شیعه نیوز | بسیاری از کشورهای منطقه از جنگ ایران و آمریکا و تشدید تنشهای موجود، متحمل هزینههای سنگین شدهاند، اما پاکستان مسیری متفاوت را در پیش گرفته است. اسلامآباد با ترکیب دیپلماسی، همکاریهای دفاعی و صادرات خدمات امنیتی، تلاش کرده بحران خاورمیانه را به فرصتی برای افزایش نفوذ سیاسی و کسب منافع اقتصادی تبدیل کند.
به گزارش «شیعه نیوز»، در معادلات پیچیده ژئوپلیتیک خاورمیانه و خلیج فارس، معمولاً نبردها و تنشهای منطقهای با تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی و امنیتی همراه است. اما در جریان تحولات و مناقشات اخیر منطقه، یک بازیگر با هوشمندی خاصی توانسته معادلات را به نفع خود تغییر دهد؛ حرف از پاکستان است؛ کشوری که با ترکیبی از دیپلماسی فعال، میانجیگری هوشمندانه و تکیه بر قدرتمندترین ارتش منطقهای خود، نه تنها اجازه نداده آسیبهای ناشی از تنش به بدنه اقتصادیاش اصابت کند، بلکه تنش و ناامنی در خلیج فارس را به یک «کالای استراتژیک» و منبع «تولید ثروت و اعتبار» تبدیل کرده است.
اسلامآباد در نقش فروشنده امنیت خلیج فارس
کشورهای ثروتمند و کمجمعیت حاشیه خلیج فارس همواره با یک چالش بنیادین روبهرو بودهاند؛ دارا بودن ثروتهای عظیم نفتی و پیشرفتهترین سامانههای پدافندی خریدهشده از غرب، اما فقدان نیروی انسانی پیاده، تجربه عملیاتی جنگی و ارتشهای رزمی کارآمد. تحولات پرتنش اخیر و خطرات ناشی از سرریز درگیریها، بار دیگر نشان داد که خریدهای میلیارد دلاری تجهیزات به تنهایی قادر به تامین امنیت پایدار نیستند.
در همین راستا، اسلامآباد دقیقاً روی همین «شکاف میان ثروت و قدرت نظامی» دست گذاشته است. به گزارش اندیشکده بینالمللی گلف اینترنشنال فوروم، پاکستان از دهه ۱۹۷۰ سابقه اعزام نیرو و آموزش نظامیان عربی را داشته، اما امروزه این رابطه از یک همکاری سنتی به یک «رابطه بازاری کاملاً روشن» ارتقاء یافته است. امضای پیمانهای دفاعی متقابل مانند پیمان استراتژیک با عربستان و نهاییسازی سازوکارهای امنیتی مشابه با کشورهایی نظیر کویت و بحرین، نشان از تغییر نقش اسلامآباد دارد؛ پاکستان دیگر یک متحد نیازمند کمک مالی نیست، بلکه به «تامینکننده و فروشنده امنیت» تبدیل شده است.
ارتش پاکستان؛ از میدان نبرد تا بازار صادرات نظامی
یکی از بزرگترین مزیتهای رقابتی ارتش پاکستان در این بازار امنیتی، بومیسازی تجهیزات مدرن و وجود تجربه عملیاتی سنگین است. برخلاف بسیاری از کشورهای خاورمیانه که صرفاً خریدار تسلیحات غربی هستند، پاکستان نهتنها صاحب تنها ارتش دارای سلاح هستهای در جهان اسلام است، بلکه با ساخت مشترک جنگندههای پیشرفته (نظیر JF-۱۷)، پهپادهای رزمی و سامانههای جنگ الکترونیک، توانسته فناوری دفاعی خود را نیز تجاریسازی کند.
تحلیلگران آموزههای نظامی در اندیشکده بلفر و نشریه ژورنال امور بینالملل جورجتاون اشاره میکنند که کشورهای عربی به این نتیجه رسیدهاند که تسلیحات فوقپیشرفته غربی بدون نیروی آموزشدیده و تجربه صحنه نبرد کارایی محدودی دارد. از این رو، پاکستان خدمات اطلاعاتی، بازدارندگی عملیاتی، آموزش نیروها و اعزام دهها هزار سرباز رزمی را در قبال دریافت کمکهای مستقیم مالی، سرمایهگذاریهای کلان و تامین ارزان انرژی به کشورهای عربی عرضه میدارد؛ مبادلهای که عملاً جنگ را برای اسلامآباد به سودآورترین صنعت صادراتی مبدل کرده است.
دیپلماسی میانجیگری؛ کسب اعتبار بینالمللی و برندسازی سیاسی
اما بخش دیگر استراتژی هوشمندانه اسلامآباد، دست زدن به بازی میانجیگری میان تهران و طرفهای منطقهای و غربی است. گزارشهای اختصاصی خبرگزاری رویترز و تحلیلهای پژوهشکده ریاض نشان میدهند که پاکستان با برپایی نشستهای دیپلماتیک در اسلامآباد و برقراری کانالهای پشتپره، شانس جدیدی به دیپلماسی داد تا از گسترش یک جنگ تمامعیار منطقهای جلوگیری کند.
این اقدام، پرستیژ دیپلماتیک اسلامآباد را در سطح جهان به شدت ارتقاء بخشید. رسانهها و ناظران بینالمللی اکنون از پاکستان به عنوان کشوری یاد میکنند که «زبان دیپلماسی را میفهمد» و توانایی صحبت همزمان با واشنگتن، تهران و ریاض را دارد. این جایگاه میانجیگرانه باعث شده تا تهران برای انتقال پیامها و مهار بحران به اسلامآباد نیاز داشته باشد و از سوی دیگر، کشورهای عربی نیز پاکستان را یک چتر حفاظتی و سیاسی معتبر ببینند.
چتر امنیتی و ابهام استراتژیک؛ موازنه هوشمندانه در برابر ایران
یکی از ریزهکاریهای مهم در رفتار امنیتی پاکستان، حفظ «ابهام استراتژیک» در خاورمیانه است. مقامهای اسلامآباد با دادن وعدههای امنیتی و ایجاد بازدارندگی، بدون ورود مستقیم به جنگ با ایران، توانستهاند قدرتمندترین ابزار چانیزنی را برای خود بسازند.
طبق تحلیلهای منتشرشده در روزنامه دان پاکستان و اندیشکدههای غربی، اسلامآباد به تهران این پیام را منتقل کرده که تمایلی به درگیری مستقیم ندارد، اما به پیمانهای دفاعی خود با کشورهای عربی متعهد است. این موضعگیری باعث شد تا ایران نیز در محاسبات خود ملاحظات پاکستان را مدنظر قرار دهد. بدین ترتیب، پاکستان بدون آنکه حتی یک تیر به سمت ایران شلیک کند، اعتبار هستهای و نظامی خود را به بیمه استراتژیک کشورهای عربی تبدیل کرد و هزینهاش را پیشپیش به دلار و نفت دریافت کرد.
سود بزرگ، ریسک بزرگ؛ بازی پرهزینه اسلامآباد
با این همه، تبدیل «جنگ و امنیت» به یک کالای تجاری خالی از ریسکهای سهمگین برای اسلامآباد نیست. تحلیلگران تحولات منطقهای هشدار میدهند که اگر آتشبسها یا میانجیگریها شکست بخورد و یک جنگ مستقیم و کشدار شکل بگیرد، پاکستان روی تیغ دو لبه حرکت خواهد کرد.
نخستین چالش، وجود مرز ۹۰۰ کیلومتری مشترک میان ایران و پاکستان در منطقه بلوچستان است که پاشنه آشیل اسلامآباد محسوب میشود، چرا که هرگونه ورود مستقیم پاکستان به پیمانهای ضدایرانی میتواند امنیت مرزی، تبادلات اقتصادی و سوخت و همچنین همکاریهای مشترک ضد اشرار در بلوچستان را نابود کرده و بحرانهای قومی و امنیتی داخلی پاکستان را شعلهور سازد.
از سوی دیگر، حضور میلیونها اتباع پاکستانی در کشورهای حاشیه خلیج فارس که حوالههای ارزی آنها شریان حیاتی اقتصاد شکننده پاکستان را تامین میکند، این کشور را به شدت در برابر ناامنیهای گسترده منطقهای و خطر بیکاری یا بازگشت این نیروها آسیبپذیر میسازد.
در نهایت، تداوم این بازی نیازمند حفظ یک توازن فوقالعاده شکننده میان تهران و ریاض است؛ چرا که اگر پایتختهای عربی از پاکستان انتظار تقابل عملی با تهران را داشته باشند، اسلامآباد مجبور خواهد شد میان منافع مالی عربی و امنیت ملی در مرزهای غربی خود دست به انتخابی دشوار و پرهزینه بزند.
مدل پاکستانی؛ تجارت با امنیت در عصر بحران
بررسی رفتار اخیر پاکستان نشان میدهد که در جهان امروز، قدرت نظامی صرفاً ابزاری برای دفاع از مرزها نیست، بلکه میتواند به یک «کالای صادراتی»، «اهرم بازاریابی امنیتی» و «منبع کسب مشروعیت بینالمللی» تبدیل شود. اسلامآباد نشان داد که حتی بدون داشتن یک اقتصاد تولیدی پیشرفته صنعتی، میتوان با تکیه بر سازمانیافتگی ارتش، بومیسازی تکنولوژیهای دفاعی و بازیگری هوشمندانه در میانه جنگها، منفعت اقتصادی و جایگاه دیپلماتیک بالایی کسب کرد؛ بازی پیچیدهای که البته لغزش در آن، هزینههای بسیار سنگینی را به همراه خواهد داشت.
انتهای پیام | https://www.shia-news.com/
منبع: اقتصاد۲۴