 سال از آغاز روابط اسرائیل با روسیه می گذرد و در این دیدار ما در رابطه با همکاری در 25 سال آینده مذاکره کردیم."
یکی از دیگر محورهای همکاری طرفین توریسم است و سرزمین های اشغالی  بیش از پیش به صورت مقصد برگزیده گردشگران روسی درآمده که از لغو روادید بین دو کشور در سپتامبر سال ۲۰۰۸ بهره بردند. گردشگران روسی پس از امریکائیان دومین و مهم ترین بازدید کنندگان خارجی از اسراییل هستند و این امر موهبتی برای اقتصاد اسرائیل است به طوری که درسال ۲۰۱۲، بیش از ۳۲۰ هزار گردشگر روسی به اسرائیل رفتند که این شمار معادل ۱۳.۲ درصد از کل گردشگران خارجی بود.
همچنین مبادلات بازرگانی طرفین نیز روند رو به رشد را طی می کند. در حالی که درسال ۱۹۹۱ سقف مبادلات بازرگانی ۱۲ میلیون دلار بود، این رقم درسال ۲۰۱۳ به اوج ۳.۵ میلیارد دلاری رسیده که نسبت به سال ۲۰۱۲ رشدی ۲۰ درصدی داشته است. صادرات روسیه به اسرائیل درسال ۲۰۱۳ از مرز ۲ میلیارد دلار گذر کرده، در حالی که صادرات اسرائیل به روسیه همچنان درحال رشد بوده و تقریبا به ۱.۵ میلیارد دلار رسیده است.
یکی از حوزه های مهم همکاری طرفین بخش دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی است. مسکو و تل آویو نوعی همکاری نظامی- فنی سودبخش را درزمینه هواپیماهای بدون سرنشین گسترش داده اند؛ اسرائیل بیش از آن که خواهان یک اتحاد باشد، درواقع می خواهد با روسیه به مشارکتی دست یابد که برای تنوع راهبردی به کارش آید .تل آویو می کوشد تا انعطاف کم سیاست امریکا در منطقه را جبران کند و انزوای نسبی دیپلوماتیک خود را بشکندا .صرار واشنگتن برای از سرگیری روند مذاکرات صلح، توافق بر سر مساله هسته ای ایران که در نوامبر ۲۰۱۳ انجام شد و پشتیبانی واشنگتن از اسلام گرایان درمصر و سوریه، موارد مختلف عدم توافق است.
همچنین تل آویو تلاش مضاعفی را برای جلوگیری از فروش تسلیحات روسی به مثلث ایران، سوریه و حزب اله دنبال می کند. البته لابی رژیم اسراییل با روسیه در مورد خودداری مسکو از فروش سیستم دفاع هوایی به تهران بی نتیجه بوده و تل آویو تا کنون باب میل تل آویو عمل نکرده است. به گفته مقامات صهیونیستی، موافقت تل آویو با فروش هواپیماهای بدون سرنشین به ارزش 50 میلیون دلار به روسیه به منظور متقاعد کردن روسیه برای خودداری از مبادلات نظامی و فروش سیستم موشکی اس-300 به ایران انجام گرفت. در همین رابطه یکی از مقامات بلند پایه بازنشسته رژیم صهیونیستی گفته است به رغم مذاکرات امنیتی دوجانبه با روسیه و ابراز نارضایتی تل آویو از انتقال این سیستم موشکی به ایران، روسیه وعده ای را در این باره به ما نداد. تنها چیزی که ما اکنون در دست داریم پیام های مبهم در این مورد است و همین مساله نگرانی هایی را برای ما به وجود آورده است.
موضع مهمتر این که در تیر ماه گذشته هیئت عالی رتبه اطلاعاتی و جاسوسی اسراییل به ریاست رییس موساد به مسکو رفت جایی که محور مهم مذاکرات طرفین سوریه و حزب الله بود.
در عین حال تل آویو تلاش دارد تا از طریق مسکو بتواند تاثیرگذاری بیشتری بر توافق هسته ای ایران و غرب داشته باشد؛ بر کسی پوشیده نیست که تکاپوی صهیونیست ها بعد از رایزنی های مکرر تهران و مسکو و حتی تعاملات سه جانبه ایران، سوریه و روسیه جدی تر شده است، مگر امکان دارد که تل آویو نگران اجلاس سه جانبه وزرای دفاع سه کشور در تهران نباشد.
از دیگر محورهای مذاکرات سری و پیچیده طرفین مربوط به نحوه تعاملات مثلث مسکو، تل آویو و آنکارا است که نتیجه مهم آن نامه سلطان اردوغان به پوتین، تماس تلفنی پوتین با رییس جمهور ترکیه و لغو تحریم های توریستی این کشور توسط روسیه بوده است و بر همین اساس در رایزنی وزرای خارجه دو کشور طرفین برای دیدار سران در حاشیه اجلاس سران گروه بیست توافق کردند.
در همین راستا از توافق آنکارا و تل آویو برای عادی سازی روابط و به نوعی کوتاه آمدن اردوغان از پیش شرط های قبلی نیز می توان به عنوان  تحول مهمی دیگر در بده بستان های طرفین سه ضلع مثلث یاد کرد که برگ برنده و موفقیت مهمی برای صهیونیست ها محسوب می شود.
در واقع با نزدیک شدن برای مراحل نهایی نبردها و مذاکرات صلح در سوریه این گونه تحرکات و توافقات بیش از پیش به نحو منافع ملی تل آویو و در مقابله با محوریت مقاومت است.
صهیونیست ها که چند سالی است به دلیل گرفتار شدن نیروی اصلی مقاومت و حزب الله در سوریه به راحتی اهداف جاه طلبانه خود را دنبال کرده اند چندان تمایل ندارند تا محور مقاومت بتواند میوه و نتیجه فداکار های خود در مقابله با نیروی تکفیری و افراطی داعش و معارضان سوری پشتیبانی شده از غرب و برخی کشورهای عربی و ترکیه را بچیند.
در مجموع با نگاهی گذرا به نقش آفرینی مسکو در تحولات منطقه ای و بین المللی باید اذعان کرد که رئیس جمهوری روسیه پس از سال ها حضور در ساختار اصلی قدرت در کشورش و تقویت مولفه های اصلی قدرت در کشورش، تغییرات مهمی را در سیاست خارجی طراحی کرد که هدف اصلی آن احیای هویت و بازتعریف نقش مسکو در صحنه بین المللی است. این کشور پس از سال ها تحقیر و تهدید در صفحه شطرنج تعاملات بین المللی به ویژه در کوزوو، افغانستان، عراق، لیبی و غیره اکنون در سایه واقعیت های جدید ژئوپلیتیک و عدم موفقیت روشن امریکا در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه و با بهره گیری از دو شمشیر برنده و ابزار کلیدی انرژی و بحران های منطقه ای نهفته و فریز شده تغییرات بنیادین در سیاست خارجی ایجاد کرده است. هدف اصلی پوتین در این تغییرات ایجاد قدرتی یوروآسیایی بزرگ با مرکزیت روسیه است که برای آن نیز چهار  طرح ویژه پان اروپایی با ائتلاف آلمان، پان خاورمیانه ای با مشارکت ایران، پان آسیایی با حمایت چین و ژاپن و مشارکت ویژه با رژیم صهیونیستی تدوین و در حال اجرای آنان است. همزمان نیز کشورهای غربی راهبرد محاصره روسیه و توسعه ناتو و اتحادیه اروپا به شرق را ادامه می دهند. سیاست خارجی روسیه در دو دهه اخیر به ترتیب الویتی بر محورهای ذیل متمرکز بوده است:
 الف: امریکا و اتحادیه اروپا با هدف نوسازی اقتصادی و جذب سرمایه خارجی و به دست گرفتن انحصار بازار تامین انرژی اروپا و راهیابی شرکت های مهم روسی به عرصه های اقتصادی و پولی غرب اروپا.
ب: آسیای شرقی و خاور دور با محوریت چین و ژاپن برای فروش انرژی و جذب فناوری و سرمایه.
ج: خاورنزدیک با تمرکز بر جمهوری های شوروی سابق و طرح اتحادیه شرقی برای مواجهه با اتحادیه اروپا در بعد اقتصادی و پیمان آتلانتیک شمالی در بعد امنیتی و دفاعی و به نوعی احیای نفوذ سنتی روسیه در منطقه.
د: تلاش برای طراحی و ایفای نقشی برجسته در تحولات خاورمیانه و تعامل نزدیک با تل آویو و دیگر طرف های ذینفع.
خلاصه این که تحرکات و روندهای جدید در منطقه خاورمیانه و نوع تعامل روسیه با آن شکل ویژه و خاصی توامان با نوعی ابهام و پیچیدگی به خود گرفته است و با توجه به ارتباط مستقیم این تحولات با منافع ملی و امنیت کشورمان و کیان محور مقاومت و نوع تعامل روسیه با جمهوری اسلامی ایران جا دارد دستگاه دیپلماسی با دقت و نکته سنجی بیشتری رصد این روندها را ادامه داده تا تصمیمات مقتضی در حداقل زمان ممکن اتخاذ و اجرایی شود.
ارسال نظرات
نظرات حاوی عبارات توهین آمیز منتشر نخواهد شد
نام:
ایمیل:
* نظر: